مجله اینترنتی سازدهنی
Hohner harmonicas - سازدهنی هونر
Suzuki harmonicas - سازدهنی سوزوکی
Hering harmonicas - سازدهنی هرینگ
Lee Oskar harmonicas - سازدهنی لی اسکار
برای سازدهنی متد واحدی وجود ندارد : مصاحبه با منصور پاک نژاد
Paknejad3

بسیاری از علاقه مندان ایرانی سازدهنی ، با نام منصور پاک نژاد آشنایی دارند . وی از مدرسان با سابقه سازدهنی است که در سال 1380 موفق شد اولین کتاب تالیف شده در باره آموزش سازدهنی را در ایران به مرحله نشر برساند . کتاب های سه جلدی موسوم به "دوره جامع آموزش سازدهنی" که به ترتیب به سازدهنی های ترمولو ، کروماتیک و دیاتونیک اختصاص یافته و هر یک به چاپ های متعدد رسیده اند ، بی شک در تسهیل و گسترش آموزش سازدهنی در سال های اخیر نقش قابل توجهی داشته اند . خواندن مصاحبه ای جدید با منصور پاک نژاد ، شما را بیشتر با نظراتش درباره آموزش سازدهنی در ایران و فعالیت های وی در این زمینه آشنا می کند .

در اینجا متن کامل این مصاحبه را که توسط خانم غزاله سعادتی انجام گرفته و در شماره 1775 روزنامه آرمان - مورخه پنج شنبه ، سوم آذر 1390- منتشر شده است ، با افزودن چند پی نوشت به خوانندگان ایران هارمونیکا تقدیم می نماییم .

منصور پاک نژاد در سال 1339 در اصفهان متولد شد . از نوجوانی، نوازندگی را با سازدهنی شروع کرد. در سال 1359 مقدمات نواختن گیتار را نزد مهندس بهمن نوایی فرا گرفت و مراحل تکمیلی را زیر نظر داریوش افراسیابی گذراند. در خلال همین سال ها دوره های کوتاهی را به فراگیری سنتور پرداخت و در سال 1366 با پرویز منصوری آشنا شد و نزد ایشان به غنی کردن دانسته های تئوریک خود در موسیقی پرداخت. وی لیسانس خود را در رشته زبان انگلیسی گرفته و به شعر، ادبیات ، نقاشی و عکاسی علاقه فراوانی دارد و آثاری هم در این زمینه از وی منتشر شده است. مهمترین هدف وی نشان دادن کاربرد سازدهنی در ارکسترها است. زیرا معتقد است که تنها از این راه می توانیم فرهنگ این ساز را گسترش دهیم. در حال حاضر وی به تنظیم قطعات موسیقی و تدریس می پردازد و به کار تحقیق مشغول است . در سال 1380 اولین کتاب آموزش سازدهنی در ایران را به ثبت کتابخانه ملی رساند و در سال 1382 و 1386 کتاب های دوم و سوم آموزش سازدهنی را به بازار عرضه کرد. همچنین در تلاش است کتاب های دیگری را در این زمینه جمع آوری کند. منصور پاک نژاد در دو دوره چهارساله در سال های 2005 و 2009 به آلمان دعوت شد و در همین دوره ها مقام کسب کرد (1) . وي تنها کسي بوده که از خاورمیانه به این فستیوال دعوت شده و در تعامل با دیگر نوازندگان سازدهني جهان قرار گرفته است. وي اعتقاد دارد كه به دنبال روشي است كه جایگاه ساز دهني را در ایران ارتقا دهد. همچنین وي از نحوه تدریس این ساز انتقاد مي كند؛ چرا كه اغلب كساني كه این ساز را آموزش مي دهند پیانو و یا گیتار مي نوازند و فکر می کنند می توانند تدریس این ساز را هم به عهده بگیرند اما چون نمی توانند به خوبی آموزش دهند به همین دلیل هنرجویان بعد از مدتی خسته می شوند و از نواختن این ساز منصرف می شوند. همچنین در حال حاضر از نظر سیستم آموزشی در حد متوسط قرار داریم. در بسیاری از کشورها پراکنده آموزش می دهند و از لحاظ آموزشی سطح کتاب هایی که تدریس می شود بسیار پایین است. این نوازنده اعتقاد دارد که سازدهنی قابلیت این را دارد تا به عنوان یک ساز سولو در کارهای باکلام نواخته شود. با منصور پاك نژاد گفت وگویی انجام دادیم .

در حال حاضر به چه فعالیت هایی مشغول هستید؟

در حال حاضر بيش ترين تمرکز من روی اجراهای زنده است که ازسال 1383 اين فعاليت را شروع کردم. از سال 1381 تدريس را آغاز و دو سال است که بيشترين وقت خود را صرف آموزش سازدهنی کرده ام . زيرا سعی دارم از اين راه مردم را بيشتر ترغيب کنم . سازدهنی در ايران زياد جدی گرفته نمی شد و مردم در باره اين ساز اطلاع چندانی نداشتند به همين دليل هر کسی خود را به عنوان معلم اين ساز معرفی می کرد ولی پنج سال است که وزارت ارشاد در ابتدا امتحان می گيرد و بعد يک فرد را به عنوان استاد اين ساز می پذيرد. ولی قبلا به اين شکل نبود. به طور کلی عمده وقت من صرف تدريس می شود و در تلاش هستم تا کيفيت اجراهای زنده اين ساز را ارتقا دهم ؛ البته من تدريس را کار نمی دانم و انگيزه ام اين است که از ميان هنرجويانی که آموزش می دهم نوازندگان ارکستر را انتخاب کنم . زيرا هر ارکستری اگر به يک نوازنده ويولن احتياج داشته باشد راحت می تواند يک نوازنده حرفه ای ويولن پيدا کند اما اگر يک نوازنده ساز دهنی برای ارکستر بخواهيم بايد حتما از بين هنرجويان خودمان انتخاب کنيم. به همين دليل تدريس هنرجويان سازدهنی را درسال های اخير جدی گرفته ام. همچنين اولويت کار من اجراهای زنده است و اگر تدريس نمی کردم وقت خود را روی انتشار آلبوم و کتاب می گذاشتم اما چون روزانه 20 نفر متقاضی برای آموزش سازدهنی داريم و تعداد اين افراد خارج از کنترل شده است ، به همين دليل تدريس را يک وظيفه بزرگ می دانم. همچنين کتاب چهارم آموزش سازدهنی را هم آماده کرده ام و فقط ويرايش آن مانده است اما ويرايش آن به يک ماه فراغت فکری نياز دارد که من در حال حاضر اين شرايط را ندارم. اما انتشار اين کتاب را در برنامه های کاری خود قرار داده ام .

کمی درباره کتابهای آموزشی ساز دهنی که خودتان منتشر کردید صحبت کنید ؟

کتاب اول به سازدهنی ترمولو مربوط می شود (2) . حجم مطالب به گونه ای است که هنرجويان مبتدی بين10 تا 15 جلسه کليه مطالب پايه ای نت خوانی را فرا گرفته و با سازدهنی اجرا می کنند. کتاب دوم به سازدهنی کروماتيک اختصاص دارد (3) . اين نوع سازدهنی قابليت اجرای همه نيم پرده های موجود در يک اکتاو را دارد. قطعات و موضوعات تئوريك مطرح شده نسبت به کتاب اول سطح بالاتری دارند. کتاب سوم شامل مطالب و محتوای آموزشی مربوط به انواع سازدهنی های دياتونيک 10 سوراخه است که در آن بطور خاص به مباحث کليدی سبک بلوز پرداخته شده است (4) .

در حال حاضر وضعیت سازدهنی در ایران به چه صورتی است؟

به طور کلی سازدهنی جای خود را در ميان مردم باز نکرده است ؛ البته اخيرا شاهد اين هستيم که مثلا در کارهای باکلام سازدهنی در حد سی ثانيه زده می شود که چند سال گذشته اصلا به اين شکل نبود (5) . در حال حاضر خيلی از مردم اين ساز را نمی شناسند و به همين دليل اين ساز کاربرد چندانی ندارد. به نظر من در کل دنيا اين ساز جايگاه مشخص خود را پيدا نکرده است ولی من معتقد هستم که در چند سال آينده به عنوان يک ساز کاملا مجزا شناخته می شود. البته نسبت به 10 سال گذشته اين ساز خيلی پيشرفت کرده است زيرا تعداد علاقه مندان هر روز بيشتر می شود ولی از لحاظ کاربرد و شناخت قابل مقايسه با سازهای ديگر نيست. به طور کلی حتی کسانی که به تدريس اين ساز می پردازند ، اين ساز را خوب نمی شناسند و اکثرا اين ساز را به صورت مبتدی ياد می دهند. همچنين بيشتر کسانی که اين ساز را آموزش می دهند يا نوازنده پيانو و يا نوازنده گيتار هستند و فکر می کنند می توانند تدريس اين ساز را هم به عهده بگيرند اما چون نمی توانند به خوبی آموزش دهند ، به همين دليل هنرجويان بعد از مدتی خسته می شوند و از نواختن اين ساز منصرف می شوند. در صورتی که بايد به شکل های مختلف و تکنيک های مختلف به علاقه مندان آموزش داده شود. به نظر من مهمترين کاری که می تواند فرهنگسازی کند اجرای زنده ، روش تدريس مناسب ، و مراکز آموزشی معتبر است زيرا اجرای زنده مردم را ترغيب می کند تا اين ساز را بهتر بشناسند. همچنين مردم تا اين ساز را نبينند و به صدای آن گوش ندهند نمی توانند بفهمند که اين ساز چه کاربردهايی دارد و من اميدوارم که در آینده این ساز گسترش یابد .

چگونه مردم و جامعه ما به سمت ساز دهنی گرایش پیدا کردند؟

مطمئناً به لحاظ روحي- رواني در جامعه مردم به دنبال يک پديده جديد مي گردند. در همه جوامع هم به همين شکل است که هميشه مردم به دنبال نو آوری هستند. در کشور ما هم زمانی که مردم در چند اجرا ساز دهنی را ديدند مشتاقانه پيگير شدند تا ببينند اين ساز چه نوع سازی است و صدای آن به چه شکلی است. که رفته رفته اين ساز گسترش پيدا کرد و تعداد افراد متقاضی بيشتر شد.

سازدهنی چه نقشی در ارکسترهای ایرانی دارد؟

به طور کلی اين ساز در ارکسترهای ایرانی کاربرد چندانی ندارد و فقط با يک سازدهنی خاص است که در دستگاه اصفهان (مينور هارمونيک) و ماهور می توان آهنگ ايرانی هم زد. ولی نمی توانيم گوشه های ايرانی را با سازدهنی بزنيم زيرا اصالت ايرانی را نمی تواند حفظ کند و در حالت عادی رنگ صدای آن برای قطعات ايرانی تنظيم نشده است (6) .

با توجه به اینکه سازدهنی یک ساز شخصی است ، یعنی اینکه نوازنده برای دل خودش این ساز را می زند ، آیا این ساز می تواند جایگاه تثبیت شده ای در گروه نوازی و ارکستر نوازی داشته باشد؟

هدف ما همين است و در تلاش هستيم تا اين ساز را به جايگاه تثبيت شده ای برسانيم. ما دو نوع گروه نوازی برای سازدهنی داريم ؛ اول اينکه سازدهنی در کنار ساز های ديگر زده شود و نوع دوم اين است که فقط 20 نوع ساز دهنی زده شود يعنی يک گروه کامل سازدهنی بنوازند. اين شيوه ها در جهان متداول است و در ايران هم به تازگی شروع شده است. ولی از سازدهنی در اجراهای عمومی و يا در آلبوم ها کمتر استفاده می شود. به طور کلی سازدهنی قابليت اين را دارد تا به عنوان يک ساز سولو در کار باکلام زده شود و دو سال است که کارهای خوبی با اين ساز ارائه می شود و در آينده بهتر خواهد شد. همچنين به شکل ارکستری هم در دنيا از ساز دهنی استفاده می شود ؛ مانند ارکستر ههنر کالنگ (Orchester Hohnerklang) که حدود 15 نفر ساز دهنی می زنند و در کنار اين ساز ، سازهای ديگری مانند کيبورد، گيتار بيس، پرکاشن و... وجود دارد که کار ما به کار اين گروه شبيه است و فقط جنس قطعات آن کمی فرق می کند و کار آنها بيشتر کلاسيک است.

همچنين اگر بخواهيم اين ساز همگانی شود بايد از موسيقی پاپيولار (Popular) استفاده کنيم . مثلا ما در اجراهای گذشته خود قطعه های "بردی از يادم" و " برگ خزان" استاد ياحقی را تنظيم کرديم تا قابليت های اين ساز را نشان دهيم. به نظر من اجرای زنده باعث می شود تا اين ساز شناخته شود زيرا گوش ما تربيت نشده است که فقط ساز زدن را گوش کند بلکه ما عادت داريم در کنار شنيدن ، تصاوير آن را هم ببينيم ولی با شنيدن صدای ساز دهنی کسی خسته نمی شود زيرا هم صدا و هم تصاوير جديد هستند. به نظر من اين ساز ، هم به شکل تک ساز و هم به شکل گروهی قابليت های فراوانی دارد و هر روز هم اين قابليت ها بيشتر می شود زيرا زمينه های اجتماعی خوبی فراهم شده است تا این ساز پیشرفت کند .

سازدهنی در حال حاضر در کدام کشور از لحاظ نوازندگی جایگاه شاخصی دارد؟

در آمريکا ، زيرا ريشه اصلی اين ساز در آمريکا است و اين ساز در اوايل قرن بيستم در امريکا ظهور کرده است که از آن دوران در سبک های مختلفی اجرا شده است (7) . از لحاظ تکامل سخت افزاری اين ساز در ژاپن پيشرفت کرده است و در آمريکا اشاعه پيدا کرده است . همچنين در ژاپن ، چين و سنگاپور در چند سال اخير بسيار گسترش يافته است.

کشور ما تا چه حد از این شاخص های بین المللی دور افتاده است؟

خيلی زياد ولی همانطور که قبلا گفتم نسبت به ده سال گذشته بسيار رشد کرده ايم و اگر به همين منوال ادامه پيدا کند با کشورهای ديگر يکسان می شويم. مثلا زمانی که من به کشورهای خارجی سفر می کردم و در آنجا می گفتم که من 130 هنرجو برای سازدهنی دارم و يا اينکه کتاب اول من در سال اول 15 بار تجديد چاپ شده است هيچ کس باور نمی کرد و برای همه اين تعداد هنرجو بسيار جالب بود زيرا هر کدام از آنها در نهايت به سيزده هنرجو آموزش می دادند. در حال حاضر خيلی از کشورهای عربی اين ساز را نمی شناسند ولی در کشورهای اروپايی و شرق آسيا بسيار متداول است و ايران در اين ساز نسبت به کشورهای ديگر عقب نمانده است. مثلا يک نوازنده ايرانی پیانو ممکن است رتبه 270 را در دنيا داشته باشد ولی در سازدهنی رتبه ما پايين نيست و به طور تصاعدی در حال پيشرفت هستيم.

وضعیت آموزش سازدهنی در ایران را چطور ارزیابی می کنید؟

در حال حاضر از نظر سيستم آموزشی در حد متوسط قرار داريم. در بسياری از کشورها پراکنده آموزش می دهند و از لحاظ آموزشی سطح کتاب هايی که تدريس می شود بسيار پايين است. مثلا اگر ده سال گذشته درباره سازدهنی از يک فرد سوالی پرسيده می شد آن فرد نمی توانست به آن سوال پاسخ دهد زيرا سازدهنی اصلا در ايران وجود نداشت ولی از يک سال پيش به دليل تقاضای متقاضيان وارد کردن اين ساز بسيار افزايش يافته است و به طور کلی در سطح جامعه گسترش يافته است زيرا افراد بسياری به اين ساز گرايش يافته اند. در کشور ما در اکثر آموزشگاه ها اين ساز را آموزش می دهند و محتوای کتاب آموزشی نسبت به کشورهای ديگر در حد مطلوبی قرار دارد. همچنين يک سری کتاب در دو سال پيش منتشر شد که من تصور می کنم نقش مهمی در آموزش هنرجويان دارد (8) . همچنين اگر ما نسبی به اين ساز نگاه کنيم متوجه می شويم آموزش اين ساز نسبت به خودش بسيار خوب است يعنی اينکه ما از صفر به يک رسیده ایم و این شروع خوبی است .

در حال حاضر وضعیت هنرجویان و اساتید این ساز به چه نحوی است؟

اساتيد کمی در زمينه اين ساز در سطوح پيشرفته هستند. البته هر کسی می تواند ادعا کند که در اين ساز پيش رفته است زيرا اين ساز هنوز به طور جدی تثبيت نشده است . به طور کلی اين ساز 60 سال است که در کل جهان متداول شده و در ايران هفت، هشت سال است که تاحدودی شناخته شده است . پس هرکسی می تواند ادعا کند که اطلاعات کافی درباره اين ساز دارد زيرا سازدهنی يک ساز ناشناخته است. به نظر من افرادی که در اين زمينه فعاليت می کنند نسبت به اين ساز بي سواد (یا کم سواد) هستند و در حال حاضر هر کسی که اين ساز را تدريس می کند دانش فنی کمی در باره اين ساز دارد. قطعا مراکز زيادی اين ساز را تدريس می کنند و 20 درصد اين مراکز اين ساز را آموزش می دهند ولی به ندرت پيش می آيد که اساتيد آن ماهر باشند. همچنين تعداد متقاضيان اين ساز بسيار زياد شده است و بيشتر اين هنرجويان با علاقه پيگير تدريس هستند. افراد علاقه مند به اين ساز در سال های اخير بسيار رشد کرده اند و انگيزه و فعاليت اين افراد بيشتر شده است. مثلا الان جلد اول کتاب آموزش سازدهنی در هشت جلسه به هنرجويان آموزش داده می شود. در حالی که چند سال پيش دو ترم طول می کشيد تا يک استاد بتواند اين کتاب را به طور کامل به هنرجوی خود آموزش دهد . در حال حاضر برای هنرجويان همه چيز آماده و مهيا است و زمينه يادگيری آنها آماده است. در نتيجه مشکلات آنها کم شده است.

خودتان از چه دوره اي سازدهني را شروع کردید؟

من براي يادگيري اين ساز هرگز معلم نداشتم. قبل از يادگيري سازدهني از سال 60 گيتار کلاسيک را شروع کردم و نزد استادان خوبي هم درس گرفتم. از طرف ديگر با سازهايي نظير سنتور و کلارينت هم آشنايي داشتم و گيتار کلاسيک را به طور آکادميک و جدي طي چندين سال دنبال کردم. بعد از آن به نوعي از روش های تدريس هر کدام از اين سازها گرته برداري و روي سازدهني پياده کردم . من سازدهني را از سنين خيلي پايين و به صورت تجربي ياد گرفتم. تقريباً از سال 1350 بود. در آن سال ها به طور تفنني ساز مي زدم. يعني بعضي از موسيقي هايي را که در راديو مي شنيدم روي ساز پياده مي کردم يا کلا هر چيزي که در ذهنم بود. منتها وقتي گيتار و چند ساز ديگر را خيلي اصولي شروع کردم و مي خواستم تدريس کنم ، هماهنگي بين گام ها و نت ها را روي سازدهني پياده کردم. البته ناگفته نماند که قبل از اين که سازدهني را شروع کنم از حدود سال 78 به مدت 10 سال به آموزش گيتار پرداختم. بعد از اينکه سه يا چهار سال گيتار درس دادم کم کم هنرجوي سازدهني هم گرفتم. روش تدريسم هم شد آن چيزهايي که به صورت برگه اي به هنرجوهاي خودم مي دادم. بعد اين برگه ها کم کم يک مجموعه مدوني شد که به عنوان اولين کتاب آموزش سازدهني توسط انتشارات سرود که يکي از ناشران معتبر در حوزه موسيقي است، به چاپ رسيد. اين کتاب در سال 80 منتشر شد و به عنوان اولين کتاب در حوزه آموزش سازدهني در کتابخانه ملي ثبت شد .

صدای کدام یک از سازها به سازدهنی نزدیک است؟

در نت های زير صدای ويولن را برای مخاطبان تداعی می کند (9) .

به طور کلی چه مدت طول می کشد تا یک فرد مبتدی بتواند این ساز را بزند؟

براساس تجربه های ما يک سال زمان می برد تا هنرجو بتواند اين ساز را به خوبی بزند. و بعد از آن دو سال هم خود هنرجو بايد تمرين کند و کارهايی را در اين زمينه گوش کند تا بتواند اين ساز را بدون هيچ ايرادی بنوازد. به طور کلی هنرجو به 5 ترم آموزش نياز دارد. البته هوش افراد با هم متفاوت است . مثلا افرادی بوده اند که هيچ چيزی درباره نت و موسيقی نمی دانستند ولی بعد از ده جلسه می توانستند خيلی خوب اين ساز را بزنند و افرادی هم جزو شاگردان من بوده اند که بعد از دو سال هم نمی توانستند اين ساز را در حد بسيار ابتدايی بزنند. به نظر من هنرجو بايد خود را درگير اين ساز کند و بعد از مدتی از تئوری به سمت اجرا برود تا بتواند پيشرفت کند.

چرا این ساز را در آکادمی های رسمی و هنرستان های موسیقی به صورت جدی و به عنوان یک ساز جداگانه در نظر نگرفته اند؟

در کشور ما هنوز فرهنگ اين ساز شناخته شده نيست و در ابتدا مردم بايد اين ساز را بخواهند تا اساتيدی هم برای آن درنظر گرفته شود. مثلا در حال حاضر کسی را که نوازنده پيانو است به عنوان استاد اين ساز انتخاب می کنند که اين کاملا اشتباه است ، زيرا روش تدريس درستی ندارند و هر کسی همان طوری که خودش فهميده است تدريس می کند. به طور کلی در همه جای دنيا برای اين ساز کتاب و سيستم درسی مشخص و واحدی وجود ندارد. به نظر من بايد در همه جای دنيا مانند همه سازها از يک سيستم درسی واحد استفاده کنیم و تنها از طريق اطلاع رسانی می توانيم سطح اين ساز را ارتقا دهيم. همچنين اگر سيستم آموزشی بهبود يابد بهتر می توانيم به اين ساز به عنوان يک ساز جداگانه بپردازيم .

از نظر شما قابلیت هاي استفاده از سازدهني چیست؟

به اصطلاح علمي مي توان گفت که روي ساز کروماتيک مي توانيم تمام نيم پرده هاي يک گام را پياده کنيم. اما در کل مي توان گفت در موسيقي و سازهاي مختلف دو بحث وسعت و ميدان صدا را داريم. مثلا وسعت صداي يک ساز ممکن است سه اکتاو باشد و يک ساز ديگر هم همين طور، ولي ميدان صدايي متفاوتي داشته باشند. مثل ويولنسل و ويولن. در مورد سازدهني اين که چند سوراخ داشته باشد مربوط مي شود به وسعت صدا و ميدان صدا. اما خود سازهاي کروماتيک و دياتونيک اساسا ربطي به اين مساله ندارند. مهم اين است که نوع دياتونيک براي يک گام خيلي خاص است و کروماتيک براي همه گام ها. يعني در ساز کروماتيک تمام ديزها و بمل ها را داريم. ولي اگر در سازدهنی دياتونيک ، نت "دو ديز" داشته باشيم ديگر نت "دو بکار" وجود ندارد. اين بستگي به کاربردهاي خاص سازها دارد .

پی نوشت ها : دلتا فریک – دی 1390

منبع : روزنامه آرمان – شماره 1775 (پنج شنبه ، سوم آذر 1390)

مصاحبه کننده : غزاله سعادتی

پی نوشت ها :

1- فستیوال جهانی سازدهنی (World Harmonica Festival) هر چهار سال یکبار توسط فدراسیون بین المللی سازدهنی (Federation Internationale de l’Harmonica) که موسسه ای وابسته به شرکت Hohner در شهر تروسینگن آلمان است و با حمایت شهرداری تروسینگن برگزار می شود . بروشور دوره اخیر فستیوال (که در سال 2009 برگزار شد) و نتایج نهایی مسابقات انجام شده را می توانید از این قسمت سایت ویژه این فستیوال دریافت نمایید . مدیریت هنری این دوره از فستیوال را استیو بیکر (Steve Baker) - نوازنده برجسته سازدهنی و کارشناس شرکت هونر - بر عهده داشت .

SteveBakerPaknejad



2- برای آشنایی بیشتر با این نوع سازدهنی می توانید به مقاله سازدهنی ترمولو (Tremolo Harmonica) مراجعه نمایید . همچنین برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد کتاب اول از این مجموعه پیشنهاد می کنیم که این مقاله را مطالعه نمایید .

در مورد سازدهنی ترمولو غیر از کتاب فوق ، کتب های آموزشی دیگری نیز تالیف شده است که به عنوان نمونه می توان از کتاب های آموزش آسان سازدهنی نوشته آقای شهروز نوروزی و کتاب دنیای سازدهنی تالیف آقای امیر عباس ابوطالبی نام برد .

3- با خواندن مقاله سازدهنی کروماتیک : ویندسیورها (Windsavers) بهتر می توانید با مفهوم ویندسیور و سایر ویژگی های سازدهنی کروماتیک آشنا شوید . همچنین با خواندن این مقاله می توانید اطلاعات بیشتری در باره کتاب دوم این مجموعه کسب نمایید .

4- جلد سوم از این مجموعه کتاب ها به آموزش سازدهنی دیاتونیک اختصاص دارد و خوشبختانه همراه با یک سی دی صوتی با اجرای نویسنده عرضه شده است . آهنگ های این کتاب عمدتا از کتابی با عنوان Beginning Blues Harp انتخاب شده اند که توسط نوازنده ای به نام دان بیکر (Don Baker) نوشته شده است . از همین نویسنده کتاب دیگری نیز با عنوان Beginning Rock Harp منتشر شده است که به آموزش نواختن سازدهنی دیاتونیک در سبک راک اختصاص دارد . برای آشنایی بیشتر با مشخصات سازدهنی دیاتونیک می توانید به مقالات زیر مراجعه نمایید :
سازدهنی دیاتونیک : ساختمان – قسمت اول
سازدهنی دیاتونیک : ساختمان – قسمت دوم

5- در طی چند سال اخیر صدای سازدهنی را بیشتر از گذشته در آهنگ های پاپ ایرانی می شنویم که اغلب آنها توسط بابک صفرنژاد ، نوازنده با استعداد و جوان کشورمان ، اجرا شده اند . به عنوان نمونه می توان به آهنگ های زیر اشاره کرد :
آهنگ "دروغ ساده" – خواننده : مجتبی کبیری
آهنگ "ولنتاین" – خواننده : علی اصحابی
آهنگ "کافه های شلوغ" – خواننده : محسن چاوشی
آهنگ "خوشبختیت آرزومه" – خواننده : سیامک عباسی (این آهنگ را می توانید با رفتن به این صفحه از وب سایت خواننده دریافت کنید و گوش دهید)

همچنین می توان به کنسرت های وی با مانی رهنما ، سیروان خسروی، گروه های پژهان ، آریان ، ثمین و آهیل اشاره کرد که سه تای آخری درهمین سال جاری برگزار شده اند . گزارشی از کنسرت وی را با گروه آهیل می توانید در این صفحه از سایت موسیقی ما بخوانید .

BabakSafarnejadwArianBand

6- درست است که جنس صدای سازدهنی اصولا برای استفاده در موسیقی سنتی ایران مناسب نیست ، ولی تجربیات نوآورانه نوازندگان پیشرویی مانند هاوارد لیوی (Howard Levy) نشان داده است که می توان این ساز را – هر چند به شکلی محدود - برای همراهی با سایر سازهای متداول در موسیقی سنتی ایرانی نیز به کار برد . به عنوان نمونه می توانید به بخشی کوتاه از آهنگی با اجرای هاوارد لیوی در همراهی با ساز ایرانی سنتور گوش دهید که جنس صدای سازدهنی دیاتونیک و شیوه نواختن آن ما را به یاد ساز کمانچه می اندازد . به طور کلی رواج یافتن تکنیک اوربندینگ (Overbending) در طی سال های اخیر که امکان اجرای نیم پرده های کروماتیک و همچنین فواصل ربع پرده ای موجود در موسیقی مشرق زمین را به نوازندگان سازدهنی دیاتونیک داده است ، موجب شده تا برخی از آنها به نواختن انواع موسیقی شرقی با سازدهنی روی بیاورند . غیر از نوازنده ماجراجویی چون هاوارد لیوی ، می توان به برندان پاور (Brendan Power) نیز اشاره کرد که گرچه از تکنیک فوق به ندرت استفاده می کند اما با ابداع کوک های متفاوت و متنوع سازدهنی می کوشد تا قابلیت های اجرایی سازدهنی دیاتونیک را از مسیری دیگر افزایش دهد . یک نمونه از نوآوری های اخیر وی سازدهنی پاوربندر (PowerBender) است که قبلا در مقاله ای با همین عنوان به آن اشاره کرده ایم . برندان پاور در حال حاضر تلاش می کند تا آهنگ های موسیقی هندی و چینی را بر روی سازدهنی پیاده کند و احتمال دارد که آهنگ های جدیدش را با تم های شرقی در سال 2012 منتشر نماید .

7- احتمالا منظور ایشان سازدهنی کروماتیک بوده است که در اوایل قرن بیستم میلادی با هنرنمایی نوازندگانی چون لری ادلر (Larry Adler) مورد توجه عامه مردم قرار گرفت و به صحنه های نمایش و سالن های سینما نیز راه یافت . اما سازدهنی دیاتونیک در اواسط قرن نوزدهم بود که به آمریکا رسید و از همان زمان هم مورد استقبال قرار گرفت .

8- مشخص نیست منظور کدام کتاب ها بوده است ولی همانطور که در مقاله راهنمای عملی خرید و آموزش سازدهنی (برای نوازندگان مبتدی) اشاره کردیم ، در طی دو سال گذشته دو کتاب خوب در زمینه آموزش سازدهنی کروماتیک منتشر شده است : یکی کتاب "متد سازدهنی کروماتیک" (نوشته محمدرضا دادخواه) و دیگری کتاب دوجلدی "آوای سازدهنی" (نوشته علیرضا معتمدی) . هر دو کتاب های خوبی هستند و آهنگ های جالبی را شامل می شوند . کتاب آوای سازدهنی به همراه سی دی صوتی عرضه شده است .

9- قبلا در مقاله سازدهنی بلوز – قسمت سوم به مشابهت صدای سازدهنی و سایر ویژگی های آن با ویولن یا فیدل اشاره کردیم و این فرضیه را پیش کشیدیم که به نظر می رسد سازدهنی در طی نیمه اول قرن بیستم به تدریج جایگزین ویولن در موسیقی بلوز شده باشد . و همان طور که در پی نوشت شماره 6 در همین مقاله گفته شد ، می توان سازدهنی را حتی در موسیقی ایرانی هم به گونه ای به کار گرفت که صدایش تا حدودی به صدای سازی مانند کمانچه شباهت پیدا کند .

سایر مطالب مرتبط :

گفت و گو با منصور پاک نژاد : رفته رفته جدی شد

سازدهنی در سال 1388

راهنمای عملی خرید و آموزش سازدهنی (برای نوازندگان مبتدی)