آموزش عملي
Hohner harmonicas - سازدهنی هونر
Suzuki harmonicas - سازدهنی سوزوکی
Hering harmonicas - سازدهنی هرینگ
Lee Oskar harmonicas - سازدهنی لی اسکار
گام نخست در نواختن سازدهنی
گام نخست در نواختن سازدهنی


قبل از اين كه يك نت را به صدا در آوريد، بياييد بررسي كنيم يك سازدهني چگونه كار مي‌كند. شما مي‌بينيد كه اين ساز 10 سوراخ دارد كه از شماره‌ي 1 تا شماره‌ي 10 نامگذاري شده‌اند. هركدام از اين سوراخها مي‌توانند دو نت متفاوت را ايجاد نمايند: يكي به وسيله دميدن (ورود هوا به سازدهني) و يكي با كشيدن (خروج هوا از سازدهني)؛ بنابراين، تنها با 10 سوراخ مـي‌توانيد 20 نت را در بازه‌ي سه اكتاو (Octave) پوشش دهيد.

بياييد در ابتدا به اكتاو پاييني نگاهي بياندازيم. سازدهني را در دست چپ، ميان شصت و انگشت اشاره به سمتي كه شماره‌ها رو به بالا باشند قرار دهيد.

حالا، كمي دهان را باز نموده؛ دهان و فك كاملاّ ريلكس، لبها مرطوب، سوراخهاي 1، 2 و 3 را پوشش داده، و به آرامي بدميد. هرموقع ما گفتيم در هارپ بدميد، بايد بدانيد اين كار كمي قوي‌تر از دميدن معمولي ا‌ست. هنگامي كه تنفّس مي‌كنيد، هوا از درون قفسه‌ي سينه‌ي شما، يعني از ديافراگم بيرون مي‌آيد. تأمّل كنيد كه قبل از به خواب فـرورفتن، چگونه نفس مي‌كشيد، اين تنفّس از ديافراگم است. ما بعداً راجع به كنترل نفس بيشتر از اينها صحبت خواهيم كرد؛ چون اين امر در نواختن سازدهني تأثير به‌سزايي دارد.

تمام اين نكات را هنگامي كه سوراخهاي 1، 2 و 3 را مي‌كشيد، نيز در ذهن داشته باشيد. در ابتدا، شما براي صحيح قرار دادن لبها روي سوراخهاي مورد نظر، نياز به تمركز زيادي داريد. اجازه دهيد لبها در حالت طبيعي روي سوراخها قرار گيرند. هرگاه ليزي ساز در دهان شما همانند ليزي يك ماهي قزل‌آلا شد، قرار گيري ساز در دهانتان صحيح مي‌باشد. اگر صداي نتها كمي ريش‌ريش و غيرطبيعي بود، احتمالاً دليل‌اش اين است كه لبهاي شما به طور مناسب درزگيري ننموده و مقداري هوا از بالا يا پايين لبانتان خارج مي‌شود. آن قدر با هارپ تمرين كنيد تا درزگيري مناسب بدون احساس ناراحتي در قرارگيري لبها در دور سوراخها را فرا گيريد؛ احساس ناراحتي در قرارگيري لبها تنها باعث اشتباهات بعدي خواهد شد.

frank floyd


هنگامي كه در سوراخهاي 1، 2 و 3؛ دم يا بازدم مي‌كنيد، زبانتان را در پايين دهان قرار دهيد. شما متوجّه خواهيد شد حركت دادن زبان به اطراف، باعث تغيير صداي نت مي‌شود. ما تأثير حركات زبان را در حين نواختن بعداً موقعي كه راجع به تأثير زبان، انحراف نتها و ساير افكتهاي ويژه صحبت مي‌كنيم، خواهيم گفت. امّا ما اكنون فقط يك صداي خالص و ثابت مي‌خواهيم. براي تحقّق اين امر، تصوّر كنيد كاري كه از آن متنفّريد را به شما محول كرده‌اند و شما با ناراحتي مي‌گوييد:«اَه!» (!ah)

دو آكورد اصلی در سازدهنی
دو آكورد اصلی در سازدهنی


در اين قسمت ما مي‌خواهيم دو آكورد را معرّفي نماييم. مهمّ نيست هارپ با چه كليدي در دست داريد؛ اين آكوردها، درجه‌يI (دميدن) وV (كشيدن) مي‌باشند. اگر كليد هارپ شما C است، آكورد درجه‌يI ؛C و آكورد درجه‌يV ،G خواهد بود. اين آكوردها دو تا از مهمترين آكوردهاي مورد استفاده در هر آهنگي مي‌باشند. كه در خيلي از آهنگها تنها اين دو آكورد به كار گرفته مي‌شوند. در اين مثال، هنگامي كه مي‌خواهيد با آكوردهاي درجه‌ي I و V آهنگ Frere Jacques را آكوردنوازي نماييد، آهنگ آن را در ذهن تجسّم كرده يا بهتر است يك نفر آن را با آواز برايتان بخواند و با آن همنوازي كنيد. شماره‌هاي 123 نشان دهنده‌ي دميدن در سوراخ؛ و شماره‌هاي 123 نشان دهنده‌ي كشيدن هوا از سوراخ مي‌باشند.


آهنگ Frere Jacques





ملودي اين آهنگ را از طريق لينک زير دريافت نماييد:

شايد آهنگ خيلي زيبايي نباشد، امّا اين فقط يك شروع است.

تأثير زبان

بياييد قبل از آوردن آهنگهاي بيشتر با آكوردهاي درجه‌ي I وV كمي راجع به تأثير زبان صحبت كنيم. با استفاده از زبان همانند زمزمه كردن كلمه‌ي too در هارپ بدميد، شما با اين كـار يك نـت ساده اجرا كـرده‌ايـد. نوك زبانتان را روي سقـف دهــان، درسـت در درپشت دنـدانهاي جـلو قرار دهيـد؛ زبان را به عقـب يعني به كف دهانتان پرتاب كرده و هـمـزمان در سـوراخـهاي 123 بـدمـيـد. روش سـاده‌تـر اين اسـت كـه با گلـو بگـوييد: «اه؟» (eh?).

حركت زبان اغلب در هنگام اجراي آكوردها يك جور است. حالا اين موارد را بـراي آكـورد درجــه‌يV (كشيـدن) امتحان كنيـد. آكورد نوازي آهنگ Frere Jacques را تكرار كنيد و اين بار هر بخش را با حركت زبان همانگونه كه در بالا گفته شد، جدا نماييد:

Frere Jacques + too




در انتها به اين آهنگ از وودي گوتريه که در آن بيشتر از آکوردها استفاده مي کند، گوش مي دهيم:

راهنمای عملی خرید و آموزش سازدهنی (برای نوازندگان مبتدی)
BuyingHarmonica

افراد زیادی هستند که به تازگی با صدای دلنشین سازدهنی آشنا شده و به آن علاقه مند شده اند و به همین خاطر تصمیم گرفته اند تا نواختن سازدهنی را شخصا تجربه نمایند اما درست نمی دانند که از کجا باید شروع کنند . معمولا این گروه از علاقه مندان سازدهنی با پرسش هایی از این دست روبرو هستند : چه نوع سازدهنی بخریم؟ چه مارک یا مدلی تهیه کنیم؟ آموزش سازدهنی را از کجا شروع کنیم؟ با چه کتاب یا متد آموزشی جلو برویم؟ به شکل خودآموز تمرین کنیم یا به سراغ یک مدرس موسیقی برویم؟ در این مقاله می کوشیم تا پاسخی مناسب برای این گونه سوالات ارائه نماییم .

انتخاب و خرید سازدهنی

برای انتخاب یک سازدهنی مناسب ، در قدم اول لازم است "نوع" سازدهنی مشخص شود و در مرحله بعد مارک و "مدل" مناسبی از آن نوع سازدهنی را انتخاب کرد .

در مورد انواع مختلف سازدهنی قبلا در مقاله سازدهنی : ساختمان ، صدادهی و طبقه بندی با تفصیل بیشتری صحبت کرده ایم . اگر از قبل با انواع مختلف سازدهنی آشنایی دارید می توانید از خواندن مطالب زیر صرف نظر کرده و مستقیما به تیتر بعدی این مقاله (با عنوان : چه نوع سازدهنی مناسب است ؟) مراجعه نمایید .

اما برای افرادی که می خواهند نواختن سازدهنی را برای نخستین بار تجربه نمایند ، می توان به طور خلاصه گفت که سه نوع اصلی سازدهنی عبارتند از : ترمولو (Tremolo) ، دیاتونیک (Diatonic) و کروماتیک (Chromatic) . در بازار ایران هم همین سه نوع اصلی وجود دارند که برای آشنایی بیشتر با آنها در مورد هر کدام قدری توضیح می دهیم :

1- سازدهنی ترمولو (Tremolo Harmonica) را اکثرا در اسباب بازی فروشی ها دیده اید و احتمالا یکی دوبار هم در زمان کودکی آن را به عنوان هدیه از طرف اعضای خانواده یا دوست و آشنا دریافت کرده اید ! بارز ترین ویژگی ظاهری این نوع سازدهنی سوراخ های دو ردیفه آن است . این نوع سازدهنی بر اساس گام دیاتونیک (Diatonic Scale) کوک می شود و فقط نت های گام دیاتونیک در آن وجود دارد (به همین خاطر برخی افراد کم اطلاع ، این نوع سازدهنی را سازدهنی دیاتونیک می نامند ! ) . مثلا اگر گام یک سازدهنی گام دو ماژور (C Major) باشد ، با آن سازدهنی فقط می توانید نت های همین گام (یا گام لا مینور (A Minor) که مینور نسبی این گام ماژور محسوب می شود) را بنوازید .

در سازدهنی ترمولو هر سوراخ سازدهنی تنها با عمل دمیدن هوا (Blow) یا مکش هوا (Draw) صدا تولید می کند و اگر نوازنده هر جفت سوراخی را که بر روی هم قرار دارند (یک سوراخ از ردیف بالا و یک سوراخ از ردیف پایین) به صورت همزمان بنوازد (که معمولا به همین شیوه نواخته می شود) ، ارتعاش همزمان زبانه ها (Reeds) یا تیغه های فلزی این دو سوراخ (که با اختلاف اندکی نسبت به یکدیگر کوک شده اند) صدای دوگانه و لرزانی تولید می کند که با عنوان Tremolo Effect از آن یاد می شود . در واقع به همین خاطر است که این نوع سازدهنی را سازدهنی ترمولو می نامند !

تقریبا تمام سازدهنی های ترمولویی که در بازار ایران به فروش می رسند در گام دو ماژور (C Major) هستند . بنابراین در نظر داشته باشید که اگر این نوع سازدهنی را بخرید تنها می توانید نت های متعلق به گام دو ماژور (یا گام مینور نسبی آن : گام لا مینور) را با آن اجرا نمایید و اگر بخواهید آهنگی را در گام دیگری (مثلا گام می ماژور) با آن بنوازید لازم است که گام آن را به گام دو ماژور تغییر دهید و اصطلاحا آن را به گام دو ماژور "انتقال" (Transposition) دهید . از این نوع سازدهنی بیشتر در مناطق شرق آسیا (کشورهایی مانند چین ، کره ، ژاپن ، ...) و برخی کشورهای اروپایی نظیر ایرلند و اسکاتلند استفاده می شود . جالب است بدانید که نوازندگان حرفه ای سازدهنی ترمولو به خاطر محدودیت این نوع سازدهنی در نواختن نت های مختلف ، برخی اوقات در حین اجرای یک آهنگ از دو یا سه سازدهنی ترمولو در گام های مختلف استفاده می کنند .

=> اطلاعات بیشتر در مورد سازدهنی ترمولو: سازدهنی ترمولو (Tremolo Harmonica)

2- سازدهنی دیاتونیک (Diatonic Harmonica) قدیمی ترین نوع سازدهنی و در حقیقت اولین نوعی از سازدهنی بود که ساخته شد (سازدهنی های کروماتیک ، ترمولو و سایر انواع سازدهنی چندین دهه بعد ساخته شدند) . سازدهنی دیاتونیک هم مثل سازدهنی ترمولو بر پایه گام دیاتونیک کوک می شود ولی بر خلاف سازدهنی ترمولو ، سوراخ هایش حالت دو ردیفه ندارد و هر سوراخ سازدهنی هم با عمل دمش (Blow) و هم با مکش (Draw) به صدا در می آید .

رایج ترین نوع این سازدهنی در حال حاضر مدل ده سوراخه ای است که بر اساس الگوی ریشتر (Richter) و با استفاده از نت های گام دیاتونیک ماژور کوک می شود . به این نوع سازدهنی ، سازدهنی دیاتونیک "استاندارد" (Standard Diatonic Harmonica) نیز گفته می شود یعنی سازدهنی دیاتونیک 10 سوراخه با کوک ریشتر (Richter Tuning) و با گام ماژور . هرچند امروزه شرکت هایی مانند Hohner و Lee Oskar مدل های دیگری از سازدهنی دیاتونیک را نیز با کوک های مختلف عرضه می نمایند - مانند کوک کانتری (Country Tuning) و انواع مختلف کوک های مینور (Minor Tunings) - اما کوک ریشتر کماکان رایج ترین کوک سازدهنی دیاتونیک محسوب می شود .

در یک سازدهنی دیاتونیک استاندارد هم مانند سازدهنی ترمولو فقط نت های گام دیاتونیک وجود دارد و در ضمن نت های این گام فقط در اکتاو میانی سازدهنی به شکل کامل وجود دارند . در حقیقت در این نوع سازدهنی درجات چهارم و ششم از اکتاو پایینی و درجه هفتم از اکتاو بالایی سازدهنی حذف شده اند که به این نت ها اصطلاحا "نت های جا افتاده" (Missing Notes) گفته می شود . این در حالی است که در یک سازدهنی ترمولوی 24 سوراخه نت های گام دیاتونیک در هر سه اکتاو سازدهنی به شکل کامل وجود دارند .
(برای توضیح بیشتر در این مورد می توانید به مقاله سازدهنی دیاتونیک : ساختمان – قسمت اول و قسمت دوم مراجعه نمایید . )

اما به لطف وجود تکنیک بندینگ (Bending) ، نوازنده می تواند برخی از فواصل نیم پرده را نیز که در حالت عادی جزو نت های سازدهنی دیاتونیک نیستند اجرا نماید و در واقع استفاده از این تکنیک برای نواختن سازدهنی دیاتونیک امری بسیار متداول می باشد . همچنین اگر نوازنده ای بر تکنیک Overbending هم تسلط پیدا کند ، می تواند سایر فواصل کروماتیک را با این نوع سازدهنی اجرا نماید و در واقع نت های گام کروماتیک (Chromatic Scale) را بر روی سازدهنی دیاتونیک بنوازد . البته این تکنیک از تکنیک های پیشرفته نوازندگی محسوب می شود که تسلط یافتن بر آن قدری دشوار است .

به شکل ساده تر و خودمانی تر بگوییم : با کمک گرفتن از دو تکنیک فوق ، نوازنده می تواند فواصل نیم پرده ای را هم با سازدهنی دیاتونیک اجرا نماید . از این جهت سازدهنی دیاتونیک بر سازدهنی ترمولو برتری دارد چرا که در سازدهنی ترمولو از تکنیک Bending به شکلی بسیار محدودتر و کم اثر تر استفاده می شود و از تکنیک Overbending هم تا جایی که نگارنده این مطلب اطلاع دارد استفاده نمی شود .

اغلب سازدهنی های دیاتونیکی که در بازار ایران به فروش می رسند از نوع استاندارد و در گام دو ماژور (C Major) هستند . سازدهنی دیاتونیک بیشتر در سبک های بلوز (Blues) ، راک (Rock) و کانتری (Country) استفاده می شود . به خاطر استفاده گسترده از این نوع سازدهنی در موسیقی بلوز ، به آن سازدهنی بلوز (Blues Harp) نیز گفته می شود .

=> اطلاعات بیشتر در مورد سازدهنی دیاتونیک: سازدهنی دیاتونیک : ساختمان ( قسمت اول قسمت دوم )

3- سازدهنی کروماتیک (Chromatic Harmonica) که نخستین بار در سال 1918 به تولید رسید گران ترین و کامل ترین نوع سازدهنی است . منظور از "کامل ترین" که می گوییم ، کامل تر بودن از نظر تعداد نت هایش است و لزوما به معنی گسترده تر بودن قابلیت های اجرایی آن در مقایسه با سایر انواع سازدهنی نیست (اصولا در هر نوع سازدهنی قابلیت های اجرایی خاصی وجود دارد که ممکن است در انواع دیگر سازدهنی وجود نداشته باشد) .

در این نوع سازدهنی هم مانند سازدهنی دیاتونیک یک ردیف سوراخ وجود دارد و هر سوراخ سازدهنی هم با دمش (Blow) و هم با مکش (Draw) به صدا در می آید . اما مهمترین ویژگی سازدهنی کروماتیک وجود اسلاید (Slide) است : تیغه ای فلزی و دراز (تقریبا برابر با طول بدنه سازدهنی) که در پشت قطعه دهنی (Mouthpiece) سازدهنی قرار می گیرد . یک انتهای این تیغه فلزی که حالت گرد و برجسته دارد شستی (Button) نامیده می شود که معمولا در سمت راست سازدهنی (سمت نزدیک به اکتاو بالاتر) قرار دارد. وقتی نوازنده انگشتش را بر روی این شستی قرار دهد و آن را به سمت مخالف فشار دهد ، نت حاصل از تمام سوراخ های سازدهنی نیم پرده بالا تر می روند (مثلا نت C به نت #C و نت D به نت #D تبدیل می شود) . به این ترتیب نوازنده قادر است تمامی فواصل نیم پرده ای مورد نظرش را بدون نیاز به دانستن تکنیک خاصی مانند بندینگ (Bending) و صرفا با فشار دادن شستی سازدهنی به طرف داخل اجرا نماید .

تقریبا تمام سازدهنی های کروماتیکی که در داخل ایران به فروش می رسند در گام دو ماژور (C Major) هستند اما همان طور که گفتیم به خاطر داشتن اسلاید (Slide) با این نوع سازدهنی می توان تمامی فواصل نیم پرده ای را به راحتی اجرا نمود . از سازدهنی کروماتیک بیشتر در سبک های پاپ ، کلاسیک و جز (Jazz) استفاده می شود .

=> اطلاعات بیشتر در مورد سازدهنی کروماتیک: سازدهنی کروماتیک : ویندسیور ها (Windsavers)

چه نوع سازدهنی مناسب است ؟

همان طور که گفته شد ، اولین مرحله در انتخاب و خرید یک سازدهنی مناسب تعیین "نوع" آن است . مهمترین عامل تعیین کننده در این مرحله ، در نظر داشتن سبکی از موسیقی است که قصد دارید با سازدهنی به اجرای آهنگ های آن بپردازید چون هر یک از انواع سازدهنی با توجه به قابلیت ها و امکانات اجرایی خاصی که در اختیار نوازنده قرار می دهد ، در سبک های خاصی از موسیقی کاربرد بیشتری یافته است .

به عنوان مثال اغلب آهنگ های سبک بلوز (Blues) با سازدهنی دیاتونیک اجرا می شوند و گاهی هم ازسازدهنی کروماتیک در این سبک استفاده می شود (که تقریبا منحصر به آهنگ های اجرا شده در پوزیشن سوم می باشد) ولی سازدهنی ترمولو در این سبک هیچ کاربردی ندارد . یا مثلا در موسیقی کلاسیک (Classical Music) منحصرا از سازدهنی کروماتیک استفاده می شود و فقط گاهی نوازنده ای مانند Howard Levy که تسلط کاملی بر تکنیک پیشرفته Overbending دارد ، سازدهنی دیاتونیک را هم برای اجرای این نوع موسیقی به کار می گیرد .

اما این گونه موارد استثنا را که کنار بگذاریم ، می توانیم انواع خاصی از سازدهنی را به عنوان "انتخاب اول" برای شروع نوازندگی در هر سبک پیشنهاد دهیم :

- سبک های بلوز ، کانتری و راک : سازدهنی دیاتونیک استاندارد . با این توضیح که برای سبک کانتری بهتر است استفاده از سازدهنی دیاتونیک در کوک کانتری را هم مد نظرتان داشته باشید .
(برای توضیح بیشتر در مورد کوک کانتری (Country Tuning) به مقاله ای که در همین وب سایت در مورد زندگی و آثار چارلی مک کوی منتشر شده است مراجعه نمایید . )

- سبک های جز (Jazz) و کلاسیک : سازدهنی کروماتیک .

- سبک های Irish و Scottish : سازدهنی ترمولو . البته از سازدهنی های دیاتونیک و کروماتیک هم در این سبک استفاده می شود .
(برای اطلاعات بیشتر در مورد این سبک ها به مقاله سازدهنی ایرلندی (Irish Harmonica) مراجعه نمایید . )

- سبک پاپ : سازدهنی کروماتیک . البته در این سبک می توانید از هر سه نوع سازدهنی استفاده نمایید اما سازدهنی کروماتیک انتخاب مناسب تری است چون قابلیت اجرای آسان تمام فواصل نیم پرده ای را به نوازنده سازدهنی می دهد .

اگر به سبک خاصی علاقه نداشتم چطور ؟!

برخی از افرادی که به نواختن سازدهنی روی می آورند ، به سبک خاصی از موسیقی علاقه مند نیستند یا با نحوه کاربرد سازدهنی در سبک های مختلف موسیقی چندان آشنا نیستند و صرفا پس از شنیدن صدای سازدهنی در یک آهنگ خاص یا دیدن آن در دستان یکی از دوستانشان به این ساز کوچک علاقه مند می شوند .

پیشنهاد ما به این دسته از علاقه مندان سازدهنی این است که ابتدا با گوش دادن به آهنگ هایی در ژانر های گوناگون (مثلا با مراجعه به این قسمت از وب سایت ایران هارمونیکا ) ، سعی کنند میزان شناخت خود را از سازدهنی و چگونگی کاربرد و صدادهی آن در سبک های مختلف بالا ببرند تا بتوانند در این مورد تصمیم بهتری بگیرند . همچنین در صورتی که می خواهید نواختن سازدهنی را به کمک یک مدرس موسیقی یاد بگیرید ، می توانید از توصیه ها و راهنمایی های وی نیز در این زمینه بهره بگیرید .

اگر در نهایت نتوانستید به جمع بندی خاصی برسید ، پیشنهاد ما این است که سازدهنی کروماتیک را برای شروع انتخاب کنید و به سراغ آهنگ های سبک پاپ بروید چون بیشتر نوازندگان مبتدی سازدهنی در ایران دوست دارند از سازدهنی برای نواختن آهنگ هایی در سبک پاپ یا کلاسیک استفاده نمایند . البته مدل های خوب سازدهنی کروماتیک قیمت های نسبتا بالایی دارند اما با هزینه کمتر (در حدود بیست تا پنجاه هزار تومان) نیز می توانید یک مدل کروماتیک مناسب انتخاب نمایید . اگر می خواهید کمتر از این هزینه نمایید یا اصولا در فراگیری نواختن این ساز جدیت چندانی ندارید ، می توانید به سراغ سازدهنی ترمولو بروید ؛ هر چند مدل های ترمولوی ارزان قیمت صدایشان زیاد دلنشین نیست و ممکن است پس از مدتی دلتان را بزند ! قیمت یک سازدهنی ترمولوی خوب (مانند مدل Ocean Star از شرکت Hohner ) در حال حاضر در حدود 20-15 هزار تومان است ولی در عوض کیفیت ساز و جنس صدای آن به مراتب بهتر و دلنشین تر از مدل های ارزان قیمت چینی است .

گروه دیگری از هنرجویان سازدهنی هستند که علاقه ویژه ای به جنس صدای سازدهنی ندارند و صرفا قصد دارند برای آشنایی بیشتر با مبانی نظری موسیقی از یک ساز کوچک و ارزان قیمت مانند سازدهنی استفاده نمایند . پیشنهاد ما به این گروه از افراد این است که یک سازدهنی کروماتیک تهیه نمایند چون تمام فواصل نیم پرده ای را می توانند با آن اجرا نمایند و در ضمن نحوه چیدمان نت ها (Note Layout) در این نوع سازدهنی از نظم و قاعده بیشتری نسبت به دیگر انواع سازدهنی برخوردار است که به خاطر سپردن آنها را راحت تر می سازد .

در نهایت گروه دیگری هم هستند که می خواهند از سازدهنی تنها برای پر کردن اوقات فراغتشان و این که "بالاخره یک سازی هم بلد باشند بزنند!" استفاده نمایند . با توجه به این که نواختن سازدهنی نسبت به سازهای دیگر در مراحل اولیه آسان تر است و به قول معروف "زودتر جواب میدهد" و همچنین ساز کوچک و ارزان و قابل حملی است که نیاز به کوک کردن هم ندارد ، سازدهنی انتخاب مناسبی برای این گروه از افراد است . پیشنهاد ما به این گروه از دوستان و همچنین سایر افرادی که به هر دلیلی در نواختن سازدهنی جدی نیستند این است که به دنبال مدل هایی با قیمت مناسب از نوع کروماتیک یا ترمولو باشند . در ادامه همین مطلب به این مدل ها اشاره خواهیم کرد .

نکته پایانی که دانستن آن برای نوازندگان تازه کار حائز اهمیت می باشد این است که لازم نیست برای شروع آموزش به سراغ یک سازدهنی گران قیمت با کیفیت ممتاز بروند بلکه بهتر است با یک سازدهنی "معمولی" شروع کنند . ممکن است بپرسید چرا ؟! در جواب می توان به این نکته اشاره کرد که سازدهنی اصولا ساز بسیار ظریفی است و نواختن آن به شیوه صحیح و اصولی علاوه بر مهارت نیاز به یک سری ظرافت های اجرایی دارد که تنها در گذر زمان و با کسب تجربه به دست می آید . برخی از نویسندگان خوش ذوق از این ساز با عنوان "بانو سازدهنی" (Lady Harmonica) یاد کرده اند ؛ تشبیه طنز آمیز و جالبی که نشان می دهد در برخورد با این ساز - همانند برخورد با جنس لطیف – تا چه اندازه لازم است با ظرافت و مهربانی رفتار کرد . هرچه با این ساز مهربانانه تر برخورد کنید بیشتر به شما روی خوش نشان می دهد و بر عکس ، اگر از در خشونت و زمختی وارد شوید کمتر با شما کنار می آید !

اغلب نوازندگان تازه کار رفتار قهرآمیزی با سازشان در پیش می گیرند چرا که از نحوه رویارویی با این ساز ظریف اطلاع ندارند و هنوز به شیوه صحیح نواختن آن عادت نکرده اند . این دسته از نوازندگان معمولا سازدهنی را با شدتی بیشتر از حد لزوم می نوازند و فشار نامتناسبی به آن وارد می کنند که می تواند خیلی زود سازشان را خراب کرده و از کوک خارج نماید . مشکل دیگری که این نوازنده ها دارند این است که معمولا در حین نواختن سازدهنی کنترل دقیقی بر میزان ترشح بزاق دهانشان ندارند و این مساله می تواند منجر به تجمع بیش از حد رطوبت در داخل سازدهنی و ایجاد مشکلات مختلف – به ویژه در سازدهنی های کروماتیک – گردد . همچنین گذراندن مراحل یادگیری برخی تکنیک ها مانند تکنیک بندینگ (Bending) معمولا موجب خراب شدن سازدهنی می شود و بیشتر نوازنده ها باید حداقل یک یا دو عدد سازدهنی را در این مسیر فدا کنند تا بتوانند بر این تکنیک مهم نوازندگی سازدهنی تسلط پیدا کنند .

بنا بر مجموعه دلایلی که در اینجا عنوان شد ، به نظر می رسد روش معقول و منطقی برای نوازندگان تازه کار آن باشد که آموزش سازدهنی را با یک ساز "معمولی" شروع کنند و هر وقت به یک پیشرفت نسبی در تکنیک نوازندگی سازدهنی رسیدند ، به سراغ سازهایی با کیفیت بالاتر بروند . و البته بدیهی است که انتخاب سازدهنی هایی با کیفیت پایین هم به هیچ عنوان توصیه نمی شود چرا که با این نوع سازدهنی ها نمی توان به پیشرفت تکنیکی محسوسی در هنر نوازندگی دست یافت !

منابع آموزشی چه ارتباطی با انتخاب نوع سازدهنی دارد؟

بعد از توجه به سبک موسیقی که می خواهید در آن فعالیت داشته باشید ، شاید مهمترین عامل در انتخاب "نوع" سازدهنی در نظر گرفتن شیوه فراگیری سازدهنی و منابع آموزشی موجود باشد : این که می خواهید نواختن سازدهنی را به صورت خودآموز شروع کنید یا نزد یک مدرس موسیقی بروید ؟ و دیگر این که قصد دارید از چه منابع آموزشی (مانند کتاب ، سی دی ، فیلم های آموزشی ، شبکه اینترنت ، . . . ) استفاده نمایید ؟

با این که بسیاری از نوازندگان بزرگ نواختن سازدهنی را به شکل خودآموز "شروع" کرده اند (و البته در ادامه مسیر نوازندگیشان از سایر نوازندگان سازدهنی مطالب جدیدی آموخته اند) ، لزومی ندارد که حتما شما هم به صورت خودآموز شروع نمایید ! در واقع شیوه مناسب تر برای نوازندگان تازه کار این است که به یک مدرس موسیقی باتجربه مراجعه نمایند ؛ به خصوص اگر با مبانی اولیه موسیقی نظیر نت خوانی ، انواع گام ها و مقوله ریتم در موسیقی آشنایی نداشته باشید .

طبعا زمانی که به یک مدرس موسیقی مراجعه می نمایید ، نظر وی هم در مورد انتخاب نوع سازدهنی اهمیت پیدا می کند . مثلا ممکن است توصیه وی این باشد که با سازدهنی ترمولو شروع نمایید و بعد با سازدهنی کروماتیک ادامه دهید . یا ممکن است پیشنهاد وی این باشد که از همان ابتدا با سازدهنی کروماتیک شروع کنید و با همان هم ادامه دهید . این که توصیه یا پیشنهاد یک مدرس موسیقی چه باشد ، بستگی به میزان شناخت خود وی از سازدهنی و روش تدریس او دارد و در عین حال شایسته است که با توجه به میزان علاقه مندی هنرجو به یک یا چند سبک خاص از موسیقی عنوان شود .

مساله دیگر در انتخاب نوع سازدهنی که بهتر است در نظر داشت ، در دسترس بودن منابع آموزشی قابل استفاده برای فراگیری بهتر این ساز است . منابع آموزشی مختلفی برای هر سه نوع سازدهنی وجود دارد (اعم از کتاب ، سی دی و فیلم آموزشی) و در سال های اخیر هم خوشبختانه وب سایت های بسیار خوبی به جمع این منابع آموزشی اضافه شده است . اما نکته قابل توجه این است که منابع مختص سازدهنی ترمولو بسیار محدود تر از انواع دیاتونیک و کروماتیک است یعنی هم تعداد و تنوع کمتری دارد و هم این که منحصر به آموزش های مقدماتی (یا سطح متوسطه) می شود و حداقل تا کنون منبعی که حاوی آموزش های سطح پیشرفته در مورد سازدهنی ترمولو باشد به انتشار نرسیده است . به همین خاطر اگر قصد دارید آموزش سازدهنی را به شکل خودآموز و با تکیه بر منابع آموزشی منتشر شده آغاز نمایید ، سازدهنی ترمولو انتخاب مناسبی به نظر نمی رسد .

با توجه به این که کشور ایالات متحده آمریکا بزرگ ترین بازار مصرف سازدهنی را در طی سالیان متمادی به خود اختصاص داده است و اکثر نوازندگان برجسته و صاحب سبک سازدهنی از این کشور بوده اند (یا مثل Lee Oskar در این کشور فعالیت کرده اند) ، عجیب نیست که اغلب منابع آموزشی مرتبط با سازدهنی به زبان انگلیسی منتشر شده اند ! به همین خاطر اگر تا حدی بر زبان انگلیسی تسلط داشته باشید ، می توانید به خوبی از منابع مختلفی که در این زمینه وجود دارد استفاده نمایید . پیشنهاد ما هم این است که سعی کنید از این گونه منابع (بویژه سایت های اینترنتی معتبر و خوبی که به موضوع سازدهنی می پردازند) برای افزایش شناخت خود از سازدهنی و افزایش توانایی های نوازندگیتان بهره بگیرید . برخی از این منابع آموزشی آنلاین را قبلا در قالب دو مقاله به خوانندگان وب سایت ایران هارمونیکا معرفی کرده ایم : آموزش سازدهنی در اینترنت : سطح مقدماتی و
آموزش سازدهنی در اینترنت : سطح متوسطه .
اما ببینیم وضعیت کتاب هایی که تا کنون به زبان فارسی در مورد سازدهنی منتشر شده است به چه صورت می باشد ؟

منابع فارسی آموزش سازدهنی

PaknejadBook1 تا آنجا که نگارنده اطلاع دارد ، اولین مجموعه مدون آموزش سازدهنی به زبان فارسی به همت آقای منصور پاک نژاد تالیف و منتشر شده است . جلد اول از "دوره جامع آموزش سازدهنی" که در سال 1380 به چاپ رسید به سازدهنی ترمولو اختصاص داشت . جلد دوم این مجموعه که برای سازدهنی کروماتیک تنظیم شده بود در سال 1382 و جلد سوم آن که به سازدهنی دیاتونیک مرتبط می شد در سال 1386 منتشر شد . شاید این کتاب ها بهترین گزینه برای فراگیری نواختن سازدهنی نباشند ، ولی بی شک فراگیر ترین آنها در طول دهه 1380 بوده اند . در بسیاری از آموزشگاه های کشور آموزش سازدهنی با کتاب های آقای پاک نژاد شروع می شود و هر کدام از سه جلد این مجموعه تا کنون به چاپ های متعدد رسیده اند .

بزرگ ترین حسن این کتاب ها این است که مولف آن از آهنگ های پاپ و فولکلور ایرانی در کنار آهنگ های پاپ خارجی و موسیقی متن فیلم های محبوب استفاده کرده است و به این وسیله توانسته در بین مخاطبان ایرانی جای خوبی باز کند . چاپ های متعدد این کتاب ها نیز نشان دهنده استقبال خوب علاقه مندان سازدهنی از آنها می باشد . اما ایراد بزرگی هم به این مجموعه وارد است : در این کتاب ها مطلب زیادی در مورد تکنیک های متنوعی که در نوازندگی سازدهنی به کار می رود به چشم نمی خورد و تنها اشاره مختصری به روش های Pucker و Tongue Block در نواختن سازدهنی ، به کار گرفتن دست ها برای ایجاد افکت های صوتی ، شیوه تنظیم نفس و تکنیک Bending شده است . در حقیقت این مجموعه کتاب را بیشتر می توان یک مجموعه نت (Songbook) مناسب داشت که به خوبی برای مخاطب ایرانی تنظیم و تهیه شده است .

نویسنده این مطلب پیش از این مروری بر دو جلد اول از این مجموعه کتاب ها در کنار دو کتاب دیگر که به آموزش های مقدماتی سازدهنی اختصاص دارد انجام داده است که می توانید با مراجعه به وب سایت هارمونی تاک به اطلاعات بیشتری در موردشان دست یابید :
قسمت اول - قسمت دوم - قسمت سوم - قسمت چهارم - قسمت پنجم .

با همه اینها کتاب های تالیف شده توسط آقای منصور پاک نژاد هنوز پرفروش ترین کتاب ها هستند و پیشنهاد ما هم به افراد علاقه مند به موسیقی پاپ و آهنگ های فولکلور ایرانی این است که از همین کتاب ها برای فراگیری نواختن سازدهنی استفاده نمایند ولی در کنار آن با استفاده از سایر منابع آموزشی و شنیدن آثار نوازندگان بزرگ سازدهنی ، میزان شناخت و اطلاعات خود را در مورد تکنیک های متنوع نوازندگی سازدهنی بالا ببرند . خوشبختانه در طی سال های اخیر دو کتاب دیگر هم به منابع آموزشی سازدهنی به زبان فارسی اضافه شده است که هر دو برای سازدهنی کروماتیک نوشته شده اند و می توانند برای هنرجویان مفید باشند :

1- کتاب "متد سازدهنی کروماتیک" :  Dadkhah1 کتاب "متد سازدهنی کروماتیک" را آقای محمدرضا دادخواه تالیف کرده و در سال 1388 توسط انتشارات گلبن منتشر شده است . آهنگ های این کتاب به طور اختصاصی برای سازدهنی کروماتیک 10 سوراخه تنظیم شده است (مانند مدل M1040 از شرکت Swan که در ادامه مطلب به آن اشاره خواهد شد) و تصویر روی جلد کتاب نیز یک سازدهنی 10 سوراخه مدل Chromonica 260 از محصولات شرکت Hohner را نشان می دهد ولی طبیعتا با سازدهنی های کروماتیک 12 سوراخه نیز قابل اجرا می باشد .


آموزش های ارائه شده در این کتاب از سطح مقدماتی شروع می شود که مبانی نت خوانی و ارزش زمانی نت ها را در برمی گیرد و همچنین به نحوه در دست گرفتن سازدهنی ، آموزش روش تانگ بلاک (Tongue Block) برای نواختن تک نت ها (Single Notes) و شیوه اجرای ویبره با دست (Hand Vibrato) بر روی نت ها می پردازد . در ادامه کتاب توضیحاتی در مورد گلیساندو (Glissando) و نواختن تریل (Trill) با کمک شستی یا اسلاید (Slide) سازدهنی کروماتیک دیده می شود و تمرین هایی نیز به نواختن آکوردها و فواصل هارمونیک (Split Intervals) مانند اکتاو (Octave) اختصاص یافته است . سطح تکنیکی آثار ارائه شده در این کتاب تا حدی مشابه آهنگ های موجود در کتاب های نوشته شده توسط آقای منصور پاک نژاد است و در عین حال قدری از آن فراتر می رود .

برخی از آهنگ های این کتاب عبارتند از : Greensleeves – El Condor Pasa – Fur Elise (از آثار بتهوون) – Symphony No.40 (از آثار موتسارت) – Silk Road (از آثار کیتارو) – Blowing In The Wind (از آثار باب دیلان) و همچنین موسیقی متن مجموعه تلویزیونی سرزمین شمالی و فیلم هایی مانند جانی گیتار ، میشل استروگف و فتح بهشت . پنج آهنگ ایرانی نیز در این کتاب گنجانده شده است که از بین آنها می توان به آهنگ های گل گلدون ، سلطان قلبها و دل دیوانه اشاره کرد . در مجموع کتاب خوبی است که می تواند به تنهایی یا به عنوان مکملی برای سایر کتاب های آموزشی مورد استفاده هنرجویان قرار گیرد . مهمترین ایرادی که به کتاب "متد سازدهنی کروماتیک" وارد است این است که سی دی صوتی به همراه آن ارائه نشده است (امیدواریم این نقیصه در آینده برطرف شود) .

2- کتاب دوجلدی "آوای سازدهنی" : کتاب آوای سازدهنی در دو جلد و توسط آقای علی معتمدی تالیف شده است :

AliMotamedi1 جلد اول آن که در سال 1387 توسط انتشارات شریف به چاپ رسیده است دربرگیرنده بیست قطعه از آهنگ های پاپ است که برای سازدهنی تنظیم شده و خوشبختانه به همراه یک سی دی صوتی ارائه شده است که نحوه نواختن آهنگ ها را با اجرای نویسنده کتاب نشان می دهد . با این که در بخش اول کتاب به برخی اصول مقدماتی مانند مبانی نت خوانی و ارزش زمانی نت ها اشاره شده است ، اما همان طور که در مقدمه کتاب آمده است "کتاب آوای سازدهنی برای کسانی نوشته شده که تا حدودی آمادگی لازم برای نواختن سازدهنی کروماتیک را دارند ." هنرجویانی که کتاب های آموزشی آقای پاک نژاد را مطالعه کرده اند و به دنبال کتاب هایی با آهنگ های متنوع تر و با سطح تکنیکی بالاتری هستند می توانند از این کتاب به خوبی استفاده نمایند . از آهنگ های این کتاب می توان به Silk Road و Caravansary (هر دو از آثار کیتارو) ، Silent Night ، You Are My World و My Way (از آثار فرانک سیناترا) اشاره کرد . همچنین موسیقی متن مجموعه تلویزیونی سرزمین شمالی و فیلم هایی مانند معما ، ویولون زن روی بام و دکتر ژیواگو از دیگر آثار ارائه شده در این کتاب هستند . در بخش پایانی کتاب از برخی تکنیک های مورد استفاده در نواختن سازدهنی یاد شده است ( بندینگ – ویبراتو – ترمولو – وا-وا – تریل – گلیساندو ) و همچنین به نحوه نواختن نت های دوبل (Double Notes) و فاصله اکتاو (Octave) با سازدهنی اشاره شده است .


AliMotamedi2 جلد دوم کتاب آوای سازدهنی در سال 1388 و توسط انتشارات موسیقی عارف منتشر شده است . این کتاب هم مانند جلد اول به همراه یک سی دی صوتی ارائه شده است که نحوه نواختن آهنگ ها را با اجرای نویسنده کتاب نشان می دهد . این کتاب به موسیقی کلاسیک اختصاص یافته و بیش از 60 قطعه برگرفته از آثار شاخص موسیقی کلاسیک را در بر می گیرد که برای اجرا با سازدهنی کروماتیک تنظیم شده است . در لابلای آهنگ ها توضیحات مفید و مختصری در مورد زندگی نامه برخی آهنگسازان مطرح این سبک از موسیقی به خوانندگان کتاب ارائه شده است .


در مجموع می توان گفت کتاب دوجلدی آوای سازدهنی یکی از بهترین کتاب هایی است که تا کنون به زبان فارسی برای علاقه مندان به سازدهنی کروماتیک به چاپ رسیده است . مطالعه این کتاب را به تمام علاقه مندان به سازدهنی کروماتیک و به ویژه به طرفداران موسیقی کلاسیک توصیه می نماییم . در ضمن با مراجعه به وب سایت آوای سازدهنی می توانید چند نمونه از آهنگ های ارائه شده در هر دو جلد این کتاب را به همراه نمونه های صوتی مربوطه دریافت کنید تا بیشتر با نوع مطالب آموزشی آنها آشنا شوید .

آیا ساز دهنی ترمولو برای شروع مناسب است؟

شکی نیست که در طی سالهای اخیر میزان علاقه مندی به ساز دهنی در کشور ما رشد قابل ملاحظه ای داشته است و یک عامل تاثیر گذار در این زمینه ، انتشار مجموعه کتاب های آموزشی ساز دهنی به همت آقای منصور پاک نژاد بود که در سال 1380 با یک کتاب آموزشی برای ساز دهنی ترمولو شروع شد و سپس با دو کتاب دیگر که به ساز دهنی کروماتیک و دیاتونیک اختصاص یافته بود ادامه پیدا کرد. هر یک از این کتاب ها تاکنون به چاپ های متعدد رسیده و در بسیاری از مناطق کشور به عنوان یک متد آموزشی پایه در آموزشگاههای مختلف استفاده می شود.

با توجه به این که جلد اول از این مجموعه برای ساز دهنی ترمولو نوشته شده است ، ممکن است برخی نوازندگان تازه کار (و حتی مدرسان ساز دهنی!) به اشتباه تصور نمایند که روش اصولی و صحیح برای یادگیری نواختن ساز دهنی این است که با ساز دهنی ترمولو شروع نمایند و بعد به ترتیب به سراغ ساز دهنی های کروماتیک و دیاتونیک بروند! اما واقعیت قضیه این است که هر یک از این سه نوع ساز دهنی مشخصات ویژه و منحصر به فردی دارند که موجب می شود در سبک های خاصی از موسیقی کاربرد بیشتری داشته باشند. در برخی موارد تفاوت بین قابلیت های کاربردی انواع مختلف ساز دهنی به حدی است که می توان آنها را چند نوع آلت موسیقایی مجزا و متمایز در نظر گرفت که نواختن هر یک از آنها در سطح عالی نیاز به مهارت های جداگانه ای دارد. به همین دلیل است که اغلب نوازندگان بزرگ ساز دهنی تنها در نواختن یک نوع ساز دهنی مهارت داشته اند. مثلاً لری ادلر (Larry Adler) که از او به عنوان یکی از بزرگترین و تأثیرگذارترین نوازندگان تاریخ ساز دهنی یاد می شود ، در آثارش فقط از سازدهنی کروماتیک استفاده کرده است و با این که از سبک اجرایی نوازنده بزرگی چون سانی تری (Sony Terry) لذت می برده و همواره از او با احترام و ستایش یاد می کرده است ، هیچگاه خودش به نواختن ساز دهنی دیاتونیک روی نیاورده است. از آن طرف هم سانی تری که از نوازندگان افسانه ای سبک بلوز محسوب میشود ، صرفاً در نواختن ساز دهنی دیاتونیک مهارت داشته است و در هیچ کدام از آثارش از ساز دهنی کروماتیک استفاده نکرده است . نمونه هایی از این دست در بین نوازندگان سرشناس ساز دهنی فراوان دیده می شود .

البته برخی از نوازندگان بزرگ و مطرح ساز دهنی هستند که در نواختن هر دو نوع ساز دهنی دیاتونیک و کروماتیک تسلط دارند اما همین نوازندگان هم در یک نوع ساز دهنی خاص مهارت و قابلیت بیشتری دارند. مثلاً رابرت بان فیلیو (Robert Bonfiglio) با این که در آثارش از ساز دهنی دیاتونیک هم استفاده کرده است ، ولی شهرت وی عمدتاً به اجرای آثار موسیقی سبک کلاسیک و پاپ با ساز دهنی کروماتیک برمی گردد و اگر اجراهای وی را به وسیله ساز دهنی دیاتونیک با آثار نوازندگان بزرگ و صاحب سبک ساز دهنی دیاتونیک مقایسه کنید ، به تفاوت های فاحش و انکارناپذیری در سطح نوازندگی آنها پی می برید! از آن طرف ، برخی نوازندگان بزرگ ساز دهنی دیاتونیک مانند جورج هارمونیکا اسمیت (George “Harmonica” Smith) و ویلیام کلارک (William Clarke) بوده اند که مهارت کم نظیری در نواختن ساز دهنی کروماتیک از خود نشان داده اند. اما مهارت های آنها منحصر به سبک بلوز (Blues) بوده است و هیچ گاه به اجرای آثار دشوار موسیقی کلاسیک که در حد و اندازه بزرگانی مانند لری ادلر (Larry Adler) یا فرانتس اشمل (Franz Chmel) باشد ، نپرداخته اند .

به هر حال هدف ما از این گونه مقایسه ها ، نشان دادن این مساله است که نواختن یک نوع خاص از ساز دهنی (دیاتونیک، کروماتیک و ترمولو) در سطح عالی و پیشرفته ، تا چه حد می تواند مقوله ای تخصصی و پیچیده باشد. به همین جهت بهتر است هنرجویانی که می خواهند آموزش ساز دهنی را به صورتی جدی و حرفه ای در پیش بگیرند ، یک نوع خاص از ساز دهنی را انتخاب کنند و تمریناتشان را بیشتر به همان نوع از ساز دهنی اختصاص دهند . همانطور که گفتیم ، انتخاب نوع ساز دهنی مناسب اصولاً براساس نوع سبکی از موسیقی صورت می گیرد که قصد نواختن در آن سبک را دارید . مثلاً اگر به سبک های بلوز، کانتری و راک علاقه دارید ساز دهنی مناسب برای شما ساز دهنی دیاتونیک است . اما اگر می خواهید به اجرای آثار موسیقی کلاسیک ، جز (Jazz) و پاپ بپردازید ساز دهنی کروماتیک انتخاب مناسب تری است .

اما نوازندگان تازه کار ساز دهنی باید بدانند که لازم نیست حتماً با ساز دهنی ترمولو شروع نمایند و در واقع این نوع ساز دهنی – از دید نویسنده این مطلب – انتخاب مناسبی برای شروع یادگیری ساز دهنی نمی باشد . برخی از دلایلی که می توان در مورد این اظهار نظر عنوان کرد به شرح زیر است:

1- ساز دهنی ترمولو کاربرد بسیار محدودی دارد و به جز در موسیقی Cettic (که بیشتر در حوالی ایرلند و اسکاتلند رواج دارد)، موسیقی Quebecois و Cajun (که در کانادا و آمریکای شمالی رایج است) و همچنین در کشورهای خاور دور، تقریباً در مناطق دیگر و سبک های دیگر به صورت جدی به کار برده نمی شود .

2- منابع آموزشی بسیار کمی برای این نوع ساز دهنی وجود دارد که اغلب آنها به آموزش های مقدماتی محدود می شود در حالی که برای ساز دهنی دیاتونیک و کروماتیک منابع آموزشی متنوع تری در دسترس است که مطالبی در سطوح پیشرفته را نیز شامل می شود .

3- با توجه به کاربرد محدود ساز دهنی ترمولو ، آثار شنیداری اندکی با استفاده از این نوع ساز دهنی ضبط شده است که تهیه آنها نیز چندان راحت نیست . با توجه به این که آموزش ساز دهنی اغلب به روش گوشی انجام می شود و شنیدن آثار نوازندگان بزرگ نقشی حیاتی و اساسی در پیشرفت سطح نوازندگی هنرجویان ایفا می کند ، رسیدن به سطوح عالی نوازندگی در این ساز – حداقل با شرایط کشور ما – امری بسیار دشوار است.

4- ساز دهنی ترمولو از قابلیت های تکنیکی محدودتری در مقایسه با ساز دهنی دیاتونیک وکروماتیک برخوردار است. با یک مقایسه ساده مشخص می شود که ساز دهنی ترمولو نه مانند ساز دهنی کروماتیک از قابلیت اجرای نیم پرده های کروماتیک برخوردار است و نه مثل ساز دهنی دیاتونیک برای اجرای تکنیک های Overbending و Bending مناسب است . به همین خاطر امکان اجرای ملودی های بسیار پیچیده با این نوع ساز دهنی وجود ندارد .

5- همان طور که گفتیم ، اغلب نوازندگان بزرگ و صاحب سبک ساز دهنی تنها در نواختن یک نوع ساز دهنی به مهارت خاصی رسیده اند (دیاتونیک یا کروماتیک) یا حداکثر بر نواختن دو نوع ساز دهنی تسلط دارند . اما در بین آنها کدام نوازنده ای را سراغ دارید که علاقه خاصی به ساز دهنی ترمولو نشان داده باشد؟! حتی در بین نوازندگان موسیقی Celtic هم تنها برخی از آنها به این نوع ساز دهنی روی خوش نشان داده اند (مثل گروه خانواده مورفی) و بسیاری از آنها در طی سالیان اخیر کوشیده اند با استفاده از ساز دهنی های دیاتونیک و کروماتیک به اجرای آثار جدی تر و پیچیده تری در این سبک موسیقی بپردازند . برندان پاور (Brendan Power) از این لحاظ یک نمونه مثال زدنی است .

طبعاً برای علاقمندان جدی تر ساز دهنی که قصد دارند راه و روش نوازندگان بزرگ را در پیش بگیرند ، دلیل خاصی وجود ندارد که به ساز دهنی ترمولو روی بیاورند – مگر این که علاقه خاصی به موسیقی سبک Celtic یا سایر سبک هایی که کاربرد ساز دهنی ترمولو در آنها رایج است داشته باشند.

6- تقریباً تمام ساز دهنی های کروماتیکی که در ایران یافت می شوند از نوع کوک سولو (Solo Tuning) هستند . همچنین اغلب ساز دهنی های دیاتونیک موجود در داخل کشور از نوع کوک ریشتر (Richter Tuning) هستند (به جز ساز دهنی های دیاتونیک مارک Lee Oskar که با داشتن برچسب هایی به رنگ زرد، سبز و آبی نشان دهنده انواع دیگری از کوک ساز دهنی هستند) .

اما ساز دهنی های ترمولویی که در بازار به فروش می رسند در 2 کوک متفاوت عرضه می شوند: کوک ریشتر (Richter Tuning) و کوک سولو (Solo Tuning) . معمولاً بر روی جعبه این ساز دهنی ها به نوع کوک آن اشاره نشده است و اغلب نوازندگان تازه کار (و حتی مدرسان موسیقی) از وجود این تفاوت ها اطلاعی ندارند . همین قضیه می تواند آموزش این نوع ساز دهنی را با مشکل روبرو نماید چرا که در برخی موارد ممکن است نوع سازی که هنرجو تهیه می نماید با نوع سازی که توسط مدرس موسیقی استفاده می شود فرق داشته باشد . همان طور که قبلا در مقاله سازدهنی ترمولو (Tremolo Harmonica) عنوان کردیم ، تقریبا در تمام سازدهنی های ترمولوی ساخت شرکت Hohner از کوک ریشتر استفاده شده است و در سازدهنی های ترمولوی ساخت شرکت Suzuki و Tombo از کوک سولو استفاده می شود . اما در سال های اخیر مدلی 24 سوراخه به نام Ocean Star توسط شرکت هونر ارائه شده که از کوک سولو برخوردار است و برای نوازندگان کشورهای آسیایی بیشتر قابل استفاده می باشد چرا که نت های گام دیاتونیک ماژور را در هر سه اکتاو در اختیار نوازنده قرار می دهد . بقیه مدل های ترمولوی شرکت هونر (مانند مدل Big Valley که در ایران هم وجود دارد) از الگوی خاص کوک ریشتر تبعیت می کنند .

7- همانطور که قبلاً در مورد ساز دهنی کروماتیک گفتیم ، نحوه چیدمان نت ها (Note Layout) در این نوع ساز دهنی از الگوی کاملاً منظم و یکسانی در هر سه یا چهار اکتاو آن پیروی می کند . در ساز دهنی دیاتونیک استاندارد هم طرز قرار گرفتن نت ها در اکتاو میانی مشابه ساز دهنی کروماتیک است اما در دو اکتاو بالایی و پایینی نظم و ترتیب خاصی که در ساز دهنی کروماتیک وجود دارد به چشم نمی خورد . حالت اخیر در مورد ساز دهنی ترمولو نیز صادق است اما در ساز دهنی ترمولو نوعی بی نظمی دیگر هم وجود دارد ! به عنوان مثال اگر 8 نت اکتاو میانی یک ساز دهنی ترمولو مدل Ocean Star را به صورت دو به دو در نظر بگیرید (جفت نت های C / D – E / F – G / A – C / B)، متوجه می شوید که همواره نتی که با عمل مکش (Draw) نواخته می شود در سمت راست نت دمشی (Blow) قرار دارد و همواره نسبت به آن نیم یا یک پرده بالاتر است (البته به جز در جفت نت C/B که نت سمت راست نیم پرده پایین تر از نت سمت چپ می باشد). حالا اگر به اکتاو پایین این ساز دهنی نگاه کنید ، متوجه می شوید که الگویش دقیقاً برعکس اکتاو میانی است یعنی همین جفت نت ها در اکتاو پایین به گونه ای در کنار هم قرار گرفته اند که نت مکشی (Draw Note) در سمت چپ نت دمشی (Blow Note) قرار دارد. این بی نظمی ها به اکتاو پایینی محدود نمی شود : اگر همین جفت نت ها را در اکتاو بالایی بررسی کنید ، با درهم ریختگی و آشفتگی بیشتری روبرو می شوید چرا که این جفت نت ها دیگر در کنار هم نیستند و بین آنها دو سوراخ یا دو نت دیگر فاصله انداخته است !

این گونه بی نظمی ها و تفاوت های زیادی که در نحوه چیدمان نت ها در سه اکتاو مختلف ساز دهنی ترمولو وجود دارد ، یادگیری آن را برای نوازندگان تازه کار دشوار می سازد . البته برخی از نوازندگان ساز دهنی ترمولو در حین نواختن آنها دهانشان را به اندازه دو سوراخ باز می کنند تا حداقل در اکتاوهای میانی و پایینی راحت تر بتوانند جفت نت های مذکور را پیدا کنند . اما اگر یک نوازنده تازه کار بخواهد از همین روش برای نواختن ساز دهنی ترمولو استفاده کند و بعداً به سراغ ساز دهنی دیاتونیک یا کروماتیک برود، قدری کار خود را مشکل می سازد چرا که برای نواختن ساز دهنی ترمولو باید خودش را طوری عادت دهد که همیشه دهانش به اندازه دو سوراخ باز باشد. و زمانی که به سراغ سازدهنی های دیاتونیک و کروماتیک می رود، برای نواختن تک نت ها (Single Notes) ناچار است دهانش را به اندازه یک سوراخ باز نماید. بدیهی است که از یک نوازنده مبتدی نمی توان انتظار داشت روشی را که با تلاش و تمرین و صرف مقداری وقت یاد گرفته است به سرعت رها کند و روشی متفاوت را برای نواختن انواع دیگر ساز دهنی در پیش گیرد.

با توجه به مجموعه دلایلی که عنوان شد انتخاب ساز دهنی ترمولو برای نوازندگان تازه کاری که هیچ آشنایی قبلی با سازدهنی ندارند و می خواهند نواختن آن را برای نخستین بار تجربه کنند، انتخاب منطقی و مناسبی به نظر نمی رسد. این دسته از نوازندگان بهتر است برای شروع به سراغ یک ساز دهنی دیاتونیک یا کروماتیک (برحسب سبک موسیقی مورد علاقه شان) بروند.

ممکن است بپرسید که با این اوصاف ، پس چرا نویسنده ای مانند منصور پاک نژاد ترجیح داده است مجموعه آموزشی خود را با کتابی در مورد سازدهنی ترمولو شروع نماید ؟ یک توضیح محتمل این است که در زمان تالیف جلد اول این کتاب ها در سال 1380 ، سازدهنی ترمولو متداول ترین نوع سازدهنی بود که در داخل ایران قابل تهیه بود و انواع دیاتونیک و کروماتیک به سهولت امروزین در دسترس نبود . اگر هم چیزی بود ، از جنس سازدهنی های چینی نامرغوب بود . در صفحه اول این کتاب هم به این موضوع اشاره شده است : "این نوع سازدهنی (سازدهنی ترمولو) از ساده ترین و ارزان ترین انواع سازدهنی ها است ، که در ایران نوع چینی آن در فروشگاه ها فراوان است ." . مدت کوتاهی پس از انتشار این کتاب بود که شرکت سرنا (نمایندگی رسمی شرکت Hohner در ایران) شروع به وارد نمودن انواع مختلف سازدهنی در مدل های متنوعی از مارک های معتبر و شناخته شده سازدهنی نظیر Hohner و Suzuki و Lee Oskar نمود و زمینه فراگرفتن هنر نوازندگی سازدهنی برای علاقه مندان آن بیشتر از گذشته مهیا گردید .

OceanStar



در هر صورت اگر خواستید سازدهنی ترمولو بخرید ، پیشنهاد ما این است که از مدل های چینی اجتناب کنید (مگر این که واقعا قیمت ساز برایتان خیلی مهم باشد!) و به سراغ مدل Ocean Star از شرکت Hohner بروید (تصویر بالا) . این سازدهنی ترمولوی 24 سوراخه قیمت مناسبی دارد (حدود 20-15 هزار تومان) ، از صدای بسیار جذاب و دلنشینی برخوردار می باشد و نوع کوک آن کوک سولو (Solo Tuning) است که در هر سه اکتاو امکان نواختن تمام نت های گام دیاتونیک (یا مینور نسبی آن) را به شما می دهد و در نتیجه برای نواختن آهنگ های سبک پاپ و فولک مناسب می باشد . در ضمن به یاد داشته باشید که مدل Big Valley که در داخل کشور هم قابل تهیه است مانند اغلب مدل های ترمولوی شرکت هونر از کوک ریشتر برخوردار است که برای هنرجویان ایرانی انتخاب مناسبی به نظر نمی رسد چون تمام کتاب های فارسی که تا کنون برای سازدهنی ترمولو منتشر شده اند برای سازدهنی های ترمولویی با کوک سولو تنظیم شده اند و با مدل هایی مانند Big Valley قادر به اجرای بسیاری از آهنگ های آنها نخواهید بود .

کدام مارک یا برند بهتر است؟

بهتر است برای شروع از یک مارک معتبر و شناخته شده استفاده نمایید. در حال حاضر شرکت های اصلی تولیدکننده ساز دهنی در4 کشور دنیا متمرکز شده اند:

1- کشور آلمان که قدیمی ترین و بزرگترین تولید کننده ساز دهنی در سطح دنیا است. دو شرکت هونر (Hohner) و سایدل (Seydel) در این کشور قرار دارند.

2- کشور ژاپن که دو شرکت سوزوکی (Suzuki) و تمبو (Tombo) در آن به تولید سازدهنی مشغولند . سازدهنی های دیاتونیک شرکت تمبو با نام تجاری Lee Oskar عرضه می شوند.

3- کشور برزیل که یادآور مارک های خوبی مانند هرینگ (Hering) و بندز (Bends) می باشد.

4- کشور چین که شرکت های زیادی در آن به تولید سازدهنی می پردازند ولی دو کارخانه سوان (Swan) و گلدن کاپ (Golden Cup) نسبتاً شناخته شده ترند و محصولاتشان کیفیت بهتری دارد.

در حال حاضر تقریباً تمامی مارک ها و برندهای فوق در داخل ایران وجود دارند (البته سازدهنی های برزیلی کمتر در بازار یافت می شوند) و با کمی جستجو قابل تهیه هستند. تجربه شخصی نگارنده نشان داده است که مارک های خوب موجود در بازار ایران منحصر به همین چندتایی است که نام بردیم و با اینکه سازدهنی های بسیار متنوعی با مارک های دیگر (به خصوص محصولاتی که ساخت چین هستند) نیز وجود دارند خریداری آنها را توصیه نمی کنیم. چون سازهای بی کیفیت هم صدای مناسب و دلنشینی ندارند و هم اجرای تکنیک های مختلف نوازندگی با این گونه سازها دشوار و حتی غیرممکن می باشد.

حالا ببینیم چه "مدلی" برای خرید مناسب است . با سازدهنی دیاتونیک شروع می کنیم.

ساز دهنی دیاتونیک : کدام مدل بهتر است؟

همان طور که گفتیم، یک نوازنده مبتدی لازم نیست به سراغ یک ساز خیلی گران قیمت که از بهترین کیفیت برخوردار باشد برود. ولی از آن طرف، لازم است که نوازنده مبتدی از سازهای نامرغوب و بی کیفیت اجتناب نماید تا در اثر نقائص و ایرادهایی مانند صدای بد و نامناسب ساز یا ناتوانی در اجرای تکنیک های مختلف از ادامه فراگیری هنر نوازندگی سازدهنی دلسرد و سرخورده نشود. طبعاً به نظر می رسد برای این گروه از نوازندگان ، انتخاب و خرید یک سازدهنی «معمولی» اقدامی معقول تر و به صرفه تر باشد.

با این که تولیدکنندگان چینی (به خصوص شرکت Swan) در سالهای اخیر موفق به عرضه سازدهنی های کروماتیک نسبتاً خوبی با قیمت مناسب شده اند ، ولی در مورد سازدهنی دیاتونیک توفیق چندانی نداشته اند یا حداقل مدل هایی که وارد کشور می شوند کیفیت مطلوبی ندارند ، حتی برای نوازندگان مبتدی! بنابراین در مورد سازدهنی دیاتونیک توصیه ما این است که دور محصولات چینی را خط بکشید و به سراغ تولیدات کشورهای آلمان ، ژاپن و یا برزیل بروید.

بیشتر این شرکتها سازدهنی هایی با کیفیت مناسب تولید می کنند که با قیمتی بین 35-20 هزار تومان قابل تهیه اند. البته محصولات شرکت سایدل (Seydel) قیمت بالاتری دارند (3-2 برابر مدل های مشابه از شرکت های دیگر) و علت آن هم این است که در سازدهنی های ساخت این شرکت به جای آلیاژهای برنج یا برنز، از فولاد ضد زنگ (Stainless steel) برای ساخت تیغه ها یا زبانه (Reed) های فلزی استفاده می شود که طول عمر و دوام بیشتری دارند.

این که در این محدوده از قیمت کدام مدل می تواند انتخاب بهتری باشد ، تا حد زیادی سلیقه ای است و نمی توان یک مدل خاص را به عنوان مناسب ترین انتخاب به همه افراد توصیه کرد . شاید مهمترین جنبه این انتخاب توجه به نوع و جنس صدای سازدهنی باشد : سازی را انتخاب کنید که از صدای آن خوشتان می آید!

مساله دیگری که بهتر است به آن توجه شود، جنس بدنه (Comb) سازدهنی است. نوازندگان مبتدی بهتر است سازی با بدنه پلاستیکی خریداری نمایند چون سازدهنی هایی که جنس بدنه شان از فلز است بیش از حد سنگین هستند و قیمتشان نیز بیشتر است . سازدهنی های با بدنه چوبی هم (مانند مدل Marine Band 1896 ) مشکلات خاص خود را دارند . چون سازدهنی هایی که بدنه چوبی دارند رطوبت موجود در دهان نوازنده را به خود جذب می کنند و در نتیجه برآمدگی هایی در بدنه آنها ایجاد می شود که می تواند منجر به ایجاد سوزش یا درد و حتی زخمی شدن لب های نوازنده گردد . البته این مشکل در مورد برخی سازدهنی های جدیدی که در طی چند سال اخیر تولید شده اند (مانند مدل های Marine Band Deluxe یا Marine Band Crossover ) تا حدی برطرف شده است .

=> اطلاعات بیشتر در مورد مدل Marine Band Crossover در این مقاله : بررسی چند مدل جدید سازدهنی دیاتونیک هونر

عامل تعیین کننده دیگری که در موقع انتخاب سازدهنی باید در نظر داشت میزان نشتی هوا (Air Leak) در آن است . منظور از اصطلاح «نشتی هوا» میزان هوای به هدر رفته در زمان نواختن ساز دهنی است که از اطراف زبانه های سازدهنی یا صفحات زبانه دار (Reedplates) عبور می کند و یا از طریق قطعه دهنی (Mouthpiece) در سازدهنی کروماتیک هرز می رود بدون این که در به ارتعاش درآوردن زبانه های فلزی و تولید صوت نقش داشته باشد . توجه داشتن به میزان نشتی هوا در یک سازدهنی اهمیت خاصی دارد چرا که در صورت زیاد بودن میزان نشتی هوا ، نواختن آن سازدهنی نفس بیشتری از نوازنده می گیرد و یادگیری برخی تکنیک ها (مانند تکنیک Bending) با آن نیاز به تلاش و تقلای بیشتری دارد . اگر در نواختن سازدهنی دیاتونیک جدی هستید و می خواهید مهارت تکنیکی خود را در نواختن این نوع سازدهنی افزایش دهید ، حتما لازم است که تکنیک بندینگ (Bending) را به خوبی یاد بگیرید و برای این کار باید از سازدهنی هایی استفاده کنید که نشتی هوای کمی داشته باشند و به خوبی بند (Bend) شوند .

در بین سازدهنی های معمولی ، محصولات ساخت شرکت Suzuki نشتی هوای کمتری دارند و مدل هایی مانند Bluesmaster (مدل شماره MR-250 ) یا Harpmaster (مدل شماره MR-200 ) با قیمتی در حدود 30-25 هزار تومان از این نظر مناسب هستند . خوشبختانه مدل بلوزمستر (Bluesmaster) در داخل کشور هم قابل تهیه است اما فکر نمی کنم در حال حاضر مدل هارپ مستر (Harpmaster) هم به شکل گسترده ای در ایران موجود باشد . به خاطر داشته باشید که مدل Folkmaster از این شرکت که در کشور چین ساخته می شود و با قیمتی در حدود 12-10 هزار تومان قابل تهیه است ، کیفیت خوبی ندارد . شرکت Hohner هم مدلی با نام Silver Star ارائه کرده است که ساخت چین است و در همین محدوده قیمت عرضه می شود . این مدل های ارزان قیمت نشتی هوای زیادی دارند و برای یادگیری تکنیک Bending (که مهمترین تکنیک نوازندگی برای سازدهنی دیاتونیک محسوب می شود) مناسب نیستند.

البته به یک نکته عملی جالب هم در مورد این مدل های ارزان قیمت (مانند Folkmaster و Silver Star ) می توان اشاره کرد : معمولا نوازندگان مبتدی در شروع یادگیری تکنیک بندینگ (Bending) ، به خاطر ناآشنا بودن با نحوه اجرای این تکنیک فشار زیادی بر زبانه های فلزی سازدهنی وارد می کنند که این امر منجر به خراب شدن زودرس سازدهنی می شود. در واقع اکثر نوازندگان تازه کار حداقل یک یا دو سازدهنی دیاتونیک را در راه فراگیری تکنیک بندینگ قربانی می کنند ! به همین خاطر برخی از نوازندگان عقیده دارند که برای شروع به یادگیری تکنیک بندینگ بهتر است از این مدل های ارزان قیمت استفاده کرد و پس از این که نوازنده با اصول مقدماتی این تکنیک آشنا شد به سراغ مدل هایی با کیفیت مرغوب تر برود و مراحل پیشرفته تکنیک بندینگ را بر روی آنها تمرین نماید .

در بین محصولات شرکت Hohner مدل های Proharp و Bluesharp معمولاً نشتی هوای زیادی دارند ولی مدل های Big River و Special 20 وضعیت بهتری دارند.

=>=>=> برای آشنایی بیشتر با جنس صدای این دو مدل آخر به کلیپ های صوتی ارائه شده در وب سایت شرکت هونر گوش دهید: نمونه صدای مدلBig River – نمونه صدای مدل Special 20 . تا جایی که ما خبر داریم این دو مدل در سال های اخیر کمتر در ایران موجود بوده است و گرنه یکی از انتخاب های مناسب برای نوازندگان مبتدی به شمار می روند .

BigRiver

اخیرا دو مدل جدید توسط این شرکت با نام های Allan Scott signature و 150th Anniversary معرفی شده اند که نشتی هوای کمتری در بین سازهایی در این محدوده قیمت نشان می دهند و در ادامه همین مقاله به آن ها اشاره خواهیم کرد .

غیر از مواردی که در بالا ذکر شد ، عوامل دیگری نیز هستند که می توانند در انتخاب یک مدل خاص سازدهنی تأثیرگذار باشند اما شاید دانستن همه آنها برای نوازندگان مبتدی ضرورتی نداشته باشد . همان طور که گفتیم انتخاب یک سازدهنی معمولی در یک محدوده قیمت خاص تا حدی سلیقه ای است اما شاید گروهی از علاقمندان هم باشند که تنوع زیاد مدل های مختلف سازدهنی آنها را در انتخاب و خرید ساز مناسب دچار سردرگمی کرده باشد . به این گروه از علاقه مندان سازدهنی میتوان 3 مدل زیر را پیشنهاد کرد (با توجه به موجود بودن آنها در داخل کشور):

مدل Bluesmaster از شرکت Suzuki

مدل بلوز مستر Bluesmaster یکی از مناسبترین و مقرون به صرفه ترین سازدهنی های دیاتونیک 10 سوراخه ای است که می توان تهیه کرد. مزایای آن عبارتند از: بدنه پلاستیکی، میزان کم نشتی هوا، کوک دقیق و قیمت مناسب (حدود 30-25 هزار تومان). در ضمن درپوش (Coverplate) های این مدل سازدهنی که در سر تا سر طول صفحات زبانه دار (Reedplate) امتداد یافته اند، ارتفاع و شیب کمتری نسبت به سازدهنی های Hohner دارند و برخلاف آنها گوشه های تیزی ندارند که این ویژگی نواختن آنها را برای نوازندگان مبتدی آسان تر می نماید . اما ایراد اصلی این مدل آن است که آکوردهای خوش صدایی ندارد. اگر به صدای آکوردها و نت های دوبل (Double Notes) در سازدهنی علاقه ویژه ای دارید ، بهتر است از این مدل صرف نظر کنید و به سراغ محصولات شرکت Hohner بروید که در ادامه معرفی می کنیم.
BluesMaster

برای آشنایی بیشتر با صدای این ساز می توانید این کلیپ تصویری را که توسط شرکت سوزوکی و با همکاری برندان پاور (Brendan Power) تهیه شده است تماشا کنید (یا آن را به فرمت FLV مستقیما از اینجا دریافت نمایید ) . در این فایل ویدیویی دو نمونه از سازدهنی های دیاتونیک سوزوکی را به نام Harpmaster و Bluesmaster مشاهده می نمایید که هر دو خصوصیات مشابهی دارند و قیمتشان نیز در یک محدوده است .

مدل 150th Anniversary از شرکت Hohner

مدل 150th Anniversary در سال 1997 و به مناسبت یکصد و پنجاهمین سال تأسیس شرکت Hohner عرضه شد. این مدل هم مانند مدل Bluesmaster نشتی هوای کمی دارد و اجرای تکنیک Bending با آن راحت است . صدای آن کمی زنگ دار و تیز است ولی آکوردهای خوش صداتری دارد . نکته جالب توجه در مورد این مدل جنس بدنه آن است که از پلاستیک آکریلیک شفاف ساخته شده و به همین خاطر جنس صدایش (به خصوص در سوراخهای شماره 2 و 1) قدری متفاوت از بقیه مدل ها به نظر می رسد . این مدل سازدهنی فقط در گام C عرضه می شود که البته برای نوازندگان مبتدی گام مناسبی می باشد.
150thAnniversary



این مدل در سه نسخه (edition) عرضه شده است : یکی نسخه طلایی (Gold Edition) که با لایه ای از فلز گران قیمت طلا پوشانده شده و تنها به تعداد 150 عدد (به نشانه صد و پنجاهمین سال تاسیس شرکت هونر) تولید شده است . دیگری نسخه کروم (Chrome Edition) که این هم قیمت بالایی دارد و تنها در تیراژ 1857 عدد (به نشانه سال شروع فعالیت شرکت هونر) ساخته شده است . نسخه سوم (همان مدلی که در ایران هم یافت می شود) با نام Standard Edition شناخته می شود و جنس درپوش هایش از فولاد ضد زنگ (Stainless Steel) است . برای آگاهی بیشتر از این مدل می توانید به این صفحه از وب سایت شرکت هونر مراجعه نمایید .

مدل Allan Scott signature series

مدل های Signature Series شرکت Hohner مدل هایی هستند که به تأیید نوازندگان معروف رسیده و با امضای آنها عرضه می شود؛ مانند مدل سری باب دیلان (Bob Dylan) که در سال 2009 عرضه شد . مدل Allan Scott از این سری سازدهنی ها چند ماهی است که وارد ایران شده و نسبت به قیمتش (بین 35-30 هزار تومان) کیفیت بسیار خوبی دارد . بدنه اش مانند مدل Bluesmaster از پلاستیک سیاه رنگ است و در مقایسه با دو مدل قبلی از آکوردهای خوش صداتری برخوردار است . همان طور که در تصویر زیر مشاهده می کنید ، نام فرعی این مدل Alabama Blues می باشد .
AllanScott



نکتۀ جالب و عجیب در مورد این مدل این است که Allan Scott نوازنده معروف و بزرگی نیست و با جستجو در شبکه اینترنت هم اطلاعات خاصی در موردش به دست نمی آید . همچنین اگر به وب سایت شرکت هونر در آمریکا مراجعه کنید اثری از این مدل پیدا نمی کنید! ظاهراً این مدل خوب ساز دهنی صرفاً در بازارهای اروپای شرقی و روسیه توزیع شده است و خوشبختانه وارد ایران نیز شده است . پیدا کردن این مدل در بازار قدری دشوار تر از دو مدل قبلی است اما اگر بتوانید آن را در محدوده قیمت 35-30 هزار تومان تهیه نمایید بی شک خرید خوبی کرده اید !

برای آشنایی بیشتر با جنس صدای این مدل سازدهنی می توانید این کلیپ تصویری را که توسط یک نوازنده آماتور تهیه شده است تماشا کنید (یا یا آن را به فرمت FLV مستقیما از اینجا دریافت نمایید ) . متاسفانه این ویدیو کیفیت بالایی ندارد ولی تنها کلیپی است که توانستیم برای این مدل پیدا کنیم .

سازدهنی کروماتیک: کدام مدل بهتر است؟

مواردی که در انتخاب مدل سازدهنی دیاتونیک گفته شد ، در مورد سازدهنی کروماتیک نیز صدق می کند. اما با توجه به وجود قطعه ای به نام Mouthpiece در سازدهنی کروماتیک که می تواند در هدررفتن هوا و گرفتن نفس از نوازنده نقش داشته باشد، توجه به میزان Air Leak در سازدهنی های کروماتیک اهمیت بیشتری دارد . به عنوان مثال سازدهنی های کروماتیک چینی نشتی هوای زیادی دارند و به همین خاطر خرید آنها به نوازندگان مبتدی توصیه نمی شود . یک استثنای مهم در این زمینه مارک Swan است که سازدهنی های کروماتیک نسبتا خوبی عرضه می کند و در ادامه به آن اشاره خواهد شد .

مطلب دیگری که در زمان انتخاب سازدهنی کروماتیک می توان در نظر داشت، توجه به وجود ویندسیور (Windsaver) است. همان طور که در مقاله سازدهنی کروماتیک : ویندسیور ها (Windsavers) گفته شد ، وجود این جزء ساختمانی در سازدهنی کروماتیک قابلیت هایی اجرایی خاصی به آن می بخشد و در عین حال می تواند مشکلاتی را در هنگام نواختن آن ایجاد نماید که برای نوازندگان مبتدی دردسرساز باشد. خوشبختانه برخی شرکت ها مانند Swan نوعی سازدهنی کروماتیک تولید می کنند که فاقد ویندسیور است و از این جهت برای نوازندگان مبتدی که حوصله سرو کله زدن با مشکلات ناشی از ویندسیور را نداشته باشند می تواند انتخاب بسیار مناسبی باشد .

البته ساز دهنی های کروماتیکی که ویندسیور ندارند در مقایسه با سازدهنی های کروماتیک دارای ویندسیور، نشتی هوای بیشتری دارند و در اجرای برخی تکنیک ها (مانند Bending) نوازنده را با محدودیت های خاصی روبرو می کنند. ولی این گونه محدودیت ها برای نوازندگان مبتدی اهمیت چندانی ندارد و می توانند در شروع کارشان از آنها صرف نظر نمایند . ضمنا نداشتن ویندسیور موجب می شود که میزان بلندی (Volume) صدا در این گونه سازدهنی ها کمتر باشد و به همین خاطر برای اجراهای زنده مناسب نیستند ولی در شرایطی که بخواهید در محیطی بدون سروصدا تمرین نمایید و دیگران را با صدای سازتان آزرده نکنید ، به کارتان می آیند! در ادامه این مقاله به هر دو نوع سازدهنی کروماتیک اشاره می کنیم :

1- سازدهنی های کروماتیک بدون ویندسیور :

مدل 10 سوراخه سوان (Swan)

یک مدل نسبتاً خوب از این نوع ساز دهنی ها ، مدل ده سوراخه ای با نام M1040 از شرکت چینی Swan است که با قیمتی در حدود 25-15 هزار تومان به فروش می رسد. توجه داشته باشید که در بازار ایران حداقل دو مدل سازدهنی کروماتیک سوان (Swan) وجود دارد: یکی همین مدل 10 سوراخه و بدون ویندسیور که معمولا درپوش های نقره ای رنگ دارد و دیگری مدل 12 سوراخه ای که واجد ویندسیور است و معمولا درپوش هایش به رنگ طلایی است . اولین مدل های کروماتیک 10 سوراخه شرکت سوان که چند سال پیش وارد ایران شد ، به رنگ نقره ای بود و مدل های 12 سوراخه نیز بیشتر به رنگ طلایی به فروش می رسید . اما در سال های اخیر هر دو مدل سازدهنی در هر دو رنگ طلایی و نقره ای به بازار عرضه شده اند . برای اطلاع بیشتر از مدل های مختف سازدهنی های کروماتیک مارک سوان می توانید به این صفحه مراجعه نمایید .
SwanM1040



هنرجویانی که نواختن ساز دهنی را با مدل های بدون ویندسیور و ارزان قیمت آغاز نمایند، بعد از مدتی تمرین با شیوه درست نواختن تک نت ها (Single Notes) و روش صحیح نفس گیری بر روی سازدهنی آشنا می شوند و همچنین به تدریج قادر می شوند کنترل بیشتری بر روی میزان ترشح بزاق دهان پیدا کنند. با رسیدن به این مرحله از مهارت نوازندگی زمان مناسبی فرا می رسد تا نوازندگان تازه کار یک ساز دهنی کروماتیک دارای ویندسیور را انتخاب و تهیه نمایند چرا که در این زمان یاد گرفته اند از فوت کردن شدید در ساز دهنی (که می تواند به زبانه های فلزی آن آسیب وارد کند ) پرهیز کنند و همچنین از ترشح بیش از حد بزاق دهان در حین نواختن (که موجب چسبندگی ویندسیورها و مشکلات بعدی خواهد شد) اجتناب نمایند.

یک نکته جالب در مورد سازدهنی های بدون ویندسیور این است که شرکت های هونر و سایدل هم به تولید آنها روی آورده اند . به عنوان مثال در وب سایت شرکت هونر یک مدل کروماتیک 10 سوراخه و فاقد ویندسیور معرفی شده است که شماره مدل آن مشابه مدل 10 سوراخه شرکت سوان است (M1040) ولی با قیت بالاتری عرضه می شود . این مدل سازدهنی ، ساخت آلمان نیست بلکه در کشور چین و تحت لیسانس شرکت هونر ساخته می شود و به همین جهت بر روی جعبه آن عبارت “By Hohnica” دیده می شود . تصویر این مدل را که Educator (با معنای لغوی : ساز تعلیمی یا مشقی) نام دارد و هنوز وارد ایران نشده است مشاهده نمایید .
HohnerEducator



راهکار دیگری که می توان به نوازندگان مبتدی پیشنهاد کرد این است که اصول مقدماتی نوازندگی را بر روی یک ساز دهنی دیایونیک تمرین نمایند و بعد از غلبه بر دو مشکلی که در بالا عنوان شد، به سراغ یک ساز دهنی کروماتیک از نوع دارای ویندسیور بروند. اما اگر هدف اصلی شما نوازندگی در سبک های کلاسیک ،جز و پاپ باشد (سبک هایی که بیشتر با ساز دهنی کروماتیک سر و کار دارند) بهتر است از همان ابتدا با ساز دهنی کروماتیک شروع کنید؛ نه این که ابتدا به فراگیری نواختن ساز دهنی دیاتونیک بپردازید و بعد نوع سازتان را به کروماتیک تغییر دهید. مخصوصاً با در نظر گرفتن این که هزینه پرداخت شده برای خرید یک ساز دهنی Swan مدل M1040 تقریباً معادل هزینه ای است که برای خرید یک ساز دهنی دیاتونیک می پردازید.

– سازدهنی های کروماتیک دارای ویندسیور :

مدل Super Chromonica 270

همانطور که در بین ساز دهنی های دیاتونیک 10 سوراخه ، مدل Marine Band (از شرکت Hohner) به عنوان یک مدل کلاسیک شناخته شده و توسط گروه زیادی از نوازندگان مورد استفاده قرار گرفته است ، در میان ساز دهنی های کروماتیک هم مدل 12 سوراخه Super Chromonica 270 (از شرکت هونر) به عنوان یک مدل کلاسیک شناخته می شود که طرفداران زیادی دارد و بسیاری از نوازندگان ساز دهنی ترجیح می دهند حداقل یک نمونه از این مدل را داشته باشند. در واقع اواین نمونه از سازدهنی کروماتیک که در دهه 1920 توسط شرکت هونر عرضه شد ، مدل 10 سوراخه ای بود که Chromonica 260 نام گرفت (برای آشنا شدن با صدای این مدل به آهنگ Steress Polka با اجرای Rene Giessen گوش دهید) و بعدها مدل 12 سوراخه آن نیز ارائه شد که در بین علاقه مندان سازدهنی با نام Super Chromonica شناخته شد . این مدل را – که به اختصار "مدل 270" نیز نامیده می شود - در حال حاضر می توانید با هزینه ای در حدود 150-130 هزار تومان تهیه نمایید اما انتظار نداشته باشید در قبال پرداخت این مبلغ نسبتاً زیاد (در مقایسه با مدل M1040 از شرکت Swan)، سازی با کیفیت بسیار عالی و ممتاز نصیبتان شود! هر چند این مدل به وضوح از کیفیت بالاتری در مقایسه با مدل M1040 برخوردار است و به خاطر داشتن ویندسیور میزان نشتی هوا (Air Leak) در آن کمتر است به طوری که اگر موقع نواختن این سازدهنی دست هایتان را بر روی درپوش (Coverplate) های آن قرار دهید ، به راحتی می توانید عبور جریان هوا را از زیر درپوش های سازدهنی احساس نمایید !

SuperChromonica



در واقع این مدل با این که صدای بسیار خوب و دلنشینی دارد و کاربرد آن در آثار بسیاری از نوازندگان بزرگ و قدیمی به بخشی از خاطرات جمعی علاقه مندان ساز دهنی تبدیل شده است ، اما از نظر کیفیت و مرغوبیت جزو مدل های معمولی شرکت هونر است که قابل مقایسه با مدل های 12 سوراخه بهتری مانند Toots Hard Bopper , Toots Mellow Tone یا سری CX – 12 نمی باشد . به همین خاطر یک پیشنهاد مناسب برای نوازندگان مبتدی که به دنبال ساز دهنی کروماتیک از نوع دارای ویندسیور با قیمتی مناسب تر هستند این است که به سراغ مدل 12 سوراخه شرکت Swan بروند : مدل 1248 .

مدل 12 سوراخه سوان (Swan)

این مدل که با نام M1248 شناخته می شود و با قیمتی حدود 50-40 هزار تومان عرضه می شود ، به نسبت قیمتش کیفیت نسبتاً مناسبی دارد و یکی از بهترین ویژگی هایش این است که میزان پاسخدهی (Responsiveness) آن در هر سه اکتاو تقریباً برابر است و این خصوصیت نواختن آن را برای نوازندگان تازه کار آسان تر می نماید . منظور از پاسخدهی میزان جریان هوایی است که برای به صدا درآوردن یک نت با شدت و بلندی صدای معینی موردنیاز است . در برخی مدل های سازدهنی کروماتیک که از کیفیت پایین تری برخوردار هستند ، میزان پاسخدهی در اکتاو پایینی و میانی فرق می کند به طوری که مثلا وقتی از سوراخ شماره 2 به سوراخ شماره 6 بروید باید شدت جریان هوای نفستان را با تلاشی آگاهانه تغییر دهید تا شدت و بلندی صدای هر دو نت در حد و اندازه های برابر شنیده شود. خوشبختانه این مشکل در ساز دهنی کروماتیک 12 سوراخه Swan کمتر به چشم می خورد و میزان پاسخدهی نت ها در اکتاوهای مختلف تقریباً به یک اندازه است . مزیت دیگر این مدل برای نوازندگان مبتدی این است که درپوش (Coverplate) هایش سرتاسر صفحات زبانه دار (Reedplates) را می پوشانند و برخلاف مدل Super Chromonica 270 از لبه های تیزی برخوردار نیستند و به همین خاطر در هنگام تماس با لب های نوازنده موجب ناراحتی و آزار وی نمی شوند .

Swan1248



مدل Chrometta 12

مدل کروماتیک دیگری از شرکت هونر وجود دارد که قیمت آن تقریباً نصف قیمت مدل 270 است . این مدل 12 سوراخه Chrometta 12 نام دارد و می تواند ساز مناسبی برای شروع باشد خصوصاً این که به اعتقاد بسیاری از علاقه مندان از جنس صدای زیبا و دلنشینی نیز برخوردار است . مدل کرومتا (Chrometta) نخستین بار در سال 1956 توسط شرکت هونر معرفی شد و به خاطر نوآوری در طراحی آن مورد توجه قرار گرفت . در این مدل سازدهنی قطعه دهنی (Mouthpiece) در بدنه سازدهنی ادغام شده است و به آن شکلی که در سایر سازدهنی های کروماتیک دیده می شود وجود ندارد . اما یک ایراد جدی هم به این مدل وارد است و آن عریض بودن نامتعارف سوراخ های آن است که با فاصله اندک بین سوراخ های مجاور همراه شده است . به خاطر همین قضیه ، عادت کردن به نواختن تک نت ها (Single Notes) با این مدل ساز دهنی قدری دشوار است ولی البته با قدری تمرین و پشتکار می توان بر این مشکل غلبه کرد . نویسنده این مطلب به خاطر می آورد که بعد از خریدن یک مدل Chrometta خود را سرزنش می کرد که چرا چنین ساز دهنی عجیب و غریبی را خریده است اما بعد از سپری شدن مدتی که توانستم به نواختن آن عادت کنم ، دیگر به این جنبه از مسأله فکر نمی کردم و صرفاً از صدای زیبای سازم لذت می بردم ! در ضمن جنس بدنه (Comb) مدل Chrometta از پلاستیک است که در مقایسه با بدنه چوبی مدل 270 دوام بیشتری دارد . حسن دیگر مدل کرومتا این است که اسلاید (Slide) آن با نیروی اندکی به سمت داخل جابجا می شود و کار کردن با آن برای نوازندگان تازه کار آسان تر است . هرچند این ویژگی تا حدی با ضعیف تر بودن فنر پشت اسلاید نیز ارتباط دارد و در واقع فنر این مدل سازدهنی زودتر از سایر مدل های کروماتیک Hohner خراب می شود . ویژگی دیگر این مدل که می تواند برای نوازندگان مبتدی مفید و جالب توجه باشد آن است که بر خلاف مدل 270 که درپوش ها و صفحات زبانه دارش گوشه های تیزی دارد ، درپوش های مدل کرومتا سرتاسری هستند و از گوشه های مدوری برخوردارند (مثل مدل Swan1248 ) و کمتر موجب آزردگی لب ها در حین نوازندگی می شوند .

Chrometta12



این مدل سازدهنی امروزه در کشور چین ساخته می شود (و به همین خاطر روی جعبه آن عبارت Made In Germany به چشم نمی خورد! ) و به خاطر قیمت مناسبی که دارد به عنوان یک مدل نسبتا خوب برای نوازندگان تازه کار و مبتدی قابل توصیه است .

برای آشنایی بیشتر با جنس صدای این مدل سازدهنی می توانید این کلیپ تصویری را که توسط یک نوازنده آماتور تهیه شده است تماشا کنید (یا یا آن را به فرمت FLV مستقیما از اینجا دریافت نمایید ) . آهنگی که می شنوید آهنگ معروف Moon River از آثار هنری مانچینی (Henri Mancini) است که در سال 1961 برای فیلم صبحانه در تیفانی ساخته شده بود .

به طور خلاصه پیشنهاد ما به نوازندگان مبتدی که می خواهند نواختن ساز دهنی کروماتیک را برای اولین بار تجربه کنند این است که با یکی از این سه مدل بالا شروع نمایند. هیچ کدام از این سه مدل از کیفیت عالی و ممتازی برخوردار نیستند اما برای یک نوازنده مبتدی از کیفیت قابل قبولی برخوردار هستند و با توجه به قیمت مناسبی که دارند انتخاب مناسبی برای این دسته از نوازندگان محسوب می شوند .

البته اخیراً شرکت هونر مدل ارتقا یافته ای از ساز دهنی کروماتیک 270 را با نام 270Deluxe معرفی کرده است که هنوز وارد بازار ایران نشده ولی با چک کردن سایت های خارجی فروش آنلاین ساز دهنی (مانند وب سایت Coast2Coast Music که می توانید در آن قیمت جهانی بسیاری از مدل های متنوع سازدهنی را پیدا کنید) به نظر می رسد که قیمت آن در حدود 30-25 دلار از مدل 270 معمولی گران تر باشد . مدل 270Deluxe در مقایسه با مدل 270 کلاسیک از مزایای زیر برخوردار است :

- استفاده از پیچ به جای میخ (Nail) های کوچک برای اتصال درپوش های سازدهنی به بدنه آن (که کار نگهداری و تعمیر ساز دهنی را آسان تر می سازد)
– استفاده از زبانه های فلزی ضخیم تر (با ضخامت 1.20mm به جای 1.05mm ) و طویل تر (که طول عمر و دوام بیشتری به آن می دهد)
– کیفیت بهتر اسلاید (Slide) و همچنین قابلیت نصب آن به صورتی که شستی ساز دهنی در سمت نزدیک به سوراخ شماره 1 باشد (قابل استفاده برای افراد چپ دست)
- گرد بودن سوراخ های تعبیه شده در قطعه دهنی (Mouthpiece) در مقایسه با سوراخ های چهارگوش مدل 270 کلاسیک (سوراخ های گرد راحتی بیشتری را در زمان نواختن ساز دهنی به ویژه در روش Tongue Block به همراه دارند)
- میزان پاسخدهی (Responsiveness) بیشتر (به ویژه در اکتاو بالایی) و پاسخدهی یکنواخت تر در هر سه اکتاو در کنار نشتی هوای (Air Leak) کمتر (هر چند این دو مشکل به طور کامل در مدل 270Deluxe برطرف نشده اما در مقایسه با مدل 270 معمولی کمتر شده است)

270Deluxe



با اینکه نویسنده این مطلب هنوز مدل 270Deluxe را از نزدیک ندیده است و آن را امتحان نکرده است ، اما با خواندن بررسی های کارشناسانه ای که بر روی آن انجام گرفته و همچنین با در نظرگرفتن مزایایی که برای آن ذکر شده است ، به نظر می رسد پرداخت 30 هزار تومان بیشتر ارزش تصاحب چنین سازی را داشته باشد و آن را برای افرادی که علاقه خاصی به صدای کلاسیک مدل 270 دارند ، به انتخابی مقرون به صرفه تبدیل می نماید .

برای آشنایی بیشتر با جنس صدای این مدل سازدهنی می توانید این کلیپ تصویری را که توسط یک نوازنده آماتور تهیه شده است تماشا کنید (یا یا آن را به فرمت FLV مستقیما از اینجا دریافت نمایید ) . آهنگی که می شنوید آهنگ معروف Isn’t She Lovely از ساخته های استیوی واندر (Stevie Wonder) است که قبلا در همین وب سایت در مورد آن صحبت کرده بودیم .

سخن پایانی

به یاد داشته باشید که این مقاله برای نوازندگان "تازه کار" و با توجه به شرایط "فعلی" بازار فروش سازدهنی (اوایل سال 1390) در داخل "ایران" تهیه و تنظیم شده است . مثلا اگر زمان نگارش این مطلب به 5 سال پیش بر می گشت ، در بخش سازدهنی دیاتونیک مدل Special20 یا Big River را معرفی می کردیم چون در آن زمان در بازار داخل کشور با قیمت مناسبی قابل تهیه بود و مدل های جدیدتر شرکت هونر مانند 150th Anniversary یا مدل Alabama Blues (Allan Scott) هنوز موجود نبود .

Special20



مدل های خاصی که در این مقاله به نوازندگان مبتدی پیشنهاد داده ایم ، همگی در یک ویژگی مشترکند : نشتی هوا (Air Leak) زیادی ندارند ! توصیه ما به نوازندگان مبتدی این است که از سازدهنی هایی که نشتی هوای زیادی دارند پرهیز نمایند چون نواختن این گونه سازدهنی های نامرغوب نیاز به نفس زیادی دارد ، معمولا صدای دلنشین و خوشایندی تولید نمی کند و یادگیری برخی تکنیک ها بر روی آنها دشوار است . همان طور که اشاره کردیم نواختن این نوع سازدهنی ها فقط در مواردی مانند آشنایی مقدماتی با نواختن سازدهنی ، یاد گرفتن نحوه اجرای تک نت ها و گاهی در مراحل مقدماتی فراگیری تکنیک بندینگ (Bending) یا شیوه کار کردن با اسلاید (Slide) در سازدهنی های کروماتیک می تواند مفید واقع شود . به جز مدل های سوان (Swan) که ممکن است نشتی هوای آنها از نظر برخی نوازندگان بیشتر از حد مطلوب باشد ، بقیه مدل هایی که در این مقاله معرفی کردیم از این جنبه مشکلی ندارند و می توانید با خیال راحت به سراغ آنها بروید!

در ضمن با این که برای توصیف مدل های معرفی شده در این مقاله از بررسی های کارشناسانه ای که در وب سایت های معتبر سازدهنی وجود دارد استفاده شده است ، اما به هر حال تجارب شخصی نویسنده نیز در انتخاب و معرفی برخی مدل های خاص تاثیر گذار بوده است . ممکن است یک نوازنده یا مدرس موسیقی نظری کاملا متفاوت با مطالب عنوان شده در این مقاله داشته باشد که برگرفته از میزان آگاهی ، سلیقه موسیقایی و تجربیات شخصی و آموزشی وی در این زمینه باشد . به طور کلی بهتر است برای انتخاب نوع و مدل مناسب سازدهنی در شروع کار همواره به این سه عامل توجه داشته باشید : سبک موسیقی مورد علاقه تان ، منابع آموزشی که در دسترس دارید و استفاده از نظرات و توصیه های مدرس موسیقیتان . پس از مدتی که آموزش های مقدماتی را پشت سر گذاشتید و با نحوه نواختن انواع سازدهنی بیشتر آشنا شدید ، می توانید به سراغ مدل های مختلف بروید و هر یک از آنها را شخصا امتحان کنید تا در نهایت به یک انتخاب مناسب و ایده آل از دیدگاه خودتان دست یابید .

ترجمه و گردآوری : دلتا فریک – تیر 1390

مطالب مرتبط :

سازدهنی : ساختمان ، صدادهی و طبقه بندی

سازدهنی دیاتونیک : ساختمان ( قسمت اول قسمت دوم )

سازدهنی ترمولو (Tremolo Harmonica)

سازدهنی کروماتیک : ویندسیور ها (Windsavers)

سازدهنی ایرلندی (Irish Harmonica)

آموزش سازدهنی در اینترنت : سطح مقدماتی

آموزش سازدهنی در اینترنت : سطح متوسطه

بررسی کتاب های آموزش سازدهنی در ایران (مقاله ای پنج قسمتی که در سال 1386 در وب سایت هارمونی تاک منتشر شده بود) : قسمت اول - قسمت دوم - قسمت سوم - قسمت چهارم - قسمت پنجم

روش پاکر (Pucker) در نواختن سازدهنی
Pucker2

بسیاری از افرادی که می خواهند برای اولین بار نواختن سازدهنی را تجربه کنند ، با پرسش هایی از این دست روبرو میشوند: چگونه باید صدای سازدهنی را درآورم؟ شماره هایی که در جلوی هر سوراخ ساز دهنی نوشته شده چه کاربردی دارد؟ چگونه می توان با ساز دهنی آکورد (Chord) و تک نت (Single Note) نواخت؟ آیا کوچک بودن اندازه سوراخ های ساز دهنی و فاصله کم بین سوراخ ها نواختن تک نت ها را دشوار نمی کند؟ شیوه صحیح نواختن ساز دهنی و نحوه تنفس در حین نواختن آن کدام است؟ روش های پاکر ، لیپ بلاک و تانگ بلاک چه مفهوم و کاربردی دارند؟ در این مقاله قصد داریم تا ضمن پاسخ به سؤالاتی از این دست ، اشاره ای هم به انواع مختلف آرتیکولیشین و تکنیک مهم Dip Bend داشته باشیم که کاربرد زیادی در روش پاکر دارند .

اما قبل ا ز توضیح بیشتر لازم است به مساله مهمی در ارتباط با فن نوازندگی سازدهنی و نحوه آموزش آن اشاره نماییم . اصولا آموزش دادن طرز نواختن سازدهنی و شیوه اجرای تکنیک های مختلف آن به دیگران امری دشوار است چرا که بخش عمده ای از فرآیند پیچیده ای که منجر به تولید و پرداخت اصوات گوناگونی از سازدهنی می شود ، در داخل دهان نوازنده رخ می دهد و حتی خود نوازنده هم قادر به دیدن آنچه در فضای داخل دهانش می گذرد نیست چه برسد به این که بخواهد آن را به فردی دیگر هم نشان بدهد . به عنوان مثال ممکن است شما از نوازنده بزرگی راجع به نحوه اجرای یک تکنیک خاص سوال کنید و او قادر نباشد پاسخ مناسب و مفیدی به شما بدهد !

در واقع آموزش سازدهنی تا همین چند دهه پیش حالتی بسیار مرموز و اسرار آمیز داشته است وگوش دادن به آثار نوازندگان بزرگ و تلاش برای تقلید کردن از اصواتی که در آهنگ های برجای مانده از آنها به گوش می رسید تنها راه جدی برای فراگیری هنر نوازندگی سازدهنی در سطوح پیشرفته بوده است . به همین خاطر ممکن است در کتاب های مختلف روش های متفاوتی برای شیوه صحیح نواختن سازدهنی یا اجرای تکنیک های مختلف ذکر شده باشد که هر کدامشان در جای خود مناسب و به درد بخور باشند . حتی ممکن است برای اسم بردن از یک تکنیک واحد از نام های متفاوتی استفاده شود در حالی که همه آنها به مفهومی یکسان اشاره داشته باشند (در ادامه همین مقاله با اسامی مختلفی که برای اشاره به روش پاکر به کار می روند آشنا خواهید شد) . قضیه نام ها واسم ها به کنار ، در برخی موارد حتی مهم نیست که سازدهنی را به کدام روش بنوازید یا فلان تکنیک را به چه شیوه ای اجرا نمایید ؛ آن چیزی که مهم است این است که "صدای مورد نظرتان تامین شود" – صدایی که کیفیت آن به عواملی مانند سلیقه و نظر شخصی یک نوازنده و مقتضیات هنری یک سبک خاص از موسیقی ارتباط دارد .

واقعیت مهم و جالب دیگری که در مورد سازدهنی وجود دارد این است که برخی اصول مقدماتی نوازندگی که به هنرجویان مبتدی آموزش داده می شود ، ممکن است در سطوح عالی تر نوازندگی نقض شود ! مثلا یک اصل اساسی که نوازنده تازه کار باید برای یادگیری آن تلاش نماید نواختن دقیق تک نت ها و اجتناب از صدای جفت نت ها است . اما وقتی که نوازنده با صرف زمان و انجام دادن تمرینات مربوطه بر نواختن تک نت ها مسلط شد ممکن است متوجه شود که در برخی موارد لازم است نتی را به روش دوبل یا جفت نت اجرا نماید . در این صورت لازم است نوازنده یک بار دیگر به عقب برگردد و عادت به نواختن تک نت ها را کنار بگذارد تا بتواند در نواختن جفت نت ها نیز مهارت پیدا کند . مثال دیگر نحوه جابجا شدن از یک سوراخ به سوراخ دیگر است : در ابتدای آموزش به همه هنرجویان تاکید می شود که برای رفتن از یک سوراخ به سوراخ دیگر ، خودشان را عادت دهند که فقط سازدهنی را حرکت دهند و از حرکت دادن سرشان اجتناب نمایند . اما وقتی به تکنیک شیک (Shake) می رسند متوجه می شوند که بهتر است به جای سازدهنی ، سرشان را حرکت دهند !

مختصر عرض کنیم : برخی اصول مطرح شده در مورد نوازندگی سازدهنی اصولی قطعی ، مطلق و همیشه ثابت نیستند و ممکن است گاهی توسط نوازنده نقض شوند . مهارتی که در یک جا به عنوان نقطه قوت مطرح می شود ممکن است در جایی دیگر کارکرد عملی خود را از دست بدهد و حتی به یک نقطه ضعف تبدیل شود . به تعبیر امروزی ها شخصیت سازدهنی یک "شخصیت خاکستری" است که خوبی یا بدی مطلق در موردش مصداق ندارد و هر مهارتی در نوازندگی آن به طور نسبی و در ارتباط با اقتضائات اجرای آهنگ در همان لحظه تعیین می شود . نوازنده خوب کسی است که از تمام ویژگی های این طیف خاکستری آگاهی داشته باشد و بتواند هر یک از آنها را در جای مناسب خود به کار گیرد .

با توجه به مجموعه موارد فوق نویسنده این مطلب کوشیده است تا با ارائه توصیفاتی دقیق و جزئی و کمک گرفتن از تصاویر و نمونه های صوتی متعدد (که از منابع آموزشی مختلف تهیه شده اند) بتواند درک مطالب مورد نظرش را برای خواننده این مقاله آسان تر نماید . هرجا که مقدور بوده به اسامی و نام های مختلفی که برای اشاره به تکنیک های گوناگون نوازندگی سازدهنی به کار می رود اشاره شده است تا علاقه مندان سازدهنی در صورت مراجعه به منابع آموزشی مختلف دچار تردید و سردرگمی در فهم مطالب نشوند . و در ضمن با توجه به این که در هنر نوازندگی سازدهنی روش های مختلفی برای رسیدن به یک هدف واحد وجود دارد ، سعی کرده ایم تا به موارد استثنا و یا کمتر متداولی که در شیوه اجرایی برخی نوازندگان بزرگ دیده می شود نیز اشاره نماییم . با این که مقاله حاضر کمی طولانی و مفصل شده است ، ولی در عوض تمامی مطالب مرتبط با نواختن تک نت ها را به شکلی تقریبا جامع پوشش داده است . به همین خاطر لازم نیست کل مقاله را در یک نشست بخوانید و یا انتظار داشته باشید که یکشبه بر تمامی موارد آموزش داده شده تسلط پیدا کنید . در واقع مسلط شدن بر همه نکات عنوان شده در این نوشتار ممکن است به چندین هفته تا چند ماه تمرین و ممارست نیاز داشته باشد .

سه حالت اجرایی مختلف در نواختن سازدهنی : تک نت ، جفت نت و آکورد

ساز دهنی جزو معدود سازهای بادی است که از قابلیت نواختن آکورد (Chord) نیز برخوردار است (هر چند به شکلی محدود). مثلاً با فلوت یا نی، ترومپت یا ساکسفون هیچ وقت نمی توانید آکورد بنوازید اما با ساز دهنی می توانید هم آکورد اجرا کنید (با نواختن همزمان چند سوراخ مجاور هم) و هم نت های تکی یا تک نت (با نواختن صرفاً یک سوراخ) . تفاوت بین این چند حالت اجرایی در واقع بستگی به این دارد که نوازنده تا چه اندازه دهانش را باز کند:

- اگر دهانش را فقط به اندازه یک سوراخ ساز دهنی باز کند، جریان هوا فقط از یک سوراخ عبور می کند و در این حالت تنها صدای یک نت شنیده می شود که اصطلاحاً به آن تک نت (Single Note) گفته می شود.

- اگر نوازنده دهانش را به اندازه دو سوراخ باز کند، جریان هوا همزمان از دو سوراخ مجاور عبور می کند و در نتیجه صدای دو نت به طور همزمان شنیده می شود که به این حالت اصطلاحاً نواختن جفت نت یا نت های دوبل (Double Notes) گفته می شود.

- و بالاخره اگر دهان نوازنده سه سوراخ (یا بیشتر) را در برگرفته باشد، جریان هوا به طور همزمان از سه سوراخ (یا بیشتر) عبور می کند و منجر به تولید آکورد (Chord) می شود.

اگر از نزدیک به یک ساز دهنی دیاتونیک یا کروماتیک نگاه کنید متوجه می شوید که اندازه سوراخ ها و فاصله بین آنها بسیار کوچک است. پهنای هر سوراخ در ساز دهنی دیاتونیک معمولاً 4-3 میلی متر و در ساز دهنی کروماتیک 8-6 میلی متر است و فاصله بین سوراخ های مجاور نیز معمولاً 3-2 میلی متر بیشتر نیست. بنابراین مشخص می شود که با یک ساز ظریف در ابعادی میلی متری سر و کار داریم .

کافی است نوازنده 4-3 میلی متر بیشتر از حد لازم دهانش را باز کند تا صدای ساز از حالت تک نت به حالت جفت نت تغییر کند! به همین خاطر است که نواختن تک نت ها برای افرادی که نخستین بار ساز دهنی را در دست می گیرند امری دشوار است و معمولاً به جای تک نت، صدای جفت نت از سازشان شنیده می شود. البته نواختن تک نت آن قدرها هم دشوار نیست و با چند جلسه تمرین می توان آن را یاد گرفت. نکته مهم این است که نوازنده قادر باشد به صورت «ارادی» بین این سه حالت اجرایی (نواختن تک نت، جفت نت و آکورد) تغییر حالت دهد تا هر جا که اراده کرد بتواند از آنها استفاده نماید.

برای این که بتوانید به تسلط ارادی بر این سه حالت اجرایی برسید لازم است که در ابتدا به یک شناخت مقدماتی از صدای منحصر به فرد هر کدام از آنها دست پیدا کنید و اصطلاحا گوشتان را به هر یک از آنها عادت دهید . خوشبختانه نوازندگان مبتدی هم با این که هنوز بر این سه حالت اجرایی تسلط نیافته اند ، می توانند با کمک گرفتن از روشی موسوم به فینگر بلاک (Finger Block) با این سه حالت اجرایی در نوازندگی ساز دهنی بیشتر آشنا شوند.

روش فینگر بلاک (Finger Block)

همان طور که گفتیم، یک نوازنده خوب ساز دهنی قادر است به راحتی و چالاکی بین سه حالت نواختن تک نت، جفت نت و آکورد جابجا شود و در واقع به خوبی می داند که دهانش را در هر حالت باید به چه اندازه باز کند تا بتواند یک یا دو یا سه سوراخ ساز دهنی (یا بیشتر) را به صدا درآورد .

طبعاً فردی که برای اولین بار سازدهنی را در دست می گیرد هنوز به این تسلط تکنیکی نرسیده است که بداند مقدار بازشدن دهان در این سه حالت باید چقدر باشد. پیشنهاد ما برای این دسته از افراد این است که از روش فینگر بلاک (Finger Block) استفاده نمایند :

یک ساز دهنی دیاتونیک 10 سوراخه را در بردارید و به صورت افقی در جلوی صورتتان نگه دارید. دقت کنید که شماره سوراخ های ساز دهنی به سمت بالا باشد و سوراخ شماره 1 در سمت چپ قرار بگیرد. دو انتهای سمت راست و چپ ساز دهنی را بین انگشتان شست و میانی هر دست نگه دارید. حالا با انگشت اشاره دست چپ سه سوراخ اول ساز دهنی را بپوشانید (اگر ساز دهنی کروماتیک دارید سوراخ های شماره 4-1 را بپوشانید) و با انگشت اشاره دست راست سوراخ شماره 7 و سوراخ های بالاتر از آن را بپوشانید (در ساز دهنی کروماتیک سوراخ های شماره 8 و بالاتر پوشانده می شوند). همان طور که می بینید ، در این حالت فقط سه سوراخ از کل سوراخ های ساز دهنی توسط انگشت پوشانده نشده اند. اگر در این حالت دهانتان را بر روی ساز دهنی قرار دهید و به درون آن بدمید هر سه سوراخ مزبور همزمان به صدا در می آیند و صدای یک آکورد شنیده میشود. در واقع شبیه به حالتی است که نوازنده دهانش را به اندازه سه سوراخ باز کرده باشد و به نواختن آکورد پرداخته باشد.

حالا انگشت دست راست را به اندازه یک سوراخ به سمت چپ ببرید تا سوراخ شماره 6 را نیز بپوشاند (سوراخ شماره 7 در ساز دهنی کروماتیک). اگر در این حالت به داخل ساز دهنی فوت کنید صدای دو سوراخ شنیده می شود و در واقع شما موفق به نواختن جفت نت شده اید.

در مرحله بعد انگشت اشاره دست راست را باز هم یک سوراخ دیگر جلوتر ببرید: در این حالت به جز سوراخ شماره 4 (سوراخ شماره 5 در ساز دهنی کروماتیک) تمام سوراخ های مجاور آن توسط انگشتان دست مسدود شده اند و با دمیدن به داخل ساز دهنی فقط صدای یک نت شنیده می شود. در این حالت شما توانسته اید یک تک نت را با موفقیت اجرا نمایید.

تمرین سه مرحله ای فوق را چندین بار انجام دهید و در هر مرحله با دقت به صدای سازتان گوش دهید تا گوشتان با صدای تک نت، جفت نت و آکورد بیشتر آشنا شود. علاوه بر حالت فوت یا دمش (Blow)، این تمرین را در حالت مکش (Draw) نیز انجام دهید. بهتر است تمرین به روش فینگر بلاک را به صورت چهار مرحله ای نیز انجام دهید یعنی علاوه بر سه حالت اجرایی فوق، نواختن همزمان 4 سوراخ را نیز تمرین کنید و مثلاً سوراخ های شماره 7-4 یک ساز دهنی دیاتونیک را به طور همزمان به صدا درآورید. سپس همین تمرین را بر روی سوراخ های شماره 4-1 نیز انجام دهید تا با صدای آکورد در اکتاو پایین نیز آشنا شوید.

هدف از انجام این تمرین برای نوازندگان مبتدی این است که گوششان با تفاوت این سه حالت اجرایی در نوازندگی ساز دهنی آشنا شود. لازم نیست که صدای هر تک نت یا جفت نتی را دقیقاً به خاطر بسپارید بلکه کافی است تا بتوانید صدای خاص مربوط به هر یک از این سه حالت را از هم افتراق دهید .

نواختن آکورد در سازدهنی

همانطور که تاکنون متوجه شده اید، با نواختن سه سوراخ (یا بیشتر) در ساز دهنی می توان صدای آکورد از ساز دهنی تولید کرد . سازدهنی از معدود سازهای بادی (و تنها ساز بادی رایج در موسیقی غربی) است که از قابلیت نواختن آکورد برخوردار است و به همین خاطر یک نوازنده خوب سازدهنی باید علاوه بر نواختن تک نت ها در نواختن آکورد نیز مهارت داشته باشد . سوالی که در اینجا پیش می آید این است که آیا آموزش سازدهنی بهتر است با آکورد ها شروع شود یا با تک نت ها؟

با این که آموزش سازدهنی در بسیاری از کتاب ها با مبحث تک نت ها شروع شده است ، اما برخی از مدرسان و نوازندگان صاحب نام سازدهنی اعتقاد دارند افرادی که برای نخستین بار می خواهند نواختن سازدهنی را تجربه نمایند بهتر است این کار را با نواختن آکورد ها آغاز نمایند . به عنوان مثال می توان از جان گیندیک (Jon Gindick) که نویسنده مجموعه ای از پرفروش ترین کتاب های آموزشی سازدهنی است و جری پورتنوی (Jerry Portnoy) که از نوازندگان افسانه ای سازدهنی بلوز محسوب می شود نام برد که عقیده دارند بهتر است آموزش سازدهنی (به ویژه سازدهنی دیاتونیک) با مبحث آکورد شروع شود و بعد به سراغ تک نت ها رفت . به قول جری پورتنوی ، رعایت نکردن این ترتیب خاص به این می ماند که بخواهیم گاری را در جلوی اسب قرار بدهیم !

حسن بزرگ این کار این است که چون سازدهنی ذاتا یک ساز آکوردی است ، می توانیم در هر چند سوراخی که پهلوی هم باشند بدمیم و یک آکورد خوش صدا تحویل بگیریم ! یعنی نوازنده مبتدی لازم نیست نگران چند نتی شدن صداها باشد و فکر کند که با این کار ممکن است صدای ناخوشایندی از سازدهنی ایجاد شود . به این ترتیب لازم نیست تمرکز نوازنده تازه کار بر نواختن تک نت ها متمرکز باشد و در عوض می تواند در حین تمرین برای نواختن آکورد ها به درکی مناسب از برخی مفاهیم اساسی دیگر در نواختن سازدهنی برسد . مفاهیم و اصولی مانند روش درست نفس کشیدن ، موقعیت صحیح لب ها و زبان ، استفاده از انواع آرتیکولیشن و سایر مواردی که رعایت کردن آنها برای تولید صدایی خوب از سازدهنی امری لازم و ضروری است از همین دسته اند . در ادامه مقاله به تمام این اصول اشاره خواهیم کرد .

حالا ببینیم چگونه می توان بدون کمک گرفتن از روش فینگر بلاک با ساز دهنی تان آکورد بنوازید. هدف شما در این مرحله باید نواختن آکوردهای 3 تایی باشد:

ابتدا با روش فینگر بلاک سه سوراخ اکتاو میانی ساز دهنی را به صدا درآوید و به دقت به صدای آن گوش دهید. سپس به آهستگی انگشت دست راست را از روی ساز دهنی بردارید و دوباره به داخل ساز دهنی بدمید. آیا صدایی که می شنوید «دقیقاً» همان صدایی است که با روش فینگر بلاک می شنوید؟ در این صورت معلوم می شود دهان شما دقیقاً به اندازه همان سه سوراخ قبلی بازمانده است. اما اگر صدایی شبیه به آکورد 4 تایی می شنوید معلوم می شود که دهانتان به اندازه چهار سوراخ باز است. پس گوشه سمت راست دهانتان را قدری به سمت داخل جمع کنید تا اندازه بازبودن دهانتان کوچک تر شود و به اندازه 3 سوراخ موردنظر برسد.

در مرحله بعد در حالی که مراقب هستید اندازه دهانتان در همین حالت حفظ شود ، انگشت دست چپ را از روی ساز دهنی کنار بکشید و مراحل بالا را تکرار کنید. سعی کنید اندازه دهانتان دقیقاً معادل با 3 سوراخ ساز دهنی باشد تا صدای یک آکورد 3 تایی را بشنوید. در واقع در این حالت گوشه های دهان شما نقش انگشتان شما را در روش فینگر بلاک بازی می کنند و سوراخ های شماره 6-4 (یا 7-5 در ساز دهنی کروماتیک) را از سوراخ های دو طرفشان جدا می کنند.

منتها اگر در همین حالتی که هستید انگشتان اشاره را به طرف گوشه دهان ببرید و به دمیدن داخل سازدهنی ادامه دهید ، متوجه می شوید که مقداری هوا از گوشه های دهان خارج می شود و به انگشتان اشاره شما برخورد می کند (اگر انگشت ها را قدری مرطوب کنید بهتر متوجه این جریان هوا خواهید شد.) در واقع قدری هوا از گوشه های دهان دارد به سمت خارج نشت می کند که نقشی در نواختن ساز ندارد و به این ترتیب قدری از نفس نوازنده را بی جهت به هدر می دهد. برای جلوگیری از این نشت هوا، ساز دهنی را قدری بیشتر به داخل دهان فرو ببرید تا تماس بیشتری بین ساز دهنی و گوشه های دهان برقرار شود. به این ترتیب گوشه های دهان کاملاً دو طرف سوراخ های موردنظر را می پوشانند و دیگر هیچ هوای اضافی از دو طرف دهان به بیرون درز پیدا نمی کند.

استفاده از روش فینگر بلاک برای نواختن آکورد ها به نوازنده مبتدی کمک می کند تا دقیقا بداند دهانش را به اندازه چند سوراخ باز کرده است. اما استفاده از این روش الزامی نیست و یک راه دیگر هم برای نواختن آکوردها به روش صحیح وجود دارد که نیازی به آشنایی قبلی با روش فینگر بلاک ندارد : دهانتان را به اندازه سه یا چهار سوراخ باز کنید و سازدهنی را بین لب هایتان قرار دهید . برای این که مطمئن باشید سازدهنی به اندازه کافی وارد دهان شده است لازم است به وضعیت لب ها توجه دقیقی داشته باشید : اگر بدنه سازدهنی از سطح داخلی لب ها عبور نماید و لب ها در حدود نیمی از در پوش بالایی سازدهنی را بپوشانند ، نشانه آن است که سازدهنی در وضعیت مناسبی قرار دارد و صدای خوبی خواهد داشت . وضعیت دندان ها نسبت به سازدهنی هم می تواند راهنمای خوبی در این مورد باشد : اگر دندان هایتان را به آهستگی به هم نزدیک کنید و آنها با درپوش های سازدهنی برخورد نمایند مشخص می شود که سازدهنی به اندازه کافی وارد دهان شده است . اما اگر سازدهنی به پشت دندان های ردیف جلویی نرسیده باشد و دندان ها بتوانند بر روی هم قرار بگیرند ، معلوم می شود که سازدهنی به اندازه کافی وارد فضای داخل دهان نشده است . تولید صدایی ضعیف و ناخوشایند در این حالت تضمین می شود !

یک نکته مهم برای نوازندگان سازدهنی دیاتونیک : برای جلوگیری از خروج هوا از دو طرف دهان، لازم نیست لب ها و دهان را محکم بر روی ساز دهنی فشار دهید و در واقع باید از این کار پرهیز کنید! چرا که اگر لب هایتان را خیلی محکم دور ساز دهنی حلقه کنید جابجاکردن ساز دهنی برایتان دشوار میشود. نکته کلیدی در اینجا این است که ساز دهنی را باید بیشتر به داخل دهان فرو ببرید به طوری که حداقل نیمی از درپوش (Coverplate) ساز دهنی وارد دهان شده باشد. بسیاری از نوازندگان مبتدی تصور می کنند که لب هایشان باید فقط قسمت کمی از درپوش های ساز دهنی را در بر بگیرد. اما در این صورت، هم احتمال نشتی هوا از گوشه های دهان وجود دارد و هم این که صدای ساز صدایی ضعیف و کم رمق خواهد بود. به عنوان یک اصل کلی ، هر چه ساز دهنی را بیشتر به داخل دهان فرو ببرید صدای سازتان گرم تر و قوی تر خواهد شد و طنین و رسایی بیشتری خواهد داشت.

به همین خاطر لازم است که از همین ابتدای نواختن ساز دهنی، خود را به شیوه صحیح نوازندگی آن عادت دهید: در جلوی یک آینه بایستید و به موقعیت لب هایتان بر روی درپوش های ساز دهنی نگاه کنید. لب ها باید حداقل نیمی از عرض درپوش ها را (در جهت محور جلو به عقب) بپوشانند و به عبارت دیگر حداقل نیمی از عرض ساز دهنی به فضای داخل دهان شما وارد شده باشد. همان طور که بعداً در مورد روش Lip Block اشاره خواهیم کرد، ممکن است لب بالا کل درپوش بالایی ساز دهنی را بپوشاند. همچنین در هنگام نواختن فواصل اکتاو (octave) به روش Tongue Block ممکن است کل ساز دهنی وارد فضای دهان بشود. به هر حال این قاعده کلی را به خاطر بسپارید که هر چه ساز دهنی بیشتر وارد دهان شود صدای آن بهتر خواهد بود. و در ضمن فراموش نکنید که با این که گفتیم ساز دهنی را باید تا حد امکان به داخل دهان فرو برد، ولی در عین حال لب ها باید خیلی شل (Relaxed) باشد و تماس محکمی با درپوش های ساز دهنی نداشته باشد. رعایت این مساله هم جابجایی و حرکت دادن ساز دهنی را آسان تر می کند و هم صدای بهتری به سازتان می بخشد.

یک تبصره و یک توضیح در مورد سازدهنی کروماتیک : اگر به عکس های گرفته شده از نوازندگان سازدهنی کروماتیک توجه نمایید ، می بینید که لب های آنها سطح کمتری از درپوش بالایی سازدهنی کروماتیک را می پوشاند . برای نمونه می توانید به تصویر زیر نگاه کنید که استیوی واندر (Stevie Wonder) را در حال نواختن سازدهنی کروماتیک نشان می دهد .

WonderPucker

و از طرفی دیگر در برخی موارد به نظر می رسد که لب های نوازنده اصولا تماس چندانی با سطح روی درپوش بالایی برقرار نکرده است و صرفا با قطعه دهنی (Mouthpiece) سازدهنی تماس دارد (مانند تصویر زیر که ژان توتس تیلمان (Jean Toots Thielemans) را نشان می دهد) .

TootsPucker

علت این مساله بزرگ تر بودن ابعاد سازدهنی کروماتیک نسبت به سازدهنی دیاتونیک است که باعث می شود نوازنده کمتر بتواند آن را به فضای حفره دهان وارد نماید . بزرگتر بودن نسبی اندازه سازدهنی کروماتیک از دو جهت می تواند بر موقعیت لب ها بر روی سازدهنی تاثیر گذار باشد :

1- اگر یک سازدهنی دیاتونیک مدل Marine Band و یک سازدهنی کروماتیک مدل Super Chromonica 270 را بر روی یک سطح صاف در کنار هم قرار دهید و از پهلو به آنها نگاه کنید متوجه می شوید که ارتفاع سازدهنی کروماتیک در حدود 5 میلیمتر بیشتر از سازدهنی دیاتونیک است .

2- در سازدهنی دیاتونیک لب های نوازنده در تماس مستقیم و بلا واسطه با در پوش های سازدهنی قرار می گیرند در حالی که در سازدهنی کروماتیک یک قطعه دهنی (Mouthpiece) به ضخامت دست کم 5 میلی متر وجود در جلوی درپوش ها تعبیه شده است .

اما مساله فوق الزاما تاثیر نامطلوبی بر صدای سازدهنی نخواهد گذاشت . چون همان طور که در قسمت های بعدی این مقاله اشاره خواهیم کرد ، عوامل دیگری هم در تعیین کیفیت صدای سازدهنی نقش دارند که نوازنده می تواند با رعایت کردن آنها بهترین صدای ممکن را با سازش تولید نماید .

نکات مهمی که باید در زمان نواختن آکورد ها رعایت کنید :

1- اولین نکته ای که با خواندن توضیحات فوق در می یابید آن است که برای نواختن سازدهنی به شیوه صحیح لازم است آن را به اندازه کافی وارد دهان کرد و سطح تماس مناسبی بین سازدهنی و لب ها برقرار کرد . اگر نواختن سازدهنی را با آموختن آکورد ها شروع کرده اید ، سعی کنید از همین ابتدای کار خود را به رعایت کردن این اصل مهم نوازندگی ملزم نمایید چرا که این شرایط در مورد نواختن تک نت ها نیز صدق می کند .

2- از همین حالا یاد بگیرید که از انقباض غیر ضروری لب ها به دور سازدهنی پرهیز نمایید . لب ها باید کاملا راحت و شل (Relaxed) باشند تا سازدهنی بتواند به راحتی در بین آنها بلغزد و از یک سوراخ به سوراخی دیگر منتقل شود . همچنین با رعایت این اصل قادر خواهید بود تا در مواقع لزوم بتوانید لب هایتان را به دلخواه خود از روی سازدهنی بلند نمایید (توضیحات بیشتر در نکته بعدی عنوان شده است) .

3- سعی کنید در زمان نواختن آکوردهای دمشی (Blow Chord) لب بالایی را کمی از روی سازدهنی بلند کنید تا مقداری هوا از بالای سازدهنی به سمت خارج هدایت شود . این کار هم موجب بهتر شدن صدای آکورد های دمشی می گردد و هم فشار کمتری به زبانه های حساس سازدهنی وارد می کند و از خراب شدن زودرس آنها جلوگیری می کند . همچنین در مواقعی که احساس کنید هوای زیادی در ریه هاتان جمع شده است ، می توانید با این روش هوای اضافی را از بالای سازدهنی تخلیه کنید . در ضمن اگر دوست دارید با سازدهنی به تقلید از صدای قطار بپردازید ، حتما لازم است که بر این شگرد خاص مسلط باشید و در حین نواختن آکورد های دمشی لب بالایی را از روی سازدهنی بلند نمایید .

4- شاید مهمترین اصلی که می توانید در حین نواختن آکورد ها یاد بگیرید ، شیوه صحیح نفس کشیدن باشد . بسیاری از نوازندگان مبتدی عادت دارند (یا : عادت می کنند) که در حین نواختن سازدهنی از نوعی الگوی تنفسی سطحی پیروی کنند که حاصلی جز تولید صدایی ضعیف و کم رمق از سازدهنی نخواهد داشت . در این میان تمرین برای نواختن صحیح آکورد ها فرصتی بسیار مغتنم در جهت آموختن شیوه صحیح تنفس محسوب می شود به ویژه این که نوازنده تازه کار لازم نیست تمرکز خود را بر نواختن تک نت ها متمرکز نماید و فراگیری روش صحیح تنفس در این حالت برایش آسان تر است . توضیحات بیشتر در مورد این مساله در قسمت های بعدی همین مقاله عنوان شده است (رجوع کنید به این قسمت از مقاله : صدا و لحن مناسب (Good Tone) در نواختن سازدهنی ) .

5- به اصل باز بودن مجاری هوایی در زمان نواختن سازدهنی توجه داشته باشید . برای این کار لازم است زبان نوازنده در حالتی آرام و بدون هر گونه انقباض ناخواسته در کف دهان قرار بگیرد و فک تحتانی هم پایین داده شود . توضیحات بیشتر در این مورد در بخش مربوط به روش پاکر عنوان شده است اما تمرین بر روی آن را می توانید همزمان با نواختن آکورد ها آغاز نمایید .

6- سعی کنید تمرین بر روی مهارت زبان زدن (Tonguing) و اجرای آرتیکولیشن (Articulation) را همزمان با شروع فراگیری سازدهنی آغاز نمایید . این اصل مهمی است که بسیاری از نوازندگان مبتدی (به ویژه در کشور خودمان) از آن غافل می مانند و برای یاد گرفتن آن از تلاش یا آگاهی کافی برخوردار نیستند . توضیحات مربوط به این مهارت را که در بخش های بعدی این مقاله آورده ایم بخوانید و در مورد آکورد ها به کار ببرید .

7- اگر در نواختن سازدهنی کاملا تازه کار هستید ، در شروع کار لازم نیست بدانید دهانتان دقیقا به چه اندازه باز است . کافی است سازدهنی را در داخل دهان بگذارید و از نواختن آکورد ها لذت ببرید ! اما پس از مدتی که در نواختن آکورد مهارت پیدا کردید بهتر است بر روی اندازه باز بودن دهانتان کار کنید و به تدریج یاد بگیرید که دهانتان را دقیقا به اندازه سه سوراخ یا چهار سوراخ باز نگه دارید . تسلط داشتن بر این قضیه برای کسانی که می خواهند به تقلید صدای قطار(Train Sound) با سازدهنی بپردازند و یا روش تانگ بلاک (Tongue Block) را در نواختن سازدهنی در پیش بگیرند ، کاملا لازم و ضروری است .

انواع آمباشور (Embuchoure) در نواختن تک نت ها

نواختن صحیح تک نت ها (Single Notes) یکی از مهمترین مهارت های بنیادین در نواختن ساز دهنی است چرا که به نوازنده امکان می دهد صدای یک نت را به صورت خالص و شفاف با سازش تولید نماید. برای نواختن تک نت ها با ساز دهنی 3 روش اصلی وجود دارد که عبارتند از : روش پاکر (Pucker) ، روش لیپ بلاک (Lip Block) و روش تانگ بلاک (Tongue Block). از این روشهای مختلف با عنوان آمباشور (Embuchoure) نیز یاد می شود که یک واژه وام گرفته شده از زبان فرانسه و به معنی نحوه به کار گرفتن لب ها، دندان ها، آرواره ها و دهان برای نواختن سازهای بادی تعریف شده است.

هدف ما در این قسمت ارائه توضیحاتی در مورد دو روش اول می باشد و توضیحات مفصل در مورد روش تانگ بلاک را به مقاله های بعدی واگذار می کنیم . در ضمن برای دنبال کردن مطالب این قسمت لازم نیست که سازدهنی را به روش خاصی در درست بگیرید یا از تکنیک های اجرا شده توسط دست ها در زمان نواختن تک نت ها استفاده نمایید . در این مرحله از یادگیری لازم نیست نگران وضعیت دست هایتان باشید ؛ تمرکز خود را به یاد گرفتن نحوه نواختن تک نت ها معطوف نمایید . تنها لازم است دو نکته را رعایت کنید :

1- سازدهنی را به گونه ای نگه دارید که شماره سوراخ های آن رو به طرف بالا باشد و سوراخ شماره 1 (بم ترین نت سازدهنی) در سمت چپ قرار بگیرد .

2- مواظب باشید انگشتانتان سطح درپوش (Coverplate) های سازدهنی را اشغال نکنند تا لب هایتان بتوانند به راحتی بر روی درپوش ها جاگیر شوند .

1- روش پاکر (Pucker) :

واژه پاکر از نظر لغوی به معنای «غنچه کردن» است. در بسیاری از کتاب ها و جزوات آموزش مقدماتی سازدهنی برای توضیح این روش از جملاتی شبیه به این استفاده شده است : "نوازنده لب هایش را به شکل غنچه در می آورد و دهانش را به اندازه یک سوراخ باز می کند تا بتواند به نواختن تک نت با سازدهنی بپردازد" . اما توصیف کردن روش پاکر به این شکل ساده انگارانه ، امری نادرست است و نوازندگان مبتدی را به اشتباه می اندازد ! ممکن است بپرسید چرا؟

WhistleMethod چون اکثر افراد با شنیدن اصطلاح "غنچه کردن" به یاد حالت خاصی می افتند که لب ها در هنگام بوسه دادن یا (به عنوان مثالی بهتر) "نوشیدن مایعات از طریق یک نی" به خود می گیرند : در این حالت لب ها به طرف بیرون برجسته می شوند و سوراخ کوچک و گردی در بینشان شکل می گیرد که به عنوان مجرای عبور مایعات از راه نی عمل می کند . گاهی هم برای توصیف این حالت آن را به سوت زدن تشبیه کرده اند ؛ مثلا در بروشور همراه با برخی از مدل های دیاتونیک شرکت سوزوکی (Suzuki) از اصطلاح Whistle Method برای اشاره به این روش استفاده شده است (شکل روبرو) . اما نواختن سازدهنی به این شیوه کاری اشتباه است و هیچ نوازنده حرفه ای سازدهنی هم از این روش استفاده نمی کند . مهمترین ایرادی که این روش دارد این است که صدای خوبی از سازدهنی تولید نمی کند .

اما ببینیم شیوه صحیح استفاده از روش پاکر برای نواختن تک نت ها چگونه است؟

Pucker برای نواختن تک نت ها به روش پاکر، نوازنده لب هایش را به سمت بیرون و جلو غنچه می کند و گوشه های دهان را به سمت داخل جمع می کند. به این ترتیب یک سوراخ بیضی شکل تشکیل می شود که قطر عمودی آن بیشتر از قطر عرضی آن است. تشکیل شدن سوراخی بیضی شکل با قطر عمودی بیشتر مستلزم این است که نوازنده فک تحتانی خود را پایین بدهد که این مساله موجب وسیع تر شدن مجرای عبور هوا از داخل حفره دهان و بهتر شدن صدای سازدهنی و افزایش طنین آن می شود . در واقع لب های جمع شده را می توان به مانند تونلی در نظر گرفت که در حد فاصل بین سوراخ های سازدهنی و مجاری هوایی درون بدن نوازنده قرار دارد . روشن است که هر چه این تونل بزرگتر باشد عبور جریان هوا از آن راحت تر صورت می گیرد و صدای سازدهنی از گرمی و طنین بیشتری برخوردار خواهد بود .

سپس نوازنده ساز دهنی را به داخل دهان فرو می برد به طوری که (همان طور که در مورد آکوردها گفتیم) لب بالایی حداقل نیمی از درپوش (Coverplate) بالایی ساز دهنی را بپوشاند . البته در سازدهنی کروماتیک به خاطر وجود قطعه دهنی (Mouthpiece) و ابعاد بزرگتر ، لب ها کمتر درپوش فوقانی را می پوشانند که در این مورد در بخش مربوط به روش لیپ بلاک (Lip Block) بیشتر توضیح خواهیم داد . فعلا اشاره اصلی این چند خط از نوشته را سازدهنی دیاتونیک ده سوراخه در نظر بگیرید . افزایش سطح تماس لب ها با سازدهنی موجب بهتر شدن صدای سازدهنی شده و از طرف دیگر وقتی سازدهنی به داخل دهان رانده شود ، سطح داخلی لب ها که از رطوبتی ذاتی برخوردار است در تماس با درپوش های سازدهنی قرار می گیرد و حرکت دادن سازدهنی را برای جابجا شدن بین سوراخ های مجاور آسان تر می نماید . تشکیل یک " سوراخ بیضی شکل با قطر عمودی بزرگتر" را می توان به وضعیتی تشبیه کرد که معمولا برای تقلید از حالت لب زدن یک ماهی در آب استفاده می شود (Fish-Mouth Position) .

یک نکته بسیار جالب در مورد روش پاکر این است که برخلاف تصور لازم نیست گوشه های دهان را آن قدر به هم نزدیک کرد که فاصله بین دو طرف دهان تنها به اندازه پهنای یک سوراخ سازدهنی باشد، برعکس، معمولاً دهان به اندازه پهنای دو سوراخ باز می شود! پس چگونه در این حالت فقط صدای یک نت شنیده می شود؟! علت این قضیه به فروبردن ساز دهنی به عمق فضای دهان مربوط می شود: وقتی ساز دهنی را به داخل دهان فرو می برید، سطح داخلی لب ها و گونه ها سوراخ های دو طرف تک سوراخ موردنظر را می پوشانند و از به صدا درآمدن آنها جلوگیری می کنند . ضمن این که وجود دیواره های عمودی جداکننده (Divider or Separator) بین سوراخ های مجاور سازدهنی ، نیاز به کوچک کردن بیش از حد مجرای عبور هوا را غیر ضروری می سازد .

در واقع یکی از مهمترین دلایلی که موجب می شود نوازندگان مبتدی نتوانند صدای خوبی با ساز دهنی ایجاد نمایند این است که درک صحیحی از شیوه پاکر ندارند و تصور می کنند برای نواختن تک نت ها لازم است حتماً دهانشان را به اندازه یک سوراخ ساز دهنی باز کنند. نواختن ساز دهنی به این شیوه، مشابه حالتی است که لب ها و دهان در حین نوشیدن مایعات با یک نی به خود می گیرند. همان طور که گفتیم ، در این حالت فشار زیادی به لب ها وارد می شود که می تواند خیلی زود منجر به خستگی عضلات منقبض شده گردد. از طرف دیگر در این حالت چون منفذ تشیکل شده بین لب ها خیلی کوچک است نمی توان ساز دهنی را به فضای داخل دهان فرو برد و لب ها مساحت کمی از سطح درپوش ها را می پوشانند و در نتیجه صدای ساز دهنی صدایی ضعیف و کم رمق خواهد بود و از گرمی و طنین مطلوبی برخوردار نخواهد بود.

StiffLip برای این که بهتر به تفاوت این دو شیوه صحیح و غلط در نواختن تک نت ها پی ببرید، می توانید از یک آینه کمک بگیرید: اگر تصویر صورت خود را از نمای نیمرخ (یا نمایی نزدیک به نیمرخ کامل) در آینه مشاهده کنید و به خطی که از زیر بینی به سمت لب بالایی امتداد یافته است دقت کنید، متوجه می شوید که این خط در حالت عادی از شیب خاصی به سمت پایین برخوردار است. شیب این خط در افراد مختلف فرق دارد و معمولاً بین 60-45 درجه است.


اگر ساز دهنی را به روش پاکر و به شیوه صحیح بنوازید، متوجه می شوید که شیب این خط کمتر می شود و در واقع این خط فرضی که بین بینی و لب بالایی قرار دارد به سمت بالا تغییر مکان می یابد و به حالت قائمه نزدیک می شود . در صورتی که اگر لب هایتان را در حالتی مشابه نوشیدن مایعات بانی قرار دهید، خط مذکور به سمت پایین جابجا می شود و شیب عمودی بیشتری پیدا می کند (تصویر روبرو) . افزایش این شیب عمودی به خوبی نشان می دهد که لب های نوازنده به اندازه کافی شل و راحت (Relaxed) نیستند و لب بالایی بیش از حد سفت و منقبض شده است. به طور کلی هر چه لب ها و عضلات دور دهان بیشتر شل و راحت باشند، صدای ساز دهنی هم بهتر و دلنشین تر خواهد بود.

یک نکته بسیارمهم در هنگام نواختن ساز دهنی به روش پاکر، توجه داشتن به "موقعیت زبان در داخل دهان" است. چون یکی از عادت های بدی که در بین نوازندگان مبتدی ساز دهنی رایج است، این است که به طور ناخواسته زبانشان را به سمت بالا خم می کنند. ممکن است شما هم جزو این دسته از نوازندگان باشید ولی خودتان از آن خبر نداشته باشید. بنابراین بهتر است وضعیت زبان خود را با یک آینه بررسی نمایید:

TongueRight یک سوراخ ساز دهنی را برای نواختن به روش پاکر انتخاب نمایید و جلوی یک آینه بایستید یا یک آینه کوچک را جلوی صورتتان نگه دارید. بعد ساز دهنی را از بین لب هایتان بردارید و سعی کنید هیچ تغییری در موقعیت زبانتان ایجاد نشود. سپس نگاهی به داخل دهان بیندازید و موقعیت زبان خود را بررسی کنید (برای این که فضای داخل دهان را بهتر ببینید می توانید از نور یک چراغ قوه هم کمک بگیرید) .
وضعیت ایده آل برای زبان نوازنده این است که کاملاً راحت و شل باشد و به طور کامل در کف دهان قرار داشته باشد (یا حداقل نزدیک به کف دهان قرار بگیرد). اگر متوجه شدید که زبانتان در این وضعیت قرار ندارد و قدری به سمت بالا خم شده است، معلوم می شود که زبانتان به اندازه کافی راحت و شل (Relaxed) نیست و به صورت غیرارادی دچار نوعی انقباض غیرضروری و بی دلیل می باشد.

TongueWrong این انقباضات ناخواسته زبان دست کم سه عارضه مهم را به دنبال دارد: یکی این که مسیر مجاری هوایی را کوچک می کند و منجر به تولید صدایی ضعیف و نارسا و کم طنین از سازتان می شود. دیگر این که ممکن است به طور ناخواسته موجب بند (Bend) شدن نت ها شود . ضمن این که یادگیری و اجرای تکنیک بندینگ(Bending ) و برخی تکنیک های دیگر را برای شما دشوار می سازد . به همین خاطر لازم است که این عادت بد نوازندگی را هر چه زودتر کنار بگذارید تا به پیشرفت سریعتری در نوازندگی دست یابید . البته غلبه کردن بر این عادت بد ممکن است تا چند ماه طول بکشد اما مطمئن باشید که ارزش قدری تمرین و تمرکز را دارد!


نکته بسیار مهم دیگر ی که حتما باید به آن توجه داشت ، "موقعیت فک تحتانی" است . برای این که بتوانید بهترین و گرم ترین صدای ممکن را از سازدهنیتان درآورید لازم است فک تحتانی را به سمت پایین ببرید . این کار موجب می شود فضای داخل دهان بزرگ تر شود و طنین و گرمی بیشتری به صدای سازتان ببخشد . متاسفانه اکثر نوازندگان مبتدی (و حتی نوازندگانی در سطوح بالاتر) از این اصل مهم غفلت می کنند یا از آن بی اطلاع هستند . اگر به عکس های گرفته شده از نوازندگان بزرگ دقت کنید به خوبی متوجه می شوید که آنها فک تحتانی خود را در هنگام نوازندگی سازدهنی تا چه اندازه پایین می برند . تصویر زیر از هاوارد لیوی (Howard Levy) بیانگر همین مساله است .

LevyJaw

برای این که بتوانید خودتان را از این لحاظ ارزیابی نمایید ، می توانید از یک آینه کمک بگیرید :

یک سوراخ ساز دهنی را برای نواختن به روش پاکر انتخاب نمایید و جلوی یک آینه بایستید یا یک آینه کوچک را جلوی صورتتان نگه دارید. بعد ساز دهنی را از بین لب هایتان بردارید و سعی کنید هیچ تغییری در موقعیت لب ها و فک هایتان ایجاد نشود. سپس به درون آینه بنگرید و به فاصله موجود بین دندان های پیش آرواره های بالا و پایین دقت نمایید : فاصله این دو ردیف دندان باید به اندازه ای باشد که بتوانید حداقل یک انگشت دستتان را به راحتی از بین آنها عبور دهید . اگر نمی توانید انگشت خود را از بین دندان هایتان رد کنید معلوم می شود که فک تحتانی شما خیلی بالاتر از حد مناسب قرار دارد و مجرای اختصاص داده شده به عبور جریان هوا از وسعت کافی برخوردار نمی باشد . بنابراین لازم است با تلاشی آگاهانه فک تحتانیتان را پایین بدهید تا مجرای بزرگ تری برای عبور جریان هوا از داخل دهان فراهم گردد . در ابتدا ممکن است این کار قدری دشوار به نظر بیاید و منجر به بروز درد های خفیفی در نواحی فک و صورت و مفاصل این ناحیه شود ولی این مشکلات با قدری تمرین و پشتکار به تدریج برطرف خواهد شد .

نحوه تمرین عملی برای فراگیری روش پاکر

توضیحاتی که تا الان ارائه کردیم صرفا به مسائل تکنیکی و روش صحیح نواختن تک نت ها به روش پاکر اختصاص داشت . در این قسمت چند نکته کاربردی را به ترتیبی فهرست وار ذکر می کنیم که می توانند برای انجام تمرینات عملی در جهت آموختن این روش مفید باشند :

1- بهتر است تمرین برای نواختن تک نت ها را با سوراخ های اکتاو میانی سازدهنی آغاز کنید . سوراخ شماره 4 در سازدهنی دیاتونیک و سوراخ شماره 5 در سازدهنی کروماتیک از این لحاظ گزینه مناسبی برای شروع هستند .

2- اگر روش صحیح نواختن تک نت ها را به کار بستید ولی همچنان صدای دو سوراخ مجاور سازدهنی همزمان با هم به گوش رسید ، ممکن است با تغییر دادن جای سازدهنی مشکلتان حل شود . سعی کنید سازدهنی را تنها "اندکی" به سمت راست یا چپ جابجا کنید تا سوراخ بین لب های شما دقیقا در جلوی سوراخ مورد نظر سازدهنی قرار گیرد . هدف این است که صدای واضح و خالص یک تک نت را پدید آورید بدون این که صدای سوراخ های مجاورش شنیده شود . اگر باز هم صدای تک نت به گوش نرسید ، آن وقت معلوم می شود که دهانتان کمی بیشتر از حد لازم باز می باشد . در این صورت است لازم است دهانتان را کمی بیشتر جمع کنید تا صدای سازدهنی از حالت جفت نت به تک نت تبدیل شود .

3- ممکن است در روزهای اول تمرین خیلی زود به احساس خستگی در ناحیه لب ها یا فک ها دچار شوید . جای نگرانی نیست ! با جلسات تمرینی بسیار کوتاه مدت (مثلا به مدت 10-5 دقیقه) شروع کنید و سعی کنید اجزای صورتتان در حین نواختن سازدهنی راحت و شل (Relaxed) باشند . در این صورت مشکل شما به زودی برطرف خواهد شد .

4- سعی کنید هر تک سوراخ سازدهنی را هم با عمل دمش (Blow) و هم با عمل مکش (Draw) به صدا درآورید . تنفس شما باید کاملا آرام و بدون تنش باشد . به هیچ وجه سازدهنی را با فشار بیش از حد و صدای خیلی بلند ننوازید . کم تعداد نبوده اند نوازندگان تازه کاری که پس از تنها چند جلسه تمرین ، به خاطر رعایت نکردن این مساله ساز خودشان را خراب کرده اند ! حتی اگر سازتان هم سالم بماند ، رعایت نکردن این مساله زمینه ساز تشکیل یک "عادت بد نوازندگی" در شما می شود که مانع از داشتن کنترل مناسب بر روی تلاش تنفسی شما خواهد بود.

5- سعی کنید هر تک نت را به مدت 10-5 ثانیه بنوازید و در حین نواختن آن به درست بودن وضعیت لب ها ، زبان و فک تحتانی توجه خاصی داشته باشید . هر جا که توانستید از زبان زدن و آرتیکولیشن هم برای بیان نت ها استفاده نمایید (توضیحات بیشتر در ادامه مقاله آمده است) .

6- بعد از این که صدای یک تک سوراخ سازدهنی را در هر دو حالت فوت و مکش به صدا درآوردید (مثلا : سوراخ شماره 4) ، به سراغ سوراخ بعدی بروید (مثلا : سوراخ شماره 5) و نواختن آن را به شکل تک نت تمرین نمایید . برای این که بتوانید به راحتی از یک سوراخ به سوراخ بعدی بروید لازم است که از شل بودن لب ها بر روی سازدهنی مطمئن باشید .

7- برای رفتن از یک سوراخ به سوراخ دیگر ، سرتان را ثابت نگه دارید و فقط سازدهنی را حرکت دهید . از آنجا که رعایت این مساله فوق العاده اهمیت دارد ، لازم است در حین تمرین جلوی یک آینه بایستید و از ثابت بودن موقعیت سرتان اطمینان حاصل کنید . رعایت نکردن این مساله منجر به بروز یک "عادت بد نوازندگی" می شود که خلاص شدن از آن به زمان زیادی نیاز دارد . در عوض اگر از همین ابتدا خود را به حرکت دادن ساز (نه سر!) عادت دهید ، بعدها می توانید سازدهنی را با سرعت و دقت بیشتری بنوازید .

8- در ابتدا ممکن است از میزان جابجا کردن سازدهنی برای رفتن از یک سوراخ به سوراخ بعدی مطمئن نباشید اما با قدری تمرین و پشتکار یاد می گیرید که سازدهنی را "دقیقا" به چه اندازه باید حرکت دهید تا سوراخ بعدی هم به صورت تک نت و با صدایی روشن و واضح به صدا درآید .

9- وقتی از یک سوراخ به سوراخ دیگر می روید لازم نیست لب هایتان را از روی سازدهنی بلند کنید و دوباره در محل سوراخ بعدی بر روی سازدهنی قرار دهید . همچنین لازم نیست سازدهنی را از بین لب ها بردارید و دوباره آن را بین لب ها قرار دهید . در هنگام جابجا شدن بین سوراخ های مختلف ، لب ها حالت ثابت خود را حفظ می کنند و سازدهنی در بین آنها حرکت می کند . همان طور که قبلا گفتیم ، اگر سازدهنی در تماس با قسمت درونی لب ها قرار گیرد می تواند با کمک گرفتن از رطوبت ذاتی آنها راحت تر حرکت نماید .

10- با رعایت تمام موارد فوق سعی کنید گام ماژور را که در اکتاو میانی هر سازدهنی دیاتونیک یا کروماتیک وجود دارد در دو حالت رفت و برگشت (صعودی و نزولی) بنوازید . به عنوان مثال در یک سازدهنی دیاتونیک ده سوراخه نت های گام ماژور عبارتند از:

4b – 4d – 5b – 5d – 6b – 6d – 7d – 7b


علامت b در کنار هر شماره سوراخ به معنی فوت (Blow) و علامت d به معنای مکش (Draw) است . توجه داشته باشید که تغییرات جهت تنفس در دو جفت نت آخر برعکس جفت نت های قبلی است .

11- در قدم بعدی می توانید برای تمرین بیشتر به سراغ آهنگ های ساده ای بروید که میزان جابجایی بین سوراخ های سازدهنی در آنها همانند گام ماژور محدود به یک سوراخ باشد . یک نمونه مناسب ملودی برگرفته از سنفونی شماره 9 بتهوون است که در بسیاری از کتب آموزشی سازدهنی به آن اشاره شده است . نحوه اجرای این ملودی با یک سازدهنی دیاتونیک ده سوراخه به این ترتیب است :

5b – 5b – 5d – 6b – 6b – 5d – 5b – 4d – 4b – 4b – 4d – 5b – 5b – 4d – 4d

5b – 5b – 5d – 6b – 6b – 5d – 5b – 4d – 4b – 4b – 4d – 5b – 4d – 4b – 4b

4d – 4d – 5b – 4b – 4d – 5d – 5b – 4b - 4d – 5d – 5b – 4d – 4b – 4d – 6b

5b – 5b – 5d – 6b – 6b – 5d – 5b – 4d – 4b – 4b – 4d – 5b – 4d – 4b – 4b


برای کسانی که احتمالا با ملودی فوق آشنایی ندارند می گوییم که ارزش زمانی تمام نت های فوق معادل یک ضرب است ، به جز نت های انتهای هر سطر که مدتی معادل دو ضرب را به خود اختصاص می دهند . همان طور که مشاهده می کنید ، در این ملودی ساده میزان جابجا شدن سازدهنی در همه جا به اندازه یک سوراخ است یعنی حرکت سازدهنی یا از سوراخ شماره 4 به 5 و یا از سوراخ شماره 5 به 6 (و یا در جهت عکس) صورت می گیرد . تنها استثنای این قاعده در انتهای سطر سوم ملودی مشاهد می شود که نوازنده بعد از نت 4d باید نت 6b را بنوازد یعنی از سوراخ شماره 4 به سوراخ شماره 6 برود . این نقطه از ملودی می تواند شروع مناسبی باشد برای آشنایی شما با نحوه جابجا شدن بین سوراخ های غیر مجاور .

12- وقتی با نواختن گام ماژور و آهنگ های ساده ای مانند ملودی بالا جابجا شدن بین سوراخ های مجاور را یاد گرفتید ، به سراغ آهنگ هایی بروید که میزان جابجایی سازدهنی در آنها بیشتر از یک سوراخ باشد . برای این کار می توانید از کتاب های آموزشی مختلفی که به زبان فارسی چاپ شده و همچنین وب سایت های اموزشی مختلفی که در این مقاله معرفی کردیم استفاده نمایید . ابتدا جابجا کردن سازدهنی به اندازه دو سوراخ را تمرین کنید و بعد جابجا کردن آن را به اندازه سه سوراخ یاد بگیرید . به همین ترتیب می توانید فاصله سوراخ ها را افزایش دهید . در اوایل آموزش می توانید در زمان جابجا شدن بین سوراخ ها روبروی یک آینه بایستید تا "اندازه" دقیق جابجا کردن سازدهنی را بتوانید ببینید و آسان تر به خاطر بسپارید . پس از مدتی تمرین می توانید چشم بسته بین سوراخ های مورد نظرتان جابجا شوید !

13- یادتان باشد که وقتی از یک سوراخ سازدهنی به سوراخ کناریش می روید ، لازم نیست تنفس خود را قطع کنید . اما وقتی به دو سوراخ بالاتر (یا پایین تر) بروید باید تنفستان را برای لحظه ای کوتاه قطع کنید . مثلا وقتی می خواهید از نت 4d به نت 6b بروید ، با پایان نت 4d تنفس شما قطع می شود ، سازدهنی به سرعت جابجا می شود تا با عبور از روی سوراخ شماره 5 به سوراخ شماره 6 برسد و در این زمان است که تنفس شما دوباره از سر گرفته می شود . به تدریج یاد می گیرید تا این کار را با سرعت عملی بیشتر و در تمپوهایی بالاتر نیز انجام دهید . البته این امکان هم هست که تنفس خود را قطع نکنید ! در این صورت صدای سوراخ شماره 5 نیز به مدت کوتاهی به گوش می رسد که می توان از آن به عنوان نوعی زینت (Ornamentation) یا گلیساندو (در مواردی که فاصله دو نت مشتمل بر چندین سوراخ باشد) بهره گرفت . البته از این روش بهتر است در مواردی استفاده شود که هر دو نت از نوع دمشی یا مکشی باشند . قضیه به همان "شخصیت خاکستری" سازدهنی برمی گردد که در ابتدای این مقاله به آن اشاره کردیم ! در هر صورت لازم است که بر هر دو مهارت فوق تسلط داشته باشید تا بتوانید از هر کدام در جای خودش استفاده نمایید .

14- در طول مدت تمرین مراقب باشید تا بدنتان در حالتی درست قرار داشته باشد . بهترین حالت برای نواختن سازدهنی وضعیت ایستاده یا نشسته است . مواظب باشید که پشت شما کاملا صاف و مستقیم باشد و از خم شدن به سمت جلو خودداری نمایید . همچنین باید گردنتان را صاف نگه دارید تا سرتان به سمت پایین خم نشود .

15 – برای این که در آموزش سازدهنی پیشرفت سریع تری داشته باشید ، فقط تمرین کردن کردن به مدت طولانی کفایت نمی کند بلکه لازم است تعداد جلسات تمرین را نیز افزایش دهید . بنا براین اگر مدت زمان محدودی برای تمرینات عملی در اختیار دارید بهتر است آن را به دو یا سه جلسه روزانه تقسیم نمایید . مثلا به جای این که روزی یک بار به مدت نیم ساعت تمرین کنید ، بهتر است روزی دو بار به مدت ربع ساعت یا روزی سه بار به مدت ده دقیقه تمرین داشته باشید . یا اگر هر روز نیم ساعت تمرین داشته باشید ، بهتر از این است که یک روز درمیان به مدت یک ساعت تمرین کنید . و همچنین اگر هر روز ده دقیقه تمرین کنید بهتر از این است که هفته ای یک جلسه تمرینی یک ساعته داشته باشید .

16- معمولا به دست آوردن مهارت در نواختن تک نت ها به شیوه ای صحیح و با در نظر گرفتن تمامی مراحل بالا به چندین هفته و گاهی چندین ماه تمرین نیاز دارد . پس تا می توانید تمرین کنید و یادتان باشد که "کار نیکو کردن از پر کردن است" . بدن شما پس از مدتی کارهایی را که انجام می دهید "به خاطر می سپارد" و دفعه های بعدی راحت تر آنها را انجام می دهد. این پدیده که در بین نوازندگان با عنوان "حافظه عضلانی" (Muscle Memory) شناخته می شود زمینه شکل گیری "عادت های نوازندگی" در شما خواهد شد . پس عجله نکنید و صبور باشید !

2- روش لیپ بلاک (Lip Block) :

TiltHarp در این روش از انحنای طبیعی موجود در لب پایین برای پوشاندن سوراخ های دو طرف یک تک سوراخ استفاده می شود و لازم نیست که لب ها به اندازه روش پاکر جمع شوند. برای نواختن تک نت ها به روش لیپ بلاک، نوازنده دهانش را به اندازه سه سوراخ (یا کمتر) باز می کند و ساز دهنی را تا حد امکان به داخل دهان فرو می برد (مشابه حالتی که برای نواختن آکوردهای 3 تایی استفاده می شود). در مرحله بعد ساز دهنی را در حدود 45 درجه به طرف بالا کج می کند و اجازه می دهد تا ساز دهنی به راحتی بر روی لب پایین تکیه کند. خم کردن ساز دهنی به طرف بالا موجب می شود تا ساز دهنی بیشتر وارد دهان شود به طوری که لب بالایی معمولاً تا دو سوم درپوش بالایی (و گاهی هم بیشتر) را می پوشاند . از آنجا که در این روش سازدهنی به موازات محور افقی قرار ندارد و به سمت بالا کج (Tilt) می شود ، این روش را Tilted Embouchure نیز می نامند . این روش بیشتر برای نواختن سازدهنی دیاتونیک به کار می رود تا کروماتیک .

نکته جالب در روش لیپ بلاک این است که "انحنای طبیعی" موجود در لب پایین (که در تصویر زیر به خوبی مشخص شده است) موجب می شود تا جریان هوا فقط از سوراخ وسطی عبور کند و سوراخ های مجاور آن توسط لب پایین پوشانده (یا بلوکه) شوند. به همین خاطر ممکن است هیچ نیازی به جمع کردن لب ها نباشد و یا لازم باشد نوازنده سازدهنی لب هایش را تنها به مقدار اندکی به هم نزدیک کند . به همین دلیل برخی نوازندگان معتقدند حفره دهان که در این روش در پشت ساز دهنی شکل می گیرد قدری بزرگتر از روش پاکر (Pucker) است و صدای ساز دهنی قدری بهتر است.

LipBlock



البته توجه داشته باشید که شرط مهم تولید یک نت با روش لیپ بلاک این است که ساز دهنی به اندازه کافی وارد دهان بشود (مانند روش پاکر) تا صدای ساز دهنی از حالت آکورد یا جفت نت به حالت تک نت تغییر یاید.

نکته دیگری که باید به آن اشاره کرد این است که دو روش پاکر و لیپ بلاک ممکن است در عمل قدری با هم مخلوط شوند و نوازنده ترکیبی از این دو روش را برای نواختن تک نت ها به کار بگیرد. مثلاً ممکن است نوازنده ای عمدتاً از روش پاکر استفاده نماید ولی در عین حال قدری هم ساز دهنی را به سمت بالا کج کند یا برعکس نوازنده ای که از روش لیپ بلاک استفاده می کند قدری هم از جمع کردن لب هایش برای نواختن تک نت ها کمک بگیرد. حتی در برخی منابع از این دو روش با یک عنوان نام می برند . نام های دیگری که برای اشاره به این دو روش نوازندگی در منابع مختلف به کار رفته است عبارتند از : Lip Pursing ، Lipping و Whistle Method . هنرجویان مبتدی لازم است بدانند تمامی این واژه ها به یک مفهوم مشابه اشاره دارند که در منابع آموزشی مختلف به عنوان اصطلاحاتی معادل و هم معنی با یکدیگر به کار رفته اند .

یک تبصره : در ابتدای این مقاله گفتیم که به ندرت می توان یک قاعده و روش کلی در نوازندگی سازدهنی پیدا کرد که همیشه و توسط همه نوازندگان به یک شکل اجرا شود . به عنوان مثال با این که کج (Tilt) کردن سازدهنی به سمت بالا در بین نوازندگان سازدهنی دیاتونیک امری بسیار متداول است ، اما نوازنده اسطوره ای و بزرگی مانند سانی تری (Sonny Terry) اغلب اوقات سازش را به سمت پایین کج می کرد (تصویر پایین) . جالب و شاید هم عجیب باشد که وجود اختلاف در روش نوازندگی سازدهنی به نکاتی تا این حد پیش پاافتاده و کم اهمیت تسری یافته است ، اما مهمترین اصل و قاعده در نواختن سازدهنی این است که نوازنده بتواند صدای خوب و مناسبی را که در نظر دارد بر روی سازش به دست آورد . روش رسیدن به آن صدا در درجه دوم اهمیت قرار می گیرد !

 TiltDown



همانند روش پاکر، در روش لیپ بلاک هم برای این که صدای خوبی با سازتان تولید نمایید، لازم است که زبان را کاملاً راحت و شل (Relaxed) در کف دهان قرار دهید. در این صورت یادگیری و اجرای تکنیک بندینگ (Bending) نیز برایتان آسان تر میشود. و باز مانند روش پاکر لازم است همواره به موقعیت آرواره پایینی توجه خاصی داشته باشید تا بتوانید بهترین صدای ممکن را با سازدهنیتان تولید نمایید .

3- روش تانگ بلاک (Tongue Block)

در این روش نوازنده از زبانش برای پوشاندن (بلوکه کردن) سوراخ های اضافی استفاده می کند. برای نواختن تک نت ها به روش تانگ بلاک، نوازنده دهانش را به اندازه سه یا چهار سوراخ باز می کند و ساز دهنی را به داخل دهان فرو می برد. سپس زبانش را طوری بر روی بدنه ساز دهنی قرار می دهد که فقط سوراخ سمت راست (یا چپ) باز باشد و سایر سوراخ ها توسط زبان پوشانده شوند. برخی نوازندگان عقیده دارند صدای حاصل از نواختن ساز دهنی به این روش بهتر از دو روش قبلی است چرا که ساز دهنی بیشتر در داخل دهان قرار می گیرد. اما اگر نوازنده ای از روش پاکر یا لیپ بلاک به درستی استفاده کند، تفاوت چندان محسوسی بین صدای تک نت های اجرا شده به این روش با روش تانگ بلاک وجود نخواهد داشت. همان طور که در این نمونه صوتی که توسط Pat Missin اجرا شده تفاوت قابل توجهی بین این روش ها احساس نمی شود . با این که عوض شدن آمباشور نوازنده بین دو روش پاکر و تانگ بلاک در این نمونه به خوبی شنیده می شود ولی نمی توان نوع آمباشور به کار رفته در هر لحظه از آن را حدس زد .

TongueBlock

در واقع علت اصلی انتخاب روش تانگ بلاک برای نواختن سازدهنی استفاده از امکانات اجرایی بیشتری است که در این روش نهفته شده است ؛ امکانات و قابلیت هایی مانند نواختن فواصل اکتاو (Octave) و همچنین تکنیک هایی مانند Tongue Slap و Corner Switch که برای بسیاری از نوازندگان جذابیت ویژه و بی نظیری دارد و اغلب آنها با روش پاکر قابل اجرا نمی باشد . در مورد روش تانگ بلاک در مقالات بعدی این وب سایت بیشتر توضیح خواهیم داد .

در ادامه این مقاله به نکات مهمی اشاره می کنیم که رعایت کردن آنها در حین نواختن سازدهنی به روش پاکر / لیپ بلاک موجب بهتر شدن صدای سازدهنی می شود .

صدا و لحن مناسب (Good Tone) در نواختن سازدهنی

هدف غایی تمام نوازندگان جدی سازدهنی این است که بهترین صدای ممکن را با سازشان تولید نمایند . اگر دقت کرده باشید ، نوازندگان خوب سازدهنی قادرند حتی از یک سازدهنی معمولی صدای زیبایی درآورند و بر عکس یک نوازنده تازه کار حتی با داشتن بهترین و مرغوب ترین نوع سازدهنی نمی تواند صدای خوبی با سازش تولید کند . علت این است که نوازنده خوب از توانایی فنی و تکنیکی لازم برای تولید یک صدای خوب و دلنشین با سازدهنی برخوردار می باشد . یک نوازنده ممتاز غیر از مهارت داشتن در اجرای تکنیک های مختلف نوازندگی سازدهنی ، بر اساسی ترین مهارت نوازندگی که همانا نواختن تک نت ها به شیوه ای صحیح و تولید صدایی گرم و روشن و شفاف از سازدهنی است تسلط دارد . نوازندگان سازدهنی برای توصیف صدای گرم و رسا و پرطنین از اصطلاح Good Tone استفاده می کنند . برخی ترکیبات دیگری که به همین مفهوم به کار رفته اند عبارتند از : Warm Tone – Big Tone – Fat Tone . از واژه هایی مانند سونوریته (Sonority) و تیمبر (Timbre) نیز به مفهومی کمابیش معادل واژه تون (Tone) استفاده شده است ؛ هرچند واژه اخیر مفهوم گسترده تری دارد چرا که دو واژه نخست بیشتر به جنس صدا اشاره دارند تا حالت و لحن صدا .

به عنوان یک اصل کلی هر چه مسیر مجاری هوایی وسیع تر و فراخ تر باشد ، صدای حاصل از سازدهنی بهتر و رساتر ، قوی تر و پرطنین ترخواهد بود و بر عکس ، اگر مجاری هوایی به اندازه کافی باز نباشند صدای سازدهنی ضعیف و کم رمق می شود . گوش دادن به این سه نمونه صوتی کوتاه به درک بهتر این مفهوم کمک می نماید . در نمونه اول صدای سازدهنی اصلا خوب نیست (Bad, Thin Tone) ؛ صدایی گرفته و کم جان که نظیر آن رادر نواخته های بسیاری از نوازندگان مبتدی می توان شنید . در نمونه دوم صدای سازدهنی قدری بهتر شده و به سطحی قابل قبول رسیده است ؛ صدای ساز نوازندگان معمولی سازدهنی اغلب در همین سطح است . اما بهترین صدا را می توان در نمونه سوم شنید که صدایی بسیار گرم و پرطنین است (Big, Warm Tone) و مشخصه صدای ساز نوازندگان بزرگ است . هدف نوازنده سازدهنی باید رسیدن به چنین صدایی باشد . این مساله به خصوص در سبک بلوز از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است . فراموش نکنید که مادی واترز (Muddy Waters) چهره افسانه ای موسیقی بلوز در این مورد گفته است : Blues is Tone (بلوز یعنی صدا و لحن خوب) .

یک نکته بسیار مهم : بسیاری از نوازندگان مبتدی سازدهنی و برخی از نوازندگانی که در سطح متوسطه نوازندگی هستند ، به دلیل عدم آشنایی کافی با مفهوم Tone و گوش ندادن به آثار نوازندگان بزرگ به اهمیت این قضیه واقف نیستند . لذا برای این دسته از علاقه مندان سازدهنی بسیار لازم و ضروری است که با گوش دادن مکرر به آثار نوازندگان بزرگ سازدهنی و دقیق شدن در صدا و لحن نوازندگی آنها به تدریج گوش خود را به شنیدن آثار ممتاز بر جای مانده از نوازندگان بزرگ عادت دهند و هدف نوازندگی خود را رسیدن به بهترین صدا و لحن ممکن قرار دهند .

رسیدن به یک صدا و لحن مناسب در نوازندگی سازدهنی به عوامل زیادی بستگی دارد . هر عاملی که در نحوه نواختن نت ها و پردازش کردن و دستکاری نمودن آنها دخیل باشد می تواند بر صدا و لحن نوازندگی نیز موثر باشد . دینامیسم (Dynamism) ، جمله بندی (Phrasing) ، تزئین (Ornamentation) ، انواع ویبراتو (Vibrato) و ترمولو (Tremolo) ، استفاده از افکت های ایجاد شده با دست ها (Hand Effects) ، نواختن نت ها به شکل استاکاتو (Stacatto) یا لگاتو (Legato) و سایر ریزه کاری های فنی از جمله این عوامل هستند .

اما قبل از همه این ها لازم است که نوازنده بتواند صدای تک نت ها (Single Notes) را به بهترین نحو ممکن از سازش در بیاورد . به همین خاطر در این قسمت از مقاله به برخی اصول لازم و ضروری برای رسیدن به یک صدای خوب در زمان نواختن تک نت ها اشاره می کنیم . بهتر است هنرجویان مبتدی از همین شروع کار خود را به رعایت کردن اصول زیر عادت دهند تا بتوانند صدایی گوشنواز و دلنشین از سازشان درآورند. عدم رعایت موارد زیر منجر به تولید صدایی ضعیف و بی جان و کم رمق از سازدهنی خواهد شد که برای هیچ شنونده ای جذابیت ندارد .

1- شیوه صحیح تنفس (Breathing) در حین نواختن سازدهنی

یکی از شرایط اولیه برای تولید صدای خوب از سازهای بادی این است که نوازنده با شیوه صحیح تنفس در زمان نواختن ساز آشنا باشد . بیشتر نوازندگان مبتدی که با مفهوم "تنفس عمیق و شکمی" آشنایی ندارند ، در هنگام نواختن سازدهنی از نوعی تنفس سطحی و دهانی استفاده می کنند که منجر به تولید صدای خوبی از سازدهنی نخواهد شد . اشتباه این دسته از نوازندگان این است که فکر میکنند برای نواختن سازدهنی باید "به داخل آن فوت کنند" همان طوری که مثلا به داخل یک بادکنک فوت می کنند یا برای خاموش کردن یک شمع به آن فوت می کنند . در این موارد تلاش تنفسی برای بیرون راندن هوا از حفره دهان شروع می شود به این ترتیب که لب ها منقبض شده و به شکل غنچه در می آیند ، گونه ها (لپ ها) به سمت بیرون پف می کنند و جریان هوایی باریک با فشار نسبتا زیاد از خلال یک منفذ کوچک شکل گرفته در بین لب ها خارج می شود . معمولا تکنیک نادرست تنفس در این نوازنده ها با آمباشور نادرست نیز همراه می شود .

Breathing اما جریان هوای تنفسی در حین نواختن سازدهنی نباید به این شکل تصور شود ! شیوه صحیح و اصولی نفس کشیدن در هنگام نواختن سازدهنی را با نام تنفس عمیق ، شکمی یا دیافراگمی می شناسند . دیافراگم (Diaphragm) عضله ای است گنبدی شکل که در زیر ریه ها قرار گرفته و آنها را از حفره شکم و محتویات آن جدا می کند . دیافراگم عضله اصلی مسوول تنفس در انسان است به طوری که فلج شدن این عضله (در اثر عواملی مانند بیماری های درگیرکننده اعصاب و عضلات ، ضربه یا داروها و سموم مختلف) می تواند موجب ایست تنفسی و مرگ انسان شود . نحوه کار این عضله به این شکل است که در زمان دم (Inspiration) منقبض شده و به سمت پایین حرکت می کند تا فضای کافی برای انبساط ریه ها و داخل شدن هوا به داخل آنها فراهم شود . از طرف دیگر انقباض این عضله و پایین رفتن آن با فشاری که بر محتویات شکم در زیر دیافراگم وارد می کند موجب بیرون زدگی جدار شکم می شود که می توانید این حرکت شکم را در حین یک دم عمیق با نگاه کردن به آینه مشاهده نمایید . در مرحله بازدم (Expiration) مراحل فوق عکس می شوند یعنی با بالا رفتن دیافراگم هوای ریه ها به خارج از بدن تخلیه می شود و همزمان جدار شکم به سمت داخل بر می گردد . اگر یک بازدم عمیق انجام دهید می بینید که جدار شکم حتی ممکن است به سمت داخل فرورفتگی پیدا کند .

برای این که حرکات شکم را در حین تنفس به خوبی ببینید بهتر است مترصد فرصتی باشید تا بتوانید یکی از اعضای خانواده یا دوستانتان را در حال خواب تماشا نمایید : در این حالت اگر شخصی به پشت خوابیده باشد به وضوح می توانید ببینید که جداره شکمش هماهنگ با مراحل دم و بازدم به سمت بیرون یا داخل حرکت می کند . حالا نوبت خودتان است ! روی زمین به پشت دراز بکشید ، دستهایتان را بر روی شکم قرار دهید و خیلی آرام و عمیق نفس بکشید . با توجه به این که در زمان نواختن سازدهنی تنفس عمدتا از راه دهان انجام می شود (و نه از راه بینی!) سعی کنید در حین انجام این تمرین دهانتان باز باشد و از طریق دهان نفس بکشید . به نحوه حرکت کردن دست هایتان دقت نمایید که چطور در مرحله دم به سمت بالا می آیند و در فاز بازدم پایین می روند . با چند بار انجام دادن این تمرین به شناخت و خودآگاهی مورد نیاز برای استفاده آگاهانه از تنفس عمیق شکمی دست پیدا می کنید . حالا می توانید این نوع تنفس را در حالت نشسته یا ایستاده تمرین کنید . دقت کنید که د ر حین این تمرین قفسه سینه و شانه هایتان ثابت باشند و فقط بر حرکات دیواره شکم متمرکز باشید .

نوع مطلوب تنفس در حین نواختن سازدهنی همین تنفس شکمی است ولی بسیاری از ما ممکن است به دلیل نا آشنایی با آن اشتباها از تنفس سینه ای یا شانه ای استفاده نماییم یعنی موقعی که هوا را به داخل ریه ها فرو می بریم به جای این که دیواره شکم بیرون بزند دیواره قفسه سینه متسع می شود و یا شانه ها بالا می روند . آیا تا به حال به طرز نفس کشیدن افرادی که دچار استرس یا نگرانی حاد و شدیدی شده اند دقت کرده اید؟ معمولا این افراد به شدت نفس نفس می زنند و شانه هایشان بالا و پایین می رود یا قفسه سینه شان هم به سمت خارج و داخل حرکت می کند . همین وضعیت در مورد دوندگان آماتور نیز صادق است . اما وقتی که به اجراهای تصویری نوازندگان بزرگ دقت نمایید می بینید که در اکثر اوقات شانه هایشان ثابت است . مثلا اگر به این اجرای تصویری از سانی تری (Sonny Terry) که در مقاله کاربرد سازدهنی در سبک های مختلف موسیقی معرفی کردیم نگاه کنید متوجه می شوید که شانه هایش ثابت است و هیچ حرکتی ندارد . در واقع نوازندگان سازدهنی در حالت عادی صرفا از تنفس شکمی استفاده می کنند و تنفس سینه ای یا شانه ای را برای مواقعی که ممکن است نفس کم بیاورند ذخیره می کنند . به همین خاطر لازم است تا با کمی تمرین و تلاش خودآگاهانه کاری کنید تا تنفستان در زمان نواختن سازدهنی از نوع شکمی باشد .

اما چرا لازم است در زمان نواختن سازدهنی از تنفس شکمی استفاده شود ؟! دلیل اصلیش این است که سازدهنی بر خلاف بعضی از سازهای دیگر از بدنه اش برای تقویت صدای خود بهره نمی گیرد . مثلا در یک گیتار آکوستیک (از نوع Hollow Body ) فضایی توخالی در زیر سیم های گیتار وجود دارد که صدای حاصل از ارتعاش سیم های آن را تقویت می کند . یا در ساکسفون ارتعاشات صوتی حاصل از زبانه (Reed) ساز از خلال ستون بلندی از هوا در طول بدنه ساز حرکت کرده و به بیرون منتقل می شود . این تقویت صوتی به دست آمده از یک فضای توخالی را اصطلاحا رزونانس (Resonance) می نامند . اما سازدهنی با توجه به ابعاد بسیار کوچکی که دارد از داشتن چنین ابزار یا امکانی برای تقویت صدای خود بی بهره است . در عوض سازدهنی می تواند از "نوازنده" اش به عنوان نوعی جعبه تقویت صدا استفاده نماید : در پشت سازدهنی ستونی از هوا وجود دارد که به صورت بالقوه می تواند از حفره دهان تا اعماق ریه ها امتداد داشته باشد . هر بار که یک زبانه یا تیغه (Reed) سازدهنی به صدا در می آید ارتعاشات منشا گرفته از حرکت زبانه سازدهنی این ستون هوا را هم به حرکت در می آورد . طبیعتا هر چه این ستون هوا بزرگتر باشد ارتعاشات صوتی تا مسیر دورتری پیش رفته و رزونانس بیشتری حاصل می شود . اگر تنفس نوازنده عمقی باشد و از دیافراگم منشا گرفته باشد ستون هوای مذکور از پشت سازدهنی تا اعماق ریه ها امتداد خواهد داشت و به این ترتیب صدایی قوی و پرطنین از سازدهنی ایجاد می شود . و بر عکس می توان گفت که بدترین نوع تنفس وقتی است که تلاش تنفسی از ناحیه دهان شروع شود چر اکه این نوع تلاش سطحی کمترین رزونانس و ضعیف ترین صدای سازدهنی را به دنبال خواهد داشت . در روش "فوت کردن به داخل سازدهنی" جریان هوایی باریک و پرفشار از پشت لب ها به داخل سازدهنی تزریق می شود که هیچ رزونانسی ندارد در حالی که در روش "تنفس عمیق و شکمی" لب ها و دهان نوازنده به منزله تونل و گذرگاهی هستند که جریان هوای منشا گرفته از اعماق ریه ها را با رزونانسی فوق العاده از درون سازدهنی عبور می دهند .

برای این که تفاوت عینی موجود بین دو روش تنفس سطحی-دهانی و عمقی-شکمی را بهتر متوجه شوید کف دستتان را در فاصله کمی از دهانتان نگه دارید و احساسی را که بعد از خارج کردن هوا به این دو روش در کف دستتان ایجاد می شود ، با یکدیگر مقایسه نمایید : در روش "تنفس سطحی و دهانی" جریان هوایی باریک تر و با فشار زیادتر در مرکز دست احساس می شود که موجب "خنک شدن" کف دست می شود . اما جریان هوای حاصل از روش "تنفس عمیق و شکمی" به کل این ناحیه منتشر می شود ، آرام و بدون فشار است و موجب "گرم شدن" کف دست می شود . تا به حال چیزی در مورد "نفس گرم نوازنده" شنیده بودید ؟! نفسی گرم و پرطنین با رزونانس فوق العاده !!!

2- وضعیت مناسب بدن (Good Posture)

برای تولید یک صدای خوب با سازدهنی لازم است که بدن در وضعیت مناسبی برای نفس کشیدن قرار داشته باشد . وضعیت ایستاده یا نشسته بهترین وضعیت برای نواختن سازدهنی است به شرطی که پشت نوازنده کاملا صاف و مستقیم باشد و از خم شدن آن به سمت جلو اجتناب شود چرا که این امر مانع از نفس کشیدن صحیح و عمیق می شود . گردنتان را صاف نگه دارید و مراقب باشید سرتان به طرف پایین خم نشود .

3- فراهم کردن مسیری بزرگ و وسیع برای عبور جریان هوا

اساس تولید صوت در سازدهنی بر پایه عبور هوا از داخل سازدهنی و همچنین از درون بدن نوازنده بنا شده است . مسیر عبور هوا در داخل بدن نوازنده از حفره دهان شروع می شود و از طریق حلق ، حنجره ، نای و سایر مجاری هوایی بزرگ و کوچک تا اعماق ریه ها ادامه پیدا می کند . هر چه این مسیر باز تر و فراخ تر باشد ارتعاش مولکول های هوا در آن قوی تر و صدای حاصل از نواختن ساز هم قوی تر و رسا تر خواهد بود . بنا بر این بسیار مهم است که نوازنده سازدهنی بزرگ ترین و وسیع ترین مجرای عبور هوا را از داخل بدن خود فراهم نماید تا صدای سازش صدایی بهتر و گرم تر باشد .

همان طور که در توضیحات ارائه شده در مورد روش پاکر (Pucker) خواندید ، نوازنده سازدهنی برای رسیدن به این منظور لازم است همواره به پنج عامل زیر توجه ویژه ای داشته باشد :

1- موقعیت زبان در داخل دهان : زبان نوازنده باید کاملا آرام و راحت (Relaxed) در کف دهان قرار بگیرد تا از انسداد ناخواسته مسیر عبور هوا جلوگیری نماید . درتصاویر زیر می توانید دو وضعیت درست و نادرست زبان را در حین نواختن سازدهنی مشاهده نمایید .

TonguePosition

در تصویر سمت راست زبان نوازنده کاملا در کف دهان مستقر شده و مسیر عبور جریان هوا از داخل دهان کاملا باز است . اما در تصویر سمت چپ زبان نوازنده به سمت بالا منحرف شده و مجرای عبور هوا را تنگ و کوچک ساخته است . نواختن سازدهنی در این حالت صدایی کم عمق و کم رمق ایجاد می کند و از آن بدتر ممکن است موجب بند (Bend) شدن ناخواسته تک نت مربوطه گردد .

2- موقعیت فک تحتانی : نوازندگان سازدهنی باید همواره در خاطر داشته باشند که پایین دادن فک تحتانی می تواند تاثیر شگرفی بر صدا و لحن سازشان داشته باشد . این کار با افزایش فاصله دندان های فک تحتانی و فوقانی مجرای بزرگ تری برای عبور هوا فراهم می کند و همچنین فرو بردن سازدهنی را به فضای داخل دهان تسهیل می نماید . در تصویر زیر می توانید ببینید که فک تحتانی نوازنده بزرگی به نام چارلی ماسل وایت (Charlie Musselwhite) تا چه حد به طرف پایین رفته است .

MusselwhiteJaw



3- موقعیت لب ها نسبت به سازدهنی : همان طوری که قبلا گفتیم ، یک اشتباه رایج در بین نوازندگان مبتدی این است که تصور می کنند برای نواختن سازدهنی باید "دهان را بر روی سازدهنی قرار داد" در حالی که در واقع "این سازدهنی است که به داخل دهان فرو می رود" ! وقتی سازدهنی به داخل دهان برده می شود سطح تماس لب ها با درپوش های سازدهنی بیشتر می شود و این مساله منجر به بهتر شدن صدای سازدهنی می شود . معمولا لب بالایی باید حداقل نیمی از سطح درپوش بالایی سازدهنی را بپوشاند ودر مواردی ممکن است کل در پوش بالایی به داخل دهان رانده شود (به ویژه در حین نواختن فاصله اکتاو) . کج (Tilt) کردن سازدهنی به طرف بالا از این نظر مفید است چرا که سطح تماس لب ها را با سازدهنی افزایش می دهد .

PuckerLips

همان طور که در تصویر بالا مشخص است ، لب بالایی نوازنده تقریبا به طور کامل درپوش بالایی سازدهنی را پوشانده است و برای این کار از کج کردن سازدهنی به سمت بالا نیز کمک گرفته شده است . همچنین به موقعیت فک تحتانی نوازنده در تصویر فوق دقت نمایید که به خوبی به سمت پایین هدایت شده است .

یک تبصره و یک توضیح : در ابتدای این مقاله گفتیم که نوازندگان سازدهنی کروماتیک به خاطر ابعاد بزرگتر این نوع سازدهنی در مقایسه با سازدهنی دیاتونیک ، کمتر می توانند آن را به داخل حفره دهان وارد نمایند و لب ها تماس ناچیزی با سطح درپوش های سازدهنی دارند . اما توجه داشتن به سایر عواملی که در تولید صدای خوب از سازدهنی نقش دارند (به ویژه پایین بردن فک تحتانی و خواباندن زبان در کف دهان) می تواند وجود صدایی گرم و دلنشین را برای هر نوازنده ای تضمین نماید . به عنوان نمونه در تصویر زیر کاملا مشخص است که مارک هامل (Mark Hummel) فک تحتانیش را به خوبی به سمت پایین برده است تا بتواند بهترین صدای ممکن را از سازش به دست آورد .

HummelChrom



علاوه بر سه عامل فوق ، توجه داشتن به دو مساله دیگر هم می تواند نوازنده را در جهت رسیدن به بهترین صدای ممکن یاری نماید :

4- وضعیت حلق و حنجره : برای این که مسیر عبور جریان هوا کاملا باز باشد لازم است که حلق (Throat) و حنجره (Larynx) نوازنده هم در حالتی باز قرار داشته باشند . نوازندگان مبتدی لازم است به این قسمت از مجرای عبور هوا توجه ویژه ای داشته باشند و گر نه ممکن است به علت انقباض های ناخواسته ای که در این قسمت رخ می دهد و خود نوازنده هم از آن اطلاع ندارد ، نتوانند به صدا و لحن مناسبی در نوازندگی سازدهنی دست یابند .

برای آشنایی بهتر با وضعیت حلق و حنجره ، مواقعی را به یاد آورید که برای معاینه گلو و حلقتان به نزد یک پزشک می روید . در این حالت پزشک معالج برای دیدن ته حلقتان از شما می خواهد که دهانتان را باز کنید و با صدای بلند بگویید "آ آ آ آ آ" یا "ها ها ها ها " . و در مرحله بعد ممکن است با گذاشتن یک آبسلانگ (تیغه ای چوبی شبیه به چوب بستنی) بر روی زبانتان آن را به کف دهان فشار دهد . هیچ وقت فکر کرده اید که هدف از انجام این کارها چیست ؟ وقتی که شما حرف "آ" یا (ترجیحا) "ها" را به صورت کشیده ادا می نمایید ، کام نرم به صورت خودکار به سمت بالا حرکت می کند (در مورد کام نرم بعدا توضیح بیشتری می دهیم) ، ریشه زبان به سمت پایین می رود و مسیر حلق و حنجره باز می شود به طوری که کل ساختمان حلق و لوزه های دو طرف آن برای پزشک قابل رویت می شود . برخی افراد ممکن است نتوانند زبانشان را به خوبی در کف دهانشان بخوابانند (احتمالا این دسته از بیماران با نواختن سازدهنی میانه ای نداشته اند!) و به همین خاطر پزشک ناچار است با کمک یک آبسلانگ زبان بیمار را در کف دهان بخواباند تا جلوی دیدش گرفته نشود .

برای درک بهتر مراحل فوق کافی است یک آینه کوچک را در زیر یک نور مناسب در جلوی دهانتان قرار دهید و با گفتن صدای "آ" یا (ترجیحا) "ها" به صورت بلند و کشیده به تغییراتی که در داخل دهانتان ایجاد می شود نگاه کنید . اگر بتوانید همزمان ریشه زبان (یعنی قسمت عقبی زبان) را به سمت پایین و عقب بکشید ، بیشتر با مفهوم باز بودن حلق آشنا می شوید .

5- موقعیت کام نرم (Soft Palate) : سقف دهان یا همان کام (Palate) از دو قسمت تشکیل می شود : یک قسمت استخوانی در جلو که به کام سخت (Hard Palate) معروف است و یک قسمت عضلانی در عقب که به نام کام نرم (Soft Palate) شناخته می شود و در انتها به یک برآمدگی در خط وسط موسوم به زبان کوچک (Uvula) ختم می شود . کام سخت قابلیت تحرک ندارد و همیشه در جای خود ثابت است اما کام نرم با واسطه عضلات کوچک و ظریفی که در خود دارد می تواند در جهت بالا یا پایین حرکت نماید .

اگر نوازنده بتواند با استفاده از عضلات کام نرم آن را به سمت بالا جابجا نماید ، مسیر فراخ تری برای عبور جریان هوا از داخل دهان مهیا می کند که منجر به بهتر شدن صدای سازدهنی می شود . فایده دیگری که این کار دارد این است که بالا بردن کام نرم موجب بسته شدن سوراخ های خلفی حفره بینی می شود که در حالت عادی از طریق فضای پشت کام نرم و زبان کوچک با حفره دهان ارتباط دارند . قطع ارتباط بین این دو حفره از تبادل هوا بین دهان و بینی و نشت ناخواسته و ناآگاهانه هوا در حین نوازندگی جلوگیری می کند و به کنترل بهتر نفس نوازنده کمک می نماید . البته لازم به ذکر است که مهارت کنترل کام نرم قدری دشوارتر از چهار عامل قبلی است و کنترل ارادی و آگاهانه آن ممکن است همیشه عملی نباشد . هستند نوازندگان بسیار خوبی که بر این مهارت تسلط ندارند یا آن را چندان جدی نمی گیرند . اما شکی نیست که تسلط یافتن بر این مهارت شما را در نواختن بهتر سازدهنی یاری می نماید .

یک ترفند عملی : خمیازه بکشید !!!

برای این که درک بهتری از عوامل پنجگانه فوق پیدا کنید ، می توانید جلوی یک آینه بایستید و با تقلید از حالت خمیازه کشیدن به تغییراتی که در لب ها ، دهان و حلق شما ایجاد می شود با دفت نگاه کنید . تغییرات زیر به دنبال یک خمیازه عمیق – که بهتر است با گفتن "ها" به شکل بلند و کشیده همراه باشد - قابل مشاهده اند :

1- لب ها از هم فاصله می گیرند و فضایی بینشان شکل می گیرد که شبیه به یک "بیضی با قطر عمودی بزرگتر" می باشد
2- فک تحتانی پایین می رود و فاصله بین دو ردیف دندان بالا و پایین بیشتر می شود
3- ریشه زبان (قسمت عقبی زبان) به سمت پایین و عقب کشیده می شود
4- کام نرم به سمت بالا می رود
5- مهمتر از همه : مسیر حلق و حنجره باز تر می شود

از آنجا که مفهوم "باز بودن مسیر حلق و حنجره" برای نوازندگان مبتدی قدری دشوار به نظر می رسد ، تمرین خمیازه کشیدن می تواند ما را به درک بهتری از این موضوع برساند . به خصوص اگر در حین تمرین به قوه بینایی اکتفا نکنیم و حس های دیگرمان را هم به کار بگیریم : قبل از این که خمیازه بکشید مقداری هوا را به داخل دهان بکشید و به تغییراتی که با این کار در میزان دمای مخاط های دهانتان ایجاد می شود دقت کنید . از آنجا که مخاط های دهان و حلق در حالت طبیعی مخاط هایی مرطوب هستند ، عبور جریان هوا از روی آنها موجب تبخیر سطحی آب موجود بر روی سطح آنها شده و نوعی احساس خنکی در مخاط زبان و کام نرم و حلق شما ایجاد می کند . حالا اگر یک خمیازه عمیق بکشید احساس خنکی بیشتری در ناحیه حلق و پایین تر از آن – که به حنجره منتهی می شود – خواهید داشت . این مساله نشان می دهد که خمیازه کشیدن شما منجر به باز شدن مسیر حلق و حنجره و عبور جریان هوایی بیشتر از آن شده است . به همین ترتیب می توان در هنگام نواختن سازدهنی مسیر حلق و حنجره را باز نگه داشت تا جریان هوای بزرگتری قادر به تردد از آن باشد و رزونانس مجاری هوایی بیشتر شود .

4- زبان زدن (Tonguing) و ادا کردن حروف (Articulation) به داخل سازدهنی

زبان زدن (Tonguing) از تکنیک های رایج در بین نوازندگان سازهای بادی است که برای تاکید بیشتر بر شروع یک نت ، سر و شکل دادن به یک نت خاص و متمایز کردن نت ها از یکدیگر اجرا می شود . برای اجرای این تکنیک نوازنده در زمان شروع یک نت زبانش را به مدت کوتاهی در تماس با سقف دهان قرار می دهد و به سرعت تماس برقرار شده را قطع می نماید . به این ترتیب وقتی زبان در تماس با سقف دهان قرار می گیرد عبور جریان هوا از داخل دهان در کسری از ثانیه متوقف می شود (چون زبان نوازنده مسیر عبور هوا را به طور کامل مسدود می کند!) و هنگامی که زبان به کف دهان برمی گردد ، باز شدن ناگهانی مسیر عبور هوا منجر به نوعی تاکید شنیداری خاص در شروع نت مربوطه می شود که علاوه بر تاکید بیشتر بر شروع آن نت ، سر وشکل خاصی هم به آن می دهد (بسته به نوع تکنیک به کار رفته برای آرتیکولیشن) و موجب تمایز آشکار آن از سایر نت ها شده و اجرای ملودی مورد نظر را از حالت یکنواختی خارج می کند . در واقع ، نواختن سازدهنی فقط فوت کردن به داخل ساز نیست ! بلکه نوازنده باید با به کار گرفتن عضله موثر و پرکاری به نام زبان ، برای ساختن و پرداختن نت های مختلف و رسیدن به حالت های اجرایی و رنگ های صوتی گوناگون بهره بگیرد .

نحوه اجرای این نکنیک یادآور حرکاتی است که در حین ادا کردن حروف مختلف در زبان ایجاد می شود . در واقع بسته به این که زبان نوازنده با کدام قسمت از سقف دهان برخورد نماید تاکید شنیداری خاصی که در ابتدای هر نت می شنویم متفاوت خواهد بود . به همین خاطر برای توصیف این حالت از اصطلاح آرتیکولیشن / آرتیکولاسیون (Articulation) نیز استفاده شده است که به مفهوم تلفظ یا ادا کردن حروف و سیلاب های مختلف به داخل سازدهنی می باشد . آرتیکولیشن های مختلفی در مورد سازدهنی به کار می رود که هر کدام از آنها از دو قسمت مجزا تشکیل شده اند : یک حرف بی صدا یا صامت (Consonant) و یک بخش صدادار یا مصوت (Vowel) از نوع کشیده . مثلا با ترکیب کردن حرف صامت "ت" و سه مصوت کشیده ای که می شناسیم می توان سه نوع آرتیکولیشن مختلف ساخت : تا – تی – تو . تلفظ هر یک از این سه نوع آرتیکولیشن به داخل سازدهنی صدایی متفاوت به تک نت مورد نظر می بخشد . سه حرف صامت دیگر که کاربرد بیشتری در بین نوازندگان سازدهنی دارند عبارتند از حروف "د" و "ک" و "گ" (که این آخری کمتر رایج است و دومی بیشتر برای نواختن آکورد یا نت های بند شده به کار می رود) . به این ترتیب انواع مختلفی از آرتیکولیشن ها قابل اجرا هستند :

Taa – Tee – Too

Daa – Dee – Doo

Kaa – Kee – Koo

Gaa – Gee – Goo


در بین آرتیکولیشن های فوق دو مورد اول از قسمت جلویی دهان ادا می شوند و دو مورد آخر از قسمت های خلفی تر دهان . یعنی مخرج حرف "ت" از همه جلوتر و به زبانه های سازدهنی نزدیک تر است و به همین خاطر با استفاده از این حرف می توان حمله سریع تر و محکم تری را به نت ها تدارک دید . به یک نمونه از آرتیکولیشن Ta گوش دهید . برعکس ، مخرج حرف "گ" از بقیه حروف عقب تر است و حمله به ابتدای نت ها با آن کندتر و ملایم تر خواهد بود . همان طوری که در این نمونه صوتی نتیجه حاصل از آرتیکولیشن Ga را می توانید بشنوید .

نوازندگان مبتدی بهتر است آموزش زبان زدن و آرتیکولیشن را با حرف "ت" که ساده تر از بقیه است شروع کنند و در ادامه به سراغ حروفی مانند "ک" و "گ" بروند . در ضمن برخی نوازندگان سازدهنی توصیه کرده اند که بهتر است زبان زدن را با نت های مکشی (Draw Notes) امتحان کنید و برای نت های دمشی (Blow Notes) بدون زبان زدن و تنها از حمله دیافراگمی با استفاده از سیلاب Ha استفاده نمایید ؛ همان طوری که در دو نمونه صوتی فوق برای نت های دمشی (دو نت آخر) به این شیوه عمل شده است .

چند نکته مهم در مورد آرتیکولیشن :

1- در زمان اجرای آرتیکولیشن تنفس نوازنده قطع نمی شود ! جریان هوای دم یا بازدم ادامه دارد و این زبان است که به صورت موقتی آن را قطع می کند . استفاده از عضله زبان به جای دیافراگم برای کنترل جریان هوا به صرفه جویی در وقت و انرژی شما منجر خواهد شد . ضمن این که حرکات زبان می تواند بسیار سریعتر از حرکات دیافراگم باشد .

2- نکته مهمی که در حین اجرای انواع مختلف آرتیکولیشن باید در نظر داشته باشید این است که ممکن است اجرای این تکنیک منجر به بند (Bend) شدن ناخواسته نت ها شود . به عنوان مثال در این نمونه صوتی می توانید بشنوید که انجام دادن آرتیکولیشن به شیوه ای نادرست موجب شده تا شروع نت ها با قدری بند شدن ناخواسته همراه گردد . برای اجتناب از این مشکل لازم است حرکات زبان را با سرعت و چالاکی خاصی انجام دهید تا زمان مسدود شدن جریان هوا به حداقل برسد . همچنین داشتن سرعت عمل کافی در حین زبان زدن ، جلوی از ضرب افتادن نت ها را می گیرد و موجب می شود که بتوانید هر نتی را درست در زمان مخصوص خودش اجرا نمایید .

3- نت هایی که با دمیدن هوا به داخل سازدهنی به صدا در می آیند (Blow Notes) کمتر از نت های مکشی (Draw Notes) به انواع مختلف آرتیکولیشن جواب می دهند و ممکن است صدای حاصل از تلفظ برخی اصوات به داخل سازدهنی قابل شنیدن باشد . به همین خاطر در بسیاری از اوقات از زبان زدن برای نواختن این نت ها خودداری می شود و صرفا از ادا کردن سیلاب Ha برای اجرای این نت ها استفاده می شود . در این نمونه صوتی نحوه استفاده از این روش برای هر دو نوع مکشی و دمشی (دو نت آخر) به خوبی مشخص شده است . "ها کردن" به داخل سازدهنی در واقع به معنای بالا بردن موقتی فشار هوای دمی است که بدون استفاده از زبان و با انقباض سریع عضله دیافراگم صورت می گیرد . البته در مواردی که بخواهید بر روی چند نت دمشی پشت سر هم و با سرعتی بالا آرتیکولیشن اجرا نمایید ، طبیعتا بهتر است که از زبانتان برای این کار استفاده نمایید .

4- همان طور که می توان با زبان زدن در ابتدای هر نت شروع آن را از بقیه نت ها متمایز کرد ، در مورد نت های استاکاتو (Stacatto) می توان به همین روش پایان آن نت ها را نیز به شکلی مشخص و مجزا درآورد . استفاده از آرتیکولیشن هایی مانند Dat یا Dit برای این منظور مفید است .

5- انواع مختلف آرتیکولیشن را که در اینجا معرفی کردیم می توان هم در هنگام نواختن آکورد و هم در زمان اجرای تک نت ها به کار گرفت . توجه داشته باشید که در حین نواختن یک آهنگ هیچ الزامی وجود ندارد که نوازنده صرفا از یک نوع آرتیکولیشن خاص استفاده نماید بلکه می تواند برای هر نتی از یک نوع آرتیکولیشن خاص استفاده نماید . مثلا ممکن است نوازنده ای برای اجرای چند نت متوالی به ترتیب از آرتیکولیشن های زیر استفاده نماید :

Too – Ka – Ta – Dee – Ta – Ka – Too - Ka


این که در هر لحظه از کدام نوع آرتیکولیشن استفاده شود (یا اصلا یک نت را بدون آرتیکولیشن اجرا نمود) بستگی به ذوق و سلیقه شخصی نوازنده و نوع خاص صدایی دارد که می خواهد با سازش تولید نماید . ملاک اصلی در این زمینه تجربه و سلیقه شخصی نوازنده است . برخی نوازندگان حرفه ای سازدهنی از این توانایی برخوردارند که با گوش دادن به صدای ساز زدن یک نوازنده ، نوع آرتیکولیشن هایی را که توسط وی به کار می رود تشخیص دهند . شما هم با مدتی تمرین و کسب تجربه می توانید به این قدرت تشخیص برسید . در اینجا می توانید به یک نمونه صوتی گوش دهید که در آن یک عبارت واحد با سه نوع آرتیکولیشن مختلف (به ترتیب : ها و گا و تا) اجرا شده است .

علاقه مندان به کسب اطلاعات بیشتر در مورد انواع آرتیکولیشن و طرز کاربرد آنها می توانند به وب سایت J.P. Allen مراجعه نمایند .

5- تکنیک دیپ بند (Dip Bend) یا اسکوپ (Scoop)

این تکنیک از تکنیک های رایج و متداول در سبک بلوز است و به مفهوم اعمال نوعی بندینگ (Bending) مختصر و کوتاه مدت در شروع یک نت می باشد . این تکنیک به قدری در سبک بلوز متداول شده است که می توان آن را نوعی آرتیکولیشن در نظر گرفت یعنی روشی خاص برای شروع تک نت ها که با کمک گرفتن از حرکات زبان انجام می شود . به همین خاطر مناسب است که بعد از معرفی کردن انواع مختلف آرتیکولیشن ، قدری هم در مورد این تکنیک توضیح دهیم . برای آشنایی بیشتر با نوع صدای حاصل از این تکنیک می توانید به این نمونه کوتاه گوش دهید (بخشی از آهنگ Blowin’ The Fuses با اجرای Sonny Terry ) . سه نت اولی که می شنوید در زمان شروع مختصری بند (Bend) می شوند و سپس به سرعت به نت اصلی که حالت بند شده ندارد برمی گردند . نمونه دیگری که در اینجا می شنوید تمپوی بالاتری دارد و باز هم استفاده از تکنیک دیپ بند برای نواختن 3 نت اول را به خوبی نشان می دهد (بخشی از آهنگ Goodbye Little Girl با اجرای Gary Primich ) .

این تکنیک بیشتر در بین نوازندگان سازدهنی دیاتونیک رایج است و بر روی نت هایی اجرا می شود که از قابلیت بندینگ (Bending) برخوردار باشند یعنی نت های 1Draw-6Draw و نت های 7Blow-10Blow در یک سازدهنی دیاتونیک استاندارد . در بین نوازندگان سازدهنی کروماتیک هم این تکنیک طرفداران خاص خودش را دارد و به عنوان نمونه می توان از استیوی واندر (Stevie Wonder) نام برد که از این تکنیک زیاد استفاده می کند . اجرای تکنیک دیپ بند موجب می شود که فرکانس تک نت مورد نظر در زمان شروع قدری بم تر از نت اصلی باشد (معمولا در حد ربع پرده ، قدری کمتر یا بیشتر) و در زمان کوتاهی (معمولا 1/6 ضرب ، قدری کمتر یا بیشتر) به فرکانس اصلی باز گردد . این که نت مورد نظر تا چه اندازه بم شود و مدت زمان اختصاص یافته به آن چقدر باشد ، تا حد زیادی تابع سلیقه نوازنده است و از قاعده و قانون خاصی پیروی نمی کند .

نکته جالب در اجرای این تکنیک آن است که نوازنده برای بند (Bend) کردن بخش ابتدایی نت مورد نظرش لازم نیست زبانش را در حالت به کار رفته برای اجرای تکنیک بندینگ بر روی همان نت قرار دهد ! یعنی این طور نیست که نوازنده نتی را به مدت بسیار کوتاهی بند کند و به سرعت به حالت بدون بند (Unbent) برگردد بلکه برای اجرای این تکنیک از نوعی آرتیکولیشن مخصوص که به Twa یا Dwa تشبیه شده است کمک می گیرد . برای درک بهتر موضوع چندین بار واژه های فوق را به آرامی تلفظ نمایید و سعی کنید به موقعیت زبانتان در داخل دهان و تغییرات آن در حین ادا نمودن این سیلاب ها دقت داشته باشید :

- در بخش ابتدایی این سیلاب زبان شما به طرف "سقف دهان" حرکت می کند و با تنگ کردن مجرای عبور هوا موجب پایین تر رفتن فرکانس تک نت مربوطه می شود .

- در بخش دوم این سیلاب زبان شما به سرعت پایین می رود و به "کف دهان" نزدیک می شود . به این ترتیب مجرای عبور هوا کاملا باز می شود و تک نت مزبور به روشنی و وضوح قابل شنیدن است ، بدون این که اثری از بندینگ در آن باقی مانده باشد .

پس از این که از نحوه حرکات زبان در دو مرحله متفاوت این تکنیک آگاهی پیدا کردید ، نوبت به آن می رسد که آن را بر روی سازدهنی تمرین نمایید . بهتر است تمرین این تکنیک را با نت های مکشی و با نت 4Draw اغاز نمایید . نحوه حرکات زبان در حین اجرای نت های مکشی دقیقا مشابه حالتی است که در باره نحوه تلفظ سیلاب های Twa و Dwa عنوان کردیم و تنها تفاوت آن در این حالت تغییر در جهت جریان هوا می باشد . ناگفته پیدا است که وجود حروف T و D در ابتدای این سیلاب ها نوعی تاکید و آرتیکولیشن خاص هم به شروع نت می بخشد که به جذاب تر شدن اجرای شما کمک می کند . بدیهی است که با حذف حروف صامت T و D و استفاده از سیلاب دو بخشی oo-wa می توان تکنیک دیپ بند را بدون تاکید و زبان زدن نیز اجرا نمود . همچنین از سیلاب های دیگری مانند ya یا ee-ya (با یا بدون حروف صامت T و D ) نیز می توان برای اجرای این تکنیک استفاده کرد . کافی است خودتان هر کدام از این سیلاب های پیشنهادی را امتحان کنید و ببینید کدامشان بیشتر به کارتان می آید .

در اینجا می توانید به یک نمونه از کاربرد سیلاب ya برای اجرای تکنیک دیپ بند بر روی نت 3Draw گوش دهید که با یک سازدهنی دیاتونیک ده سوراخه در گام D اجرا شده است . پس از آن که توانستید این سیلاب را به خوبی تلفظ نمایید ، سعی کنید آن را در حالت مکش (فرو بردن هوا به داخل ریه ها) هم ادا نمایید و آنگاه آن را بر روی یک سازدهنی اجرا نمایید . هر سه مرحله فوق به روشنی در نمونه صوتی بالا شنیده می شود .

نمونه دیگری که در اینجا می شنوید ، کاربرد سیلاب Twa را برای اجرای تکنیک مزبور نشان می دهد . در اینجا هم مانند نمونه صوتی قبلی ، ابتدا نوازنده سیلاب Twa را تلفظ می کند ، سپس آن را در حالت مکش ادا می کند و در نهایت آن را بر روی نت های 3Draw – 2Draw – 1Draw – 4Draw - 3Draw اجرا می نماید . همان طور که می شنوید به خاطر وجود حرف T در ابتدای این سیلاب تک نت های مزبور از تاکید بیشتری در زمان شروع برخوردار می باشند .

همان طور که در ابتدای این مقاله گفتیم ، در منابع آموزشی مختلف ممکن است از یک تکنیک واحد با اسامی متفاوتی نام برده شود . اسامی دیگری که برای تکنیک دیپ بند (Dip Bend) در منابع مختلف ذکر شده است از این قرار است :

Dip – Scoop – Light Bend – Slight Bend – Slide Up


در صورتی که در حین مطالعه منابع آموزشی مختلف به این اسامی برخورد کردید ، بدانید که همه آنها به تکنیک دیپ بند اشاره می کنند ؛ هر چند از بین این واژه ها دو اصطلاح دیپ بند و اسکوپ کاربرد بیشتری دارند و نوازندگان مبتدی هم بهتر است این تکنیک مهم را با این دو واژه رایج تر به خاطر بسپارند . اصطلاح آخری (Slide UP) استفاده بسیار محدودی دارد و اصولا بهتر است از به کار بردن آن در این معنی خودداری کرد .

معضلی به نام نت 2Draw

برای بسیاری از نوازندگان تازه کار نواختن نت 2Draw در سازدهنی دیاتونیک امری دشوار است . معمولا صدای این نت خاص در شروع کار به سختی در می آید و صدایی ضعیف و ناخوشایند و خارج از کوک تولید می کند . نمونه ای از این نوع صدا را می توانید در اینجا بشنوید . کار به جایی می رسد که نوازندگان تازه کار تصور می کنند سازشان خراب است و اقدام به پس دادن آن می کنند یا برای تعمیر کردن آن از شرکت سازنده درخواست کمک می کنند . اما در اغلب موارد مشکل از جانب نوازنده است و خود سازدهنی ایرادی ندارد . بر طبق آمار ارائه شده توسط شرکت هونر (Hohner) بیش از 90 درصد سازدهنی هایی که با شکایت از خرابی سوراخ شماره 2 برای تعمیر به این شرکت ارجاع شده اند ، در واقع سالم بوده و هیچ نقصی نداشته اند ! این مشکل ممکن است در مورد سوراخ های شماره 1 و 3 نیز گزارش شود ولی در سوراخ شماره 2 بیشتر دیده می شود . گاهی هم این مشکل خودش را در نت های مکشی اکتاو بالایی سازدهنی نشان میدهد .

علت اصلی این مشکل به تکنیک نادرست نوازنده در نواختن تک نت ها و تنگ بودن مسیر عبور هوا بر می گردد . با رعایت کردن مسائلی که در مورد شیوه صحیح نواختن سازدهنی به روش پاکر بیان کردیم (بردن سازدهنی به داخل دهان ، پایین بردن فک تحتانی ، تشکیل دادن منفذی بیضی شکل بین لب ها که قطر عمودی آن بزرگتر باشد و خواباندن زبان در کف دهان) این مشکل به راحتی برطرف خواهد شد . در این نمونه صوتی می توانید بشنوید که چطور نوازنده ای در ابتدا نت 2Draw را عمدا به روشی اشتباه می نوازد و سپس با اصلاح آمباشور خود صدایی مناسب را همراه با ویبراتویی زیبا و دلنشین جایگزین می کند .

بالاخره کدام روش یا آمباشور بهتر است؟
پاکر / لیپ بلاک یا تانگ بلاک؟


یکی از مباحث داغ در بین نوازندگان ساز دهنی این است که کدام روش برای نواختن ساز دهنی بهتر است. برخی نوازندگان مانند ژان توتس تیلمان (Jean Toots Thielemans) و استیوی واندر (Stevie Wonder) و لی اسکار (Lee Oskar) صرفاً از روش پاکر استفاده می کنند و برخی دیگر مانند دنیس گروئنلینگ (Dennis Gruenling) اصرار دارند که هر چیزی را به روش تانگ بلاک اجرا کنند. برخی مانند فرانتس اشمل (Franz Chmel) از نوعی آمباشور خاص که حد واسط پاکر و تانگ بلاک است استفاده می کنند و برخی دیگر مانند مارک هامل (Mark Hummel) و آدام گاسو (Adam Gussow) و جیسون ریچی (Jason Ricci) ترکیبی از هر دو روش را به کار می گیرند.

جالب است بدانید که روش تانگ بلاک با این که پیچیده تر و دشوارتر از روش پاکر به نظر می رسد ، در واقع روشی "قدیمی تر" و در بین نوازندگان سنتی سازدهنی روشی اصیل تر و ریشه دارتر است : اغلب نوازندگان حرفه ای سازدهنی در نیمه اول قرن بیستم از روش تانگ بلاک استفاده می کرده اند و روش پاکر از دهه 1960 میلادی و با تلاش های نوازندگان سفیدپوست و جوانی مانند پل باترفیلد (Paul Butterfield) ، چارلی ماسل وایت (Charlie Musselwhite) و همچنین چارلی مک کوی (Charlie McCoy) به عنوان یک روش "جدید" و کارآمد برای نواختن سازدهنی دیاتونیک مطرح شد . در بین نوازندگان سازدهنی کروماتیک هم ژان توتس تیلمان (Jean Toots Thielemans) بود که از دهه 1950 نواختن سازدهنی را به شیوه پاکر در پیش گرفت ؛ شیوه ای که در دهه 1960 توسط استیوی واندر (Stevie Wonder) و سایر نوازندگان دنبال شد .

وجود این تنوع گسترده در روش های مورد استفاده توسط نوازندگان بزرگ نشان می دهد که انتخاب آمباشور (Embuchoure) مناسب بستگی به عواملی چون سلیقه فردی، تسلط تکنیکی و همچنین سبک موسیقی نواخته شده دارد . همان طور که در مقاله راهنمای عملی خرید و آموزش سازدهنی بر لزوم توجه به سبک موسیقی در انتخاب و خرید نوع سازدهنی تاکید کردیم ، برای انتخاب روش نوازندگی (پاکر یا تانگ بلاک) نیز می توانید به سبک موسیقی مورد نظر و اقتضائات زیبایی شناسانه آن توجه داشته باشید . اما همان طور که در ابتدای این مقاله ذکر کردیم ، کمتر پیش می آید که در مورد سازدهنی بتوان به یک اصل کلی و فراگیر و بدون هیچ استثنایی دست یافت : "شخصیت خاکستری" سازدهنی در اینجا هم خودش را به ما نشان می دهد ! به همین جهت سعی می کنیم تا همراه با توضیحات مربوط به هر سبک موسیقی به موارد استثنای آن نیز اشاره نماییم .

سبک بلوز : شاید مهمترین و گسترده ترین کاربرد روش تانگ بلاک در سبک شیکاگو بلوز (Chicago Blues) نمایان شده باشد به طوری که نواختن سازدهنی در این سبک بدون استفاده از روش تانگ بلاک و تکنیک های مرتبط با آن (که در مقالات بعدی در موردشان بیشتر توضیح می دهیم ) تقریباً هیچ مفهومی ندارد ! پایه گذار این سبک نوازندگی را جان لی ویلیامسون (John Lee Williamson) می دانند که از اواخر دهه 1930 فعالیت هنری خود را آغاز نمود و در زمان مرگ زودرسش در سال 1948 به عنوان مهمترین و محبوب ترین نوازنده این سبک شناخته می شد .

WilsonTB نوازندگان بزرگ این سبک به حدی در این روش تبحر و تسلط دارند که حتی تکنیک بندینگ (Bending) را هم به روش تانگ بلاک اجرا می کنند . مهمترین معیار سنجش مهارت های تکنیکی نوازنده در این سبک قابلیت بند (Bend) کردن نت ها در حالت تانگ بلاک می باشد (Tongue Block Bending) چرا که اغلب نوازندگان بزرگ و صاحب سبک سازدهنی قادر به اجرای تکنیک بندینگ (Bending) در حالت تانگ بلاک می باشند . نوازندگان افسانه ای و فوق العاده ای چون جان لی ویلیامسون (John Lee Williamson) ملقب به سانی بوی ویلیامسون اول (Sonny Boy Williamson I) ، الک رایس میلر (Alec Rice Miller) ملقب به سانی بوی ویلیامسون دوم (Sonny Boy Williamson II) ، بیگ والتر هورتون (Big Walter Horton) ، ماریون والتر جیکابز (Marion Walter Jacobs) ملقب به لیتل والتر (Little Walter) ، جیمز کاتن (James Cotton) ملقب به آقای سوپرهارپ (Mr. Superharp) و کیم ویلسون (Kim Wilson) همگی از این دسته اند .


RicciMixed در مقابل گروه دیگری از نوازندگان بلوز هستند که به مهارت تکنیکی لازم برای اجرای تکنیک بندینگ در حالت تانگ بلاک دست نیافته اند و یا بنا بر دلایلی (مانند سرعت بیشتر در نوازندگی) تمایل دارند نت ها را در حالت پاکر بند (Bend) نمایند . این گروه از نوازندگان برای اجرای تکنیک هایی مانند تانگ اسلپ (Tongue Slap) و اجرای فواصل اکتاو (Octave) از روش تانگ بلاک استفاده می کنند اما در زمان بند (Bend) کردن نت ها به روش پاکر عمل می نمایند . ایرادی که این روش دارد این است که نوازنده را ناچار می سازد تا آمباشور خود را مکررا بین دو روش پاکر و تانگ بلاک تغییر دهد و مزیت این روش هم در این است که امکان اجرای تکنیک بندینگ را در تمپوهای بالاتری نسبت به روش تانگ بلاک در اختیار نوازنده قرار می دهد . نوازندگان مطرحی مانند پل باترفیلد (Paul Butterfield) ، آدام گاسو (Adam Gussow) و جیسن ریچی (Jason Ricci) در زمره این گروه از نوازندگان قرار می گیرند .

نکته مهم برای هنرجویان مبتدی : با توجه به این که تکنیک بندینگ (Bending) مهمترین تکنیک نوازندگی در سازدهنی دیاتونیک به شمار می رود ، برای فراگیری آن بهتر است در ابتدا از روش پاکر استفاده شود چرا که اجرای این تکنیک به روش پاکر به مراتب آسان تر از روش تانگ بلاک می باشد . امروزه در تمام منابع آموزشی منتشر شده در مورد سازدهنی دیاتونیک توصیه شده است که برای یاد گرفتن تکنیک بندینگ از روش پاکر استفاده شود و سپس در مراحل بعدی اگر نوازنده ای تصمیم گرفت تا ورود جدی تری به حیطه نوازندگی در سبک شیکاگو بلوز پیدا کند ، به تمرین برای فراگیری این تکنیک در حالت تانگ بلاک بپردازد چرا که تسلط بر این تکنیک در حالت تانگ بلاک حداقل به چندین ماه و در غالب موارد چندین سال تمرین مداوم نیاز دارد .

سبک کانتری : CharlieMcCoy همان طور که در مقاله مربوط به زندگی و آثار چارلی مک کوی گفتیم ، تاریخ نوازندگی سازدهنی در سبک کانتری را می توان به دو دوره قبل و بعد از پدیده دوست داشتنی و شگفت انگیزی به نام چارلی مک کوی (Charlie McCoy) تقسیم کرد . تا قبل از وی نوازندگان سازدهنی کانتری عمدتا از روش تانگ بلاک استفاده می کردند اما چارلی مک کوی روش پاکر را به عنوان شیوه اصلی نوازندگیش برگزید که به سرعت در بین نوازندگان کانتری رواج پیدا کرد . امروزه اغلب نوازندگان سازدهنی کانتری و بلوگرس (Bluegrass) از روش پاکر برای نواختن سازدهنی استفاده می کنند . نوازندگان مطرحی چون Mickey Raphael ، Terry McMillan و Mike Stevens از این دسته نوازندگان هستند . لازم به ذکر است که نوازندگان این سبک در برخی موارد برای اجرای فواصل اکتاو یا برخی افکت های ریتمیک و آکوردی به روش تانگ بلاک روی می آورند اما اجرای آهنگ های بسیار سریعی که در سبک بلو گرس می شنوید به روش تانگ بلاک امکان پذیر نیست چرا که نواختن این گونه آهنگ ها مستلزم اجرای تکنیک بندینگ (Bending) در تمپوهای بالا می باشد که تنها در روش پاکر با چنان سرعت بالایی امکان پذیر است .

سبک راک : PopperRock اکثر نوازندگان مطرح سازدهنی راک از روش پاکر استفاده می کنند . افرادی مانند John Popper و Jason Ricci از این دسته اند . همچنین اغلب خوانندگان موسیقی راک که در آثارشان از سازدهنی دیاتونیک یا کروماتیک نیز استفاده کرده اند سازدهنی را به روش پاکر می نوازند . از این گروه می توان به افرادی مانند باب دیلن (Bob Dylan) ، نیل یانگ (Neil Young) ، آلانیس موریست (Alanis Morissette) ، جان لنون (John Lennon) خواننده و گیتاریست گروه بیتلز (The Beatles) ، میک جگر (Mick Jagger) خواننده گروه رولینگ استونز (The Rolling Stones) ، جک بروس (Jack Bruce) خواننده و بیسیست گروه افسانه ای کریم (The Cream) و استیون تایلر (Steven Tyler) از گروه اروسمیت (Aerosmith) اشاره کرد . استثنای بزرگ این سبک هم کسی نیست جز James Whiting ملقب به شوگر بلو (Sugar Blue) که سازدهنی را عمدتا به روش تانگ بلاک می نوازد (آن هم با چنان سرعت خیره کننده ای که در آثار وی شنیده ایم !) .

سبک کلاسیک : TommyReilly اغلب نوازندگان بزرگ سازدهنی کروماتیک در سبک کلاسیک (Classical Music) روش تانگ بلاک را به عنوان روش اصلی نوازندگی خود برگزیده اند . بزرگانی چون لری ادلر (Larry Adler) ، تامی رایلی (Tommy Reilly) ، چام-بر هوانگ (Cham-Ber Huang) ، جان سباستین پدر (John Sebastian Sr.) ، ویلی برگر (Willi Burger) ، فرانتس اشمل (Franz Chmel) و رابرت بان فیلیو (Robert Bonfiglio) همگی از این دسته اند . نگارنده این مطلب نوازنده مطرحی را سراغ ندارد که برای نواختن آثار موسیقی کلاسیک با سازدهنی ، روش پاکر را به عنوان روش اصلی نوازندگیش برگزیده باشد . اما برخی نوازندگان مانند فرانتس اشمل از روش خاصی برای نواختن تک نت ها استفاده می کنند که می توان آن را حدفاصلی بین دو روش پاکر و تانگ بلاک در نظر گرفت . در مورد روش خاص نوازندگی فرانتس اشمل قبلا در مقاله مستر کلاس فرانتس اشمل : قسمت دوم توضیح داده ایم . اگر خاطرتان باشد ، در همین مقاله فرانتس اشمل عنوان کرده بود که : " در کل رپرتوار اجرایی بنده که بالغ بر 5 ساعت می شود، تنها 20 ثانیه از روش Pucker استفاده کرده ام . البته اگر هم از روش Pucker استفاده نکرده بودم ، باز در اجرای این بخش ها مشکلی نداشتم . "

سبک جز و پاپ :  Toots Thielemans برای نواختن ساز دهنی در سبک های جز (Jazz) و پاپ (POP) روش پاکر / لیپ بلاک به تنهایی معمولاً جوابگو می باشد؛ همان طور که نوازندگانی مانند ژان توتس تیلمان (Jean Toots Thielemans) و استیوی واندر (Stevie Wonder) این مسأله را به خوبی نشان داده اند . به عنوان مثال ژان توتس تیلمان که به عنوان بزرگ ترین و تاثیر گذار ترین نوازنده سازدهنی در سبک جز شناخته می شود ، در هیچ یک از آثار ضبط شده اش از روش تانگ بلاک استفاده نکرده است (حتی برای نواختن فاصله اکتاو !) و تنها در چند مورد معدود از اجراهای زنده اش برای اجرای فاصله اکتاو از این روش کمک گرفته است . خود وی هم در مصاحبه هایی که انجام داده است به این نکته اذعان داشته است که "هیچ گاه" از روش تانگ بلاک برای نواختن سازدهنی استفاده نکرده است . همچنین می توانیم به استیوی واندر اشاره کنیم که سازدهنی را فقط به روش پاکر می نوازد و تنها برخی موارد از روش تانگ بلاک برای نواختن فاصله اکتاو استفاده کرده است ؛ نظیر آنچه در قسمت انتهایی آهنگ الفی می شنویم (به ترتیب : G – G# – G – F –F که به صورت اکتاو اجرا شده اند) . به طور کلی اجرای آرتیکولیشن های گوناگون و بند (Bend) کردن نت ها به شکل های مختلف در روش پاکر آسان تر از روش تانگ بلاک است و به همین دلیل شاید بهتر باشد برای اجرای آهنگ های این دو سبک بیشتر از روش پاکر بهره گرفت .

سبک ایرلندی و اسکاتلندی : BrendanPower بسیاری از نوازندگان سنتی این سبک ها روش تانگ بلاک را برای نواختن سازدهنی به کار می گیرند . به عنوان مثال می توان به جیمز کانوی (James Conway) اشاره کرد که بنا بر گفته خودش در بیش از 99 درصد از زمان نوازندگیش از همین روش استفاده می کند . ریک اپینگ (Rick Epping) هم که از نوازندگان برجسته این سبک محسوب می شود ، روش تانگ بلاک را به طرز گسترده ای در نوازندگیش به کار می گیرد ، هر چند برای بند کردن نت ها از روش پاکر استفاده می کند . اما برخی نوازندگان موسیقی ایرلندی که رویکرد مدرن تری را برای اجرای آثار این سبک در پیش گرفته اند ، عمدتا از روش پاکر استفاده می نمایند . از جمله این نوازندگان می توان به برندان پاور (Brendan Power) اشاره نمود .


به عنوان جمع بندی می توان گفت که انتخاب هر یک از دو روش پاکر یا تانگ بلاک بستگی به سلیقه شخصی ، قابلیت های تکنیکی نوازنده ، مقتضیات سبک موسیقی نواخته شده و نوع صدای مطلوب در نظر هر نوازنده دارد . بسیاری از نوازندگان امروزی با هر دو روش نوازندگی آشنایی دارند و از هر کدام در جای خود استفاده می کنند . بهتر است شما هم روی روش خاصی اصرار یا تعصب نداشته باشید و با ذهنی باز و پذیرنده از امکانات و قابلیت های هر دو روش بهره بگیرید . مثلا اگر بر نواختن سازدهنی به روش پاکر پافشاری کنید خود را از امکان نواختن فواصل اکتاو (Octave) محروم کرده اید چرا که نواختن این فاصله که در جای خود می تواند بسیار هم زیبا و دلنشین باشد ، فقط با روش تانگ بلاک امکان پذیر است . یا اگر بخواهید مانند برخی نوازندگان بزرگ سازدهنی بلوز تکنیک بندینگ را حتما به روش تانگ بلاک اجرا نمایید ممکن است هیچ گاه به تسلط تکنیکی لازم برای این کار دست نیابید ! پیشنهاد ما برای نوازندگان تازه کار این است که بستگی به نوع سازدهنی و سبک موسیقی مورد نظرشان آموزش سازدهنی را این گونه شروع نمایند :

1- سازدهنی دیاتونیک : به طور کلی بهتر است آموزش سازدهنی دیاتونیک را به روش پاکر آغاز نمایید چون یادگیری تکنیک بندینگ (Bending) که مهمترین تکنیک نوازندگی در سازدهنی دیاتونیک می باشد ، با این روش به مراتب آسان تر است . همان طور که گفتیم اغلب نوازندگانی که از سازدهنی دیاتونیک برای اجرای آهنگ های راک ، کانتری و جز (Jazz) استفاده می کنند سازدهنی را به روش پاکر می نوازند . اما اگر طرفدار سبک بلوز هستید لازم است که روش تانگ بلاک را حداقل در حدی که برای اجرای فواصل اکتاو و برخی تکنیک ها مانند تانگ اسلپ (Tongue Slap) لازم است بلد باشید . اجرا کردن تکنیک بندینگ در حالت تانگ بلاک واقعا ضرورتی ندارد ، مگر این که به دنبال صدای سنتی ، ناب و اصیل سبک شیکاگو بلوز (Chicago Blues) باشید .

2- سازدهنی کروماتیک : اگر هدف اصلی شما نواختن آثار موسیقی کلاسیک باشد بهتر است به بزرگان همین سبک اقتدا کنید و نواختن تک نت ها را به روش تانگ بلاک یاد بگیرید . همان طور که قبلا عنوان شد ، تقریبا تمام نوازندگان بزرگ این سبک از روش تانگ بلاک استفاده می کنند . اما اگر به دنبال اجرای آهنگ های پاپ و جز (Jazz) هستید می توانید بدون هیچ مشکلی از روش پاکر هم استفاده نمایید – اصلا شاید بهتر باشد با روش پاکر شروع نمایید . اما یادتان باشد که قادرید از روش تانگ بلاک حداقل برای اجرای فواصل اکتاو بهره بگیرید . البته همان طور که گفتیم نوازندگانی مانند ژان توتس تیلمان هم هستند که عامدانه تصمیم گرفته اند هیچ گاه از این قابلیت سازدهنی استفاده نکنند .

3- سازدهنی ترمولو : کاربرد اصلی این نوع سازدهنی در موسیقی ایرلندی و اسکاتلندی است که به صورت سنتی اغلب به روش تانگ بلاک نواخته می شود .

در مقالات بعدی وب سایت ایران هارمونیکا بیشتر در مورد روش تانگ بلاک و کاربرد های آن خواهیم نوشت .

ترجمه و گردآوری مطالب : دلتا فریک – شهریور 1390

روش تانگ بلاک (Tongue Block) - قسمت اول
TB

روش تانگ بلاک (Tongue Block) به عنوان یکی از دو روش اصلی نواختن سازدهنی کاربرد های زیادی در بین نوازندگان سازدهنی دیاتونیک (به خصوص در سبک بلوز) و کروماتیک (به ویژه در موسیقی کلاسیک) و حتی ترمولو (در سبک های ایرلندی و اسکاتلندی) دارد . بعد از معرفی روش پاکر(Pucker) ، این بار قصد داریم به تشریح روش تانگ بلاک و مشخصات آن بپردازیم .

در این روش برای نواختن تک نت ها (Single Notes) لب های نوازنده به مانند روش پاکر جمع نمی شوند و نیازی نیست که گوشه های دهان به هم نزدیک شوند. در واقع میزان باز بودن دهان در این روش مشابه حالتی است که برای نواختن آکوردها استفاده می شود و معمولاً 4-3 سوراخ (و گاهی 5 سوراخ) را شامل می شود. در این روش وقتی ساز دهنی وارد فضای دهان شد، نوازنده زبانش را بر روی بدنه (Comb) یا قطعه دهنی (Mouthpiece) ساز دهنی قرار می دهد. طبیعی است که اگر زبان تمام این 4-3 سوراخ را بپوشاند، هیچ جریان هوایی وارد سوراخ های مزبور نمی شود و هیچ صدایی هم از ساز دهنی بیرون نمی آید! (مانند وضعیتی که در سمت راست شکل زیر مشاهده می کنید)

TB0



اما اگر نوازنده زبانش را قدری به سمت چپ (یا راست) جابجا کند به طوری که یکی از این چند سوراخ آزاد شود و بقیه سوراخ ها کماکان توسط زبان پوشیده باقی بمانند، در این حالت جریان هوایی که از یک سوراخ منفرد عبور نماید قادر به تولید صدای تک نت (Single Note) از آن سوراخ خواهد شد (به سمت چپ تصویر زیر نگاه کنید) . به این روش نواختن ساز دهنی روش تانگ بلاک (Tongue Block) گفته می شود و همان طور که توضیح داده شد، وجه تسمیه آن نیز مشخص است: پوشانده شدن سوراخ های اضافی به وسیله زبان. در این روش هرگاه نوازنده زبانش را از روی سازدهنی بلند کند (مانند سمت راست تصویر زیر) صدای تک نت بلافاصله به صدای آکورد تبدیل می شود که این مساله نواختن آکوردها را با استفاده از روش تانگ بلاک آسان می سازد . در این مورد در قسمت Chord Vamping بیشتر توضیح می دهیم .

TB1



در این روش معمولاً سوراخی که در سمت راست دهان قرار دارد نواخته می شود و سوراخ های سمت چپ به وسیله زبان پوشانده می شوند. به این حالت «تانگ بلاک سمت راست» گفته می شود (Right Tongue Block) که اشاره به نواختن سوراخ سمت راست دهان به روش تانگ بلاک دارد.

البته گاهی هم ممکن است صدای ایجاد شده مربوط به سوراخی که در سمت چپ دهان قرار گرفته باشد و نوازنده با زبانش سوراخ های سمت راست را بپوشاند که به حالت اخیر «تانگ بلاک سمت چپ» (Left Tongue Block) گفته می شود. تغییر موقعیت زبان برای جابجا شدن بین این دو حالت نوازندگی با استفاده از تکنیک تانگ سوییچ (Tongue Switch) انجام می شود که در ادامه مقاله به آن اشاره خواهیم کرد .

فواید و مزایای روش تانگ بلاک

یک باور متداول در بین نوازندگان تازه کار این است که یادگیری روش تانگ بلاک دشوارتر از روش های پاکر و لیپ بلاک است. این باور تا حدودی صحیح است ولی باید تاکید کرد که در صورت انجام تمرین های مناسب، مسلط شدن بر این روش نوازندگی در مقایسه با روش پاکر / لیپ بلاک حداکثر چند هفته بیشتر وقت نمی گیرد. به همین خاطر لازم است که نوازندگان تازه کار از یادگیری روش تانگ بلاک ترس و واهمه ای به خود راه ندهند و مطمئن باشند که با قدری تمرین و پشتکار بیشتر می توانند به راحتی در این روش نیز به مهارت کافی دست یابند. حتی اگر از مدت ها قبل به نواختن ساز دهنی به روش پاکر عادت کرده اید، باز هم می توانید روش تانگ بلاک را یاد بگیرید. در واقع هیچ وقت برای یادگیری دیر نیست!

اما ممکن است بپرسید چرا به خود زحمت بدهیم و روشی دشوارتر را برای نواختن ساز دهنی در پیش بگیریم؟!

پاسخ به این سؤال در قابلیت های اجرایی منحصر به فردی نهفته است که این روش خاص در اختیار نوازنده قرار می دهد؛ قابلیت هایی که برخی از آنها با روش پاکر / لیپ بلاک قابل اجرا نیستند. طبعاً اگر با این قابلیت ها بیشتر آشنا شوید، تمایل و انگیزه بیشتری برای یادگرفتن روش تانگ بلاک خواهید یافت. در اینجا به بخشی از این قابلیت ها اشاره می شود :

1-Chord Vamping : همان طور که در مقاله چیدمان نت ها در سازدهنی – قسمت دوم عنوان شد ، هدف سازندگان اولیه ساز دهنی معرفی سازی با قابلیت های آکوردی شاخص بوده است و کوک معروف ریشتر (Richter Tuning) هم بر همین اساس ابداع شده است تا علاوه بر این که امکان اجرای ملودی در اکتاوهای میانی و بالایی ساز دهنی را به نوازنده می دهد ، در عین حال دسترسی به دو آکورد I و V را در اکتاو پایینی برایش مقدور سازد.

بدیهی است که نواختن آکوردها در کنار تک نت ها (که به آن Vamping گفته می شود) در هر دو روش تانگ بلاک و پاکر امکان پذیر است اما تغییر حالت از تک نت به آکورد (و بالعکس) در روش تانگ بلاک راحت تر و روان تر از روش پاکر انجام می شود. مثلاً فرض کنید نوازنده ای می خواهد بعد از نواختن تک نت 4Draw، آکورد مکشی سوراخ های شماره 1 تا 4 را بنوازد (1,2,3,4Draw Chord) . اگر تک نت 4Draw را به روش تانگ بلاک نواخته باشد برای تغییر تک نت به آکورد کافی است که زبانش را از روی ساز بردارد تا هر 4 سوراخ موردنظرش در معرض جریان هوا قرار گیرند و بعد هم می تواند با قراردادن زبان بر روی ساز دوباره به حالت اجرای تک نت برگردد (مانند شکل زیر).

ChordVamping



اما در روش پاکر این کار مستلزم این است که نوازنده دهانش را بیشتر از حالت تک نت و به اندازه 4 سوراخ باز نماید و همین طور ساز دهنی را مقداری به سمت راست حرکت دهد تا جریان هوا را به سمت سوراخ های شماره 4-1 هدایت نماید. در حالی که در روش تانگ بلاک هیچ یک از این دو کار لازم نیست و نوازنده صرفاً با بلندکردن زبانش از روی ساز و قراردادن مجدد زبان بر روی ساز بین این دو حالت اجرایی مربوط به آکورد و تک نت جابجا می شود. در مواردی هم نوازنده می تواند چنان به روانی و چالاکی بین آکوردها و تک نت ها جابجا شود که شنونده تصور می کند در حال شنیدن صدای دو ساز دهنی است که همزمان درحال نواخته شدن هستند: گویی یکی از آنها ملودی آهنگ را می نوازد و دیگری آکوردهای زمینه ای را. برای نمونه می توانید به آهنگ Amazing Grace که توسط بابک صفرنژاد و در جریان یک برنامه رادیویی اجرا شده است گوش دهید .

2- Tongue Slap : تکنیک تانگ اسلپ از تکنیک های جالبی است که به روش تانگ بلاک به راحتی قابل اجرا است و کاربرد بسیار زیادی در سبک بلوز (Blues) دارد. در این تکنیک نوازنده قبل از اجرای یک تک نت، زبانش را به مدت کوتاهی از روی ساز برمی دارد تا جریان هوا از چند سوراخ مجاور به صورت همزمان عبور نماید و صدای آکورد برای مدت کوتاهی به گوش برسد. سپس به سرعت زبان را به روی ساز دهنی برمی گرداند تا با پوشاندن سوراخ های اضافی، تک نت مورد نظرش را اجرا نماید. به این ترتیب تاکید ریتمیک خاصی به ابتدای آن تک نت اضافه می شود که از لحاظ شنیداری هم زیبایی خاصی دارد. برای مثال می توانید به بخشی از آهنگ Highway Blues با اجرای چارلی ماسل وایت (Charlie Musselwhite) توجه نمایید که در آن اکثر نت ها همراه با این تکنیک اجرا شده اند .

این تکنیک امروزه به یکی از عناصر تفکیک ناپذیر ساز دهنی بلوز (Blues Harp) تبدیل شده است (به ویژه در سبک شیکاگو بلوز) به طوری که تصورکردن ساز دهنی بلوز بدون این تکنیک رایج به سختی امکان پذیر است. به همین خاطر لازم است نوازندگانی که به نوع خاص صدای سازدهنی در آثار ناب این سبک علاقه دارند اجرای این تکنیک را به خوبی یاد بگیرند .

3- Tongue Switch : همان طور که در اوایل این مقاله عنوان شد، در روش تانگ بلاک می توان ساز دهنی را هم از سمت راست دهان نواخت (Right Tongue Block) و هم از سمت چپ ( Left Tongue Block) . مثلاً فرض کنید نوازنده ای دهانش را به اندازه پنج سوراخ باز کرده و دهانش سوراخ های شماره 5-1 را در برگرفته است (به صورتی که سوراخ شماره 1 در سمت چپ باشد). در این حالت اگر نوازنده زبانش را کمی به سمت چپ جابجا کند تا سوراخ های شماره 4-1 را بپوشاند، تنها صدای سوراخ شماره 5 به گوش خواهد رسید. برعکس، اگر زبانش را به سمت راست منحرف کند و سوراخ های شماره 5-2 را بپوشاند، سوراخ شماره 1 به صدا در می آید (شکل زیر).

TongueSwitch



حالا فرض کنید قرار باشد در بخشی از یک آهنگ، بعد از سوراخ شماره 4 یا 5 نوازنده سوراخ شماره 1 را بنوازد. طبعاً در روش پاکر لازم است ساز دهنی را به اندازه 3 یا 4 سوراخ حرکت داد تا از سوراخ شماره 4 یا 5 به سوراخ شماره 1 رسید. اما در روش تانگ بلاک این کار تنها با جابجاکردن موقعیت زبان بر روی ساز دهنی قابل انجام است و نیازی به حرکت دادن ساز وجود ندارد. به این تکنیک خاص (جابجاکردن زبان از یک گوشه دهان به گوشه دیگر) تکنیک تانگ سوییچ (Tongue Switch) (و گاهی هم : Corner Switch) گفته می شود. با کمک این تکنیک، جابجاشدن مکرر بین دو سوراخی که فاصله نسبتاً زیادی از هم داشته باشند در مقایسه با روش پاکر به سهولت بیشتری صورت می گیرد.

4- Split Intervals و فواصل اکتاو (Octave) : نواختن فواصل مختلف با ساز دهنی از قابلیت های منحصر به فرد روش تانگ بلاک است که با هیچ روش دیگری قابل اجرا نمی باشد. منظور از اصطلاح Split Interval در مورد ساز دهنی، نواختن همزمان دو سوراخ غیرمجاور ساز دهنی است.

به عنوان مثال حالتی را در نظر بگیرید که دهان نوازنده به اندازه 4 سوراخ باز شده و سوراخ های شماره 4-1 را در بر گرفته باشد: در این حالت نوازنده می تواند زبانش را طوری بر روی ساز دهنی قرار دهد که فقط دو سوراخ وسطی (سوراخ های شماره 3 و 2) به وسیله زبان پوشانده شوند و هر دو سوراخی که در دو طرف دهان قرار دارند (سوراخ های شماره 4 و 1) به صورت همزمان با جریان هوای جاری در نفس نوازنده به صدا درآیند. در مواقعی که فاصله این دو نت از یکدیگر برابر با یک اکتاو باشد، به فاصله مزبور فاصله اکتاو (Octave) گفته می شود. مثلاً نواختن همزمان دو نت 1Draw و 4Draw در یک ساز دهنی دیاتونیک یا دو نت 1Draw و 5Draw در ساز دهنی کروماتیک منجر به تولید فاصله اکتاو می شود (در یک ساز دهنی استاندارد گام C : دو نت D که یک اکتاو با هم فاصله دارند) .

SplitInterval



به عنوان نمونه می توانید به بخشی از آهنگ This Is My Last Goodbye با اجرای ویلیام کلارک (William Clarke) گوش دهید که اکثر نت های آن به صورت فاصله اکتاو اجرا شده اند (و در ضمن اگر دقت کنید قبل از برخی ازآنها از تکنیک تانگ اسلپ نیز استفاده شده است) .

چهار موردی که برشمردیم، از قابلیت های جالبی هستند که نواختن به روش تانگ بلاک در اختیار نوازنده می گذارد و اطلاع داشتن از آنها می تواند هر نوازنده ای را به فراگیری این روش ترغیب نماید.

یک تمرین عملی برای یادگرفتن روش تانگ بلاک

برای نواختن تک نت ها به روش تانگ بلاک پیشنهاد می کنیم تمرین عملی زیر را مرحله به مرحله دنبال نمایید و حتماً این نکته را هم در نظر داشته باشید که تسلط یافتن کامل بر این روش نیاز به قدری تمرین دارد و ممکن است تا چند هفته طول بکشد (با انجام دادن روزی 30-15 دقیقه تمرین).

1- گام اول : باز کردن دهان به اندازه مناسب

دهانتان را به اندازه چند سوراخ باز کنید و بر روی ساز دهنی قرار دهید. دقت کنید که گوشه های دهان در تماس با ساز دهنی قرار بگیرند تا از نشت بی دلیل هوای اضافی از دو طرف دهان جلوگیری شود. در این حالت اگر به داخل ساز دهنی بدمید صدای چند سوراخ را به صورت همزمان می شنوید. در واقع این حالت مشابه زمانی است که با ساز دهنی آکورد می نوازید. همان طور که در مورد آکوردها لازم است بدانید که دهان تا چه اندازه باید باز شود، در اینجا هم بسیار مهم است که بدانید دهانتان را دقیقاً به اندازه چند سوراخ باز می کنید چرا که این مسأله در هنگام استفاده از 4 قابلیت اصلی روش تانگ بلاک (شامل Split Intervals – Tongue Switch – Tongue Slap – Chord Vamping ) کاربرد عملی زیادی پیدا می کند. این که دهان را چه اندازه باز کنیم به نوع سازدهنی مورد استفاده بستگی دارد :

1- سازدهنی دیاتونیک : پیشنهاد ما برای نوازندگان تازه کار این است که در ساز دهنی دیاتونیک برای شروع، دهانشان را به اندازه 4 سوراخ باز کنند و این اندازه خاص را با تمرین های مداوم و مکرر به خاطر بسپارند. بعد از مدتی که به یک تسلط نسبی در نواختن تک نت ها و فواصل اکتاو رسیدند، می توانند بازکردن به اندازه 5 سوراخ را نیز تمرین کنند چرا که برای نواختن برخی فواصل اکتاو لازم است دهان را به اندازه 5 سوراخ باز کرد. همچنین در برخی موارد لازم است که دهان را به اندازه 3 سوراخ باز کرد که آن هم نیاز به تمرین جداگانه ای دارد. اما به هر حال باید از یک جا شروع کرد! بهترین انتخاب برای شروع روش تانگ بلاک در ساز دهنی دیاتونیک این است که با آکوردهای 4 تایی شروع نمایید.

TB25



2- سازدهنی کروماتیک : در مورد ساز دهنی کروماتیک قضیه کمی فرق می کند! برای نواختن فواصل اکتاو با این نوع ساز دهنی لازم است دهان را به اندازه 5 سوراخ باز کرد که با توجه به بیشتر بودن عرض سوراخ های ساز دهنی کروماتیک (نسبت به ساز دهنی دیاتونیک)، فاصله 5 سوراخ از هم فاصله زیادی محسوب می شود. در واقع اغلب نوازندگان مبتدی بازکردن دهانشان را به این اندازه کاری دشوار و حتی غیرممکن می بینند. به همین جهت بهتر است در ابتدا یاد بگیرید دهانتان را به اندازه سه یا چهار سوراخ باز کنید و بعد از این که بر نواختن تک نت ها به روش تانگ بلاک مسلط شدید، به تمرین برای نواختن فواصل اکتاو نیز بپردازید.

TB6



بنابر این یک توصیه کاربردی و مفید برای نوازندگان تازه کار سازدهنی کروماتیک این است که در ابتدا دهانشان را به اندازه 3 سوراخ باز کنند (این اندازه تقریباً برابر با فاصله در برگیرنده 4 سوراخ ساز دهنی دیاتونیک است) و تکنیک تانگ سوییچ (Tongue Switch) را هم با همین فاصله 3 سوراخی تمرین کنند؛ چون در بسیای از آهنگ های مقدماتی که در کتاب های آموزشی پیدا می کنید نت ها به همین اندازه از هم فاصله دارند (مثلاً باید از نت 5Draw در سوراخ شماره 5 به نت 3Draw در سوراخ شماره 3 بروید) و در این حالت می توانید تکنیک تانگ سوییچ را نیز تمرین کنید. در مرحله بعدی باید یاد بگیرید که دهانتان را به اندازه 4 سوراخ باز کنید و تکنیک تانگ سوییچ را در این حالت نیز تمرین نمایید. در مرحله نهایی قادر خواهید بود دهانتان را به اندازه 5 سوراخ نیز باز کنید و به نواختن فواصل اکتاو بپردازید. اغلب نوازندگان حرفه ای هم برای نواختن تک نت ها در ساز دهنی کروماتیک دهانشان را به اندازه 3 یا 4 سوراخ باز می کنند و تنها در زمان نواختن فواصل اکتاو دهانشان را قدری بیشتر (به اندازه 5 سوراخ) باز می کنند.

2- گام دوم : قرار دادن زبان در وضعیت صحیح بر روی سازدهنی

بعد از این که دهانتان را به اندازه 3 یا 4 سوراخ باز کردید و ساز دهنی را وارد فضای دهان کردید، زبانتان را به نرمی بر روی بدنه (Comb) ساز دهنی یا قطعه دهنی (Mouthpiece) در ساز دهنی کروماتیک قرار دهید. دقت کنید که زبان تا حد امکان شل (Relaxed) و راحت باشد نه اینکه با نیروی زیادی بر سطح ساز دهنی فشرده شود. بیشتر نوازندگان تازه کار به خاطر عادت نداشتن به این روش نوازندگی دچار برخی انقباض های عضلانی ناخواسته و غیرضروری در عضلات زبان هستند که موجب می شود زبان را با نیرویی بیشتر از حد لازم بر روی ساز دهنی فشار دهند. در این صورت هم نوازنده خیلی زود از نواختن ساز دهنی خسته می شود و هم جابجا کردن ساز دهنی برای رفتن از یک سوراخ به سوراخی دیگر برایش دشوار می شود. اما اگر از وجود چنین مشکلی آگاه باشید، می توانید با صرف قدری وقت و تمرینات آگاهانه از پیش آمدن چنین حالتی – که می تواند به یک «عادت بد» در نوازندگی ساز دهنی تبدیل شود – جلوگیری نمایید. در یک کلام: زبان را بیهوده و بی جهت بر روی ساز دهنی فشار ندهید! برعکس ، بگذارید زبان در حالت شل و راحتی باشد و «ساز دهنی بر روی آن تکیه بدهد».

نکته دیگری که در مورد زبان اهمیت دارد ، توجه داشتن به موقعیت "نوک زبان" است . سعی نکنید که نوک (Tip) زبان را بر روی ساز دهنی قرار دهید بلکه سطح فوقانی (Top) زبان را برای این کار به کار بگیرید. چون نوک زبان سطح مقطع کوچکی دارد و ممکن است در داخل سوراخ های ساز دهنی گیر کند! این مساله به خصوص در مورد ساز دهنی کروماتیک که پهنای سوراخ هایش بیشتر از ساز دهنی دیاتونیک است، نمود بیشتری پیدا میکند. گیرکردن نوک زبان در داخل سوراخ های ساز دهنی جابجاشدن بین سوراخ های مختلف را با مشکل روبرو می کند و حتی ممکن است منجر به خراش خوردن و زخم شدن نوک زبان شود.

برای اجتناب از این مشکل باید خود را عادت دهید که به جای «نوک زبان» از «روی زبان» برای پوشاندن سوراخ های ساز دهنی استفاده کنید. نحوه کار هم ساده است: به جای این که نوک زبانتان را به طرف جلو دراز کنید (مثل حالتی که برای مسخره کردن شخصی به وی زبان درازی می کنید!) ، نوک زبان را در پشت دندانهای جلویی فک پایین قرار دهید و بعد زبانتان را به آهستگی به سمت جلو ببرید (مشابه شکل زیر) . به این ترتیب در حین نواختن ساز دهنی به روش تانگ بلاک، همواره نوک زبان دور از ساز دهنی و در پشت دندانهایی پیشین نگه داشته می شود و سطح روی زبان وظیفه پوشاندن سوراخ های موردنظر را بر عهده می گیرد.

TipTop



استفاده از روی زبان (Top of Tongue) به جای نوک زبان (Tip of Tongue) یک مزیت دیگر هم دارد: در این حالت امکان نگه داشتن زبان در وضعیتی راحت و شل (Relaxed) بیشتر فراهم می شود و صدای ساز هم بهتر و پرطنین تر خواهد بود. چون اگر بخواهید «نوک زبان» را بر روی ساز دهنی قرار دهید، باید زبانتان را به طرز خاصی منقبض نمایید تا نوک آن به طرف جلو برود و با این کار ناگزیر ساز دهنی قدری به طرف جلو رانده می شود. اما وقتی از «روی زبان» برای پوشاندن سطح جلویی ساز دهنی استفاده کنید، ساز دهنی نه تنها به سمت جلو رانده نمی شود بلکه بیشتر به داخل فضای دهان وارد می شود و در نتیجه صدایی گرم تر و پرطنین تر خواهد یافت. همچنین در این حالت از انقباض بی دلیل زبان خبری نیست و نوازنده می تواند زبانش را در حالتی شل (Relaxed) و بدون تنش های اضافی در کف دهانش قرار دارد که این مسأله هم به تولید صدایی بهتر از ساز دهنی منجر خواهد شد.

3- گام سوم : تنظیم دقیق موقعیت زبان بر روی سازدهنی

در این مرحله تماس مناسب بین ساز دهنی و زبان برقرار شده است و نوبت به این قضیه می رسد که چگونه از ساز دهنی صدای تک نت (Single Note) ها را درآورید. معمولاً نوازندگان تازه کاری که اولین بار این روش را امتحان می کنند هر 3 یا 4 سوراخ ساز دهنی را با زبانشان می پوشانند و در نتیجه هیچ صدایی از ساز درنمی آید. اما جای نگرانی نیست! کافی است زبانتان را فقط «اندکی» به سمت چپ حرکت دهید: با کنار رفتن زبان از روی سوراخ سمت راست صدای آن را به صورت یک تک نت خواهید شنید. البته در شروع تمریناتتان ممکن است زبان را بیشتر از حد لازم به سمت چپ برده باشید به طوری که صدای دو سوراخ سمت راست را به صورت همزمان بشنوید. در این صورت لازم است زبانتان را قدری به سمت راست برگردانید تا وقتی که صدای یک تک نت (Single Note) خالص و شفاف را به وضوح بشنوید. از طرف دیگر ممکن است موقعیت زبان به گونه ای باشد که بخشی از سوراخ موردنظرتان را هم بپوشاند و در نتیجه تک نت موردنظر با صدایی ضعیف و غیرواضح نواخته شود. در این حالت باید زبانتان را قدری بیشتر به سمت چپ ببرید تا کل پهنای سوراخ موردنظر در معرض جریان هوا قرار بگیرد و صدای قوی و شفافی از آن به گوش برسد.

همان طور که می بینید در روش تانگ بلاک نوازنده باید کنترل مناسبی بر روی زبانش داشته باشد و موقعیت آن را بر روی ساز دهنی با دقت خاصی تنظیم نماید تا فقط صدای یک تک نت و آن هم به شکلی شفاف و رسا به گوش برسد. رسیدن به این درجه از مهارت همراه با دقتی حساب شده ممکن است در نگاه اول قدری مشکل به نظر برسد (خصوصاً با توجه به ابعاد کوچک ساز دهنی و فواصل چند میلی متری سوراخ هایش) اما با قدری پشتکار و تمرین سرانجام می توانید بر زبان خود مسلط شوید و آن را به نحو مناسبی برای نواختن تک نت ها به کار بگیرید.

سوالی که در این مرحله از تمرین روش تانگ بلاک برای برخی از نوازندگان تازه کار پیش می آید این است که : زبانم را دقیقاً چه قدر باید به سمت چپ حرکت دهم تا بتوانم یک نت (Single Note) خوب بنوازم؟ و آیا می توان درک این مساله را با تصویرکردن سطح مقطعی از زبان و ساز دهنی آسان تر نمود؟ برای پاسخ به این پرسش ها برخی از نویسندگان منابع آموزشی کوشیده اند تا با توصیف کردن جزئیاتی دقیق از موقعیت زبان بر روی ساز دهنی همراه با رسم تصاویری شماتیک از این فرآیند، خوانندگان مطلب را به درکی بهتر از چگونگی آن برسانند. به عنوان مثال در شکل زیر نوازنده ای دهانش را به اندازه 3 سوراخ ساز دهنی کروماتیک باز کرده (سوراخ های شماره 5 و 4 و 3) و با زبانش دو سوراخ سمت چپ (سوراخ های شماره 4 و 3) را پوشانده است تا بتواند تک نت سوراخ شماره 5 را بنوازد.
TB2



با نگاه کردن به این تصویر ملاحظه می کنید که نوک زبان (Tip of Tongue) در سمت چپ سوراخ شماره 4 قرار دارد. البته منظور از نوک زبان در اینجا مرکز زبان است چون همان طور که قبلاً اشاره کردیم نوک زبان در واقع در پشت دندانهای جلویی مستقر می شود و قسمت روی زبان (Top of Tongue) است که در تماس مستقیم با ساز دهنی قرار می گیرد.

برخی نوازندگان ممکن است زبان را قدری بیشتر به سمت چپ ببرند به طوری که مرکز زبان در حد فاصل بین سوراخ شماره 3 و 4 قرار بگیرد( تصویر زیر) .
TB3



همچنین برخی از نوازندگان زبانشان را باز هم بیشتر به سمت چپ می برند به طوری که مرکز آن در روی سوراخ شماره 3 (و در سمت راست آن سوراخ) قرار می گیرد (شکل زیر) .
TB4



اطلاع داشتن از این گونه تصاویر می تواند برخی علاقه مندان را به درک بهتری از چگونگی نواختن تک نت ها به روش تانگ بلاک برساند اما با توجه به این که در زمان نواختن ساز دهنی نمی توان فضای داخل دهان و موقعیت دقیق زبان را با چشم ها مشاهده کرد، ممکن است برخی از نوازندگان قادر نباشند از این تصاویر کمک بگیرند. یک پیشنهاد برای این دسته از افراد این است که از یک آینه استفاده کنند و به کمک آن موقعیت مرکز زبان را بر روی ساز دهنی بررسی کنند. اما به هر حال نکته مهم داشتن تمرین زیاد برای نواختن تک نت های خالص و شفاف است.

مطمئن باشید بعد از قدری تمرین و مسلط شدن بر این روش هرگز به این مساله فکر نمی کنید که مرکز زبانتان در کجای ساز دهنی قرار گرفته و تنها چیزی که برای شما اهمیت دارد این است که بتوانید صدای تک نت ها را خیلی خوب و واضح و شفاف از سازتان درآورید.

مراحل بعدی : رفتن از یک سوراخ به سوراخ های دیگر سازدهنی :

4- بعد از این که توانستید صدای یک سوراخ ساز دهنی را به روش تانگ بلاک ایجاد کنید و در این کار به یک مهارت نسبی رسیدید، نوبت آن است که بین سوراخ های مجاور جابجا شوید. در ابتدا بهتر است با ملودی های ساده یا گام نوازی شروع کنید. نواختن گام ماژور در اکتاو میانی ساز دهنی تمرین خوبی برای این مرحله است. به عنوان یک اصل کلی سعی کنید در زمان حرکت از یک سوراخ به سوراخ دیگر سرتان را ثابت نگه دارید و ساز دهنی را به طرفین حرکت دهید.

در شروع این مرحله از تمرین، وقتی که از یک سوراخ ساز دهنی به سوراخ دیگری می روید ممکن است موقعیت لب ها، دهان و زبان شما دستخوش تغییر شود به طوری که در سوراخ بعدی صدای ساز دهنی از حالت تک نت واضح و قوی خارج شود. دو دلیل اصلی برای رخ دادن چنین مساله ای می توان عنوان کرد :

الف) ممکن است زبان یا لب های شما هنوز به اندازه کافی در حالتی راحت و شکل (Relaxed) قرار نداشته باشند و در نتیجه وقتی ساز دهنی را حرکت می دهید ، زبان یا لب ها نیز – که در تماس مستقیم با ساز دهنی هستند – حرکت کنند و از فرم یا شکل صحیح و مناسب برای نواختن تک نت ها خارج شوند. این مشکل با گذشت زمان و رسیدن به ریلاکسیشن کافی برطرف خواهد شد.

ب) ممکن است انقباض غیرضروری و ناخواسته ای در اجزاء دهان و صورت نداشته باشید و مشکل قبلی وجود نداشته باشد اما هنوز عادت نکرده باشید که آنها را در یک وضعیت ثابت و بدون تغییر نگاه دارید. این مشکل هم با گذشت زمان و تمرینات بیشتر حل خواهد شد.

5- وقتی که بر نواختن گام ماژور در اکتاو میانی تسلط کافی پیدا کردید (یعنی وقتی که توانستید تمام تک نت ها را به راحتی و بدون اشتباه بنوازید)، به سراغ آهنگ های ساده دیگر هم بروید. بهتر است با آهنگ هایی شروع کنید که جابجایی از یک نت به نت دیگر در آنها محدود به سوراخ های مجاور باشد ؛ مانند ملودی ساده شده ای که از سنفونی شماره 9 بتهوون گرفته شده است (برای توضیحات بیشتر در مورد این ملودی به مقاله روش پاکر در نواختن سازدهنی مراجعه نمایید) .

5b – 5b – 5d – 6b – 6b – 5d – 5b – 4d – 4b – 4b – 4d – 5b – 5b – 4d – 4d

5b – 5b – 5d – 6b – 6b – 5d – 5b – 4d – 4b – 4b – 4d – 5b – 4d – 4b – 4b

4d – 4d – 5b – 4b – 4d – 5d – 5b – 4b - 4d – 5d – 5b – 4d – 4b – 4d – 6b

5b – 5b – 5d – 6b – 6b – 5d – 5b – 4d – 4b – 4b – 4d – 5b – 4d – 4b – 4b


در مرحله بعدی به سراغ آهنگ هایی بروید که برای نواختنشان لازم باشد از یک سوراخ به دو سوراخ بالاتر (یا پایین تر) بروید (مثلاً از سوراخ شماره 3 به سوراخ شماره 5 بروید یا برعکس).

به همین ترتیب می توانید در مرحله بعد آهنگ هایی را برای تمرین انتخاب کنید که در آنها از یک سوراخ به سه سوراخ بالاتر (یا پایین تر) حرکت می کنید. حسن بزرگ تمرین کردن به این روش مرحله به مرحله این است که در ابتدا یاد می گیرید برای جابجاشدن به اندازه یک سوراخ (رفتن از یک سوراخ به سوراخ مجاورش) چقدر باید ساز دهنی را حرکت دهید. سپس یاد می گیرید که برای جابجاشدن به اندازه دو یا سه سوراخ (یا بیشتر) به چه میزان باید ساز دهنی را به طرفین حرکت دهید. بدین ترتیب پس از مدتی تمرین قادر خواهید بود به سرعت و با سهولت از یک سوراخ ساز دهنی به سوراخ دیگر بروید.

در این مرحله لازم است به نکته مهمی توجه داشته باشید: وضعیت لب ها . در شروع کار ممکن است به علت انقباض ناخواسته عضلات دور دهان، لب ها بر روی درپوش (Coverplate) های ساز دهنی فشار غیرضروری و ناخواسته ای وارد کنند که موجب محکم چسبیدن لب ها بر روی ساز دهنی شده و جابجاشدن ساز دهنی را با مشکل روبرو می کند. اگر متوجه بروز چنین مشکلی در حین نوازندگی شدید لازم است توجه بیشتری به راحت و شل (Relaxed) بودن لب ها داشته باشید تا جابجاکردن ساز دهنی برایتان آسان شود.

تکنیک تانگ سوییچ (Tongue Switch)

در ابتدای این مقاله عنوان کردیم که تکنیک تانگ سوییچ (Tongue Switch) از ویژگی های جالب روش تانگ بلاک (Tongue Block) می باشد که به نوازنده امکان جابجایی سریع بین سوراخهایی با فواصل نسبتاً زیاد را می دهد. برای اجرای این تکنیک باید بتوانید تک نت ها را از هر دو طرف دهان بنوازید: هم از طرف راست (Right Tongue Block) و هم از طرف چپ (Left Tongue Block).

تقریباً در تمام منابع آموزشی توصیه می شود که یادگیری روش تانگ بلاک با نواختن نت ها از سمت راست دهان (Right Tongue Block) آغاز شود و این توصیه ربطی به راست دست بودن یا چپ دست بودن فرد ندارد. تمرین 5 مرحله ای که در قسمت قبلی این مقاله عنوان شد نیز به همین روش تنظیم شده بود. اگر به دنبال یادگرفتن تکنیک تانگ سوییچ هستند بهتر است ابتدا نواختن تک نت ها از سمت راست دهان را خوب فرا بگیرید و بعد از این که به یک تسلط نسبی در آن رسیدید، نواختن ساز دهنی از سمت چپ دهان (Left Tongue Block) را نیز امتحان کنید.

برای این کار باید زبان را از خط وسط مختصری به سمت راست حرکت دهید تا فقط تک سوراخی که در سمت چپ قرار دارد به صدا درآید و بقیه سوراخ ها در سمت راست توسط زبان پوشانده شوند. بهتر است این تمرین را با سوراخ های اکتاو میانی شروع کنید چرا که برای نوازندگان مبتدی معمولاً نواختن دو یا سه سوراخ اول از سمت چپ دهان قدری دشوارتر از سایر سوراخ های ساز دهنی است. بعد از این که نواختن تک نت ها را از هر دو گوشه دهان یاد گرفتید، می توانید تکنیک تانگ سوییچ (Tongue Switch) را هم اجرا نمایید. برای این کار دهانتان را به اندازه 3 یا 4 سوراخ باز کنید و سوراخ سمت راست را در حالت تانگ بلاک به صدا در بیاورید. سپس زبانتان را طوری از سمت چپ به سمت راست حرکت دهید که صدای تک سوراخ سمت چپ دهان شنیده شود. در واقع باید موقعیت زبان را از حالت Right Tongue Block به حالت Left Tongue Block تغییر دهید. در ابتدا تغییردادن زبان از یک حالت به حالت دیگر با قدری تاخیر و کندی انجام می شود و نت دوم از ضرب می افتد. اما پس از مدتی تمرین، سرعت و چالاکی زبان در انجام این حرکات تقویت می شود و می توانید به راحتی بین این دو حالت نوازندگی جابجا شوید.

TongueSwitch



وقتی به این درجه از مهارت رسیدید قادر خواهید تا از تکنیک تانگ سوییچ در هنگام نواختن آهنگ ها نیز بهره ببرید. مثلاً وقتی که می خواهید از سوراخ شماره 6 یا 5 به سوراخ شماره 3 بروید، لازم نیست ساز دهنی یا سرتان را حرکت دهید بلکه صرفاً با جابجاکردن زبان می توانید از سوراخی به سوراخ دیگر بروید.

در مورد تکنیک تانگ سوییچ اشاره به دو نکته ضروری است:

1- برای اینکه بتوانید از این تکنیک به طرز مؤثری در نواختن تک نت ها (Single Notes) استفاده نمایید، لازم است که توجه دقیق و خاصی به میزان بازبودن دهانتان داشته باشید. یعنی همان طور که قبلاً هم اشاره کردیم در روش تانگ بلاک بسیار مهم است که نوازنده بداند دهانش را دقیقاً به چه اندازه باز کرده است و این اندازه دقیقاً برابر سه یا چهار (یا پنج) سوراخ باشد. مثلاً اگر دهانتان را به اندازه سه و نیم سوراخ باز کنید وقتی از تکنیک تانگ سوییچ استفاده نمایید صدای ساز دهنی از حالت تک نت خارج می شود و صدای دو سوراخ مجاور را به صورت همزمان خواهید شنید.

2- برخی از نوازندگان علاقه خاصی به تکنیک تانگ سوییچ دارند و از اجرای آن لذت می برند. اما برخی از نوازندگان هم علاقه ای به این تکنیک ندارند. به عنوان مثال تامی رایلی (Tommy Reilly) و فرانتس اشمل (Franz Chmel) به ندرت از این تکنیک استفاده کرده اند و در واقع عادت دارند که ساز دهنی را فقط از طرف راست دهان بنوازند. این که شما بخواهید از این تکنیک در نوازندگیتان استفاده بکنید یا نه، بستگی به نظر و سلیقه شخصی شما دارد.

روش تانگ بلاک در اکتاو پایینی ساز دهنی

همان طور که گفتیم بیشتر نوازندگان ساز دهنی برای نواختن تک نت ها به روش تانگ بلاک معمولاً زبانشان را به اندازه کاملاً معینی که برابر با سه یا چهار سوراخ است باز می کنند. در این صورت ممکن است بپرسید برای نواختن دو یا سه سوراخ اول باید چگونه عمل کرد؟

برای پاسخ دادن به این سؤال بهتر است با در نظر گرفتن تفاوت های ساختمانی بین ساز دهنی دیاتونیک و کروماتیک، شیوه نواختن اکتاو پایینی را در هر کدام از این دو نوع ساز دهنی به صورت جداگانه بررسی نمائیم.

1- ساز دهنی دیاتونیک :

فرض کنید دهانتان را به اندازه 4 سوراخ باز کرده اید و در حال نواختن سوراخ شماره 4 هستید. در این حالت زبان شما سه سوراخ اول را می پوشاند تا جریان هوا فقط از سوراخ شماره 4 عبور نماید. حالا فرض کنید که می خواهید از سوراخ شماره 4 به سوراخ شماره 3 بروید. در این حالت کافی است ساز دهنی را به اندازه یک سوراخ به سمت راست حرکت دهید تا جریان هوا از سوراخ شماره 3 عبور نماید. در این حالت تغییری در آمباشور (Embouchure) نوازنده ایجاد نمی شود به طوری که دهان وی همچنان به اندازه چهار سوراخ باز است اما از نظر موقعیت سمت چپ زبان نسبت به حالت قبلی تفاوت قابل توجهی دارد: در زمان نواختن سوراخ شماره 4، سمت چپ زبان بر روی سوراخ شماره 1 قرار می گیرد و آن را می پوشاند اما برای نواختن سوراخ شماره 3 ، سمت چپ زبان نوازنده به سمت چپ سوراخ شماره 1 منتقل می شود و بر روی قسمتی از بدنه (Body) یا شانه (Comb) ساز دهنی قرار می گیرد.

اگر یک ساز دهنی دیاتونیک ده سوراخه را بردارید و بدنه آن را از سمتی که سوراخ های مربوط به عبور هوا به آن باز می شوند نگاه کنید، مشاهده می کنید که بخشی از بدنه ساز دهنی در هر دو طرف آن وجود دارد که هیچ سوراخی به آن باز نمی شود. پهنای این قسمت از بدنه ساز دهنی تقریباً هم اندازه با (یا قدری کمتر از) فاصله دو سوراخ ساز دهنی همراه با بخش جداکننده (Divider) بین آنها است. به همین خاطر است که برای نواختن سوراخ شماره 3 به روش تانگ بلاک، نوازنده می تواند از این قسمت از بدنه ساز دهنی به عنوان سطح اتکایی برای زبانش استفاده نماید. در واقع اکثر نوازندگانی که ساز دهنی دیاتونیک را به روش تانگ بلاک می نوازند (مانند بسیاری از نوازندگان بزرگ ساز دهنی بلوز)، برای نواختن سوراخ شماره 3 مشکل خاصی ندارند و آن را به شیوه ای مشابه به سوراخ شماره 4 (و سوراخ های بالاتر ) می نوازند. اما در مورد سوراخ شماره 2 وضعیت قدری فرق می کند ! برای نواختن سوراخ شماره 2 معمولاً نوازنده ها آمباشور (Embouchure) خود را تغییر می دهند و دهانشان را کمی جمع می کنند به طوری که میزان بازشدن دهان در این حالت به اندازه 3 سوراخ باشد.

در اینجا ممکن است برای علاقمندان به یادگیری روش تانگ بلاک سوالی پیش بیاید: چرا لازم است برای نواختن سوراخ شماره 2، میزان بازبودن دهان از 4 سوراخ به اندازه 3 سوراخ تغییر کند؟ مگر پهنای قسمتی از بدنه ساز دهنی که در سمت چپ سوراخ شماره 1 قرار دارد به اندازه 2 سوراخ نیست؟ در پاسخ به این سؤال لازم است به نکته ظریفی دقت نمود: درست است که گفتیم در هنگام نواختن سوراخ شماره 4 دهان نوازنده به اندازه 4 سوراخ باز می شود و منتهی الیه سمت چپ زبان بر روی سوراخ شماره 1 قرار می گیرد، اما در این حالت لب های نوازنده نیز بخشی از آمباشور (Embouchure) را تشکیل می دهند. یعنی دو طرف سوراخ های شماره 4 و 1 توسط گوشه های دهان و بخشی از سطح مقطع گوشه های لب ها پوشیده می شود تا جریان هوای اضافی از دو طرف دهان به بیرون درز نکند.

TB برای این که بهتر به مفهوم فوق پی ببرید می توانید از یک آینه کمک بگیرید: جلوی آینه ای بایستید و سوراخ شماره 4 را به روش تانگ بلاک بنوازید. حالا ساز دهنی را کمی به سمت پایین کج کنید تا درپوش (Coverplate) بالایی آن از لب فوقانی فاصله بگیرد و فضای پشت ساز دهنی که در تماس با زبان و گوشه های دهان قرار گرفته است قابل رویت شود. لازم به ذکر است که باید مواظب باشید در حین کج کردن ساز دهنی و قطع کردن تماس آن با لب فوقانی، هیچ تغییری در آمباشور شما ایجاد نشود و اندازه دهان شما کماکان به اندازه 4 سوراخ باقی بماند. اگر در این وضعیت به موقعیت گوشه دهان بر روی ساز دهنی دقت کنید متوجه می شوید که محل تلاقی لب های فوقانی و تحتانی در گوشه های دهان به شکل یک سطح مقطع عرضی درآمده است که از منتهی الیه سمت چپ سوراخ شماره 1 به سمت چپ آن سوراخ امتداد می یابد و پهنای آن هم تقریباً به اندازه عرض یک سوراخ ساز دهنی می باشد. روشن است که این قسمت از سطح مقطع لب ها به عنوان بخشی از آمباشور (Embouchure) نوازنده چه نقش مهمی در جداکردن فضای داخل دهان از سوراخ های مجاور ایفا می کنند و مانع از به هدررفتن ناخواسته جریان هوا از دو طرف دهان می شوند.

حالا یک بار دیگر جلوی آینه بایستید و آزمایش فوق را در مورد سوراخ شماره 3 انجام دهید. اگر در این حالت دهان شما به اندازه 4 سوراخ باز باشد، سمت چپ زبان، قسمت سمت چپ بدنه ساز دهنی را (به اندازه یک سوراخ) اشغال می کند و منتهی الیه سمت چپ بدنه ساز دهنی نیز در تماس با لب ها قرار می گیرد به طوری که انتهای سمت چپ سطح مقطع لب ها تقریباً منطبق با لبه سمت چپ بدنه ساز دهنی (یا قدری در سمت راست این لبه) قرار می گیرد.

حالا اجازه دهید آزمایش فوق را در مورد سوراخ شماره 2 انجام دهیم: جلوی آینه بایستید، دهان را به اندازه 4 سوراخ باز نمایید و سوراخ شماره 3 را به روش تانگ بلاک بنوازید. سپس بدون این که تغییری در آمباشور خود بدهید، ساز دهنی را به اندازه یک سوراخ به سمت راست حرکت دهید تا سوراخ شماره 2 نواخته شود. اگر در این حالت به آینه نگاه کنید، متوجه می شوید که لبه سمت چپ ساز دهنی دیگر منطبق با لبه سمت چپ سطح مقطع عرضی لب ها نیست و به سمت راست جابجا شده است به نحوی که ممکن است در میانه این سطح مقطع یا منطبق بر لبه راست گوشه سمت چپ دهان واقع شده باشد و یا حتی کاملاً از گوشه دهان جدا شده باشد به طوری که فضای خالی کوچکی بین لبه سمت چپ ساز دهنی با گوشه سمت چپ دهان شکل گرفته باشد.

بسته به اندازه ساز دهنی و اندازه دهان و لب های نوازنده ممکن است هر یک از سه حالت فوق رخ دهد. بدترین حالت ممکن ، حالت آخری است چرا که در این حالت امکان دارد جریان هوای ناخواسته ای از شکاف کوچک موجود بین ساز دهنی با گوشه دهان عبور نماید و منجر به کم آوردن نفس و همچنین افت کیفی صدای ساز دهنی شود. در دو حالت اول نیز با این که شاید نشتی هوا (Air Leak) چندان قابل توجه نباشد، ولی در زمان جابجاشدن از سوراخ شماره 2 به سوراخ شماره 3 (یا سوراخ های بالاتر) گوشه ها و لبه سمت چپ ساز دهنی به لب های نوازنده و گوشه دهان گیر می کند و جابجاکردن ساز دهنی را با کندی و اشکال روبرو می کند.

بنابر مجموعه دلایلی که عنوان شد، بسیاری از نوازندگان ساز دهنی دیاتونیک ترجیح می دهند برای نواختن سوراخ شماره 2 به روش تانگ بلاک دهان خود را قدری جمع کنند تا فقط به اندازه 3 سوراخ باز باشد. در این صورت اگر فاصله لبه سمت چپ ساز دهنی تا لبه سمت راست سوراخ شماره 2 را به اندازه تقریباً 4 سوراخ در نظر بگیریم، یک چهارم سمت راست این فاصله به عبور جریان هوا از سوراخ شماره 2 اختصاص می یابد، یک دوم میانی آن (سوراخ شماره 1 و بخشی از بدنه ساز دهنی که در سمت چپ سوراخ شماره 1 واقع شده است) توسط زبان پوشیده می شود و یک چهارم سمت چپ این فاصله نیز به وسیله گوشه سمت چپ دهان و لب ها اشغال می شود. به این ترتیب لبه سمت چپ ساز دهنی تقریباً منطبق با لبه سمت چپ سطح مقطع عرضی لب ها قرار می گیرد و از مشکلاتی که پیش از این عنوان شد اجتناب می شود. همان طور که قبلاً هم گفتیم، برای نواختن ساز دهنی به روش تانگ بلاک لازم است که از آگاهی و تسلط دقیقی بر میزان بازبودن دهانتان در هر لحظه برخوردار باشید؛ یکی از دلایل این مسأله به همین قضیه سوراخ شماره 2 برمی گردد.

در اینجا بد نیست اشاره کنیم که برخی از نوازندگان ترجیح می دهند برای نواختن سوراخ شماره 2 (و همچنین سوراخ شماره 1) نوع آمباشور خود را از تانگ بلاک (Tongue Block) به پاکر / لیپ بلاک (Pucker / Lip Block) تغییر دهند. به عنوان مثال، مارک هامل (Mark Hummel) نوازنده ای است که سوراخ های شماره 2 و 1 را به روش پاکر / لیپ بلاک می نوازد ولی برای نواختن سوراخ شماره 3 و همچنین اکتاو میانی ساز دهنی از روش تانگ بلاک استفاده می کند. حتی برخی از نوازنده ها هستند که ترجیح می دهند از روش تانگ بلاک صرفاً در اکتاو میانی استفاده کنند و سوراخ شماره 3 را نیز به روش پاکر بنوازند. ولی شیوه اخیر چندان رایج نیست و در واقع اغلب نوازندگان بزرگ ساز دهنی بلوز برای نواختن سوراخ شماره 3 از روش تانگ بلاک استفاده می کنند.

در مورد سوراخ شماره 1 هم مانند سوراخ شماره 2 معمولاً آمباشور نوازنده تغییر می کند. در اینجا اوضاع قدری متفاوت است! اگر نوازنده بخواهد سوراخ شماره 1 را هم مانند سوراخ شماره 2 به روش تانگ بلاک بنوازد باید دهانش را به اندازه 2 سوراخ باز کند (تا لبه چپ ساز دهنی کماکان منطبق با لبه چپ گوشه دهان باقی بماند) که در این صورت بخش قابل توجهی از فضای داخل دهان (تقریباً نیمی از آن) به وسیله زبان اشغال می شود و فضای کمی برای عبور جریان هوا باقی می ماند که این مساله موجب ضعیف شدن صدای ساز دهنی و کم شدن طنین و قدرت صدای سوراخ شماره 1 خواهد شد. به همین دلیل اغلب نوازندگان ترجیح می دهند برای نواختن سوراخ شماره 1 از روش دیگری استفاده نمایند. ضمن اینکه در روش تانگ بلاک، بازکردن دهان به اندازه دو سوراخ قدری دشوار و نامتعارف است و بیشتر نوازنده ها عمده توان و نیروی خود را صرف یادگیری و تسلط یافتن بر نحوه بازکردن دهان در 3 اندازه دیگر (سه ، چهار و پنج سوراخ) می نمایند. پس از ارائه این توضیحات نوبت به آن می رسد که به دو رویکرد رایج برای نواختن سوراخ شماره 1 اشاره نماییم:

1- برخی نوازندگان برای نواختن سوراخ شماره 1 به روش پاکر / لیپ بلاک روی می آورند یعنی آمباشور خود را از تانگ بلاک به روش مذکور تغییر می دهند (مانند مارک هامل )

2- برخی نوازندگان تمایلی به تغییر آمباشور ندارند و از تکنیک تانگ سوییچ (Tongue Switch) استفاده می نمایند یعنی موقعیت زبانشان را در داخل دهان به گونه ای تغییر می دهند که سوراخ سمت چپ دهان نواخته شود و سوراخ های سمت راست توسط زبان پوشانده شوند (مانند دنیس گروئنلینگ )

این که شما کدام یک از این دو روش را برای نواختن سوراخ شماره 1 انتخاب کنید تا حد زیادی سلیقه ای است و بستگی به نظر خودتان دارد. هر روشی که برایتان راحت تر است و می توانید با آن صدای بهتری از سازتان درآورید، همان روش را برگزینید.

2- ساز دهنی کروماتیک:

همان طور که در مقاله روش پاکر در نواختن سازدهنی گفتیم و در ابتدای همین مقاله نیز عنوان شد ، عرض سوراخ ها در ساز دهنی کروماتیک بیشتر از ساز دهنی دیاتونیک است به طوری که فاصله چهار سوراخ در ساز دهنی دیاتونیک تقریباً برابر با فاصله سه سوراخ در ساز دهنی کروماتیک می باشد. برخی از نوازندگان ساز دهنی کروماتیک برای نواختن تک نت ها به روش تانگ بلاک دهانشان را به اندازه سه سوراخ باز می کنند و برخی دیگر دهانشان را به اندازه چهار سوراخ باز نگه می دارند. در هر دو حالت نواختن سوراخ های شماره 3 و 4 از اکتاو پایین به روش مشابه و بدون مشکل خاصی امکان پذیر است و هیچ نیازی به تغییر آمباشور (Embouchure) ندارد.

در ساز دهنی کروماتیک هم مانند ساز دهنی دیاتونیک بخشی از بدنه ساز دهنی که در سمت چپ سوراخ شماره 1 قرار دارد، معمولاً عرضی به اندازه دو سوراخ مجاور ساز دهنی دارد و بنابر همان دلایلی که درباره ساز دهنی دیاتونیک ذکر شد، برای نواختن سوراخ شماره 2 به روش تانگ بلاک لازم است دهان نوازنده به اندازه سه سوراخ باز باشد. بنابراین اگر روش معمول نوازنده در نواختن تک نت ها بر مبنای باز نگاه داشتن دهان به اندازه سه سوراخ ساز دهنی شکل گرفته باشد، برای نواختن سوراخ شماره 2 نیازی به تغییر آمباشور ندارد اما اگر نوازنده ای برای نواختن تک نت ها اندازه دهانش را براساس فاصله چهار سوراخه تنظیم کرده باشد، برای نواختن سوراخ شماره 2 باید دهانش را قدری جمع تر کند و اندازه آن را به فاصله ای معادل با سه سوراخ ساز دهنی برساند.

در مورد سوراخ شماره 1 اوضاع قدری پیچیده است! در این سوراخ می توان از همان دو راهکاری که در مورد سوراخ شماره 1 در ساز دهنی دیاتونیک اشاره کردیم (استفاده از تکنیک تانگ سوییچ یا تغییر دادن آمباشور به روش پاکر) استفاده کرد اما بد نیست که در این مورد به دو نکته دیگر نیز اشاره نماییم :

1- در برخی از مدل های سازدهنی کروماتیک مانند CX-12 و Amadeus از شرکت Honer و همچنین مدل های SC-56 و SC-64 از شرکت Suzuki طراحی بدنه ساز دهنی به صورتی است که انتهای سمت چپ آن (بخشی از بدنه که در سمت چپ سوراخ شماره 1 قرار می گیرد) بزرگ تر است و طول بیشتری دارد . به عنوان مثال طول مدل های 12 سوراخه Super Chromonica و Larry Adler 12 و Toots Mellow Tone همگی برابر با 15.5 سانتی متر است ولی طول مدل CX-12 و همچنین مدل ارتقا یافته آن با نام CX-12 Jazz معادل با 16.8 سانتی متر است و در مدل Amadeus که با همکاری ویلی برگر (Willi Burger) نوازنده چیره دست ایتالیایی طراحی شده است به حدود 19 سانتی متر می رسد . طراحی خاص این گونه ساز دهنی ها نوازنده را قادر می سازد تا سوراخ شماره 1 را هم مانند سوراخ شماره 2 بنوازد و نیازی به تغییر آمباشور یا اجرای تکنیک تانگ سوییچ نداشته باشد. با نگاه کردن به تصویر مدل Amadeus به خوبی متوجه این مساله می شوید .

Amadeus



2- برخی از نوازندگان ساز دهنی کروماتیک (به ویژه در سبک موسیقی کلاسیک) اصرار دارند که همیشه ساز دهنی را از سمت راست دهان بنوازند (Right Tongue Block) و هیچ گاه از تکنیک تانگ سوییچ استفاده نمی کنند (مانند فرانتس اشمل و تامی رایلی) و حتی برخی از آنها حاضر نیستند هیچ گونه تغییری در آمباشور خود ایجاد نمایند. به همین خاطر ممکن است برای نواختن تک نت ها دهانشان را به اندازه 2 سوراخ (یا کمتر) باز کنند تا در هنگام نواختن اکتاو پایینی ساز دهنی نیازی به تغییردادن آمباشور نداشته باشند. نمونه شاخص چنین روشی در نوازندگی فرانتس اشمل است که دهانش را به اندازه 2-1.5 سوراخ باز می کند و به قول خودش از روشی بین تانگ بلاک و پاکر استفاده می نماید. البته در روش مذکور استفاده از آکوردها به طرز مؤثری امکان پذیر نمی باشد و به همین جهت برای نواختن آثاری در سبک بلوز مناسب نیست. برای آشنایی بیشتر با روش نوازندگی فرانتس اشمل می توانید به مقاله مستر کلاس فرانتس اشمل – قسمت دوم مراجعه نمایید .

بدیهی است که انتخاب هر یک از روش های فوق برای نواختن سوراخ شماره 1 در ساز دهنی کروماتیک علاوه بر سلیفه فردی و تسلط تکنیکی، به مدل ساز دهنی و سبک موسیقی مورد علاقه شما نیز بستگی دارد.

مطالبی که تا این جای مقاله عنوان شد به شیوه صحیح نواختن تک نت ها (Single Notes) به روش تانگ بلاک (Tongue Block) اختصاص داشت. اما تسلط یافتن بر این روش نوازندگی، قابلیت های منحصر به فرد دیگری نیز در اختیار نوازنده قرار می دهد که از مهمترین آنها می توان به نواختن برخی افکت های خاص مبتنی بر آکورد و انواع فواصل موسیقایی (شامل فاصله اکتاو) اشاره کرد. در بخش بعدی این مقاله در مورد تکنیک های خاصی که در روش تانگ بلاک به کار می روند صحبت خواهیم کرد.

ترجمه و گردآوری مطالب : دلتا فریک – آبان 1390

تکنیک های تانگ رول (Tongue Roll) و گراول (Growl)
BigWalter1

در این مقاله می خواهیم به معرفی دو تکنیک تانگ رول (Tongue Roll) و گراول (Growl) بپردازیم . هر دوی این تکنیک ها افکت صوتی خاصی ایجاد می کنند که کیفیتی لرزان و غرنده به نت ها می بخشند . اما تکنیک اول فقط بر روی نت های دمشی (Blow Notes) قابل اجرا است و تکنیک دوم بر روی نت های مکشی (Draw Notes) اجرا می شود . تکنیک تانگ رول محدود به سازدهنی نیست و در سایر سازهای بادی (مانند فلوت و ترومپت) هم به کار می رود و در سبک های مختلفی از موسیقی کلاسیک و جز (Jazz) گرفته تا موسیقی پاپ و راک از آن استفاده می شود . این تکنیک در سازدهنی بلوز رایج نیست ؛ ولی در آثار برخی از نوازندگان بزرگ این سبک مانند بیگ والتر (Big Walter) نیز به کار رفته است (تصویر روبرو) .


تکنیک تانگ رول (Tongue Roll)

برای آشنایی با تکنیک تانگ رول (Tongue Roll) بهتر است در ابتدا به چند نمونه صوتی کوتاه از اجرای این تکنیک بر روی سازدهنی گوش دهید : استفاده از تکنیک تانگ رول در بین نوازندگان قدیمی سازدهنی به خصوص در سالهای اولیه قرن بیستم رایج بوده است و نوازندگانی مانند دی فورد بیلی (DeFord Bailey) آن را زیاد به کار می بردند . مثلا در قسمت ابتدایی آهنگ Pan-American Blues می توان اجرای این تکنیک را شنید که بر روی یک آکورد (و در واقع : یک جفت نت یا Double Note) اجرا می شود .

=> برای آشنایی بیشتر با این آهنگ به مقاله کاربرد سازدهنی در سبک های مختلف موسیقی مراجعه نمایید .

همچنین در برخی از نواخته های لری ادلر (Larry Adler) نوازنده بزرگ سازدهنی کروماتیک می توانیم اجرای این تکنیک را بشنویم . به عنوان نمونه به این بخش کوتاه از آهنگ Jamaican Rhumba گوش دهید که در نت انتهایی آن تکنیک تانگ رول به کار رفته است .

=> با مراجعه به مقاله آرتور بنجامین و کنسرتوی سازدهنی بیشتر با این آهنگ آشنا خواهید شد .

اما این تکنیک در سبک شیکاگو بلوز (مهمترین سبک در نوازندگی سازدهنی بلوز) چندان رایج نیست ؛ هر چند در برخی موارد توسط نوازندگان بزرگ این سبک هم استفاده شده است (مانند بخش ابتدایی آهنگ Walter's Boogie با اجرای Big Walter Horton ) . درسبک های پاپ و راک موارد بیشتری از کاربرد این تکنیک شنیده می شود که برای نمونه می ‌توان به آهنگ Love Me Do از گروه The Beatles اشاره کرد : در این نمونه کوتاه ، اجرای تکنیک تانگ رول بر روی تک نت دوم شنیده می شود که توسط جان لنون (John Lennon) اجرا شده است .

=> برای آشنایی بیشتر با این آهنگ به مقاله سازدهنی در آثار گروه بیتلز مراجعه نمایید : قسمت اول ، قسمت دوم .

و بالاخره جالب است بدانید که از این تکنیک در آثار نوازندگان ایرانی سازدهنی هم استفاده شده است . به عنوان مثال می توان از آهنگ Soldier of Fortune نام برد که چند سال پیش به وسیله گروه میرا منتشر شد (این گروه اکنون منحل شده است) . این آهنگ در اصل از ساخته های گروه پرآوازه دیپ پرپل (Deep Purple) است که در سال 1974 در آلبومی با نام Stormbringer انتشار یافته بود . نکته جالب و تحسین برانگیز این است که در اصلِ آهنگ از سازدهنی استفاده نشده است و گروه ایرانی میرا خودشان سازدهنی را هم به این آهنگ راک اضافه کرده اند . نوازنده سازدهنی دیاتونیک در نسخه ایرانی این آهنگ احسان جهاندیده بود که به عنوان نوازنده مهمان در این آلبوم حضور داشت . به بخشی از این آهنگ که دربرگیرنده تکنیک تانگ رول است گوش دهید .

نمونه دیگری از اجرای تکنیک تانگ رول توسط نوازندگان ایرانی آهنگ Jingle Bells در جلد اول کتاب آوای سازدهنی است که توسط علی معتمدی اجرا شده است . نویسنده این کتاب برای اشاره به تکنیک مذکور از اصطلاح " افکتِ رو (Ru) " استفاده کرده و در صفحه 44 کتاب در موردش توضیح داده است .

نحوه اجرای تکنیک تانگ رول

در تکنیک تانگ رول (Tongue Roll) ابتدا نوک زبان در تماس با سقف دهان قرار می گیرد و مسیر عبور جریان هوا را مسدود می کند . سپس نوک زبان کمی پایین می آید و به مدت کوتاهی مسیر عبور هوا را از روی زبان باز می کند . در مرحله بعد دوباره زبان به سمت بالا بر می گردد و در تماس با سقف دهان قرار می گیرد و این مراحل به همین ترتیب و با سرعت زیادی تکرار می شوند . حاصل این حرکات سریع زبان در زیر سقف دهان ، افکت صوتی خاصی است که می توان آن را به تلفظ حرف "ر" به صورت "مشدد" (یعنی : دارای تشدید) در حین تکلم عادی تشبیه کرد . یعنی زبان نوازنده در وضعیتی قرار می گیرد که شبیه به وضعیت زبان در حین ادای حرف "ر" است اما وقتی نوک زبان به سقف دهان برخورد کرد ، به سرعت به سمت پایین بر می گردد و دوباره سریعا به سمت بالا می رود تا به سقف دهان برسد و این حرکات به همین ترتیب در تمام مدت زمان نواختن نت مورد نظر ادامه می یابد . در واقع مانند این است که نوازنده تعداد زیادی حرف "ر" را بدون وقفه و با سرعت زیادی پشت سر هم تکرار نماید . به این ترتیب جریان هوا مکررا توسط حرکات لرزشی نوک زبان قطع و وصل می شود و افکت صوتی خاصی در صدای ساز به وجود می آید که حالتی لرزان یا غرنده به نت نواخته شده می دهد .

نکته مهمی که در حین اجرای تکنیک تانگ رول باید در نظر داشت این است که نوک زبان باید در حالتی شل (Relaxed) و راحت باشد تا بتواند به آسانی به حرکت درآید . اگر به دلیل انقباض های عضلانی غیر ارادی – که معمولا در شروع تمرین وجود دارد و به تدریج برطرف می شود – نوک زبانتان را سفت و محکم نگه دارید ، قادر به اجرای این تکنیک نخواهید بود . تکنیک تانگ رول هم در مورد تک نت ها و هم در مورد آکوردها به کار می رود ولی فقط بر روی نت های دمشی (Blow Notes) قابل اجرا است . و در ضمن از معدود تکنیک هایی است که با روش تانگ بلاک (Tongue Block) بر روی تک نت ها قابل اجرا نیست و تنها در روش پاکر (Pucker) می توان از آن استفاده کرد .

از آنجا که ادا کردن حرف "ر" به این شیوه در تکلم به زبان اسپانیایی امری رایج است ، برای توضیح دادن کیفیت شنیداری این تکنیک از اصطلاح Spanish R نیز استفاده می شود . تلفظ این نوع حرف R مشدد برای انگلیسی زبان ها قدری دشوار است و به همین خاطر یاد گرفتن تکنیک تانگ رول برایشان دشوار است به طوری که ممکن است نیاز به چندین ماه تمرین داشته باشد ! اما خوشبختانه برای فارسی زبانان (و هر زبان دیگری که این نوع تلفظ حرف R در آن رایج باشد) یادگیری این تکنیک به مراتب آسان تر است . در مباحث دانش زبانشناسی از این نوع خاص تلفظ حرف R با اسامی Rolled R یا Trilled R یا Alveolar Trill یاد می شود (1) .

اما جالب است بدانید که نوع خاص دیگری هم از تلفظ مشدد حرف R وجود دارد که به آن Uvular Trill می گویند . این نوع تلفظ مشدد حرف R که بیشتر در تکلم بین فرانسوی زبانان و اهالی پرتغال متداول است ، از قسمت خلفی (عقبی) دهان ادا می شود و ارتعاشات زبان کوچک (Uvula) در آن نقش دارد . اگر به نمونه های صوتی که در سایت ویکیپدیا برای این دو نوع حرف R مشدد آورده شده است گوش دهید ، به خوبی متوجه تفاوت آنها خواهید شد : نوع دوم کیفیتی حلقی (Guttural) دارد یعنی به نظر می رسد که از قسمت عقبی دهان ، در جایی نزدیک به حلق ادا می شود و تا حدی به حرف "غ" یا "خ"در زبان فارسی شباهت پیدا می کند . اگر یک بار حرف "خ" را با کمی تمرکز ادا نمایید و به حرکات داخل دهانتان در این حالت دقت نمایید متوجه می شوید که برای ادای این حرف قسمت عقبی زبان به سمت بالا حرکت می کند و همزمان زبان کوچک نیز به ارتعاش در می آید ؛ ارتعاشی که می توان آن را به قرقره کردن آب (Gargling) در داخل دهان نیز تشبیه کرد .

توضیحاتی که در مورد این دو نوع حرف R مشدد دادیم بی دلیل نیست : در نواختن سازدهنی می توانید از نوع اخیر تلفظ حرف R مشدد نیز برای اجرای تکنیکی مشابه تانگ رول استفاده نمایید که البته در این حالت دیگر نمی توان از آن با عنوان "تانگ رول" نام برد ! (چون با حرکات زبان کوچک ایجاد می شود - نه با حرکات نوک زبان) . اما با این روش هم می توان صدایی شبیه به صدای حاصل از تکنیک تانگ رول ایجاد کرد. این تقسیم بندی در مورد سایر سازهای بادی نیز کاربرد پیدا می کند ؛ مثلا برای اجرای تکنیک فوق بر روی نت های محدوده بم فلوت از روش دوم استفاده می شود در حالی که در مورد نت های میانی یا نت های زیر هر دو نوع حرف R مشدد را می توان به کار برد و البته هر یک از کیفیت صوتی متفاوتی برخوردارند .

در ضمن می توانید تکنیک تانگ رول را به همراه آرتیکولیشن اجرا کنید تا شروع تک نت یا آکورد مورد نظرتان از تاکید بیشتری برخوردار شود . معمولا در نوع اول این تکنیک (که از جلوی دهان ادا می شود) برای آرتیکولیشن از حرف T استفاده می شود و در نوع دوم (که از ناحیه عقبی دهان اجرا می شود) حرف K به کار می رود . توجه داشته باشید که آرتیکولیشن فقط به لحظه شروع یک نت اشاره می کند اما افکت صوتی حاصل از تکنیک تانگ رول می تواند در تمام مدت زمان آن نت ادامه پیدا کند .

با این که تکنیک تانگ رول در سایر سازهای بادی مانند فلوت و ساکسفون و ترومپت نیز استفاده می شود اما در بین نوازندگان سایر سازهای بادی با اسم دیگری شناخته می شود : تکنیک فلاتر تانگینگ (Flutter Tonguing) یا فلاتر تانگ (Flutter Tongue) . به عنوان نمونه با مراجعه به این صفحه از وب سایت ارکستر فیلارمونیا می توانید یک ویدیوی آموزشی را با عنوان Flutter Tonguing تماشا کنید که توسط کنت اسمیت (Kenneth Smith) بر روی ساز فلوت اجرا می شود . همچنین در این نمونه صوتی نوازنده ترومپت نت دوم را با این تکنیک اجرا کرده است . اصطلاح "فلاتر تانگینگ" در دیکشنری موسیقی هاروارد (چاپ 1986) به این شکل تعریف شده است : "نوع خاصی از زبان زدن (Tonguing) به نام Flatterzunge یا Flutter-Tonguing وجود دارد که توسط ریشارد اشتراوس معرفی و مطرح شده است و اجرای آن مستلزم حرکات لرزشی زبان می باشد ، همانند تلفظ حروف d-r-r-r " . البته در این تعریف به سرعت ادای حروف R مکرر اشاره نشده است ؛ سرعتی که باید تا حد امکان بالا باشد .

به همین خاطر برخی از نوازندگان سازدهنی عقیده دارند برای اشاره به تکنیک تانگ رول بهتر است از همان نامی استفاده کنیم که در بین بقیه موسیقیدان ها و نوازندگان سایر سازهای بادی به کار می رود . اما برخی از نوازندگان سازدهنی هم هستند که اصطلاح فلاتر تانگ را برای اشاره به تکنیک دیگری به کار می برند که در روش تانگ بلاک و با حرکت دادن سریع زبان به شیوه ای دیگر استفاده می شود و نوع صدای حاصل از آن با صدای حاصل از تکنیک تانگ رول تفاوت بسیاری دارد (در مورد تکنیک اخیر در ادامه مقالات مربوط به روش تانگ بلاک توضیح خواهیم داد) . به همین خاطر ما هم ترجیح دادیم در این وب سایت تکنیک تشبیه شده به "ر" مشدد را تانگ رول بنامیم و از تانگ فلاتر در قسمت مربوط به تکنیک های روش تانگ بلاک استفاده نماییم . اما در هر صورت لازم است بدانید که اگر در کتاب یا مقاله یا وب سایتی با ترکیب Flutter Tongue روبرو شدید ، ممکن است - بسته به نظر نویسنده آن مطلب - این اصطلاح به هر یک از دو مفهوم فوق به کار رفته باشد .

آهنگسازان موسیقی کلاسیک هرجا که نیاز به اجرای تکنیک تانگ رول یا - در اصطلاح خودشان - فلاتر تانگینگ باشد آن را با علامت Flt یا Flz (مخفف واژه آلمانی Flatterzunge ) نشان می دهند . نحوه نمایش این تکنیک در شیوه نت نویسی استاندارد (Standard Notation) مشابه نمایش ترمولو (Tremolo) است یعنی نت مورد نظر را با سه عدد خط مورب (Slash) نشان می دهند ولی وجود حروف Flt یا Flz در بالای آن نت علامت مختص به تکنیک فلاتر تانگینگ به شمار می رود (مانند تصویر زیر) . در برخی موارد ممکن است آهنگساز نحوه اجرای افکت صوتی مورد نظرش را نیز مشخص نماید مثلا وجود حروف “rrr” (به جای Flz) در بالای علامت ترمولو نشان می دهد که این افکت از نوع دوم (نوع حلقی) است و باید با کمک گرفتن از حرکات قسمت عقبی دهان اجرا شود .

FlutterTonguing

ظاهرا کاربرد گسترده این تکنیک در سازهای بادی از زمان ریشارد اشتراوس (Richard Strauss) آهنگساز شهیر آلمانی آغاز شده است که در یکی از آثار ارکسترالش به نام دون کیشوت (Don Quixote) (تصنیف شده به سال 1897) از آن برای تقلید نمودن از صدای بع بع کردن گوسفندان بهره گرفته است . گوستاو مالر (Gustav Mahler) ، دیمیتری شوستاکوویچ (Dmitri Shostakovich) و آرنولد شوئنبرگ (Arnold Shoenberg) از دیگر آهنگسازان برجسته موسیقی کلاسیک هستند که در تصنیف و اجرای آثارشان از این تکنیک بهره برده اند .

این تکنیک در سازهای بادی سبک جز (Jazz) نیز متداول است و به ویژه در سبک های وودویل (Vaudeville) و همچنین جز نیو اورلینز (New Orleans Jazz) کاربرد بیشتری دارد . به عنوان مثال در آثار کوتی ویلیامز (Cootie Williams) که از نوازندگان ترومپت عضو گروه دوک الینگتون (Duke Ellington) بود ، می توان نمونه های جالبی از اجرای این تکنیک را شنید .

تکنیک گراول (Growl)

همان طور که قبلا توضیح دادیم ، تکنیک موسوم به تانگ رول (Tongue Roll) یا فلاتر تانگینگ (Flutter Tonguing) فقط بر روی نت هایی اجرا می شود که با دمیدن هوا به داخل سازدهنی نواخته می شوند و بر روی نت های مکشی (Draw Notes) قابل اجرا نیست . اما با کمک تکنیکی به نام گراول (Growl) می توان در نت های مکشی نیز کیفیتی لرزنده و غرشی ایجاد کرد . در واقع تکنیک گراول را می توان معادل فنی تکنیک تانگ رول در مورد نت های مکشی دانست . تکنیک گراول نیز مانند تکنیک تانگ رول هم بر روی تک نت ها (Single Notes) و هم بر روی آکوردها قابل اجرا می باشد .

نحوه اجرای تکنیک گراول مشابه روش دوم تلفظ حرف R مشدد است که از آن با عنوان Uvular Trill یاد کردیم با این تفاوت که در این حالت جهت تنفس برعکس می شود و ارتعاشات زبان کوچک و کام نرم در حین مکیدن هوا به سمت داخل ایجاد می شود . حرکاتی که در حین اجرای این تکنیک در داخل دهان نوازنده رخ می دهد مشابه حالت خرناس کشیدن (Snoring) است و به همین خاطر در برخی منابع آموزشی از آن با عنوان تکنیک اسنورینگ (Snoring) نیز نام برده اند . در هنگام اجرای این تکنیک باید مراقب باشید تا زبانتان به صورت غیر ارادی به طرف بالا حرکت نکند (این حالت در برخی نوازندگان تازه کار رخ می دهد) چرا که موجب بند (Bend) شدن ناخواسته تک نت مورد نظر می شود . معمولا مهارت یافتن در اجرای این تکنیک قدری دشوارتر از تکنیک تانگ رول است .

تکنیک گراول جزو تکنیک های رایج نوازندگی نیست اما برخی از نوازندگان سازدهنی آن را بیشتر از سایرین به کار گرفته اند . در بین نوازندگان سازدهنی دیاتونیک ، تام بال (Tom Ball) از مهارت ویژه ای در اجرای این تکنیک برخوردار است . همچنین شوگر بلو (Sugar Blue) هم در برخی آثارش به خوبی تکنیک گراول را به کار گرفته است . به عنوان مثال به این نمونه از تکنیک گراول که توسط تام بال بر روی نت 3Draw اجرا شده است گوش دهید (سازدهنی دیاتونیک گام A ) . تکنیک گراول بیشتر توسط نوازندگان سازدهنی دیاتونیک به کار می رود و نویسنده این مطلب نمونه خاصی از اجرای تکنیک گراول را با سازدهنی کروماتیک به خاطر نمی آورد (هرچند ممکن است در آثار نوازندگان سازدهنی کروماتیک نیز به کار رفته باشد) .

یک نکته بسیار جالب در مورد تکنیک گراول این است که بر روی نت های بند شده (Bent Notes) نیز قابل اجرا است . دلیلش هم واضح است : تکنیک بندینگ با به حرکت درآوردن زبان اجرا می شود در حالی که در تکنیک گراول از زبان کوچک و کام نرم استفاده می شود . بنابراین نوازنده ای که کنترل مناسبی بر هر دوی این اعضا داشته باشد می تواند آنها را همزمان با یکدیگر به کار گرفته و تکنیک گراول را در ترکیب با تکنیک بندینگ استفاده نماید . مثلا در همان نمونه قبلی تام بال بعد از اجرای تکنیک گراول بر روی نت 3Draw اقدام به بند (Bend) کردن آن کرده و ابتدا به میزان نیم پرده و سپس یک پرده نت 3Draw را بند می نماید . به عنوان مثالی دیگر به این بخش کوتاه از آهنگ Help Me با اجرای شوگر بلو گوش دهید که در آن تکنیک گراول بر روی نت 6Draw Bend اجرا شده است (با سازدهنی دیاتونیکِ گام C ) . مثال جالب دیگری که به آن اشاره می کنیم این قسمت از آهنگ I Just Got To Know است (سازدهنی دیاتونیک گام D ) که در آن علاوه بر دو تکنیک فوق همزمان از تکنیک سومی به نام وا – وا با دست (Hand Wa-Wa) نیز استفاده شده است (یعنی باز و بسته کردن ناگهانی دست ها در پشت سازدهنی که منجر به تغییر صدای سازدهنی از حالت خفه به حالت باز و بالعکس می شود) .

همچنین می توانید تکنیک گراول را در روش تانگ بلاک بر روی آکوردهای قبل از تک نت ها یا فواصل دو نتی به کار بگیرید . مثلا در این نمونه صوتی ابتدا یک آکورد مکشی (که از نت های 2Draw تا 5Draw تشکیل شده است) با اضافه کردن تکنیک گراول نواخته شده و بعد با فرود آمدن زبان نوازنده بر روی ساز اجرای فاصله 2,5Draw شنیده می شود ، یعنی نوازنده با استفاده از روش تانگ بلاک نت های 2Draw و 5Draw را به شکل همزمان می نوازد (سازدهنی دیاتونیک گام A ) .

=> برای توضیحات بیشتر در مورد این نوع فواصل موسیقایی به مقاله روش تاگ بلاک – قسمت اول مراجعه نمایید .

و نکته آخر در مورد گراول : در برخی سازهای بادی دیگر مانند ساکسفون و ترومپت نیز از نوعی افکت صوتی به نام Growl استفاده می شود . اما بین افکت گراول در این سازها با تکنیک گراول در نواختن سازدهنی تفاوت بسیاری وجود دارد و شیوه اجرای آنها نیز فرق می کند . در صورتی که مایل به مطالعه بیشتر در مورد افکت گراول هستید ، به پی نوشت شماره 2 مراجعه نمایید (2) .

ترجمه و گردآوری مطالب : دلتا فریک – بهمن 1390

پی نوشت ها :

1- خواندن این پی نوشت واقعا ضروری نیست اما برای کسانی که کنجکاوند بدانند اصطلاح Alveolar Trill از کجا آمده است عرض می کنیم که منظور از Trill در اینجا کیفیت لرزانی است که در صدای حرف R می شنویم و کلمه Alveolar هم در زبانشناسی برای توصیف حروف صامتی به کار می رود که از برخورد زبان با ناحیه ای به نام Alveolar Ridge (یا جایی نزدیک این ناحیه) ایجاد می شود . Alveolar Ridge قسمتی از استخوان فک است که حاوی حفره هایی برای دربرگرفتن ریشه دندانها است . بنابراین حروف صامت آلوئولار آنهایی هستند که از برخورد زبان به پشت دندانهای جلویی یا کمی عقب تر (در سمت جلویی سقف دهان) ایجاد می شوند .

2- نوازندگان ساکسفون و ترومپت برای ایجاد افکت گراول ، همزمان با نواختن یک نت باید نت دیگری (که معمولا همان نت اجرا شده با ساکسفون و ترومپت نیست!) را با حنجره "بخوانند" یا زمزمه کنند تا از ترکیب نت نواخته شده به وسیله ساز بادی با نت ادا شده از حنجره صدای خاص مورد نظرشان ایجاد شود ؛ صدایی که می تواند کیفیتی خشن و دیزونانت داشته باشد . در واقع نواختن یک ساز بادی مونوفونیک به این روش موجب تولید صدایی مالتی فونیک از آن می شود ، صدایی که حاصل ترکیب نت اصلی با نت ادا شده از حنجره نوازنده است (نت دوم معمولا فاصله سوم یا پنجم نت اصلی است) . و جالب است بدانید که حتی آواز خواندن مالتی فونیک نیزامکان پذیر است و در نوع خاصی از آواز خوانی به نام Throat Singing یا Overtone Singing که در مناطقی از مغولستان ، سیبری ، تبت و ... متداول است به کار می رود . البته با تکنیک تانگ رول نیز می توان افکتی مشابه ایجاد کرد ولی آن جذابیت و گیرایی ویژه ای که در افکت گراول وجود دارد ، با تکنیک تانگ رول به دست نمی آید چرا که صدایی صرفا مونوفونیک ایجاد می کند .

با مراجعه به این صفحه می توانید به دو نمونه از افکت گراول در نوازندگی ساکسفون گوش دهید . از افکت گراول در سازهای بادی دیگری مانند ترومپت و ترومبون نیز استفاده می شود . جیمز بابر مایلی (James “Bubber” Miley) و کوتی ویلیامز (Cootie Williams) از معروف ترین نوازندگان ترومپت هستند که مهارت کم نظیری در اجرای افکت گراول داشته اند . به عنوان مثال می توانید آهنگ Saint James Infirmary را که در سال 1930 توسط جیمز بابر مایلی اجرا شده است ازاینجا دریافت کنید و اجرای تکنیک فوق را در آن بشنوید (در زمان 0:28 که چند بار هم در ادامه آهنگ تکرار می شود) . همچنین در آهنگ Concerto For Cootie (با اجرای کوتی ویلیامز در سال 1940) می توانید نمونه خوب دیگری از افکت گراول را در نوازندگی ترومپت بشنوید (در زمان 1:09 با چند بار تکرار در ادامه آهنگ) .

منابع :

روش تانگ بلاک (Tongue Block) - قسمت دوم
TB

روش تانگ بلاک (Tongue Block) به عنوان یکی از دو روش اصلی نوازندگی ساز دهنی (در کنار روش پاکر) همواره مورد علاقه گروه زیادی از نوازندگان ساز دهنی (به ویژه در سبک های بلوز و موسیقی کلاسیک) بوده است . برخی از نوازندگان معتقدند که به طور کلی، با روش تانگ بلاک (در مقایسه با روش پاکر) صدای بهتر و گرم تر و رساتری از ساز دهنی تولید می شود و یکی از دلایل انتخاب این روش نوازندگی توسط برخی از نوازندگان ساز دهنی همین مساله عنوان می شود. علاوه بر این، روش تانگ بلاک قابلیت های اجرایی منحصر به فردی در اختیار نوازنده قرار می دهد که بسیاری از آنها با روش پاکر عملی نیستند . در این مقاله به بررسی برخی از تکنیک های به کار رفته در روش تانگ بلاک می پردازیم .

برای این که تصوری کلی از قابلیت های روش تانگ بلاک در ذهن داشته باشید، بهتر است به قسمت اول این مقاله مراجعه نمایید و یک بار دیگر به مرور قابلیت های ویژه این روش از نوازندگی ساز دهنی بپردازید. در این صورت دیگر لزومی به توضیح دوباره درباره قابلیت های اجرایی روش تانگ بلاک و شیوه نواختن تک نت ها با این روش احساس نمی شود و می توانیم مستقیماً به سراغ "تکنیک های خاص" مورد استفاده در این روش برویم .

تکنیک تانگ اسلپ (Tongue Slap)

این تکنیک (که گاهی به اختصار Slap نامیده می شود) یکی از رایج ترین تکنیک های به کار رفته در روش تانگ بلاک است که به ویژه در سبک بلوز کاربرد زیادی دارد و به عنوان جزئی لاینفک از هنر نوازندگی ساز دهنی در سبک شیکاگو بلوز (Chicago Blues) محسوب می شود. هدف اصلی از اجرای تکنیک تانگ اسلپ در هنگام نواختن تک نت ها (Single Notes) این است که نوازنده بتواند با استفاده از قابلیت آکوردی ساز دهنی، تأکید خاصی بر شروع تک نت موردنظرش اعمال نماید. در این باره قدری بیشتر توضیح می دهیم :

همان طور که می دانید برای نواختن تک نت ها به روش تانگ بلاک نوازنده دهانش را به اندازه سه یا چهار سوراخ باز می کند و سوراخ های مجاور سوراخ سمت راست را با زبانش می پوشاند (البته در حالت Right Tongue Block ، یعنی وقتی که نوازنده از سمت راست دهانش سوراخ ها را به صدا درآورد) تا جریان هوا فقط از همان یک سوراخ عبور نماید. حالا فرض کنید نوازنده در لحظه شروع یک تک نت زبانش را به مدت کوتاهی از روی بدنه ساز دهنی بلند کند و دوباره آن را به سرعت بر روی ساز دهنی و به همان حالت قبلی برگرداند. در این صورت در مرحله اول که زبان از روی ساز دهنی بلند شده است، جریان هوا از تمام سوراخ ها عبور می کند و صدای یک آکورد به گوش می رسد. و در مرحله بعد که زبان بر روی ساز دهنی برمی گردد، تنها صدای یک سوراخ ساز دهنی شنیده می شود. به یک نمونه کوتاه از اجرای این تکنیک بر روی تک نت ها گوش دهید ( آهنگ Highway Blues با اجرای چارلی ماسل وایت ) .

نکته مهم در اجرای تکنیک تانگ اسلپ این است که زمان اختصاص یافته به آکورد نهفته (یعنی آکوردی که با بلندکردن زبان از روی ساز دهنی و به صدا درآمدن همزمان سوراخ های مجاور تولید می شود) در زیر هر تک نت اغلب بسیار کوتاه و تقریباً معادل یک نت زینت است که در کسر کوچکی از ضرب و قبل از تک نت اصلی اجرا می شود. در واقع نوازنده برای مسلط شدن بر این تکنیک باید بتواند زبانش را به سرعت و با چالاکی از روی ساز دهنی بلند نماید و در کسری از ثانیه آن را بلافاصله بر روی ساز دهنی برگرداند (این مساله به ویژه در تمپوهای بالا اهمیت بیشتری می یابد). از همین جا می توان وجه تسمیه این تکنیک را نیز دریافت. واژه اسلپ (Slap) از لحاظ لغوی در زبان انگلیسی به دو معنا بکار می رود : یکی «سیلی زدن» و دیگری «پرت کردن» . در این تکنیک هم نوازنده ابتدا زبانش را از روی ساز دهنی بلند می کند و سپس آن را به طرف ساز دهنی «پرتاب می کند» ، و به تعبیری دیگر گویی که با زبانش در صدد «سیلی زدن» به ساز دهنی بر می آید!

تمرین های عملی برای یاد گرفتن تکنیک تانگ اسلپ

در این قسمت از مقاله می خواهیم با ذکر کردن چند تمرین عملی مراحل یادگیری این تکنیک را به شما نشان دهیم . طبیعتا قبل از شروع این تمرین ها لازم است بر نواختن تک نت ها (Single Notes) به روش تانگ بلاک مسلط شده باشید و بتوانید صدای واضح و شفافی از هر سوراخ سازدهنی در آورید .

برای شروع تمرین بهتر است دهانتان را به اندازه 4 سوراخ باز کنید (هم در سازدهنی دیاتونیک و هم در سازدهنی کروماتیک) و نت 4Blow یا 5Blow را به روش تانگ بلاک بنوازید . سپس زبانتان را از روی سازدهنی بردارید و اجازه دهید تا جریان هوا از هر چهار سوراخ سازدهنی به صورت همزمان و یکنواخت عبور نماید . در این حالت صدای یک آکورد 4 نتی شنیده می شود . در مرحله بعد زبانتان را "به آرامی" بر روی سازدهنی برگردانید تا مجددا در وضعیت صحیح و مناسب برای نواختن تک نت قبلی قرار بگیرد . وقتی زبان را به روی سازدهنی بر می گردانید مراقب باشید که فقط صدای تک نت مورد نظرتان به گوش برسد . ممکن است در ابتدای تمریناتتان به دلیل دقیق نبودن موقعیت زبان بر روی سازدهنی صدای سازدهنی از حالت تک نت خالص خارج شود و صدای سوراخ های مجاور هم شنیده شود . اما این مشکل با قدری تمرین و گذشت زمان به زودی برطرف می شود . فقط باید خیلی دقیق به صدای سازتان گوش دهید تا در صورت پی بردن به چنین ایرادی در صدد رفع آن برآیید . در غیر این صورت ممکن است به نواختن سازدهنی در همین حالت نادرست "عادت کنید" و در مراحل بعدی نوازندگیتان وادار شوید زمانی را به ترک این "عادت نادرست" اختصاص دهید . کلید موفقیت در روش تانگ بلاک تمرینات مداوم ، حساب شده و آگاهانه است .

گوش دادن به چند نمونه صوتی می تواند در اجرای این تمرین به شما کمک نماید . نمونه هایی که در این قسمت می شنوید به وسیله جری پورتنوی (Jerry Portnoy) و با یک سازدهنی دیاتونیک 10 سوراخه (با کوک ریشتر) اجرا شده اند و از آنجا که رایج ترین گام سازدهنی در موسیقی بلوز گام A می باشد ، نمونه های انتخاب شده نیز با یک سازدهنی گام A اجرا شده اند . بدیهی است که این تمرین را می توانید با هر گام دیگری از سازدهنی نیز انجام دهید ، به شرطی که در شماره سوراخ ها تغییری ندهید . مراحل تمرین به شرح زیر است :

1 - در نمونه اول ابتدا یک آکورد 4 تایی می شنوید که با دمیدن هوا به داخل 4 سوراخ اول سازدهنی اجرا شده است و سپس با فرود آمدن زبان بر روی سازدهنی صدای ساز به حالت تک نت تبدیل می شود . همان طور که می شنوید تک نت مورد نظر کاملا واضح و خالص است و با صدای هیچ سوراخ دیگری مخلوط نشده است . از طرف دیگر در زمان اجرای آکورد جریان هوا به صورت یکنواخت از تمام سوراخ ها رد می شود و صدای هر چهار نت با وضوح یکسان و مناسب در تشکیل صدای آکورد مربوطه نقش دارد .

در این مرحله از تمرین لازم است توجه خاصی به موقعیت لب ها و زبان بر روی سازدهنی داشته باشید تا هم صدای آکورد را خوب درآورید و هم تک نت مورد نظر را با دقت اجرا نمایید . معمولا در شروع یاد گرفتن این تکنیک ، حفظ موقعیت دقیق زبان و لب ها بر روی سازدهنی قدری دشوار است و ممکن است در زمان نواختن تک نت ها صدای سوراخ های مجاور نیز شنیده شود . اما این معضل با قدری تمرکز و دقت بیشتر در حین اجرای تمرینات ، به تدریج برطرف خواهد شد .

2 - در مرحله بعدی تمرین باید زمان اختصاص یافته به آکورد را "به تدریج" کاهش دهید تا به کسر کوچکی از ضرب تبدیل شود . برای این کار لازم است سرعت حرکت زبان را به تدریج بالا ببرید تا سریعتر بتواند از حالت مربوط به نواختن آکورد به حالت تک نت تک تغییر یابد . در واقع هدف از اجرای تکنیک تانگ اسلپ این است که در شروع هر تک نت ، صدای آکورد نهفته در زیر آن برای مدت کوتاهی شنیده شود . صدایی که در این مرحله از تمرین می شنوید ، احتمالا چیزی شبیه به این نمونه خواهد بود .

در این مرحله هم لازم است تا همانند مرحله قبل بر موقعیت دقیق زبان و لب ها تمرکز نمایید . سرعت را فدای دقت نکنید !

3 - همین تمرین را در مورد نت 4Draw نیز انجام دهید . در این حالت ، وضعیت زبان در مقایسه با مرحله قبلی تمرین هیچ تغییری نمی کند و فقط جهت تنفس شما است که بر عکس می شود .

4 - در مرحله بعدی سعی کنید جابجا کردن سازدهنی را در حین اجرای تکنیک تانگ اسلپ یاد بگیرید . مثلا یک ملودی ساده را انتخاب کنید که برای نواختن آن لازم باشد سازدهنی را به اندازه یک سوراخ به یکی از دو طرف حرکت بدهید . این نمونه می تواند تمرین خوبی در این مرحله باشد :

4b – 4d – 5b – 5d – 6b – 5d – 5b – 4d – 4b

همان طور که می شنوید ، نوازنده در مورد تمام تک نت های این جمله ملودیک از تکنیک تانگ اسلپ استفاده می کند . مراقب باشید که در حین جابجا شدن بین نت ها ، ملودی یا آهنگ از ضرب نیفتد ! آکوردها باید درست در لحظه شروع هر ضرب نواخته شده و بلافاصله در کسر کوچکی از ضرب به تک نت تبدیل شوند .

5 - در مرحله بعدی تمرین سعی کنید "به تدریج" سرعت نواختن قطعه فوق را بالا ببرید (مانند این نمونه ) . به این ترتیب تسلط شما در اجرای تکنیک تانگ اسلپ به تدریج بیشتر می شود و قادر خواهید بود در تمپوهای بالاتر نیز از این تکنیک استفاده نمایید .

6 - این مرحله از تمرین را می توانید به آرتیکولیت کردن اسلپ ها اختصاص دهید (Articulated Slap) . همان طور که در مقاله روش پاکر (Pucker) در نواختن سازدهنی عنوان شد ، برای تاکید کردن بیشتر بر روی تک نت ها می توان از زبان زدن (Tonguing) یا آرتیکولیشن (Articulation) استفاده کرد . آرتیکولیشن در زمان نواختن آکوردها نیز به همان شیوه قابل اجرا است و ترکیب نمودن این تکنیک با تکنیک تانگ اسلپ موجب می شود که تاکید شنیداری و ریتمیک بیشتری در لحظه شروع آکورد ایجاد گردد . در این مرحله از تمرین نواختن آکورد را با ادای سیلاب Ta شروع کنید و بعد صدای آکورد را به تک نت تبدیل کنید (تک نت مزبور بدون آرتیکولیشن اجرا می شود) .

همانند مراحل اول و دوم این تمرین ، ابتدا با نت 4Blow و به آهستگی شروع نمایید (مثل این نمونه ) و بعد به تدریج زمان اختصاص یافته به آکورد را کاهش دهید تا در نهایت به صدایی مانند این نمونه برسید .

سپس این تکنیک ترکیبی را بر روی نت 4Draw نیز تمرین کنید : ابتدا با سرعتی آهسته (شبیه به این نمونه ) و بعد با سرعتی بالاتر ( نمونه بعدی ) .

7 - در مرحله بعدی ، جابجا کردن سازدهنی را هم اضافه کنید و همان ملودی کوتاه ذکر شده در مرحله پنجم تمرین را با استفاده از هر دو تکنیک تانگ اسلپ و آرتیکولیشن اجرا نمایید و به تدریج سرعت نواختن ملودی را بالاتر ببرید (مانند این نمونه ) .

یک نکته کاربردی در مورد تانگ اسلپ که لازم است در حین تمرین به آن توجه داشته باشید این است که برای تاکید کردن بیشتر بر ابتدای یک نت ، نیازی نیست تا آن را با شدت و بلندی بیشتری بنوازید. همین که جریان هوا به طور ناگهانی و سریع از 4 سوراخ به سمت یک سوراخ هدایت شود، خود بخود تاکید شنیداری بیشتری به آن تک نت می دهد . و اگر خواستید تاکید مورد نظرتان را باز هم قوی تر کنید ، می توانید از ترکیب کردن تکنیک تانگ اسلپ با آرتیکولیشن کمک بگیرید (یا همان طور که در ادامه این مقاله اشاره خواهیم کرد ، از تکنیک Pull – Slap استفاده نمایید) .

نمونه های صوتی قبلی همگی بر روی سازدهنی دیاتونیک اجرا شده بودند . اما برای این که با صدای تکنیک تانگ اسلپ بر روی سازدهنی کروماتیک نیز آشنا شوید ، پیشنهاد می کنیم به این نمونه کوتاه با اجرای Winslow Yerxa گوش کنید که صدای حاصل از اجرای این تکنیک را بر روی نت 5Draw نشان می دهد . همچنین در ملودی کوتاه دیگری (که مطابق تصویر زیر نواخته شده) صدای حاصل از این تکنیک را بر روی سایر نت های سازدهنی کروماتیک 12 سوراخه (با گام C ) می توانید بشنوید . وجود علامت ستاره در کنار شماره سوراخ ها به مفهوم آن است که تک نت مورد نظر با تکنیک تانگ اسلپ اجرا شده است .

SlapChrom1

دقت کنید که در آهنگ فوق نت چنگ دوم در ضرب چهارم بدون تانگ اسلپ نواخته می شود و تکنیک تانگ اسلپ فقط بر روی نت های سر ضرب اجرا شده است . در نمونه بعدی (تصویر زیر) تعداد نت های چنگ بیشتر شده و یک تریپلت نیز وجود دارد . اما تکنیک تانگ اسلپ فقط بر روی نت هایی اجرا شده که در سر هر ضرب قرار دارند .

SlapChrom2

از آنجا که نواختن نمونه فوق برای نوازندگان تازه کار ممکن است قدری دشوار باشد ، بهتر است ابتدا به اجرای آن با سرعت آهسته گوش دهید و بعد به تدریج سرعت نوازندگیتان را بالاتر ببرید . دقت کنید که نت ها را از ضرب نیندازید .

همان طور که در نمونه های فوق مشاهده می کنید ، تکنیک تانگ اسلپ معمولاً به صورت سرضرب (On Beat) اجرا می شود اما در عمل بر روی هر نتی قابل اجرا است . مثلاً ممکن است نوازنده ای در حین اجرای یک تریپلت، برای نواختن دو نت یا حتی هر سه تک نت تشکیل دهنده آن تریپلت از این تکنیک استفاده نماید . در نمونه بعدی (شکل زیر) ملاحظه می کنید که تکنیک تانگ اسلپ در برخی موارد بر روی نت هایی اجرا شده که سر ضرب نبوده اند . اجرای همین نمونه را با سرعت کمتر نیز بشنوید .

SlapChrom3

نت آخری که در این قطعه می شنوید با تکنیک Flutter Tongue اجرا شده است که در ادامه همین مقاله به آن اشاره خواهیم کرد .

تکنیک تانگ اسلپ در سبک شیکاگو بلوز (Chicago Blues) اهمیت فراوانی دارد و به قدری در بین نوازندگان این سبک موسیقی رایج است که می توان آن را نوعی Articulation خاص این سبک در نظر گرفت . در واقع نوازندگان این سبک ممکن است آن قدر به استفاده مکرر از این تکنیک عادت کرده باشند که به کار نبردن آن را کاری دشوار بدانند ! با گوش دادن به آهنگ های این سبک متوجه می شوید که در بسیاری از موارد برای شروع تک نت ها از تکنیک فوق استفاده می شود . البته در صورت آشنایی نداشتن با سبک شیکاگو بلوز ، در ابتدا ممکن است تشخیص و بازشناسی این تکنیک در آهنگ هایی که می شنوید نیازمند توجهی خاص باشد (مخصوصا در مواردی که زمان بسیار کوتاهی داشته باشد و یا با شدت صدای کمی اجرا شده باشد) اما وقتی که گوشتان بیشتر عادت کند به راحتی خواهید توانست به کاربرد گسترده این تکنیک در آثار نوازندگان بزرگ سازدهنی بلوز پی ببرید .

تکنیک فِیک اسلپ (Fake Slap)

واژه فیک (Fake) به معنای جعلی یا قلابی یا بدلی است و تکنیک فِیک اسلپ (Fake Slap) تکنیک خاصی است که برخی از نوازندگان سازدهنی به روش پاکر (Pucker) به کار می گیرند تا به کمک آن صدای حاصل از تکنیک تانگ اسلپ (Tongue Slap) را جعل یا شبیه سازی نمایند . هدف این دسته از نوازندگان سازدهنی آن است که بدون تغییر دادن آمباشور (Embouchure) خود بتوانند شروع یک نت را به مدت کوتاهی با صدای آکورد نهفته در زیرش مزین سازند .

نحوه اجرای تکنیک فیک اسلپ به این شکل است که نوازنده برای اجرای آکورد اول هر نت ، دهانش را به اندازه 4-3 سوراخ باز می کند تا جریان هوا علاوه بر تک نت مورد نظر از 3-2 سوراخ پایین تر (بم تر) از آن هم عبور نماید . سپس به سرعت دهانش را به گونه ای جمع می کند تا به اندازه یک سوراخ سازدهنی برسد . با توجه به زمان کوتاهی که به صدای آکورد اختصاص دارد ، برای اجرای مناسب تکنیک فیک اسلپ لازم است نوازنده در انتقال دادن حالت لب ها و دهان از وضعیت آکورد به وضعیت تک نت ، سرعت عمل خوبی داشته باشد . در ضمن برای اجرای تکنیک فیک اسلپ باید از حرکت سازدهنی (یا سر) نیز کمک گرفت چون در غیر این صورت وقتی دهان نوازنده باز می شود صدای تک نت بالاتر (زیرتر) نیز با صدای سایر نت ها مخلوط خواهد شد . این در حالی است که اگر برای نواختن اسلپ ها از آمباشور تانگ بلاک استفاده شود ، دیگر نیازی به تغییر آمباشور و حرکت دادن سازدهنی (یا سر نوازنده) وجود ندارد و کل تکنیک صرفا با یک حرکت ساده زبان انجام می شود . در این دو نمونه صوتی که توسط دیوید برت (David Barrett) اجرا شده است می توانید صدای حاصل از اجرای تکنیک تانگ اسلپ بر روی نت 4Blow را در روش تانگ بلاک با صدای حاصل از تکنیک فیک اسلپ مقایسه نمایید (سازدهنی دیاتونیک 10 سوراخه ، گام C ).

امروزه نوازندگان معدودی وجود دارند که از تکنیک فیک اسلپ به شکل جدی استفاده نمایند . با این که در صفحه 45 کتاب A Sourcebook of Little Walter/Big Walter Licks For Blues Harmonica به قلم تام بال (Tom Ball) به این مطلب اشاره شده است که برخی از نوازندگان سازدهنی مانند مارک هامل (Mark Hummel) و دیوید برت (David Barrett) در استفاده از تکنیک فوق مهارت خاصی دارند ، اما واقعیت این است که همین نوازندگان هم سال ها است که تکنیک فیک اسلپ را کنار گذاشته اند و برای نواختن اسلپ ها از آمباشور خاص تانگ بلاک استفاده می نمایند . در انتهای این مقاله به دلایل عدم محبوبیت تکنیک فیک اسلپ در بین نوازندگان مطرح سازدهنی اشاره شده است . به نظر می رسد تنها موردی که کاربرد این تکنیک مناسب باشد ، زمانی است که بخواهید تعداد زیادی از نت های متوالی را به روش پاکر اجرا نمایید و یکی دو تا از آن نت ها را با نواختن اسلپ به شنونده عرضه نمایید . در این مورد خاص می توانید از تکنیک فیک اسلپ استفاده کنید تا صرفا به خاطر 2-1 نت مجبور به تغییر آمباشور خود از نوع پاکر به نوع تانگ بلاک (و برگشت دوباره به حالت پاکر) نباشید .

تکنیک های Tongue Lift و Tongue Pull

این دو تکنیک تنها در زمان نواختن نت های ضد ضرب (Off Beat) اجرا می شوند و هدف از اجرای آنها جایگزین کردن یک تک نت با آکورد نهفته در زیر آن است (یعنی آکوردی که با بلندکردن زبان از روی ساز دهنی و به صدا درآمدن همزمان سوراخ های مجاور تولید می شود). به این ترتیب قبل از شروع نت بعدی که در سر ضرب اجرا می شود، شنونده به جای تک نت صدای یک آکورد را می شنود که ممکن است – بستگی به نوع تکنیک مورد استفاده – بدون تأکید خاصی باشد (تکنیک تانگ لیفت) یا همراه با تاکید ریتمیک (ضربی) خاصی باشد (تکنیک تانگ پول):

1- در تکنیک تانگ لیفت که گاهی به اختصار آن را لیفت (Lift) می نامند ، وقتی که نوبت به اجرای یک نت ضد ضرب رسید (منظور نتی است که در آخرین قسمت از هر ضرب شنیده می شود) نوازنده زبانش را از روی ساز دهنی بلند می کند تا جریان هوا به جای یک سوراخ ، از چند سوراخ عبور کند و در واقع به جای نواختن آن تک نت، آکورد نهفته در زیر آن را اجرا می کند. مثلاً فرض کنید نت آخر یک ضرب نت 4Draw باشد. وقتی نوازنده به این نت می رسد، زبانش را به سرعت از روی ساز دهنی برمی دارد تا به جای این تک نت ، آکورد حاصل از عبور هوا از سوراخ های شماره 1 تا 4 را بنوازد. وجه تسمیه این تکنیک هم مشخص است : واژه Lift به معنای «بلندکردن» می باشد.

2- تکنیک تانگ پول (یا به اختصار : Pull) هم مشابه تانگ لیفت است یعنی برای جایگزین کردن نت های ضد ضرب (Off Beat) با آکورد نهفته در زیرشان به کار می رود ولی شیوه اجرای آن متفاوت است. برای اجرای این تکنیک نوازنده ابتدا با زبانش تمام سوراخ ها را می پوشاند (مثلاً : هر چهار سوراخ شماره 1 تا 4 را) به طوری که عبور جریان هوا به مدتی کوتاه متوقف می شود و هیچ صدایی از ساز دهنی تولید نمی شود. سپس به سرعت زبانش را از روی ساز دهنی بلند می کند تا صدای یک آکورد از ساز دهنی شنیده شود. در این تکنیک دو مرحله ای، یورش ناگهانی هوا به مجموعه چند سوراخی که در مرحله اول توسط زبان نوازنده پوشانده شده اند، تاکید ریتمیک خاصی به شروع صدای آکورد موردنظر می بخشد. در واقع می توان Pull را نوعی Lift مشدد و موکد در نظر گرفت! با این توضیحات وجه تسمیه این تکنیک هم روشن است: واژه pull به معنای «کشیدن» یا «کنده شدن» می باشد و در هنگام اجرای این تکنیک هم زبان نوازنده که ابتدا به روی ساز دهنی چسبیده و تمام سوراخ های آن را پوشانده است، به سرعت از روی آن «کنده می شود» و به سمت عقب «کشیده می شود».

برای این که با صدای حاصل از تکنیک Pull بیشتر آشنا شوید به این نمونه صوتی کوتاه گوش کنید که توسط دیوید برت (David Barrett) بر روی یک سازدهنی دیاتونیک گام A اجرا شده است . در تصویر زیر می توانید نحوه نمایش دادن این تکنیک را – به شکلی قراردادی و مطابق با روش آموزشی دیوید برت – مشاهده نمایید : خطی عمودی با چند هاشور کوتاه مورب که در زیر آن به شماره تک سوراخ هایی که در تشکیل آکورد نهفته در انتهای هر ضرب نقش دارند ، اشاره شده است . (این قطعه برای سازدهنی گام C نت نویسی شده است اما بر روی سازدهنی گام A اجرا شده است : راهنمای شما در این مورد شماره سوراخ ها می باشد )
Pull2



در باره میزان اول این نمونه صوتی می توان به چند نکته مهم اشاره کرد :
1 – این میزان از 4 جفت نت تشکیل شده است که با ریتم رایج در موسیقی بلوز با نام ریتم سویینگ (Swing) اجرا شده است . در این نوع ریتم خاص ، ارزش زمانی جفت نت های تشکیل دهنده هر ضرب مساوی نیست بلکه نت اول زمان طولانی تری دارد و نت دوم زمانی معادل یک سوم یا یک چهارم از هر ضرب را به خود اختصاص می دهد .
2 – در هر یک از ضرب های میزان اول ، نت اول با تکنیک تانگ اسلپ (Tongue Slap) و نت دوم با تکنیک تانگ پول (Tongue Pull) اجرا شده است . در واقع نوازندگان سازدهنی بلوز در بسیاری از موارد هر دوی این تکنیک ها را در نواختن آثارشان به کار می گیرند : از تکنیک اسلپ برای نواختن نت های سر ضرب و از تکنیک پول در اجرای نت های آخر ضرب استفاده می کنند .
3 – همان طور که در نمونه صوتی فوق می شنوید ، نوازنده در انتهای هر ضرب به جای این که صرفا نت 4Draw را بنوازد ، زبانش را از روی سازدهنی بلند می کند تا آکورد نهفته در زیر این تک نت را بنوازد و به کمک تکنیک Pull تاکید شنیداری خاصی هم به این آکورد ضد ضرب داده است .

در مورد میزان دوم نکات زیر قابل توجه است :
1 – ضرب اول این میزان مشابه میزان اول اجرا شده است : تکنیک تانگ اسلپ (Tongue Slap) برای نت سر ضرب و تکنیک تانگ پول (Tongue Pull) برای نت ضد ضرب به کار رفته است .
2 – در ضرب دوم شماره سوراخ عوض نشده است اما جهت تنفس نوازنده تغییر کرده است (علامت + در کنار شماره سوراخ به طور قراردادی به معنای دمیدن به داخل سازدهنی می باشد). اگر دقت کنید متوجه می شوید که آکورد انتهای ضرب دوم فاقد آن تاکید شنیداری خاصی است که در ضرب قبلی شنیده ایم چون که نوازنده در اینجا به جای تکنیک تانگ پول از تکنیک تانگ لیفت (Tongue Lift) استفاده کرده است . در واقع تکنیک Pull به ندرت بر روی نت های دمشی (Blow Notes) استفاده می شود و معمولا نوازندگان سازدهنی در این گونه موارد تکنیک تانگ لیفت را ترجیح می دهند .
3 – در ضرب سوم این میزان از تکنیک شیک (Shake) یا واربل (Warble) استفاده شده است : حرکات رفت و برگشتی سریع بین دو سوراخ مجاور هم (نت های 3Draw و 4Draw) که با حرکت دادن سریع سازدهنی (یا سر نوازنده) به طرفین اجرا می شود . مثلث کوچکی که در بالای نت های این ضرب در شکل فوق می بینید ، علامت تکنیک دیپ بند (Dip Bend) یا اسکوپ (Scoop) است که به مفهوم بند (Bend) کردن مختصر و موقتی نت 3Draw در ابتدای ضرب می باشد و قبلا در مقاله روش پاکر (Pucker) در نواختن سازدهنی در موردش صحبت کرده ایم . همان طور که ملاحظه می نمایید نوازندگان سازدهنی تکنیک های زیادی را در حین نواختن سازدهنی با یکدیگر ترکیب می نمایند ؛ مثل همین یک ضرب که در آن دو تکنیک شیک (Shake) و دیپ بند (Dip Bend) در ترکیب با یکدیگر به کار رفته است .

و بالاخره لازم است به یک نکته مهم دیگر در مورد تکنیک Pull اشاره نماییم : شدت و بلندی صدای آکورد حاصل از اجرای این تکنیک معمولا کمتر از نت سرضرب بعدی است و در بسیاری از موارد شدت صدای آکورد اجرا شده با این تکنیک تقریبا نصف شدت سایر نت ها می باشد (البته این اختلاف در شدت و بلندی صدا معمولا در سازدهنی کروماتیک نسبت به سازدهنی دیاتونیک کمتر محسوس است) . برای درک بهتر این مساله پیشنهاد می کنیم تا یک بار دیگر به اجرای نمونه فوق با سرعتی کمتر گوش دهید و توجهتان را بر میزان بلندی و شدت (volume) صدای آکورد های ضد ضرب معطوف نمایید .

تفاوت تکنیک های Tongue Lift و Tongue Pull

با این که از هر دو تکنیک فوق برای نواختن آکوردهای نهفته در زیر نت های انتهای ضرب استفاده می شود ، اما تفاوت مهمی بین آنها وجود دارد که لازم است به آن توجه داشته باشید . بارزترین تفاوت این دو تکنیک ، تاکید شنیداری خاصی است که در تکنیک Pull بر روی آکورد های ضد ضرب گذاشته می شود و تکنیک تانگ لیفت از آن بی بهره است . تکنیک Pull بیشتر بر روی نت های مکشی (Draw Notes) اجرا می شود در حالی که برای نت های دمشی (Blow Notes) معمولا از تکنیک Lift استفاده می شود . با مقایسه ضرب های اول و دوم از میزان دوم نمونه صوتی فوق به خوبی متوجه این تفاوت خواهید شد .

نحوه ایجاد شدن تاکید شنیداری خاصی که در تکنیک Pull می شنوید ، مشابه با همان حالتی است که در هنگام زبان زدن (Tonguing) در روش پاکر (Pucker) اتفاق می افتد : قطع موقتی جریان هوا به وسیله زبان و آزاد شدن ناگهانی مسیر عبور هوا تاکید بیشتری به شروع صدای تولید شده می بخشد . در این مورد در مقاله روش پاکر (Pucker) در نواختن سازدهنی به قدر کافی توضیح داده ایم اما بد نیست در اینجا به یک نکته جالب و کاربردی درباره تکنیک Pull اشاره نماییم :
برخی از نوازندگان سازدهنی مانند جری پورتنوی (Jerry Portnoy) برای اجرا کردن آکوردهای ضد ضرب با تاکیدی بیشتر ، به جای این تکنیک از حالتی مشابه آرتیکولیشن آکوردها در روش پاکر استفاده می کنند یعنی به جای این که مانند تکنیک تانگ پول (Tongue Pull) زبانشان را قبل از نواختن آکورد بر روی سازدهنی بخوابانند و تمام سوراخ های مورد نظر را بپوشانند ، از زبانشان برای اجرای آرتیکولیشنی مانند Ta در لحظه شروع آکورد استفاده می کنند .

معمولا اجرای تکنیک Lift برای نوازندگان مبتدی در مقایسه با تکنیک Pull آسان تر است و به همین خاطر بهتر است ابتدا با تکنیک Lift شروع کنید و سپس به سراغ تکنیک Pull بروید . اشتباهی که برخی از هنرجویان سازدهنی مرتکب می شوند این است که در تکنیک Lift متوقف می مانند و از فراگیری تکنیک دشوارتر Pull صرف نظر می کنند . در این صورت از دستیابی به لحن خاص رایج در هنر نوازندگی شیکاگو بلوز (Chicago Blues) بازمانده و قادر به اجرای تکنیک های پیشرفته تری مانند Pull-Slap و Octave-Pull نیز نخواهند شد . به جهت اهمیت ویژه ای که تکنیک Pull می تواند در ارتقای سطح نوازندگی شما ایفا نماید ، پیشنهاد می کنیم به دو نمونه دیگر با اجرای دیوید برت (David Barrett) گوش دهید که در آنها ملودی ساده ای به صورت زیر بر روی یک سازدهنی دیاتونیک گام C اجرا شده است :
3d - 4d - 4d - 4d - 4d - 4d - 5b - 4d
5d - 5d - 5d - 5b - 4d

در نمونه صوتی اول اجرای ملودی فوق را با تکنیک تانگ لیفت (Tongue Lift) می شنوید و در نمونه صوتی دوم همان قطعه با استفاده از تکنیک تانگ پول (Tongue Pull) نواخته شده است . تفاوت ریتمیک خاصی که با اجرای تکنیک Pull به دست می آید کاملا محسوس و قابل توجه است (برای این که تفاوت بین این دو تکنیک واضح تر باشد ، هر دو نمونه فوق به روش الکتریک و با استفاده از امپلیفایر (Amplifier) ضبط شده اند) .

همین قطعه کوتاه بر روی یک سازدهنی کروماتیک گام C نیز به صورت زیر اجرا شده است :
4d - 5d - 5d - 5d - 5d - 5d - 6b - 5d
6d - 6d - 6d - 6b - 5d

باز در اینجا نمونه صوتی اول با استفاده از تکنیک تانگ لیفت (Tongue Lift) اجرا شده است در حالی که برای نواختن نمونه صوتی دوم تکنیک تانگ پول (Tongue Pull) به کار رفته است .

تکنیک پول - اسلپ (Pull – Slap)

بعد از این که بر اجرای تکنیک های Slap و Pull به اندازه کافی تسلط پیدا کردید ، می توانید از تکنیک پیشرفته تری به نام پول - اسلپ (Pull – Slap) برای تاکید بیشتر بر روی نت های سر ضرب (On Beat) استفاده نمایید. این تکنیک همان طور که از نامش برمی آید، ترکیبی است از دو تکنیک Pull و Slap که به همین ترتیب و پشت سر هم اجرا می شوند اما فقط در مورد نت های سرضرب به کار می رود و در مقایسه با تکنیک Slap تاکید بیشتر و قوی تری به تک نت نواخته شده می دهد.

برای اجرای این تکنیک در ابتدا زبان نوازنده بر روی ساز دهنی قرار می گیرد و تمام سوراخ ها را می پوشاند (مشابه تکنیک Pull). سپس زبان از روی ساز دهنی برداشته می شود تا صدای یک آکورد با تاکید خاصی که با اجرای تکنیک Pull حاصل می شود به گوش برسد. در مرحله بعدی زبان نوازنده «به سرعت» و «بلافاصله» بر روی ساز دهنی برمی گردد تا تکنیک Slap را اجرا نماید (تبدیل آکوردبه تک نت).

برای اجرای صحیح تکنیک Pull – Slap باید به یک نکته فوق العاده مهم توجه داشته باشید : این تکنیک برخلاف نامش (و همچنین توضیحاتی که در مورد روش اجرای آن ذکر شد) یک تکنیک «دو مرحله ای» نیست! یعنی تصور نکنید که در اجرای این تکنیک صدای حاصل از هر دو تکنیک Pull و Slap باید به شکل دو صدای جداگانه و متمایز شنیده شود بلکه صدای حاصل از این تکنیک صدایی واحد و منفرد است که به شکل یک آکورد موکد و قوی و «تک مرحله ای» به گوش می رسد. در واقع می توان گفت که تکنیک Pull – Slap به مثابه نوعی تکنیک Slap است که با تاکید قوی تری اجرا می شود و مدت زمانی که صرف اجرای آن می شود معادل با همان زمانی است که اجرای تکنیک تانگ اسلپ از نوازنده می طلبد.

با این توضیحات ممکن است دو سؤال به ذهن شما برسد:

1- چگونه با اجرای دو تکنیک متفاوت می توان یک صدای واحد تولید کرد؟!
در پاسخ به این سؤال می توان گفت که رسیدن به این صدای واحد در گرو سرعت عمل نوازنده و مهارت تکنیکی وی می باشد. یعنی وقتی نوازنده زبانش را از ساز دهنی جدا می کند ، آن را پس از طی کردن فاصله کمی و با سرعت به روی ساز دهنی برمی گرداند و اگر سرعت عمل نوازنده در حد مطلوبی باشد صدای حاصل از این دو تکنیک با یکدیگر ادغام شده و به صورت یک صدای واحد به گوش شنونده خواهد رسید.

2- وقتی می توانیم تک نت مورد نظرمان را با تکنیک Slap عادی شروع کنیم، چرا از تکنیکی دشوارتر و پیچیده تر مانند Pull – Slap استفاده نماییم؟!
علت اصلی استفاده از این تکنیک دشوارتر و پیچیده تر این است که می توانیم تک نت موردنظر را با قدرت و تاکید بیشتری اجرا کنیم. توجه داشته باشید که در زمان شروع تکنیک تانگ اسلپ ، زبان نوازنده هیچ تماسی با بدنه ساز دهنی ندارد و برای به صدا در آمدن آکورد از سازدهنی فاصله گرفته است اما در لحظه ای که نوازنده اجرای تکنیک پول اسلپ را آغاز می کند ، زبانش به مدت کوتاهی بر روی ساز دهنی قرار می گیرد. در واقع در ابتدای این تکنیک مسیر جریان هوا برای لحظه ای کوتاه قطع می شود و سپس دوباره مسیر عبور هوا باز می شود. و این حالت مشابه همان حالتی است که در هنگام زبان زدن (Tonguing) برای متمایز کردن برخی تک نت ها و تاکید بیشتر بر آنها انجام می شود. حتی به تعبیری دیگر و با اندکی مسامحه می توان گفت : تکنیک Pull-Slap در واقع نوعی تکنیک Pull است که بر روی نت های سرضرب اجرا می شود ! و همچنین می توان این تکنیک را مشابه نوعی Articulated Slap قلمداد کرد که در بخش مربوط به تکنیک تانگ اسلپ به آن اشاره کردیم .

برای این که با صدای خاص ایجاد شده با تکنیک Pull – Slap آشنا شوید ، به این نمونه کوتاه با اجرای دیوید برت (David Barrett) گوش دهید : این همان قطعه کوتاهی است که در انتهای مبحث مربوط به تکنیک Pull به آن اشاره کردیم و به صورت زیر بر روی سازدهنی دیاتونیک گام C اجرا شده است :
3d - 4d - 4d - 4d - 4d - 4d - 5b - 4d
5d - 5d - 5d - 5b - 4d

همین توالی نت ها را می توان با یک سازدهنی کروماتیک گام C نیز اجرا نمود :
4d - 5d - 5d - 5d - 5d - 5d - 6b - 5d
6d - 6d - 6d - 6b - 5d

و صدایی که می شنوید چیزی شبیه به این نمونه صوتی خواهد بود .

برای این که تفاوت حاصل از به کار گرفتن تکنیک های تانگ اسلپ (Tongue Slap) و پول – اسلپ (Pull – Slap) را در اجرای نت های سر ضرب به خوبی درک کنید ، لازم است یک بار دیگر (و شاید هم چندین بار!) به این دو نمونه گوش دهید : در هر دو نمونه از تکنیک Pull برای نواختن نت های ضد ضرب استفاده شده است اما در نمونه اول نت های سر ضرب با تکنیک Tongue Slap و در نمونه دوم نت های سر ضرب با تکنیک Pull – Slap اجرا شده اند .

معمولا تفاوت بین این دو نوع تکنیک برای نوازندگان مبتدی چندان محسوس نیست . به همین خاطر پیشنهاد می کنیم یک بار دیگر به دو نمونه فوق که با سرعتی آهسته تر بازپخش شده اند گوش دهید و تکنیک تانگ اسلپ را در نمونه مربوط به سازدهنی دیاتونیک با تکنیک پول - اسلپ مقایسه نمایید . اگر دقت کنید ، در نمونه اولی تاکید شنیداری خاصی که بر روی آکوردهای مربوط به هر جفت نت می شنوید بیشتر معطوف به نت ضد ضرب می باشد که با تکنیک Pull اجرا شده است و نت دوم هر ضرب مشخصا از تاکید قوی تری برخوردار است . اما در نمونه دوم نت های سر ضرب هم به مدد تکنیک Pull – Slap تاکید قوی و مشخصی یافته اند .

تاکید ویژه ای که با اجرای تکنیک Pull – Slap به دست می آید در مورد نت های مکشی (Draw Notes) کاربرد بیشتری دارد به طوری که تقریباً نیمی از این نت ها در سبک شیکاگو بلوز (Chicago Blues) با کمک گرفتن از این تکنیک اجرا می شوند . اما در مورد نت های دمشی (Blow Notes) به ندرت به کار می رود و تقریباً منحصر به آثار John Lee Williamson (ملقب به سانی بوی ویلیامسون شماره 1) و برخی دیگر از نوارندگان قدیمی بلوز در سالهای قبل از جنگ جهانی دوم (Pre – War Blues) می باشد.

به طور کلی ، تکنیک پول – اسلپ (Pull – Slap) یکی از مهمتریم تکنیک های نوازندگی در سبک شیکاگو بلوز (Chicago Blues) می باشد که در ریتم قوی و پیشبرنده این سبک نقش فوق العاده ای ایفا می کند . به جهت اهمیت خاص این تکنیک در سازدهنی بلوز پیشنهاد می کنیم به یک نمونه صوتی دیگر توجه کنید که باز توسط دیوید برت (David Barrett) و این بار بر روی یک سازدهنی دیاتونیک گام Bb اجرا شده است . ترتیب نت ها و نحوه اجرای آنها در این نمونه صوتی توسط نوازنده توضیح داده می شود و در ضمن علامت s در تبلچر زیر نشانه Slap ، علامت p نشانه Pull و علامت p/s نشانه تکنیک Pull - Slap می باشد .
4d bend – 4d
5d p/s – 5d p/s – 5d p
5d p/s – 5d p/s – 5d p
5d p/s – 4b s – 3d – 2d

کل قطعه فوق به روش تانگ بلاک نواخته شده است و فقط در مورد دو نت آخر (نت های 3Draw و 2Draw ) آمباشور نوازنده به نوع پاکر (Pucker) تغییر یافته است ولی این تغییر آمباشور ضروری نیست و شما می توانید نت آخر را هم به روش تانگ بلاک اجرا نمایید . یک بار دیگر به اجرای این قطعه با سرعتی آهسته تر گوش دهید و به نحوه استفاده از تکنیک های پول (Pull) و پول – اسلپ (Pull – Slap) در آن توجه نمایید .

به دلیل ماهیت نسبتا دشوار و دیریاب این تکنیک ، درک و حتی شنیدن آن برای نوازندگان مبتدی آسان نیست و به همین خاطر در اغلب کتابهای آموزشی ساز دهنی اشاره ای به آن نشده است . این در حالی است که تکنیک پول - اسلپ (Pull – Slap) یکی از تکنیک های بسیار مهم و متداول در سبک شیکاگو بلوز (Chicago Blues) می باشد . تسلط یافتن بر این تکنیک بیشتر از سایر تکنیک های مرتبط با روش تانگ بلاک طول می کشد و ممکن است نیاز به چندین ماه تمرین داشته باشد . و به همین خاطر اگر نوازندگانی که به تازگی با روش تانگ بلاک آشنا شده اند علیرغم توضیحات فوق باز هم نتوانستند به درک مناسبی از ماهیت این تکنیک برسند ، لازم نیست نگران باشند : هنرجویان سازدهنی می توانند در این مرحله از تکنیک مذکور صرف نظر نمایند و بعد از مدتی که در نواختن سایر تکنیک های مرتبط با روش تانگ بلاک مهارت پیدا کردند ، دوباره به سراغ این تکنیک بروند و تسلط یافتن بر اجرای آن را تمرین نمایند . بدیهی است که وقتی می توانید تمرین بر روی این تکنیک را شروع نمایید که قبل از آن بر تکنیک Pull مسلط شده باشید .

تکنیک ساید پول (Side Pull)

این تکنیک در واقع نوعی آرتیکولیشن (Articulation) به روش تانگ بلاک است که برای اجرای قوی تری برخی تک نت ها (Single Notes) و تاکید نمودن بیشتر بر آنها استفاده می شود . نحوه اجرای تکنیک ساید پول به این شکل است که ابتدا زبان نوازنده تمام سوراخ های ساز دهنی را می پوشاند (مشابه تکنیک Pull) تا برای لحظه ای کوتاه جریان هوا را به داخل یا خارج ساز دهنی قطع نماید. سپس نوازنده سمت راست زبانش را به سرعت و به اندازه یک سوراخ به سمت چپ می کشد تا مسیر عبور هوا به طرف سوراخ موردنظر هدایت شود و صدای آن تک نت شنیده شود.

توجه داشته باشید که برخلاف تکنیک Pull ، در تکنیک Side Pull زبان از روی ساز دهنی بلند نمی شود و صدای هیچ آکوردی به گوش نمی رسد بلکه زبان در تمام مدت در تماس با بدنه ساز دهنی باقی می ماند . وجه تسمیه این تکنیک هم مشخص است : کشیدن (Pull) زبان از یک طرف (Side) به سمت وسط . و در ضمن همان طور که در مورد تکنیک Pull توضیح دادیم ، در اینجا هم قطع و وصل ناگهانی مسیر عبور هوا به وسیله زبان موجب پیدایش تاکید ویژه ای در ابتدای تک نت مورد نظر خواهد شد .

برای آشنایی بیشتر با این تکنیک به این نمونه صوتی کوتاه گوش دهید که توسط دیوید برت (David Barrett) بر روی یک سازدهنی کروماتیک 12 سوراخه (با گام C ) اجرا شده است . آنچه می شنوید یک قطعه 2 میزانه است که میزان اول آن بر روی سوراخ شماره 5 و میزان دومش بر روی سوراخ شماره 6 اجرا شده است . در هر یک از 4 ضرب میزان اول دو نت 5Draw (با ریتم سویینگ) می شنوید که به کمک تکنیک ساید پول (Side Pull) از تاکید شنیداری قوی تری برخوردار شده اند . همین تکنیک در میزان دوم بر روی جفت نت های 6Draw نیز اجرا شده است . اگر یک بار دیگر به اجرای این قطعه با سرعتی آهسته تر گوش کنید ، بهتر می توانید به تاکید های گذاشته شده بر روی این نت ها پی ببرید .

نکته ای که لازم است در مورد این تکنیک بدانید این است که بیشتر توسط نوازندگان قدیمی مانند دی فورد بیلی (DeFord Bailey) به کار می رفته است . اما نوازندگان امروزی سازدهنی بلوز از آن کمتر استفاده می کنند و ترجیح می دهند برای آرتیکولیشن تک نت ها از تلفظ سیلاب هایی مانند Kaa-Koo-Kee استفاده نمایند . در بین نوازندگان امروزی سازدهنی بلوز ، بیشترین کاربرد این تکنیک برای تاکید بخشیدن به فواصل اکتاو است (به ویژه در سازدهنی کروماتیک) که به عنوان بخشی از تکنیک Octave Pull اجرا می شود . در باره این دو مورد آخر در قسمت بعدی همین مقاله توضیح خواهیم داد .

تکنیک تانگ سوییچ (Tongue Switch)

تکنیک تانگ سوییچ (که آن را Corner Switch نیز می نامند) برای جابجاشدن سریع بین دو نتی که در دو طرف دهان قرار دارند به کار می رود . در این تکنیک نوازنده وضعیت زبانش را بر روی سازدهنی طوری تغییر می دهد که از حالت "تانگ بلاک سمت راست" (Right Tongue Block) به حالت "تانگ بلاک سمت چپ" (Left Tongue Block) دربیاید (یا بالعکس) . در مورد نحوه اجرای این تکنیک ، در قسمت اول این مقاله توضیحات لازم ارائه شده است . به همین خاطر در این مقاله از تکرار توضیحات قبلی خودداری کرده و سعی می کنیم تا شما را با قابلیت های اجرایی متنوعی که این تکنیک در اختیار نوازنده سازدهنی قرار می دهد آشنا کنیم . اما بد نیست در ابتدا یک پیشنهاد جالب به شما ارائه دهیم : وقتی که بر تکنیک تانگ سوییچ مسلط شدید ، سعی کنید مدتی سازدهنی را فقط از سمت چپ دهان بنوازید ! مثلا یک آهنگ ساده را انتخاب کنید و آن را در حالت "تانگ بلاک سمت چپ" بنوازید . این گونه تمرینات ساده و در عین حال موثر به شما کمک می کند تا با سمت چپ دهانتان بیشتر آشنا شوید و در هنگام نواختن سازدهنی بهتر و راحت تر از این قسمت دهان استفاده نمایید .

TongueSwitch


همان طور که می دانید در روش تانگ بلاک برای نواختن تک نت ها اغلب از سمت راست دهان استفاده می شود . اما اگر نوازنده ای فقط از سمت راست دهانش استفاده کند ، در واقع قابلیت های خودش را در نوازندگی به روش تانگ بلاک محدود ساخته است . چرا که وقتی نوازنده ای بر تکنیک تانگ سوییچ مسلط باشد می تواند قابلیت های تکنیکی دیگری را نیز به مجموعه مهارت های خود در نوازندگی اضافه نماید . یکی از جالب ترین این قابلیت ها جابجا شدن راحت تر و سریع تر بین دو سوراخی است که در فاصله نسبتا زیادی از هم قرار دارند . مثلا برای رفتن از سوراخ شماره 6 به سوراخ شماره 3 لازم نیست سازدهنی را به اندازه 3 سوراخ حرکت دهید بلکه با استفاده از تکنیک تانگ سوییچ می توانید بدون جابجا کردن سازدهنی و تنها با چند میلی متر جابجا کردن زبان ، جریان هوا را از سوراخ شماره 6 به طرف سوراخ شماره 3 هدایت نمایید . به عنوان مثال در این ملودی کوتاه نوازنده چند بار بین سوراخ های شماره 3 و 6 جابجا می شود و این کار را با کمک تکنیک تانگ سوییچ انجام می دهد (تبلچر مربوط به این قطعه را در اینجا آورده ایم).
3d – 6d< - 3d – 3b< - 6b< - 3b< - 3b - 6b - 3b – 2d< - 3b – 3b< - 3d

شماره سوراخ ها مربوط به سازدهنی کروماتیک 12 سوراخه در گام C است . حرف b نشانه دمیدن هوا (Blow) به داخل سازدهنی و حرف d به معنای مکش (Draw) هوا می باشد . علامت > هم به معنای فشرده شدن اسلاید به طرف داخل است . این قبیل ملودی ها را در موسیقی کلاسیک (Classical Music) هم زیاد می توان شنید و به همین خاطر علاقه مندان به موسیقی کلاسیک با به کار بردن تکنیک تانگ سوییچ می توانند قابلیت های خود را در نوازندگی سازدهنی کروماتیک بالا ببرند .

نمونه جالب دیگری که می توان ذکر کرد قطعه کوتاهی است که با سازدهنی دیاتونیک 10 سوراخه و توسط جیمز کانوی (James Conway) – نوازنده شاخص سازدهنی ایرلندی – نواخته شده است . جابجا شدن های سریع بین سوراخ های دو طرف دهان به شکلی که در این نمونه می شنوید ، با روش پاکر تقریبا (و بلکه تحقیقا !) غیر ممکن است و تنها با کمک گرفتن از تکنیک تانگ سوییچ قابل تصور است . به اجرای همین نمونه با روش پاکر گوش دهید تا به ارزش فوق العاده تکنیک تانگ سوییچ در اجرای ملودی هایی با نت های دور از هم در تمپوهای بالا پی ببیرید . همان طور که می شنوید ، قطعه فوق با استفاده از تکنیک تانگ سوییچ هم سریع تر و روان تر نواخته می شود و هم صدای ناخواسته ای که متعلق به نت های بین نت های اصلی است ، دیگر شنیده نمی شود .

در برخی موارد نت سمت چپ حضور کم رنگ تری در ملودی دارد و در مدت کوتاهی در حمایت از نت های سمت راست دهان ظاهر می شود . مانند این نمونه که با یک سازدهنی کروماتیک 16 سوراخه اجرا شده است . چون در حین اجرای این قطعه تنها یک بار از نت های اکتاو پایینی سازدهنی (نت 3dL ) استفاده شده است ، برای سهولت در خواندن تبلچر شماره سوراخ ها را مانند سوراخ های سازدهنی کروماتیک 12 سوراخه نامگذاری کرده ایم و فقط نت اجرا شده در سوراخ شماره 3 از پایین ترین اکتاو سازدهنی را با علامت 3dL نشان داده ایم (حرف L نشانه Low است که به پایین ترین اکتاو سازدهنی 16 سوراخه اشاره دارد ) .
7b – 7b< (2 fast notes) – 7d
5d - 7d - 8d - 8b - 5d - 8b - 8d - 7d
5d - 7d - 7b - 6d - 3d - 6d - 6b - 5d
2d - 5d - 5b - 3d - 1d - 3d - 3b - 2d
3dL - 2d - 2b - 1d

همان طور که در این نمونه مشاهده می کنید به ازای هر سه نتی که از سمت راست دهان نواخته می شود ، یک نت هم از سمت چپ و به مدتی کوتاه اجرا می شود که فاصله بین آنها گاهی به اندازه دو سوراخ و گاهی به اندازه سه سوراخ می باشد . در واقع نوازنده می تواند در حین اجرای تکنیک تانگ سوییچ اندازه دهانش را نیز تغییر دهد . البته مسلط شدن بر نواختن چنین قطعاتی – که باز در موسیقی کلاسیک رایج تر است – قدری دشوار است و نیاز به تمرینات زیادی دارد .

و سرانجام به عنوان یک نمونه جالب تر به این قطعه کوتاه گوش دهید که برعکس نمونه قبلی بیشتر نت ها از سمت چپ دهان نواخته می شوند و ایم بار نت های سمت راست نقش حمایت کننده را برای نت های پایین تر بر عهده می گیرند . مسلط شدن بر اجرای این نمونه آخری واقعا دشوار است و تمرین و پشتکار زیادی را می طلبد ! و شاید به همین خاطر باشد که نوازنده این قطعه ، آن را با سرعت پایین تری نسبت به نمونه قبلی اجرا کرده است .

تکنیک اسپارکل ومپینگ (Sparkle Vamping)

نواختن سازدهنی از سمت چپ دهان قابلیت های دیگری را هم در اختیار نوازنده سازدهنی قرار می دهد که در بین آنها می توان به Sparkle Vamping اشاره کرد . اگر در خاطرتان باشد ، در قسمت اول این مقاله به مفهوم ومپینگ (Vamping) اشاره نمودیم . با توجه به این که سازدهنی در اغلب موارد از سمت راست دهان نواخته می شود ، آکورد هایی که با بلند کردن زبان از روی سازدهنی نواخته می شوند حاصل همصدایی سوراخ های پایین تر (بم تر) از تک نت مورد نظر هستند . مثلا وقتی در حال نواختن سوراخ شماره 4 از سمت راست دهان باشیم ، با بلند کردن زبان از روی سازدهنی سوراخ های شماره 1 تا 3 نیز به صدا در می آیند . در واقع این وضعیت مشابه حالتی است که در نواختن پیانو متداول است : دست راست نت های ملودی را در قسمت بالاتر می نوازد و دست چپ نواختن آکورد ها را در قسمت بم تر پیانو بر عهده می گیرد . اما اگر سازدهنی را از سمت چپ دهان بنوازید ، آکوردهای همراه با ملودی از به صدا درآمدن سوراخ های بالاتر ایجاد می شوند و به همین خاطر از صدایی متفاوت با حالت معمول برخوردارند و کیفیتی شادتر و سرزنده تر به ملودی می دهند . نمونه ای از این نوع ومپینگ خاص را می توانید در این قطعه کوتاه بشنوید .

تکنیک فلاتر تانگینگ (Flutter Tonguing) یا فلاتر تانگ (Flutter Tongue)

واژه فلاتر (Flutter) در زبان انگلیسی به معنای بال بال زدن یا پر پر زدن و همچنین تکان خوردن های سریع به کار می رود . تکنیک موسوم به فلاتر تانگینگ با استفاده از حرکات متوالی و سریع زبان در روش تانگ بلاک و به دو شکل مختلف و متفاوت اجرا می شود که بستگی به نحوه حرکت دادن زبان در جهات مختلف دارد :

1 - نوع On – and – Off یا In – and – Out :
در این تکنیک نوازنده با بلندکردن زبان از روی ساز دهنی و بلافاصله پرتاب کردن آن به طرف ساز دهنی که به صورت متوالی و با سرعت زیادی انجام می شود، می تواند به سرعت بین آکورد (Chord) و تک نت (Single Note) جابجا شود . نحوه اجرای این تکنیک به این صورت است که به عنوان مثال وقتی نوازنده در حال نواختن سوراخ شماره 5 است ، زبانش را از روی سازدهنی بلند می کند تا صدای هر چهار سوراخ شماره 5-2 به شکل همزمان شنیده شود (مشابه کاری که در تکنیک Tongue Lift انجام می شود) . اما این آکورد به مدت بسیار کوتاهی شنیده می شود چرا که زبان نوازنده به سرعت به سمت سازدهنی بر می گردد تا با پوشاندن سوراخ های شماره 4-2 جریان هوا را مجددا به طرف تک سوراخ شماره 5 هدایت نماید . وقتی که این مراحل به سرعت و پشت سر هم انجام شوند ، صدای سازدهنی به سرعت بین تک نت و آکورد نهفته در زیر آن تغییر می کند . برای مثال به این نمونه صوتی با اجرای جری پورتنوی (Jerry Portnoy) گوش دهید که نحوه اجرای این تکنیک را بر روی نت 5Draw نشان می دهد (سازدهنی دیاتونیک 10 سوراخه ، گام A ) . در نمونه بعدی هم می توانید اجرای تکنیک فوق را بر روی نت 5Blow گوش دهید . صدای جالب و منحصر به فردی که با اجرای این تکنیک از سازدهنی به گوش می رسد ، در روش پاکر قابل تصور نیست و فقط با بهره گرفتن از روش تانگ بلاک در دسترس نوازنده قرار می گیرد .

Hammer

نحوه حرکت دادن زبان در زمان اجرای این تکنیک مشابه حرکات زبان در حال تلفظ سیلاب "لا – لا –لا –لا –لا – لا" می باشد با این تفاوت که در این حالت بدنه سازدهنی وارد فضای دهان شده است و زبان نوازنده به صورت متناوب در تماس با بدنه سازدهنی قرار گرفته و سپس از روی آن بلند می شود . تمرین کردن برای اجرای این تکنیک را ابتدا ذر سرعت های کم آغاز نمایید و بعد "به تدریج" سرعت خود را بالا ببرید . بسیار مهم است که برای مسلط شدن بر این تکنیک عجله نداشته باشید و سرعت خود را آهسته آهسته بالا ببرید چرا که در غیر این صورت دقت شما در اجرای این تکنیک از دست می رود و امکان دارد به جای تک نت (Single Note) مورد نظرتان صدای جفت نت (Double Note) از سازدهنی ایجاد شود و یا مثلا سوراخ های هر دو گوشه راست و چپ دهان را به صورت همزمان بنوازید . بنابراین لازم است در زمان تمرین با سرعت پایین به این نکته دقت داشته باشید و مطمئن شوید وضعیت زبانتان وقتی که بر روی سازدهنی بر می گردد ، به گونه ای باشد که فقط صدای تک نت موجود در سمت راست دهان به گوش برسد . البته وقتی بر اجرای این تکنیک مسلط شدید ، می توانید به جای نواختن تک نت ها ، از جفت نت ها و فواصل موسیقایی مانند اکتاو (Octave) نیز بهره بگیرید (که در انتهای همین مبحث به آن اشاره خواهیم کرد) ولی مهم این است که این حالت های متنوع اجرایی در اراده و اختیار خودتان باشد ، نه این که به شکلی تصادفی و غیر ارادی اتفاق بیفتد .

هروقت بر اجرای این تکنیک بر روی تک نت ها مسلط شدید سعی کنید آن را وارد حیطه نوازندگی خود نمایید . برای این کار بهتر است از قطعات تمرینی ساده شروع کنید و به تدریج مهارت خود را در اجرای این تکنیک افزایش دهید . به عنوان مثال می توانید به این نمونه صوتی گوش دهید که توسط دیوید برت (David Barrett) بر روی یک سازدهنی دیاتونیک 10 سوراخه با گام G اجرا شده است . علامت + نشانه Blow است و نبودن آن به مفهوم Draw می باشد . در ضمن این قطعه برای سازدهنی گام C نت نویسی شده است اما بر روی سازدهنی گام G اجرا شده است : راهنمای شما در این مورد شماره سوراخ ها می باشد .

HammerDiato1


هر یک از نت هایی که در تصویر فوق مشاهده می نمایید ارزش زمانی برابری (معادل 2 ضرب) دارند و از تکنیک فلاتر تانگینگ (به شکل On – and – Off ) برای عرضه آنها به شنونده استفاده شده است . وقتی که تسلطتان در اجرای این تکنیک بیشتر شد ، می توانید آن را در مورد نت هایی با ارزش زمانی یک ضرب (یا کمتر!) نیز به کار بگیرید . با نگاهی به نمونه های بعدی بهتر متوجه این قضیه خواهید شد .

این تکنیک را می توانید بر روی سازدهنی کروماتیک نیز اجرا نمایید . برای این که با صدای خاص این تکنیک بر روی سازدهنی کروماتیک آشنا شوید ، می توانید به این نمونه صوتی گوش دهید که به وسیله وینسلو یرکسا (Winslow Yerxa) بر روی یک سازدهنی کروماتیک 12 سوراخه با گام C اجرا شده است . علامت ستاره در کنار سوراخ شماره 6 به معنای تکنیک تانگ اسلپ (Tongue Slap) است و 3 ستاره ای که در کنار سوراخ شماره 9 می بینید به مفهوم اجرای تکنیک فلاتر تانگینگ به صورت On – and – Off (یا : In – and – Out ) می باشد .

HammerChrom1



همان طور که در این قطعه می شنوید ، تکنیک فوق به سه شکل متفاوت اجرا شده است : در بار اول صدای سازدهنی به طرز سریع و پیوسته و یکنواختی بین نت 9Draw و آکورد نهفته در زیرش جابجا می شود (این شکل از اجرای تکنیک فلاتر تانگینگ نسبت به بقیه موارد رایج تر است). در بار دوم تکنیک فوق با سرعتی کمتر اجرا شده و از کیفیتی گسسته و مقطع برخوردار است . و بالاخره در بار سوم نوازنده از سرعتی متغیر و غیر یکنواخت در اجرای این تکنیک بهره گرفته است : اجرای تکنیک در سرعتی نسبتا آهسته شروع می شود به تدریج سرعت بیشتری می گیرد .

در نمونه دیگری که بر روی همان نوع سازدهنی اجرا شده است ، نوازنده از این تکنیک برای نواختن نت سیاه 5Draw استفاده می کند و درواقع به جای نواختن این نت به شکلی ساده و معمولی ، از یک ضرب فاصله زمانی موجود برای نواختن این نت بهره گرفته تا آن را در ترکیب با آکوردهای زیرش به شنونده عرضه نماید . معمولا به نوازندگان تازه کار توصیه می شود آموختن تکنیک فلاتر تانگینگ را با آهنگ های ساده ای مانند نمونه قبلی شروع نمایند که در آنها تکنیک فوق بر روی نت هایی طولانی تر (با ارزش زمانی 4-3 ضرب) آغاز می شود و سپس بعد از این که به یک تسلط نسبی در اجرای این تکنیک دست یافتند ، می توانند آن را بر روی نت های کوتاه تر (معادل نت سیاه یا حتی کمتر) تمرین نمایند .
HammerChrom2



و بالاخره در نمونه سومی که می شنوید ، تکنیک فلاتر تانگینگ به طرز وسیع تر و گسترده تری در هر سه اکتاو سازدهنی کروماتیک استفاده شده است .
HammerChrom3



توجه داشته باشید که در دو نمونه قبلی ، تکنیک فوق تنها در مورد نت های سر ضرب (On Beat) به کار رفته بود ولی در نمونه فعلی ، به جز در مورد نت 10Draw ، در سایر موارد بر روی نت های ضد ضرب (Off Beat) اجرا شده است .

نمونه چهارمی که می شنوید ، بر روی یک سازدهنی کروماتیک 16 سوراخه (با گام C ) اجرا شده است و شما را با صدای حاصل از این تکنیک در اکتاو بم یک سازدهنی 16 سوراخه بیشتر آشنا می کند .
HammerLowChrom



در نمونه فوق نیز مانند نمونه قبلی ، تکنیک فلاتر تانگینگ هم به شکل سر ضرب و هم بر روی نت های ضد ضرب اجرا شده است .

یک نکته جالب در مورد این تکنیک آن است که نوازنده می تواند به جای تک نت (Single Note) از جفت نت ها (Double Notes) و انواع فواصل منقسم (Split Interval) مانند فاصله اکتاو (Octave) نیز استفاده نماید . مثلا گوشه سمت راست دهانش را "اندکی" بیشتر از حد معمول باز می کند تا وقتی که زبانش بر روی سازدهنی بر می گردد ، صدای تک نت تبدیل به صدای جفت نت شود . یا به جای این که بین تک نت و آکورد جابجا شود ، زبانش را در وضعیت لازم برای نواختن فاصله اکتاو تنظیم می نماید و بعد زبانش را از روی سازدهنی بلند می کند تا صدای سازدهنی در حالتی بین اکتاو و آکورد در نوسان باشد . یک نمونه کلاسیک از اجرای تکنیک فوق به شیوه اخیر قسمت پایانی آهنگ Rocker با اجرای لیتل والتر (Little Walter) است (سازدهنی دیاتونیک ، گام A ) که در آن صدای سازدهنی بین آکورد و فاصله موسیقایی تشکیل شده از دو نت 2Darw و 5Draw در نوسان است : دو نت اول این قطعه صوتی با تکنیک تانگ اسلپ (Tongue Slap) اجرا شده اند و در قسمت پایانی هم تکنیک فلاتر تانگینگ به شکلی که شرح دادیم به کار رفته است .

برای این تکنیک در منابع مختلف نام های دیگری هم ذکر شده است که عبارتند از :
Hammer - Feathered Tongue Blocking - Tongue Dabbing


2 - نوع Side – to – Side یا Sideways :
این تکنیک در واقع نوعی تانگ سوییچ سریع است بین دو سوراخی که در گوشه های سمت راست و چپ دهان قرار دارند . برای اجرای این تکنیک جهت تنفس نوازنده تغییری نمی کند ولی موقعیت زبانش بر روی سازدهنی به صورت مکرر بین دو وضعیت Right Tongue Block و Left Tongue Block تغییر می کند (در مورد این دو اصطلاح در قسمت اول این مقاله توضیح داده ایم) . حرکات سریع و دقیق زبان در این تکنیک به گونه ای تنظیم می شود که مسیر عبور جریان هوا به سرعت بین دو تک سوراخی که در گوشه های سمت راست و چپ دهان نوازنده قرار دارند جابجا شود . مثلا اگر دهان نوازنده به اندازه چهار سوراخ باز باشد می تواند با اجرای این تکنیک نت های 1Blow و 4Blow را به صورت متناوب و پشت سر هم اجرا نماید (و به همین شکل ، نت های 1Draw و 4Draw را) . این تکنیک هم مانند تکنیک قبلی فقط به روش تانگ بلاک قابل اجرا است و با روش پاکر نمی توان صدای منحصر به فرد حاصل از آن را ایجاد کرد .

Shimmer

در تصویر زیر تمرین ساده ای را مشاهده می کنید که نحوه اجرای تکنیک فوق را بر روی نت هایی با ارزش زمانی دو ضرب نشان می دهد . نمونه صوتی مربوط به این تمرین را دیوید برت (David Barrett) با یک سازدهنی دیاتونیک 10 سوراخه ( گام G ) اجرا کرده است . همانند تمرین قبلی ، علامت + نشانه Blow است و نبودن آن به مفهوم Draw می باشد . در ضمن این قطعه برای سازدهنی گام C نت نویسی شده است اما بر روی سازدهنی گام G اجرا شده است : راهنمای شما در این مورد شماره سوراخ ها می باشد .

ShimmerDiato


همانند نوع قبلی تکنیک فلاتر تانگینگ (نوع On – and – Off یا تکنیک Hammer ) ، برای تمرین بر روی این تکنیک هم لازم است با سرعت های پایین تر شروع نمایید و" به تدریج" سرعت خود را بالا ببرید . در حین تمرین عجله و شتاب به خرج ندهید و سرعت را فدای دقت نکنید ! در این جا هم لازم است که توجه دقیقی به وضعیت زبان بر روی سازدهنی داشته باشید و از تک نت بودن صداهایی که می شنوید اطمینان حاصل نمایید . البته می توانید به جای تک نت از جفت نت ها هم استفاده نمایید : در این حالت صدای متفاوتی از سازدهنی به گوش می رسد که در بخش مربوط به تکنیک موسوم به Chord Rake به آن اشاره خواهیم کرد .

معمولا از تكنيك فوق برای جابجا شدن سريع بين يك نت ثابت در دو اكتاو مختلف استفاده می ‌شود مانند نواختن متناوب نت های 1Blow و 4Blow در سازدهنی دياتونيك (که هر دو نت پایه سازدهنی هستند – ولی در دو اکتاو مختلف) اما اجرای فواصل مختلف نيز با کمک گرفتن از این تکنیک میسر است و زيبایی خاص خودش را دارد . یک نمونه متداول از حالت اخیر جابجا شدن سریع بین نت های 2Draw و 5Draw در سازدهنی دیاتونیک است که در آثار نوازندگان سبک سبک شیکاگو بلوز (Chicago Blues) به کرات شنیده می شود . به عنوان مثال به این نمونه صوتی با اجرای جری پورتنوی (Jerry Portnoy) گوش دهید که از تکنیک Sideways Fluuter برای جابجا شدن سریع بین نت های 2Draw و 5Draw بهره گرفته است (سازدهنی دیاتونیک 10 سوراخه ، گام A ) .

نام های دیگری که برای این تکنیک در منابع مختلف ذکر شده است عبارتند از :
Shimmer - Spread Thrill - Tongue Warble


و اما لازم است قبل از به پایان بردن این قسمت از مقاله ، نکته ای ذکر کنیم در مورد اسم های گوناگون این تکنیک که ممکن است برای هنرجویان سازدهنی قدری گیج کننده به نظر برسد :
همان طور که در مقاله مربوط به تکنیک های تانگ رول (Tongue Roll) و گراول (Growl) اشاره کردیم ، اصطلاح فلاتر تانگینگ (Flutter Tonguing) در بین نوازندگان سایر سازهای بادی (مانند فلوت ، ساکسفون و ترومپت) نیز مرسوم است و نمونه ای هم آوردیم از یک ویدیوی آموزشی مربوط به ساز فلوت که با عنوان Flutter Tonguing و به وسیله کنت اسمیت (Kenneth Smith) اجرا شده بود . اما این دسته از نوازندگان سازهای بادی ، اصطلاح فلاتر تانگینگ را برای اشاره به تکنیکی به کار می برند که ما آن را در وب سایت ایران هارمونیکا – به طور قراردادی – تکنیک تانگ رول (Tongue Roll) نامیده ایم . برخی از نوازندگان سازدهنی عقیده دارند که بهتر است اصطلاح فلاتر تانگینگ را در همان معنای متداول بین نوازندگان سایر سازهای بادی به کار ببریم و از به کار بردن اصطلاح تانگ رول برای این منظور پرهیز نماییم . یکی از نوازندگان طرفدار این رویکرد Winslow Yerxa است که به همین خاطر توصیه می کند برای اشاره به تکنیک On-and-Off Flutter Tonguing و همچنین تکنیک Side-to-Side Flutter Tonguing به ترتیب از دو اصطلاح ساده تر به نام های همر (Hammer) و شیمر (Shimmer) استفاده شود . نام های دیگری هم در منابع گوناگون برای اشاره به این تکنیک ها به کار رفته است که در ذیل مبحث مربوط به هر تکنیک از آنها یاد کردیم . لازم است هنرجویان سازدهنی که به مطالعه کتاب ها یا وب سایت های مرتبط با سازدهنی می پردازند ، از وجود این اسامی متفاوت آگاه باشند و بر اهمیت قراردادی بودن این نام گذاری ها واقف باشند . ترجیح قراردادی ما در وب سایت ایران هارمونیکا این است که از اصطلاحات Flutter Tonguing (یا در مواردی : Hammer و Shimmer ) برای اشاره به این تکنیک ها استفاده نماییم .

تکنیک کورد رِیک (Chord Rake)

این تکنیک مشابه تکنیک Sideways Flutter (یا تکنیک Shimmer) است با این تفاوت که نوازنده موقع جابجاکردن سریع زبان به دو طرف دهان، موقعیت زبان را بر روی ساز دهنی به گونه ای تنظیم می نماید که جریان هوا به جای یک تک سوراخ از دو سوراخ (یا بیشتر) عبور نماید و در واقع به جای جابجاشدن سریع بین دو تک نت بین دو جفت نت (یا آکورد) جابجا می شود . صدای خاصی که با این تکنیک ایجاد می شود یادآور صدایی است که از نواختن آکوردهای گیتار با حرکت دادن مضراب (Pick) در دو جهت بالا و پایین حاصل می شود.

ChordRake


جمع بندی و سخن پایانی

سوالی که برای بسیاری از نوازندگان مبتدی سازدهنی مطرح می شود این است که نواختن سازدهنی به روش تانگ بلاک "چه فایده ای دارد" ؟ و چرا برخی از نوازندگان مطرح سازدهنی به جای روش ساده تری مانند پاکر (Pucker) به روش پیچیده تری مانند تانگ بلاک (Tongue Block) روی می آورند؟ احتمالا با خواندن مطالب فوق تا حدی با منطق نهفته در اتخاذ این رویکرد نوازندگی آشنا شده اید .

در این مقاله در حدود ده عدد از تکنیک های قابل اجرا در روش تانگ بلاک را به شما معرفی کردیم که اغلب آنها موجب استفاده گسترده تر از قابلیت های آکوردی سازدهنی و افزایش غنای شنیداری اصوات حاصل از نواختن این ساز در زمینه یک بافت آکوردی (Chord Texture) منحصر به فرد می شود . همان طور که می دانید سازدهنی از معدود سازهای بادی است که از قابلیت نواختن آکوردها – هرچند به شکلی محدود – برخوردار است و نواختن آن به روش تانگ بلاک راهکارهای موثری برای به کار بستن این قابلیت ویژه سازدهنی در اختیار نوازنده قرار می دهد .

رایج ترین تکنیک از بین این ده تکنیک ، بی شک تکنیک تانگ اسلپ (Tongue Slap) است که در سبک های مختلفی از بلوز و کانتری گرفته تا موسیقی پاپ و کلاسیک کاربرد دارد . بسیاری از نوازندگانی که در اصل از روش پاکر (Pucker) برای نواختن سازدهنی استفاده می کنند ، در حین اجرا ممکن است نوع آمباشور (Embouchure) خود را از پاکر به تانگ بلاک (Tongue Block) تغییر دهند تا بتوانند از تکنیک تانگ اسلپ بر روی نت های مورد نظرشان استفاده نمایند . به عنوان مثال می توان از چارلی مک کوی (Charlie McCoy) ، پل باترفیلد (Paul Butterfield) ، هاوارد لیوی (Howard Levy) ، استیو بیکر (Steve Baker) ، آدام گاسو (Adam Gussow) و جیسون ریچی (Jason Ricci) نام برد که همگی برای استفاده از تکنیک فوق به روش تانگ بلاک متوسل می شوند .

البته می توان به جای تغییر دادن آمباشور ، در همان حالت پاکر باقی ماند و از تکنیک فِیک اسلپ (Fake Slap) برای نواختن آکوردهای اول هر نت استفاده کرد اما تا جایی که نگارنده این مطلب اطلاع دارد و در مصاحبه های انجام شده با نوازندگان مطرح سازدهنی خوانده و شنیده است ، این رویکرد طرفدار چندانی ندارد و اغلب نوازندگان بزرگ سازدهنی ترجیح می دهند برای این کار نوع آمباشور خود را به آمباشور مخصوص تانگ بلاک (Tongue Block Embouchure) تغییر دهند . در این مورد چند دلیل به ذهن متبادر می شود :
1 - صدای حاصل از تکنیک تانگ اسلپ واقعی با نسخه قلابی یا بدلی آن (فیک اسلپ) تفاوت نسبتا محسوسی دارد که برای گوش های آشنا قابل تشخیص است . بی شک تکنیک تانگ اسلپ واقعی از اصالت و زیبایی بیشتری برخوردار است .
2 - اجرای آکوردهای ضد ضرب در این حالت دشوارتر می شود (به خصوص در ترکیب با تکنیک فیک اسلپ) ، در حالی که در روش تانگ بلاک انجام این کار با استفاده از تکنیک های تانگ لیفت یا تانگ پول و صرفا با حرکت دادن زبان آسان تر صورت می گیرد .
3 – اصرار بر اجرای تکنیک فیک اسلپ به روش پاکر موجب می شود تا نوازنده سازدهنی از قابلیت اجرای فواصل موسیقایی مانند فاصله اکتاو (Octave) محروم بماند . چرا که قابلیت اخیر صرفا در روش تانگ بلاک وجود دارد و به هیچ وجه در روش پاکر قابل اجرا نمی باشد .

بنا بر مجموعه دلایل فوق ، به نظر می رسد نوازندگانی که قصد داشته باشند نواختن سازدهنی را به صورتی جدی تر دنبال نموده و بیشترین بهره را از قابلیت های اجرایی این ساز نصیب خود (و مخاطبانشان) نمایند ، بهتر است نواختن سازدهنی را به روش تانگ بلاک نیز یاد بگیرند تا حداقل بتوانند از تکنیک مهم و متداولی مانند تانگ اسلپ در اجرای آثارشان استفاده نمایند . ضمن این که آشنایی با روش تانگ بلاک به نوازنده امکان اجرای انواع فواصل موسیقایی مانند فاصله اکتاو (Octave) را می دهد که در روش پاکر به هیچ وجه امکان پذیر نمی باشد .

اما قابلیت های روش تانگ بلاک منحصر به استفاده از آکوردها نیست ! در قسمت بعدی این مجموعه از مقاله ها به بررسی تکنیک های دیگری در روش تانگ بلاک می پردازیم که عمدتا با اجرای فواصل موسیقایی گوناگون مانند فاصله اکتاو (Octave) سروکار دارند .

ترجمه و گردآوری مطالب : دلتا فریک – اردیبهشت 1391

سایر مطالب مرتبط با این مقاله :

روش تانگ بلاک (Tongue Block) – قسمت اول

روش پاکر (Pucker) در نواختن سازدهنی

روش تانگ بلاک (Tongue Block) - قسمت سوم
TB

مقاله جدید ایران هارمونیکا باز هم به آموزش عملی روش تانگ بلاک (Tongue Block) اختصاص دارد . در قسمت اول از این مجموعه مقالات به توصیف اجمالی روش تانگ بلاک و نحوه نواختن تک نت ها با این روش پرداختیم . در قسمت دوم ، بیش از ده تکنیک خاص نوازندگی در روش تانگ بلاک را معرفی کردیم که نوازنده را در به کار گرفتن قابلیت های آکوردی سازدهنی یاری می کنند . حالا در قسمت سوم این سری مقاله ها تکنیک هایی را آموزش می دهیم که نوازنده را قادر می سازند تا انواع فواصل موسیقایی (Split Intervals) و به خصوص فاصله اکتاو (Octave) را با سازدهنی اجرا نماید . در انتهای مقاله هم اشاره مختصری به نحوه آرتیکولیشن (Articulation) نت ها و تکنیک بندینگ (Bending) در این روش خواهیم داشت .

تکنیک Tongue Splitting

از این تکنیک (که Tongue Split نیز نامیده می شود) برای نواختن انواع فواصل منقسم موسیقایی (Split Intervals) و به خصوص فاصله اکتاو (Octave) استفاده می شود. شیوه اجرای تکنیک تانگ اسپلیت به این شکل است که نوازنده دهانش را به همان شیوه معمول در روش تانگ بلاک باز می کند (به اندازه 3 یا 4 یا 5 سوراخ) اما وقتی زبانش را بر روی ساز دهنی قرار می دهد ، وضعیت آن را به شکلی تنظیم می کند که با پوشانده شدن سوراخ های وسطی ، دو سوراخی که در دو طرف دهان قرار دارند به صورت همزمان به صدا درآیند.

SplitInterval

مثلاً فرض کنید نوازنده ای دهانش را به اندازه 4 سوراخ باز نماید و بر روی سوراخ های شماره 1 تا 4 از یک ساز دهنی دیاتونیک یا کروماتیک قرار دهد. سپس موقعیت زبانش را بر روی ساز دهنی به نحوی تنظیم نماید که فقط دو سوراخ وسطی (سوراخ های شماره 2 و 3) به وسیله زبان پوشانده شوند ولی سوراخ های شماره 1 و 4 باز بمانند. در این حالت جریان هوا می تواند همزمان از دو سوراخ شماره 1 و 4 عبور کند و هر دوی این سوراخ ها را همزمان به صدا در بیاورد (تصویر بالا) . به همین ترتیب نوازنده می تواند دهانش را مثلا به اندازه 5 سوراخ باز کند و سوراخ های شماره 1 و 5 را به صورت همزمان به صدا در بیاورد .

نواختن همزمان دو نت مختلف را در اصطلاح موسیقایی آن فاصله منقسم (Split Interval) می نامند تا بدین وسیله آن را از آکوردها که حاصل نواختن همزمان سه نت (یا بیشتر) هستند افتراق داده باشند . DoubleNoteTB و در ضمن این اصطلاح "در مورد سازدهنی" به نواختن نت هایی اشاره می کند که بیش از یک شماره سوراخ با هم اختلاف دارند (سوراخ های غیر مجاور) ؛ در حالی که برای اشاره به نواختن همزمان دو سوراخ مجاور سازدهنی (تصویر مقابل) از اصطلاح جفت نت (Double Note) استفاده می شود .

به کمک روش تانگ بلاک نواختن فواصل مختلفی با سازدهنی امکان پذیر است که بستگی به تک نت های انتخاب شده و فاصله آنها از یکدیگر دارد . این فواصل می توانند از لحاظ تئوریک از نوع فاصله سوم یا چهارم یا پنجم یا غیره باشند اما از دیدگاه تکنیک نوازندگی ، برای توصیف انواع این فواصل از تعداد سوراخ های "پوشانده شده با زبان" استفاده می شود و بر این اساس حداقل 3 نوع Split یا فاصله متداول را می توان تشخیص داد :

1HoleSplit 1 - فاصله یک سوراخی (One Hole Split) : در این نوع فاصله دهان نوازنده به اندازه 3 سوراخ باز می شود و تک سوراخ وسطی به وسیله زبان پوشانده می شود (شکل روبرو)

به عنوان مثال می توانید به این نمونه صوتی گوش دهید که به وسیله Winslow Yerxa با یک سازدهنی کروماتیک 12 سوراخه با گام C اجرا شده است . ابتدا سوراخ شماره 5 از سمت راست دهان و بعد سوراخ شماره 3 از سمت چپ دهان با مکش هوا به سمت داخل نواخته می شوند . سپس اجرای همزمان هر دو سوراخ شماره 5 و 3 را می شنوید که یک فاصله چهارم ماژور (4th Major) را تشکیل می دهند . همچنین می توانید بدون این که تغییری در وضعیت آمباشور (Embouchure) خود ایجاد کنید ، جهت تنفستان را تغییر دهید و به داخل سازدهنی بدمید . در این نمونه صوتی فاصله یک سوراخی فوق با تنفس در هر دو جهت Draw و Blow اجرا شده است که یک درمیان جایشان را با هم عوض می کنند .

این نوع فاصله کاربرد کمی در نوازندگی سازدهنی دارد و بنابراین نوازندگان تازه کار می توانند از تمرین کردن بر روی فاصله یک سوراخی صرف نظر نموده و تمرینات خود را بر روی دو نوع فاصله بعدی متمرکز نمایند .

2HoleSplit 2 - فاصله دو سوراخی (Two Hole Split) : در این نوع فاصله نوازنده دهانش را به اندازه 4 سوراخ باز می کند و دو سوراخ میانی را با زبانش می پوشاند (تصویر روبرو)

برای نمونه می توانید به این قطعه کوتاه گوش کنید که در آن به مانند نمونه قبلی ابتدا نت 5Draw از سمت راست دهان و سپس نت 2Draw از سمت چپ دهان نواخته شده و سپس هر دوی این نت ها به صورت همزمان اجرا می شوند که در اینجا یک فاصله ششم ماژور (6th Major) را تشکیل داده اند . در اینجا هم می توانید بدون هیچ گونه تغییری در وضعیت لب ها و زبان به اجرای الگوی تنفسی مکش – فوت بپردازید (مانند این نمونه صوتی ) .

این نوع فاصله کاربرد زیادی دارد : هم در سازدهنی دیاتونیک برای نواختن فاصله اکتاو و هم در سازدهنی کروماتیک برای نواختن اکتاوهای قلابی (Fake Octave) . در مورد فواصل اکتاو در ادامه همین مقاله بیشتر توضیح می دهیم .

3HoleSplit 3 - فاصله سه سوراخی (Three Hole Split) : در این نوع فاصله دهان نوازنده به اندازه 5 سوراخ باز می شود و سه سوراخ وسطی به وسیله زبان پوشانده می شود (شکل مقابل)

برای آشنایی با این نوع فاصله می توانید به این نمونه کوتاه گوش دهید که در آن ، با استفاده از یک سازدهنی کروماتیک ، ابتدا نت 5Draw از طرف راست و بعد نت 1Draw از سمت چپ دهان نواخته می شوند و بعد می توانید صدای هر دوی این نت ها را به صورت همزمان بشنوید که تشکیل یک فاصله اکتاو (Octave) را داده اند ؛ یعنی دو نت D که به اندازه یک اکتاو با هم فاصله دارند به صورت همزمان به صدا در آمده اند . همانند دو نمونه قبلی در اینجا هم می توانید با تغییر دادن جهت تنفس ، نواختن یک در میان اکتاوهای مکشی و دمشی را با سازدهنی کروماتیک تمرین کنید (مانند آنچه در اینجا می شنوید ) .

فاصله سه سوراخی هم کاربرد زیادی دارد اما یاد گرفتن آن برای نوازندگان تازه کار قدری دشوار است چرا که در این حالت لازم است دهان نوازنده به اندازه 5 سوراخ باز شود که قدری سخت تر از فاصله دو سوراخی است ؛ به ویژه در سازدهنی کروماتیک که اندازه سوراخ ها بزرگتر و فاصله سوراخ های غیر مجاور بیشتر است . در ادامه این مقاله تعدای تمرین عملی را ذکر می کنیم که می توانند در یاد گرفتن نحوه اجرای تکنیک تانگ اسپلیت و انواع فواصل موسیقایی به شما کمک نمایند .

مهارت تکنیکی در نواختن انواع فاصله ها : چند تمرین عملی

برای این که یاد بگیرید انواع مختلف فاصله ها را با سازدهنی اجرا نمایید ، لازم است یک سری تمرینات تکنیکی را پشت سر بگذارید . در قسمت اول این مقاله اشاره کردیم که در روش تانگ بلاک نوازنده باید بتواند – به عنوان یک مهارت تکنیک نوازندگی - دهانش را به اندازه های مختلفی باز کند و در هر لحظه بداند که دهانش "دقیقا" به چه اندازه باز است : سه یا چهار یا پنج سوراخ؟ یک دلیل مهم برای این قضیه به همین مبحث نواختن فاصله ها بر می گردد . بنابراین اگر تا کنون به این نکته مهم توجه نداشته اید ، بهتر است به قسمت قبلی این مقاله مراجعه کنید و با انجام دادن تمریناتی که در آنجا توضیح داده ایم ، این مهارت تکنیکی را در خود پرورش دهید . در ضمن بهتر است تمرین هایتان را با یک نوع ثابت و یک مدل ثابت سازدهنی انجام دهید چون شکل و اندازه سوراخ ها و فاصله آنها از یکدیگر در مدل های مختلف سازدهنی متفاوت است .

در مرحله بعدی باید سعی کنید تا زبانتان را در هر یک از این سه نوع فاصله به گونه ای بر روی سازدهنی قرار دهید که جریان هوا فقط از دو سوراخی که در سمت راست و چپ دهان قرار دارند عبور نماید و سوراخ های بینشان توسط زبان پوشانده شوند . معمولا نوازندگانی که قبلا نواختن تک نت ها (Single Notes) را به روش تانگ بلاک و از سمت راست دهانشان تمرین کرده اند ، در آزاد کردن سوراخ سمت چپ دهان برای نواختن این فواصل مشکل دارند و ممکن است زبانشان را به اندازه کافی به سمت وسط نکشند . در این حالت صدای سوراخ سمت چپ به طرز ضعیف و کم رمقی به گوش می رسد و اجرای مناسبی از فاصله مورد نظر به دست نمی آید . البته دلیل این مساله صرفا "عادت" است یعنی زبان نوازنده عادت کرده است که برای نواختن تک نت ها سوراخ سمت چپ را بپوشاند و در همان وضعیت باقی بماند . به همین خاطر تغییر دادن این عادت و عوض کردن وضعیت زبان بر روی سازدهنی در بدو امر قدری دشوار است اما با کمی پشتکار و تمرین بیشتر به راحتی می توان بر این عادت غلبه کرد و عضلات سرکش زبان را در اختیار خود درآورد . در ضمن اگر قبل از تمرین بر روی فواصل مختلف ، بر تکنیک تانگ سوییچ (Tongue Switch) مسلط شده باشید ، احتمالا یاد گرفتن فواصل مختلف برایتان قدری آسان تر خواهد بود .

به هر حال خیلی دقت داشته باشید که در هنگام نواختن همزمان دو سوراخ طرفی ، مسیر عبور جریان هوا از هر دو سوراخ کاملا باز باشد و صدای هر دو تک نت کاملا شفاف و رسا شنیده شود . تنها در این صورت است که فاصله مورد نظر صدای مناسب و پرطنینی خواهد داشت . برای این که در شروع تمریناتتان از مناسب بودن صدای سازتان مطمئن شوید بهتر است از یک قطعه نوار چسب کمک بگیرید :

SplitInterval2

فرض کنید که می خواهید نواختن یک فاصله دو سوراخی را با سازدهنی تمرین کنید ؛ مثلا قصد دارید سوراخ های 1Blow و 4Blow را به صورت همزمان بنوازید . با یک قطعه نوار چسب سوراخ های شماره 5 و بالاتر را بپوشانید و با تکه چسب دیگری سوراخ های شماره 2 و 3 را مسدود نمایید . حالا دهانتان را به اندازه 4 سوراخ باز کنید و بر روی سازدهنی قرار دهید و به داخل آن بدمید . در این حالت می توان مطمئن بود که جریان هوا فقط و فقط از دو سوراخ شماره 1 و 4 عبور می کند . بارها و بارها به صدای سازدهنی در این وضعیت گوش دهید و سعی کنید صدای فاصله اجرا شده را به خوبی به خاطر بسپارید . سپس نوارچسب ها را از روی سازدهنی بردارید و سعی کنید همان فاصله را دوباره اجرا کنید . معمولا یک نوازنده تازه کار نمی تواند این فاصله را به صورت دقیق اجرا کند : یا بخشی از سوراخ ها توسط زبان پوشیده شده و صدایی رسا و شفاف نمی دهد یا این که برعکس ، زبان بیشتر از حد لزوم به سمت داخل کشیده می شود و یکی از نت ها (یا هر دوی آنها) به صورت جفت نت (Double Note) اجرا می شود یعنی قدری از صدای سوراخ مجاورشان هم با آنها مخلوط می شود . اگر به چنین مشکلی برخوردید دوباره به سراغ نوار چسب ها بروید تا بتوانید صدای حاصل از فاصله مورد نظرتان را به شکل دقیق و خالص بشنوید و با "در ذهن داشتن همان صدا" نوار چسب ها را بردارید و دوباره تمرین کنید . معمولا با قدری جابجا کردن زبان در نهایت خواهید توانست وضعیت زبانتان را بر روی سازدهنی به شکلی دقیق و حساب شده تنظیم نمایید . و هرگاه به این درجه از مهارت رسیدید چندین و چند بار نواختن دقیق فاصله ها را تمرین کنید تا به تدریج زبانتان "یاد بگیرد" که خود را در چنین وضعیتی بر روی سازدهنی قرار دهد و به آن عادت نماید .

تمرین فوق را بهتر است با هر سه نوع فاصله انجام دهید ؛ اما همانطور که گفتیم فاصله یک سوراخی چندان متداول نیست و بهتر است تمرینات خود را با نواختن فاصله دو سوراخی شروع نمایید . بهتر است در شروع تمرین نت پایه اکتاو میانی را به عنوان سوراخ سمت راست در نظر بگیرید (سوراخ شماره 4 در سازدهنی دیاتونیک 10 سوراخه یا سوراخ شماره 5 در سازدهنی کروماتیک 12 سوراخه) و تمرین فوق را هم با دمیدن هوا به داخل سازدهنی (Blow) و هم با عمل مکش (Draw) انجام دهید . بعد از این که این مرحله از تمرین را با موفقیت گذراندید ، نوبت به حرکت دادن سازدهنی می رسد : وضعیت دهان ، لب ها و زبان را در همان حالتی که هست نگه دارید و سازدهنی را به اندازه یک سوراخ به سمت چپ ببرید تا مثلا سوراخ سمت راست از شماره 4 به 5 تغییر یابد و سوراخ طرف چپ هم از شماره 1 به 2 عوض شود . باز در اینجا لازم است خیلی دقت داشته باشید که فقط صدای دو سوراخ طرفی و آن هم به شکلی شفاف و خالص به گوش برسد و برای این کار لازم است که هیچ تغییری در آمباشور (Embouchure) نوازندگی ایجاد نشده و صرفا از حرکت دادن سازدهنی به اندازه یک سوراخ بر روی زبان استفاده شود . به بیانی ساده تر آمباشور نوازنده در همان وضعیتی که هست "قفل می شود" و در حین حرکت دادن سازدهنی به شکلی ثابت و بدون تغییر باقی می ماند .

برای آشنا شدن با صدای انواع مختلف فواصل می توانید به همان روش ساده ای که گفته شد از یک تکه نوار چسب کمک بگیرید و یا این که از نمونه های صوتی آموزشی که در این ارتباط تهیه شده است استفاده نمایید . به عنوان مثال به تمرینات زیر که به وسیله Winslow Yerxa بر روی یک سازدهنی کروماتیک 12 سوراخه با گام C اجرا شده است دقت نمایید :
در تمرین اول که برای نواختن فواصل یک سوراخی تنظیم شده است ، گام ماژور در اکتاو میانی سازدهنی به شکل فواصل یک سوراخی (در دو جهت صعودی و نزولی) اجرا شده است . یعنی تمرین با نواختن نت 5Blow از سمت راست دهان شروع شده و بعد به نت 5Draw تبدیل شده و به همین ترتیب نت های سمت راست دهان (نت بالاتر هر فاصله) منطبق بر الگوی خاص گام ماژور تا نت 8Blow پیش رفته و سپس در جهت معکوس به سمت نت 5Blow باز می گردد . در حین این تمرین هیچ تغییری در اندازه دهان و تعداد سوراخ هایی که به وسیله زبان پوشانده شده اند رخ نمی دهد : دهان نوازنده همواره به اندازه 3 سوراخ باز است و زبان وی تک سوراخ میانی را می پوشاند . برای آشنایی با نوع صدای سازدهنی کروماتیک در این تمرین به این نمونه صوتی گوش دهید .

1HoleSplitScale

دقت داشته باشید که صدای فوق مربوط به سازدهنی کروماتیک است و اگر این تمرین را با همین شماره سوراخ ها بر روی یک سازدهنی دیاتونیک انجام دهید به صدای متفاوتی خواهید رسید چرا که نحوه چیدمان نت ها (Note Layout) در این دو نوع سازدهنی یکسان نیست .

انجام دادن این گونه تمرینات در ابتدا ممکن است در نظر شما قدری دشوار جلوه کند اما اگر بدانید که با مسلط شدن بر این تکنیک چه صداهای جالبی می توانید از سازتان درآورید ، انگیزه بیشتری برای تمرین پیدا می کنید! به همین خاطر پیشنهاد می کنیم به این قطعه کوتاه که با استفاده از فاصله های یک سوراخی نواخته شده گوش دهید و از شنیدن آن لذت ببرید .

در تمرین دوم همین گام به شکل فواصل دو سوراخی اجرا شده است . در این تمرین نیز پهنای دهان نوازنده و تعداد سوراخ های پوشانده شده توسط زبان تغییر نمی کند : دهان به اندازه 4 سوراخ باز است و زبان تنها دو سوراخ وسطی را می پوشاند . در این تمرین صدای سازدهنی کروماتیک به این شکل شنیده می شود .

باز برای این که کاربرد عملی این تکنیک را در نواختن آهنگ های مختلف متوجه شوید ، پیشنهاد می کنیم به این قطعه کوتاه که با استفاده از فواصل دو سوراخی اجرا شده است گوش کنید . واقعا صدای دلنشین و زیبایی دارد ! این طور نیست؟

2HoleSplitScale

و بالاخره در تمرین سوم که به فواصل سه سوراخی اختصاص دارد ، صدای حاصل از تمامی درجات گام ماژور به صورت فاصله اکتاو (Octave Interval) شنیده می شود . صدای سازدهنی را در این حالت به دقت گوش دهید و به خاطر بسپارید . چرا که مهمترین هدف از یاد گرفتن نحوه اجرای فواصل مختلف ، اجرای فاصله اکتاو می باشد .

3HoleSplitScale

در اینجا هم بد نیست این ملوی کوتاه را که به صورت فواصل اکتاو اجرا شده است بشنوید و از صدای منحصر به فرد سازدهنی کروماتیک در این حالت شگفت زده شوید !

لازم است یک بار دیگر بر این نکته مهم تاکید کنیم که تقسیم بندی انواع فواصل به یک سوراخی یا دو سوراخی یا سه سوراخی از لحاظ "تکنیک نوازندگی" بوده است اما از نظر "تئوری موسیقی" اجرای هر یک از این نوع فواصل "تکنیکی" سه گانه منجر به تولید صداها و فاصله های "موسیقایی" متفاوتی خواهد شد که بستگی به نوع سازدهنی ، نحوه چیدمان نت ها و شماره سوراخ های نواخته شده دارد . مثلا با نگاه کردن به تصاویر بالا متوجه می شوید که نواختن همزمان سوراخ های شماره 3 و 5 در یک سازدهنی کروماتیک 12 سوراخه فاصله چهارم ماژور (4th Major) را ایجاد می کند اما نواختن همین دو سوراخ با یک سازدهنی دیاتونیک 10 سوراخه منجر به تولید فاصله پنجم خواهد شد . از طرف دیگر وقتی در یک سازدهنی کروماتیک با همان آمباشور مربوط به فاصله یک سوراخی (One Hole Split) از سوراخ شماره 5 به شماره 6 برویم ، نوع فاصله موسیقایی از چهارم ماژور به فواصل سوم (در صورت دمیدن هوا به خارج) یا پنجم (در صورت مکیدن هوا به داخل ) تبدیل می شود !

با توجه به این که مهمترین و متداول ترین فاصله به کار رفته در آثار نوازندگان بزرگ ساز دهنی فاصله اکتاو (Octave) می باشد ، در ادامه این مقاله به شکل جداگانه به آن اشاره می کنیم .

فاصله اکتاو (Octave Interval)

فاصله اکتاو از نواختن همزمان دو نت با فاصله یک اکتاو ایجاد می شود و نواختن آن فقط با روش تانگ بلاک امکان پذیر است (با روش پاکر قابل اجرا نیست). برای نواختن فاصله اکتاو آنچه اهمیت خاصی دارد این است که نوازنده بداند دهانش را دقیقاً به چه اندازه باید باز کند (چهار سوراخ یا پنج سوراخ) که این مساله بستگی به نوع ساز دهنی و نت موردنظر دارد : در برخی موارد ممکن است از نوع فواصل دو سوراخی (2Hole Split) باشد و در سایر موارد از نوع فواصل سه سوراخی (3Hole Split) است . این دو نوع اکتاو را – از دیدگاه تکنیک نوازندگی – به ترتیب اکتاو 4 تایی (4Hole Octave) و اکتاو 5 تایی (5Hole Octave) می نامند که اشاره به تعداد کل سوراخ های قرار گرفته در دهان نوازنده در هنگام اجرای فاصله اکتاو دارد .

1- ساز دهنی کروماتیک با کوک سولو (Solo – Tuned Chromatic) :

همان طور که در مقاله سازدهنی کروماتیک : ویندسیورها گفتیم ، کوک سولو (Solo Tuning) رایج ترین کوک مورد استفاده در سازدهنی های کروماتیک است . به خاطر ثبات و نظم خاصی که در این نوع کوک سازدهنی وجود دارد و نت های گام ماژور با الگوی یکسانی در هر سه یا چهار اکتاو صوتی آن تکرار می شوند، نواختن فاصله اکتاو هم در مورد تمام نت ها به روشی مشابه و با باز کردن دهان به اندازه پنج سوراخ انجام می شود. مثلاً فرض کنید نوازنده ای دهانش را به اندازه پنج سوراخ باز کند، با زبانش سه سوراخ وسطی (سوراخ های شماره 2 و 3 و 4) را بپوشاند و دو سوراخ طرفی (سوراخ های شماره 1 و 5) را همزمان بنوازد. در این حالت اگر به داخل ساز دهنی بدمد دو نت 1Blow و 5Blow به شکل همزمان و توأم با یکدیگر شنیده می شوند و نت پایه ساز دهنی به شکل یک فاصله اکتاو اجرا می شود (مثلاً نت C در ساز دهنی کروماتیکی با گام C). به همین ترتیب با نواختن همزمان جفت سوراخ های شماره 2 و 6 یا 3 و 7 یا 4 و 8 یا ... می توان نت های دیگری را نیز به شکل فاصله اکتاو اجرا نمود. فواصل اکتاوی را که نواختن آنها مستلزم بازکردن دهان به اندازه 5 سوراخ باشد (مانند تمام فواصل اکتاو در ساز دهنی کروماتیک) ، فاصله اکتاو 5 تایی (5Hole Octave) می نامند و از آنجا که در این نوع فواصل اکتاو تعداد سوراخ های "پوشیده شده توسط زبان" 3 عدد می باشد ، اصطلاح 3Hole Split نیز در مورد آنها به کار می رود.

تنها در دو حالت ممکن است نواختن فواصل اکتاو با ساز دهنی کروماتیک به شکل اکتاو 4 تایی (4Hole Octave) انجام شود :

الف – نت پایه (Root Note) : اگر دقت کرده باشید، نواختن همزمان دو سوراخ 1 و 4 یا 5 و 8 یا 9 و 12 یا 13 و 16 نیز منجر به تولید فاصله اکتاو خواهد شد. در این موارد فاصله اکتاو از نوع 4 تایی است و هر دو نت این فاصله در واقع نت پایه ساز دهنی کروماتیک هستند.

ب) ساز دهنی کروماتیک ده سوراخه: در ساز دهنی های کروماتیک ده سوراخه (مانند مدل Educator از شرکت Hohner یامدل M1040 از شرکت Swan ) ترتیب قرارگرفتن نت های دمشی در اکتاو بالایی قدری متفاوت است. به همین خاطر مثلاً در یک ساز دهنی کروماتیک ده سوراخه با گام C در زمان اجرای نت های E و G (نت های 9Blow و 10Blwo) به شکل فاصله اکتاو ، دهان نوازنده باید به اندازه 4 سوراخ باز شود.

در دو حالت فوق ، فاصله اکتاو در سازدهنی کروماتیک با باز کردن دهان به اندازه 4 سوراخ نواخته می شود و در واقع فاصله ای از نوع دو سوراخی (2Hole Split) است ؛ یعنی دو سوراخ سازدهنی به وسیله زبان پوشانده می شوند .

به این ترتیب با توضیحات فوق مشخص می شود که برای نواختن فواصل اکتاو با یک ساز دهنی کروماتیک استاندارد 12 سوراخه (و همچنین 16 سوراخه) نوازنده می تواند تمام آنها را به صورت اکتاو 5 تایی (یا 3Hole Split ) اجرا کند و دهانش را در تمام این موارد به اندازه 5 سوراخ باز نگه دارد . و البته در همین جای مقاله می توان به یک نکته دیگر نیز اشاره کرد و آن اصطلاح اکتاو قلابی (Fake Octave) است :

LittleWalter آیا فکر کرده اید که اگر در سازدهنی کروماتیک از فاصله دو سوراخی (2Hole Split) استفاده کنیم چه اتفاقی می افتد؟ یعنی اگر دهان را به اندازه 4 سوراخ باز کنیم و 2 سوراخ وسطی را با زبان بپوشانیم چه فاصله ای حاصل می شود؟ در جواب باید گفت که اگر این نت ها نت پایه سازدهنی کروماتیک باشند (همان طور که در استثنای مورد الف در بالا ذکر شد) فاصله اکتاو به دست می آید اما در سایر موارد فاصله ششم ماژور (6th Major) نواخته خواهد شد که در اصطلاح به آن اکتاو قلابی (Fake Octave) هم می گویند . لیتل والتر (Little Walter) نوازنده افسانه ای سازدهنی بلوز نخستین نوازنده ای بود که از فواصل ششم ماژور در نواختن آهنگ های بلوز با سازدهنی کروماتیک بهره گرفت . به عنوان مثال در ابتدای آهنگ Blue Light (که در سال 1954 و با یک سازدهنی کروماتیک گام C اجرا شده است) ، لیتل والتر بعد از دو نت اول فاصله 2,5Draw را اجرا می کند که در اینجا یک فاصله ششم ماژور (6th Major) را تشکیل می دهند . بعد از یک سکوت کوتاه دوباره همین فاصله اجرا شده و بعد هم فاصله 2,5Blow نواخته می شود که باز هم یک فاصله ششم ماژور می باشد (به این نمونه صوتی گوش دهید) .

2- ساز دهنی دیاتونیک با کوک ریشتر (Richter – Tuned Diationic)

در این نوع ساز دهنی برخی فواصل اکتاو به صورت 4 تایی و برخی فواصل اکتاو دیگر به شکل 5 تایی اجرا می شوند و بنابراین لازم است نوازنده بر اجرای هر دو نوع از این فواصل اکتاو تسلط داشته باشد:

الف) تمام نت های دمشی (Blow Notes) به صورت فواصل اکتاو 4 تایی (4Hole Octave) قابل اجرا هستند یعنی نوازنده دهانش را به اندازه 4 سوراخ باز می کند و با زبانش دو سوراخ وسطی را می پوشاند. بدین ترتیب دمیدن همزمان هوا در دو سوراخ سمت راست و چپ منجر به تولید یک فاصله اکتاو خواهد شد . مثلاً 1,4Blow Octove یعنی نواختن همزمان نت های 1Blow و 4Blow که حاصل آن تولید یک فاصله اکتاو از نت پایه سازدهنی خواهد شد یا 2,5Blow Octave یعنی اجرای همزمان دو نت 2Blow و 5Blow که باز حاصلش یک فاصله اکتاو خواهد بود . به همین ترتیب نواختن همزمان هر دو سوراخی از یک سازدهنی دیاتونیک 10 سوراخه که بینشان دو سوراخ دیگر فاصله باشد ، موجب تولید یک فاصله اکتاو می شود .

ب) در مورد نت های مکشی (Draw Notes) قضیه قدری پیچیده می شود: یکی از اکتاوهای مکشی (1,4Draw Octave) به شکل 4 تایی و بقیه آنها به شکل 5 تایی (5Hole Octave) اجرا می شوند (مثل 3,7Draw Octave). و البته به این نکته هم توجه داشته باشید که فاصله حاصل از نواختن همزمان دو نت 2Draw و 5Draw (که با تکنیکی مشابه فواصل اکتاو 4 تایی اجرا می شود) یک فاصله اکتاو نیست و آن را اکتاو قلابی (Fake Octave) می نامند. این فاصله در حقیقت یک فاصله هفتم ماژور (Major 7th) است که صدایی در مایه های موسیقی جز (Jazz) دارد و استفاده از آن در موسیقی بلوز هم رایج است .

LittleWalter2Harps لیتل والتر (Little Walter) جزو نخستین کسانی بود که استفاده از این فاصله را در آهنگ های سبک شیکاگو بلوز (Chicago Blues) متداول کرد . برای نمونه به این قسمت از آهنگ Blues With A Feeling (که با سازدهنی دیاتونیک گام D اجرا شده است) گوش دهید : در این قسمت بعد از دو بار اجرای نت 4Blow ، نت های 5Blow و 5Draw نواخته می شوند و در نهایت صدای نت 6Blow (نت پایه در پوزیشن دوم) به گوش می رسد که تمامی این نت ها به شکل فاصله اکتاو 4 تایی اجرا می شوند اما فاصله 2,5Draw در واقع یک فاصله اکتاو نیست و نت های آن یک فاصله هفتم ماژور را تشکیل می دهند .
مثال دیگری که می توان آورد این بخش از آهنگ Blue Midnight است که با یک سازدهنی دیاتونیک گام Bb اجرا شده است . در اینجا ابتدا نت 5Draw را می شنویم (که البته در شروعش نتی خالص نیست و کمی از صدای نت 2Draw هم به آن اضافه شده است) و سپس به ترتیب نت های 4Draw و 4Blow و مجددا نت 4Draw را می شنویم که در انتها به دو نت 3Draw و 2Draw ختم می شوند . بعد از یک سکوت کوتاه دوباره همین نت ها نواخته می شوند با این تفاوت که در بار دوم 4 نت اول به شکل فواصل اکتاو 4 تایی اجرا شده اند و همان طور که می شنوید فاصله 2,5Draw یک فاصله کتاو نیست و به همین خاطر آن را اکتاو قلابی (Fake Octave) نیز می نامند .

از توضیحات بالا معلوم می شود که برای استفاده مناسب از فواصل اکتاو در ساز دهنی دیاتونیک، لازم است نوازنده در نواختن هر دو نوع اکتاو 4 تایی و 5 تایی مهارت داشته باشد تا بتواند در صورت لزوم به سرعت و چابکی بین این دو حالت اجرایی تغییر وضعیت دهد .

تکنیک Octave – Slap

در این تکنیک ترکیبی (تکنیکی که از ترکیب دو تکنیک دیگر به دست می آید) ، نوازنده قبل از اجرای فاصله اکتاو از تکنیک Tongue Slap استفاده می کند. به این ترتیب که زبانش را از روی ساز دهنی برمی دارد تا صدای یک آکورد برای مدتی کوتاه به گوش برسد. سپس زبان را طوری بر روی ساز دهنی برمی گرداند که فقط صدای دو سوراخ سمت راست و چپ دهان به شکل یک فاصله اکتاو شنیده شود . به این ترتیب قبل از اجرای یک فاصله اکتاو ، صدای یک آکورد برای مدتی کوتاه شنیده می شود . این تکنیک را می توان به همراه فواصل کتاو قلابی (Fake Octave) نیز به کار برد . به عنوان نمونه به این بخش از آهنگ Honeydripper با اجرای بیگ والتر هورتون (Big Walter Horton) گوش دهید که در آن چندین بار از تکنیک ترکیبی مذکور بر روی فاصله 2,5Draw (که یک اکتاو قلابی است) استفاده شده و در آخر هم به همراه فاصله 3,6Blow (که یک اکتاو واقعی است) به کار رفته است (سازدهنی دیاتونیک 10 سوراخه ، گام Bb ).

تکنیک Octave – Pull

تکنیک ترکیبی دیگری که در روش تانگ بلاک به همراه فواصل اکتاو استفاده می شود ، تکنیک Octave Pull است. اگر توضیحات مربوط به تکنیک Side Pull را در قسمت قبلی این مقاله خوانده باشید، به یاد دارید که تکنیک مذکور برای اجرای قوی تر برخی تک نت ها (Single Notes) و تأکید کردن بیشتر بر آنها به کار می رود.

از این تکنیک می توان برای تاکید بیشتر بر روی یک فاصله اکتاو نیز استفاده نمود با این تفاوت که در این حالت تکنیک فوق به صورت 2 طرفه اجرا می شود یعنی ابتدا نوازنده تمام سوراخ ها را با زبانش می پوشاند تا عبور جریان هوا از داخل ساز دهنی به مدت کوتاهی قطع شود. سپس هر دو طرف زبانش را به سرعت و به اندازه یک سوراخ از طرفین دهان به سمت داخل می کشد تا جریان هوا به طور همزمان از داخل دو سوراخ سمت راست و چپ دهان عبور نماید. به این ترتیب قطع و وصل سریع و ناگهانی جریان هوا قبل از نواختن فاصله اکتاو موردنظر منجر به ایجاد نوعی تاکید شنیداری خاص بر روی آن می شود. در واقع از این تکنیک به منزله نوعی آرتیکولیشن (Articulation) برای فواصل اکتاو استفاده می شود . امروزه نوازندگان سازدهنی بلوز ، این تکنیک را بیشتر برای تاکید کردن بر فواصل اکتاو در هنگام نواختن سازدهنی کروماتیک به کار می برند (مثل نواخته های William Clarke ) ولی در سازدهنی دیاتونیک کمتر به کار می رود .

تکنیک بندینگ (Bending) در روش تانگ بلاک

اجرای تکنیک بندینگ در روش تانگ بلاک نیز امکان پذیر است با این تفاوت که برخلاف روش پاکر (Pucker) در اینجا قسمت جلویی زبان در تماس با ساز دهنی قرار دارد و نوازنده نمی تواند آن را از روی ساز دهنی بلند کند . پس برای بند (Bend) کردن نت ها فقط از قسمت های میانی و عقبی زبان می توان استفاده کرد.

اکثر نوازندگان بزرگ و صاحب سبک ساز دهنی در سبک شیکاگو بلوز (Chicago Blues) مانند جان لی ویلیامسون (John Lee Williamson) ملقب به سانی بوی ویلیامسون شماره 1 (Sonny Boy Williamson I)، الک رایس میلر (Alec Rice Miller) ملقب به سانی بوی ویلیامسون شماره 2 (Sonny Boy Williamson II) ، لیتل والتر (Little Walter) ، بیگ والتر (Big Walter) و جیمزکاتن (James Cotton) تسلط ویژه ای بر اجرای تکنیک بندینگ در حالت تانگ بلاک داشته اند و حتی برخی از نوازندگان جوان علاقمند به این سبک نیز اصرار دارند که این تکنیک را حتماً به همین روش اجرا نمایند ؛ مانند دنیس گروئنلینگ (Dennis Gruenling) که در یکی از مصاحبه هایش این مطلب را عنوان کرده بود (ترجمه مصاحبه مزبور را می توانید در این صفحه از وب سایت ایران هارمونیکا بخوانید) . اما در این سبک نوازندگانی هم هستند که اصراری بر این کار ندارند و ممکن است گاهی برای اجرای این تکنیک نوع آمباشور خود را از تانگ بلاک به پاکر تغییر دهند. به عنوان مثال مارک هامل (Mark Hummel) برای اجرای تکنیک بندینگ در سوراخ های شماره 2 و 1 و همچنین سوراخ های اکتاو فوقانی از روش پاکر استفاده می نماید ولی در مورد بقیه سوراخ ها تکنیک مزبور را در همان حالت تانگ بلاک اجرا می نماید (برای آشنایی بیشتر با این نوازنده می توانید زندگینامه و همچنین مصاحبه ای از او را که د ر همین وب سایت ترجمه شده است مطالعه نمایید) .

به طور کلی فراگیری تکنیک بندینگ (Bending) در حالت تانگ بلاک و مسلط شدن بر آن به مراتب دشوارتر از روش پاکر است و حداقل به 12-6 ماه تمرین جدی و پیوسته نیاز دارد . به همین خاطر است که در اغلب منابع آموزشی مربوط به ساز دهنی دیاتونیک توصیه شده است که نواختن این ساز را به روش پاکر شروع کنید و تکنیک بندینگ را نیز در همین حالت یاد بگیرید . اگر بعدها به علاقه مندان جدی سبک شیکاگو بلوز تبدیل شدید و با گوش کردن مکرر آثار بزرگان این سبک به این نتیجه رسیدید که لازم است تکنیک بندینگ را در حالت تانگ بلاک اجرا کنید ، آن وقت می توانید برای مسلط شدن بر این تکنیک به روش تانگ بلاک نیز تمرین نمایید . احتمالا در این شرایط انگیزه شما برای تسلط یافتن بر این تکنیک دشوار بیشتر از یک نوازنده تازه کار است و همچنین مهارت های تکنیکی دیگری که تا قبل از این مرحله کسب کرده اید به شما کمک می کند تا مراحل یادگیری تکنیک فوق را با سرعت بیشتری پشت سر بگذارید .

نکته دیگری که لازم است به آن اشاره شود این است که اجرای تکنیک فوق در حالت تانگ بلاک قدری کندتر از روش پاکر صورت می گیرد و به همان سرعت و چالاکی روش پاکر قابل اجرا نیست . به همین خاطر اغلب نوازندگان سبک کانتری (Country) و بلوگرس (Bluegrass) که تمایل به اجرای آهنگ ها در تمپوهای خیلی بالا دارند برای اجرای این تکنیک منحصرا از روش پاکر (Pucker) استفاده می نمایند . چارلی مک کوی (Charlie McCoy) نمونه شاخصی از این گروه نوازندگان به شمار می رود (قبلا در این مقاله مروری داشتیم بر زندگی و آثار چارلی مک کوی) . همچنین برخی از نوازندگان موسیقی بلوز و راک که به داشتن سرعت بالا و برق آسا در نواختن سازدهنی شهره هستند ، از روش پاکر برای بند (Bend) کردن نت ها استفاده می نمایند . جیسون ریچی (Jason Ricci) و جان پاپر (John Popper) از جمله این نوازندگان هستند . پل باترفیلد (Paul Butterfield) در زمره نخستین نوازندگان مشهور سبک شیکاگو بلوز در دهه 1960 بود که برای بند (Bend) کردن نت ها از روش پاکر استفاده کرد و به واسطه آثار جالب و تاثیر گذاری که ارائه می کرد ، به یکی از الگوهای نوازندگی این سبک تبدیل شد که راه را برای نوازندگان بعد از خودش هموارتر نمود . او با نوآوری هایش نشان داد که بدون تسلط کامل بر روش تانگ بلاک نیز می توان به یک نوازنده شاخص و صاحب سبک در این نوع موسیقی تبدیل شد . البته بدیهی است که جنس صدای سازدهنی در این حالت تفاوت آشکاری با صدای ساز بزرگانی چون لیتل والتر (Little Walter) و بیگ والتر (Big Walter) خواهد داشت !

اما ممکن است بپرسید چرا نوازندگان بلوز ترجیح می دهند تکنیک بندینگ را با روش دشوارتری به نام تانگ بلاک اجرا کنند؟! در پاسخ می توان به حداقل سه دلیل اشاره کرد:

1 - استفاده از روش تانگ بلاک برای اجرای تکنیک هایی مانند Slap و Pull یا نواختن فواصلی مانند اکتاو در سبک بلوز بسیار رایج است و اگر قرار باشد نوازنده ای تکنیک بندینگ را صرفاً به روش پاکر اجرا نماید ، آن وقت ناچار می شود که دائماً نوع آمباشورش را از تانگ بلاک به پاکر (و بالعکس) تغییر دهد. اما برخی نوازندگان تمایل دارند روشی را برای نواختن ساز دهنی انتخاب کنند که از ثبات بیشتری برخوردار باشد و آنها را کمتر وادار کند تا در حین نواختن ، نوع آمباشور خود را دائما عوض نمایند .

2 - در مقاله روش پاکر (Pucker) در نواختن سازدهنی اشاره کردیم که به طور کلی صدای تک نت های حاصل از نواختن ساز دهنی در هر دو روش پاکر و تانگ بلاک کیفیتی یکسان دارد و در بسیاری از موارد قابل تشخیص از یکدیگر نمی باشد . ولی جالب است بدانید که این قاعده کلی در مورد نت های بندشده (Bent Notes) صدق نمی کند! نت هایی که به روش پاکر بند می شوند از کیفیتی شنیداری شبیه به ادای سیلاب «آ» برخوردارند در حالی که نت های بند شده به روش تانگ بلاک تداعی کننده کیفیتی شبیه به سیلاب «او» می باشند که با حال و هوای گرفته و بعضا تیره و تار موسیقی بلوز سازگاری بیشتری دارد .
البته تفاوتی که در این جا به آن اشاره می کنیم بسیار ظریف است و پی بردن به آن مستلزم گوش کردن زیاد و مکرر به آثار نوازندگان بزرگ سبک شیکاگو بلوز است و به همین خاطر برای اغلب نوازندگان مبتدی یا آنهایی که آشنایی کاملی با این سبک نداشته باشند در وهله اول قابل تشخیص نمی باشد . اما به هر حال بد نیست که از وجود چنین عقیده ای در بین نوازندگان بزرگ سازدهنی بلوز مطلع باشید . به عنوان نمونه می توانید به این قسمت از مصاحبه Richard Salwitz (نوازنده فوق العاده سازدهنی بلوز و راک و عضو سابق گروه J. Geils Band ) با آدام گاسو (Adam Gussow) گوش دهید (1) که در آن به تفاوت جنس صدای نت ها در دو حالت پاکر و تانگ بلاک اشاره می نماید (با مراجعه به این صفحه می توانید آهنگ معروف Whammer Jammer را با اجرای این نوازنده برجسته گوش دهید که تقریبا به طور کامل به روش تانگ بلاک اجرا شده است) .

3 - وفاداری به سنت های پیشینیان از دیگر عللی است که می توان عنوان کرد . همان طور که در مقاله روش پاکر (Pucker) در نواختن سازدهنی گفتیم ، روش پاکر نسبت به روش تانگ بلاک روشی جدیدتر است و اکثر نوازندگان قدیمی ساز دهنی از روش تانگ بلاک استفاده می کرده اند . برهمین اساس می توان احتمال داد که تکنیک بندینگ نیز در ابتدا توسط نوازندگان پیرو شیوه تانگ بلاک کشف شده باشد و از طریق آموزش های شفاهی و سینه به سینه به نوازندگان بعدی منتقل شده باشد . کما این که جان لی ویلیامسون (John Lee Williamson) ملقب به سانی بوی ویلیامسون شماره 1 که پایه گذار سبک شیکاگو بلوز (Chicago Blues) محسوب می شود نیز تکنیک بندینگ را به روش تانگ بلاک و با مهارتی بسیار چشمگیر و قابل تحسین اجرا می کرده است و آن را به همین روش به شاگردان خود مانند بیلی بوی آرنولد (Billy Boy Arnold) آموزش داده است . و همچنین جیمز کاتن (James Cotton) که نواختن سازدهنی را در دوران کودکی از رایس میلر (Rice Miller) ملقب به سانی بوی ویلیامسون شماره 2 یاد گرفت ، تکنیک بندینگ را به روش تانگ بلاک اجرا می کند .

صدا و لحن مناسب (Good Tone) در روش تانگ بلاک

تقریباً کلیه مطالبی که در مورد نحوه تولید صدای بهتر با سازدهنی در روش پاکر (در همان مقاله فوق ) عنوان شد ، در باره روش تانگ بلاک نیز صدق می کند . در روش تانگ بلاک معمولاً به طور اتوماتیک ساز دهنی قدری بیشتر از روش پاکر به فضای داخل دهان وارد می شود، لب ها بیشتر درپوش ها (Coverplates) ی ساز دهنی را می پوشانند و فک تحتانی قدری پایین تر قرار می گیرد . به همین خاطر بسیاری از نوازندگان – حتی نوازندگان تازه کار – احساس می کنند که با این روش می توانند صدای بهتری از سازشان درآورند . با این حال باز هم لازم است که نوازنده به نکات لازم برای تولید یک صدای خوب (Good Tone) با سازدهنی توجه داشته باشد و به خصوص از موقعیت زبان در داخل دهان غافل نباشد چرا که در روش تانگ بلاک به دلیل در تماس بودن بخش قدامی زبان با بدنه ساز دهنی ، احتمال بیشتری وجود دارد که نوازندگان تازه کار - بدون این که خودشان متوجه باشند - قسمت های میانی یا عقبی زبان را به سمت بالا حرکت دهند و با این کار از وسعت مسیر عبور جریان هوا بکاهند . بنابراین بسیار مهم است که نوازنده ساز دهنی زبانش را در حالتی آرام و شل (Relaxed) در کف دهان قرار دهد تا بتواند بهترین صدای ممکن را از سازش تولید نماید . ضمن این که با رعایت این اصل ، اجرای برخی تکنیک ها مانند تکنیک بندینگ (Bending) نیز آسان تر خواهد شد .

آرتیکولیشن (Articulation) در روش تانگ بلاک

قبلا در مقاله روش پاکر (Pucker) در نواختن سازدهنی ، در باره مفهوم آرتیکولیشن و شیوه اجرای آن در روش پاکر توضیحاتی ارائه کردیم . در مورد روش تانگ بلاک باید گفت که از حرف T نمی توان برای آرتیکولیشن نت ها استفاده کرد چون برای ادای این حرف لازم است نوک زبان به پشت دندان های پیشین فک بالایی برخورد نماید ؛ در حالی که در روش تانگ بلاک قسمت جلوی زبان در تماس با بدنه ساز دهنی قرار دارد و قابلیت حرکت از آن سلب شده است . اما از حروف دیگری مانند G , K , D (د ، ک ، گ ) می توان برای آرتیکولیشن نت ها استفاده کرد .

رایج ترین حرفی که به این منظور استفاده می شود حرف K است چرا که با حرکت دادن قسمت عقبی زبان اجرا می شود که کاملاً آزاد است . از این حرف برای اجرای آرتیکولیشن بر روی نت های بند (Bend) شده نیز می توان استفاده کرد . پس برای آرتیکولیشن نت ها در روش تانگ بلاک بهتر است در ابتدا از تلفظ سیلاب هایی مانند Kaa-Koo-Kee به داخل سازدهنی استفاده نمایید و سپس استفاده از حروفی مانند "گ" و "د" را نیز تمرین نمایید .

روش دیگری که برای اجرای آرتیکولیشن به کار می رود، استفاده از تکنیک Side – Pull است . اما همان طوری که قبلا هم عنوان کردیم ، این تکنیک بیشتر در بین نوازندگان قدیمی ساز دهنی مانند دی فورد بیلی (DeFord Bailey) متداول بوده است و امروزه در مورد تک نت ها (Single Notes) کمتر به کار می رود ؛ اما کماکان برای اجرای تاکید بر روی فواصل اکتاو مرسوم مانده است (که در توضیحات مربوط به تکنیک Octave – Pull به آن اشاره کردیم) .

در پایان این مقاله لازم است مجددا اشاره کنیم که انتخاب روش پاکر یا تانگ بلاک بستگی به سبک موسیقی و سلیقه شخصی نوازنده دارد . این که "بالاخره کدام روش بهتر است؟" ، پاسخ قطعی و مشخصی ندارد . اما هر نوازنده ای می تواند از قابلیت های این دو روش به نحو مقتضی استفاده نماید تا به بیان موسیقایی مورد نظرش دست یابد . در مورد تفاوت های کلی این دو روش قبلا در قسمت پایانی مقاله روش پاکر (Pucker) در نواختن سازدهنی توضیحات بیشتری ارائه شده است که خواندن مجدد آنها خالی از لطف نمی باشد !

ترجمه و گردآوری مطالب : دلتا فریک – دی 1391

سایر مطالب مرتبط با این مقاله :

روش تانگ بلاک (Tongue Block) – قسمت دوم

روش تانگ بلاک (Tongue Block) – قسمت اول

روش پاکر (Pucker) در نواختن سازدهنی

پی نوشت :

1 – متن پیاده شده صحبت های Richard Salwitz به شرح زیر است :
But lip pursing also produces a different sound, a different tone quality, than, ... em, … more of a trumpet kind of a sound, than tongue blocking which tends to be more of an "oo" ; You know, like, lip pursing is more of an "aa" kind of a sound; you know, a more open kind of, a trebbling kind of a sound. Whereas tongue blocking, it tends to be more of a darker, fatter tone. – Richard Salwitz in an interview with Adam Gussow