مجله اینترنتی سازدهنی
Hohner harmonicas - سازدهنی هونر
Suzuki harmonicas - سازدهنی سوزوکی
Hering harmonicas - سازدهنی هرینگ
Lee Oskar harmonicas - سازدهنی لی اسکار
روش پاکر (Pucker) در نواختن سازدهنی
Pucker2

بسیاری از افرادی که می خواهند برای اولین بار نواختن سازدهنی را تجربه کنند ، با پرسش هایی از این دست روبرو میشوند: چگونه باید صدای سازدهنی را درآورم؟ شماره هایی که در جلوی هر سوراخ ساز دهنی نوشته شده چه کاربردی دارد؟ چگونه می توان با ساز دهنی آکورد (Chord) و تک نت (Single Note) نواخت؟ آیا کوچک بودن اندازه سوراخ های ساز دهنی و فاصله کم بین سوراخ ها نواختن تک نت ها را دشوار نمی کند؟ شیوه صحیح نواختن ساز دهنی و نحوه تنفس در حین نواختن آن کدام است؟ روش های پاکر ، لیپ بلاک و تانگ بلاک چه مفهوم و کاربردی دارند؟ در این مقاله قصد داریم تا ضمن پاسخ به سؤالاتی از این دست ، اشاره ای هم به انواع مختلف آرتیکولیشین و تکنیک مهم Dip Bend داشته باشیم که کاربرد زیادی در روش پاکر دارند .

اما قبل ا ز توضیح بیشتر لازم است به مساله مهمی در ارتباط با فن نوازندگی سازدهنی و نحوه آموزش آن اشاره نماییم . اصولا آموزش دادن طرز نواختن سازدهنی و شیوه اجرای تکنیک های مختلف آن به دیگران امری دشوار است چرا که بخش عمده ای از فرآیند پیچیده ای که منجر به تولید و پرداخت اصوات گوناگونی از سازدهنی می شود ، در داخل دهان نوازنده رخ می دهد و حتی خود نوازنده هم قادر به دیدن آنچه در فضای داخل دهانش می گذرد نیست چه برسد به این که بخواهد آن را به فردی دیگر هم نشان بدهد . به عنوان مثال ممکن است شما از نوازنده بزرگی راجع به نحوه اجرای یک تکنیک خاص سوال کنید و او قادر نباشد پاسخ مناسب و مفیدی به شما بدهد !

در واقع آموزش سازدهنی تا همین چند دهه پیش حالتی بسیار مرموز و اسرار آمیز داشته است وگوش دادن به آثار نوازندگان بزرگ و تلاش برای تقلید کردن از اصواتی که در آهنگ های برجای مانده از آنها به گوش می رسید تنها راه جدی برای فراگیری هنر نوازندگی سازدهنی در سطوح پیشرفته بوده است . به همین خاطر ممکن است در کتاب های مختلف روش های متفاوتی برای شیوه صحیح نواختن سازدهنی یا اجرای تکنیک های مختلف ذکر شده باشد که هر کدامشان در جای خود مناسب و به درد بخور باشند . حتی ممکن است برای اسم بردن از یک تکنیک واحد از نام های متفاوتی استفاده شود در حالی که همه آنها به مفهومی یکسان اشاره داشته باشند (در ادامه همین مقاله با اسامی مختلفی که برای اشاره به روش پاکر به کار می روند آشنا خواهید شد) . قضیه نام ها واسم ها به کنار ، در برخی موارد حتی مهم نیست که سازدهنی را به کدام روش بنوازید یا فلان تکنیک را به چه شیوه ای اجرا نمایید ؛ آن چیزی که مهم است این است که "صدای مورد نظرتان تامین شود" – صدایی که کیفیت آن به عواملی مانند سلیقه و نظر شخصی یک نوازنده و مقتضیات هنری یک سبک خاص از موسیقی ارتباط دارد .

واقعیت مهم و جالب دیگری که در مورد سازدهنی وجود دارد این است که برخی اصول مقدماتی نوازندگی که به هنرجویان مبتدی آموزش داده می شود ، ممکن است در سطوح عالی تر نوازندگی نقض شود ! مثلا یک اصل اساسی که نوازنده تازه کار باید برای یادگیری آن تلاش نماید نواختن دقیق تک نت ها و اجتناب از صدای جفت نت ها است . اما وقتی که نوازنده با صرف زمان و انجام دادن تمرینات مربوطه بر نواختن تک نت ها مسلط شد ممکن است متوجه شود که در برخی موارد لازم است نتی را به روش دوبل یا جفت نت اجرا نماید . در این صورت لازم است نوازنده یک بار دیگر به عقب برگردد و عادت به نواختن تک نت ها را کنار بگذارد تا بتواند در نواختن جفت نت ها نیز مهارت پیدا کند . مثال دیگر نحوه جابجا شدن از یک سوراخ به سوراخ دیگر است : در ابتدای آموزش به همه هنرجویان تاکید می شود که برای رفتن از یک سوراخ به سوراخ دیگر ، خودشان را عادت دهند که فقط سازدهنی را حرکت دهند و از حرکت دادن سرشان اجتناب نمایند . اما وقتی به تکنیک شیک (Shake) می رسند متوجه می شوند که بهتر است به جای سازدهنی ، سرشان را حرکت دهند !

مختصر عرض کنیم : برخی اصول مطرح شده در مورد نوازندگی سازدهنی اصولی قطعی ، مطلق و همیشه ثابت نیستند و ممکن است گاهی توسط نوازنده نقض شوند . مهارتی که در یک جا به عنوان نقطه قوت مطرح می شود ممکن است در جایی دیگر کارکرد عملی خود را از دست بدهد و حتی به یک نقطه ضعف تبدیل شود . به تعبیر امروزی ها شخصیت سازدهنی یک "شخصیت خاکستری" است که خوبی یا بدی مطلق در موردش مصداق ندارد و هر مهارتی در نوازندگی آن به طور نسبی و در ارتباط با اقتضائات اجرای آهنگ در همان لحظه تعیین می شود . نوازنده خوب کسی است که از تمام ویژگی های این طیف خاکستری آگاهی داشته باشد و بتواند هر یک از آنها را در جای مناسب خود به کار گیرد .

با توجه به مجموعه موارد فوق نویسنده این مطلب کوشیده است تا با ارائه توصیفاتی دقیق و جزئی و کمک گرفتن از تصاویر و نمونه های صوتی متعدد (که از منابع آموزشی مختلف تهیه شده اند) بتواند درک مطالب مورد نظرش را برای خواننده این مقاله آسان تر نماید . هرجا که مقدور بوده به اسامی و نام های مختلفی که برای اشاره به تکنیک های گوناگون نوازندگی سازدهنی به کار می رود اشاره شده است تا علاقه مندان سازدهنی در صورت مراجعه به منابع آموزشی مختلف دچار تردید و سردرگمی در فهم مطالب نشوند . و در ضمن با توجه به این که در هنر نوازندگی سازدهنی روش های مختلفی برای رسیدن به یک هدف واحد وجود دارد ، سعی کرده ایم تا به موارد استثنا و یا کمتر متداولی که در شیوه اجرایی برخی نوازندگان بزرگ دیده می شود نیز اشاره نماییم . با این که مقاله حاضر کمی طولانی و مفصل شده است ، ولی در عوض تمامی مطالب مرتبط با نواختن تک نت ها را به شکلی تقریبا جامع پوشش داده است . به همین خاطر لازم نیست کل مقاله را در یک نشست بخوانید و یا انتظار داشته باشید که یکشبه بر تمامی موارد آموزش داده شده تسلط پیدا کنید . در واقع مسلط شدن بر همه نکات عنوان شده در این نوشتار ممکن است به چندین هفته تا چند ماه تمرین و ممارست نیاز داشته باشد .

سه حالت اجرایی مختلف در نواختن سازدهنی : تک نت ، جفت نت و آکورد

ساز دهنی جزو معدود سازهای بادی است که از قابلیت نواختن آکورد (Chord) نیز برخوردار است (هر چند به شکلی محدود). مثلاً با فلوت یا نی، ترومپت یا ساکسفون هیچ وقت نمی توانید آکورد بنوازید اما با ساز دهنی می توانید هم آکورد اجرا کنید (با نواختن همزمان چند سوراخ مجاور هم) و هم نت های تکی یا تک نت (با نواختن صرفاً یک سوراخ) . تفاوت بین این چند حالت اجرایی در واقع بستگی به این دارد که نوازنده تا چه اندازه دهانش را باز کند:

- اگر دهانش را فقط به اندازه یک سوراخ ساز دهنی باز کند، جریان هوا فقط از یک سوراخ عبور می کند و در این حالت تنها صدای یک نت شنیده می شود که اصطلاحاً به آن تک نت (Single Note) گفته می شود.

- اگر نوازنده دهانش را به اندازه دو سوراخ باز کند، جریان هوا همزمان از دو سوراخ مجاور عبور می کند و در نتیجه صدای دو نت به طور همزمان شنیده می شود که به این حالت اصطلاحاً نواختن جفت نت یا نت های دوبل (Double Notes) گفته می شود.

- و بالاخره اگر دهان نوازنده سه سوراخ (یا بیشتر) را در برگرفته باشد، جریان هوا به طور همزمان از سه سوراخ (یا بیشتر) عبور می کند و منجر به تولید آکورد (Chord) می شود.

اگر از نزدیک به یک ساز دهنی دیاتونیک یا کروماتیک نگاه کنید متوجه می شوید که اندازه سوراخ ها و فاصله بین آنها بسیار کوچک است. پهنای هر سوراخ در ساز دهنی دیاتونیک معمولاً 4-3 میلی متر و در ساز دهنی کروماتیک 8-6 میلی متر است و فاصله بین سوراخ های مجاور نیز معمولاً 3-2 میلی متر بیشتر نیست. بنابراین مشخص می شود که با یک ساز ظریف در ابعادی میلی متری سر و کار داریم .

کافی است نوازنده 4-3 میلی متر بیشتر از حد لازم دهانش را باز کند تا صدای ساز از حالت تک نت به حالت جفت نت تغییر کند! به همین خاطر است که نواختن تک نت ها برای افرادی که نخستین بار ساز دهنی را در دست می گیرند امری دشوار است و معمولاً به جای تک نت، صدای جفت نت از سازشان شنیده می شود. البته نواختن تک نت آن قدرها هم دشوار نیست و با چند جلسه تمرین می توان آن را یاد گرفت. نکته مهم این است که نوازنده قادر باشد به صورت «ارادی» بین این سه حالت اجرایی (نواختن تک نت، جفت نت و آکورد) تغییر حالت دهد تا هر جا که اراده کرد بتواند از آنها استفاده نماید.

برای این که بتوانید به تسلط ارادی بر این سه حالت اجرایی برسید لازم است که در ابتدا به یک شناخت مقدماتی از صدای منحصر به فرد هر کدام از آنها دست پیدا کنید و اصطلاحا گوشتان را به هر یک از آنها عادت دهید . خوشبختانه نوازندگان مبتدی هم با این که هنوز بر این سه حالت اجرایی تسلط نیافته اند ، می توانند با کمک گرفتن از روشی موسوم به فینگر بلاک (Finger Block) با این سه حالت اجرایی در نوازندگی ساز دهنی بیشتر آشنا شوند.

روش فینگر بلاک (Finger Block)

همان طور که گفتیم، یک نوازنده خوب ساز دهنی قادر است به راحتی و چالاکی بین سه حالت نواختن تک نت، جفت نت و آکورد جابجا شود و در واقع به خوبی می داند که دهانش را در هر حالت باید به چه اندازه باز کند تا بتواند یک یا دو یا سه سوراخ ساز دهنی (یا بیشتر) را به صدا درآورد .

طبعاً فردی که برای اولین بار سازدهنی را در دست می گیرد هنوز به این تسلط تکنیکی نرسیده است که بداند مقدار بازشدن دهان در این سه حالت باید چقدر باشد. پیشنهاد ما برای این دسته از افراد این است که از روش فینگر بلاک (Finger Block) استفاده نمایند :

یک ساز دهنی دیاتونیک 10 سوراخه را در بردارید و به صورت افقی در جلوی صورتتان نگه دارید. دقت کنید که شماره سوراخ های ساز دهنی به سمت بالا باشد و سوراخ شماره 1 در سمت چپ قرار بگیرد. دو انتهای سمت راست و چپ ساز دهنی را بین انگشتان شست و میانی هر دست نگه دارید. حالا با انگشت اشاره دست چپ سه سوراخ اول ساز دهنی را بپوشانید (اگر ساز دهنی کروماتیک دارید سوراخ های شماره 4-1 را بپوشانید) و با انگشت اشاره دست راست سوراخ شماره 7 و سوراخ های بالاتر از آن را بپوشانید (در ساز دهنی کروماتیک سوراخ های شماره 8 و بالاتر پوشانده می شوند). همان طور که می بینید ، در این حالت فقط سه سوراخ از کل سوراخ های ساز دهنی توسط انگشت پوشانده نشده اند. اگر در این حالت دهانتان را بر روی ساز دهنی قرار دهید و به درون آن بدمید هر سه سوراخ مزبور همزمان به صدا در می آیند و صدای یک آکورد شنیده میشود. در واقع شبیه به حالتی است که نوازنده دهانش را به اندازه سه سوراخ باز کرده باشد و به نواختن آکورد پرداخته باشد.

حالا انگشت دست راست را به اندازه یک سوراخ به سمت چپ ببرید تا سوراخ شماره 6 را نیز بپوشاند (سوراخ شماره 7 در ساز دهنی کروماتیک). اگر در این حالت به داخل ساز دهنی فوت کنید صدای دو سوراخ شنیده می شود و در واقع شما موفق به نواختن جفت نت شده اید.

در مرحله بعد انگشت اشاره دست راست را باز هم یک سوراخ دیگر جلوتر ببرید: در این حالت به جز سوراخ شماره 4 (سوراخ شماره 5 در ساز دهنی کروماتیک) تمام سوراخ های مجاور آن توسط انگشتان دست مسدود شده اند و با دمیدن به داخل ساز دهنی فقط صدای یک نت شنیده می شود. در این حالت شما توانسته اید یک تک نت را با موفقیت اجرا نمایید.

تمرین سه مرحله ای فوق را چندین بار انجام دهید و در هر مرحله با دقت به صدای سازتان گوش دهید تا گوشتان با صدای تک نت، جفت نت و آکورد بیشتر آشنا شود. علاوه بر حالت فوت یا دمش (Blow)، این تمرین را در حالت مکش (Draw) نیز انجام دهید. بهتر است تمرین به روش فینگر بلاک را به صورت چهار مرحله ای نیز انجام دهید یعنی علاوه بر سه حالت اجرایی فوق، نواختن همزمان 4 سوراخ را نیز تمرین کنید و مثلاً سوراخ های شماره 7-4 یک ساز دهنی دیاتونیک را به طور همزمان به صدا درآورید. سپس همین تمرین را بر روی سوراخ های شماره 4-1 نیز انجام دهید تا با صدای آکورد در اکتاو پایین نیز آشنا شوید.

هدف از انجام این تمرین برای نوازندگان مبتدی این است که گوششان با تفاوت این سه حالت اجرایی در نوازندگی ساز دهنی آشنا شود. لازم نیست که صدای هر تک نت یا جفت نتی را دقیقاً به خاطر بسپارید بلکه کافی است تا بتوانید صدای خاص مربوط به هر یک از این سه حالت را از هم افتراق دهید .

نواختن آکورد در سازدهنی

همانطور که تاکنون متوجه شده اید، با نواختن سه سوراخ (یا بیشتر) در ساز دهنی می توان صدای آکورد از ساز دهنی تولید کرد . سازدهنی از معدود سازهای بادی (و تنها ساز بادی رایج در موسیقی غربی) است که از قابلیت نواختن آکورد برخوردار است و به همین خاطر یک نوازنده خوب سازدهنی باید علاوه بر نواختن تک نت ها در نواختن آکورد نیز مهارت داشته باشد . سوالی که در اینجا پیش می آید این است که آیا آموزش سازدهنی بهتر است با آکورد ها شروع شود یا با تک نت ها؟

با این که آموزش سازدهنی در بسیاری از کتاب ها با مبحث تک نت ها شروع شده است ، اما برخی از مدرسان و نوازندگان صاحب نام سازدهنی اعتقاد دارند افرادی که برای نخستین بار می خواهند نواختن سازدهنی را تجربه نمایند بهتر است این کار را با نواختن آکورد ها آغاز نمایند . به عنوان مثال می توان از جان گیندیک (Jon Gindick) که نویسنده مجموعه ای از پرفروش ترین کتاب های آموزشی سازدهنی است و جری پورتنوی (Jerry Portnoy) که از نوازندگان افسانه ای سازدهنی بلوز محسوب می شود نام برد که عقیده دارند بهتر است آموزش سازدهنی (به ویژه سازدهنی دیاتونیک) با مبحث آکورد شروع شود و بعد به سراغ تک نت ها رفت . به قول جری پورتنوی ، رعایت نکردن این ترتیب خاص به این می ماند که بخواهیم گاری را در جلوی اسب قرار بدهیم !

حسن بزرگ این کار این است که چون سازدهنی ذاتا یک ساز آکوردی است ، می توانیم در هر چند سوراخی که پهلوی هم باشند بدمیم و یک آکورد خوش صدا تحویل بگیریم ! یعنی نوازنده مبتدی لازم نیست نگران چند نتی شدن صداها باشد و فکر کند که با این کار ممکن است صدای ناخوشایندی از سازدهنی ایجاد شود . به این ترتیب لازم نیست تمرکز نوازنده تازه کار بر نواختن تک نت ها متمرکز باشد و در عوض می تواند در حین تمرین برای نواختن آکورد ها به درکی مناسب از برخی مفاهیم اساسی دیگر در نواختن سازدهنی برسد . مفاهیم و اصولی مانند روش درست نفس کشیدن ، موقعیت صحیح لب ها و زبان ، استفاده از انواع آرتیکولیشن و سایر مواردی که رعایت کردن آنها برای تولید صدایی خوب از سازدهنی امری لازم و ضروری است از همین دسته اند . در ادامه مقاله به تمام این اصول اشاره خواهیم کرد .

حالا ببینیم چگونه می توان بدون کمک گرفتن از روش فینگر بلاک با ساز دهنی تان آکورد بنوازید. هدف شما در این مرحله باید نواختن آکوردهای 3 تایی باشد:

ابتدا با روش فینگر بلاک سه سوراخ اکتاو میانی ساز دهنی را به صدا درآوید و به دقت به صدای آن گوش دهید. سپس به آهستگی انگشت دست راست را از روی ساز دهنی بردارید و دوباره به داخل ساز دهنی بدمید. آیا صدایی که می شنوید «دقیقاً» همان صدایی است که با روش فینگر بلاک می شنوید؟ در این صورت معلوم می شود دهان شما دقیقاً به اندازه همان سه سوراخ قبلی بازمانده است. اما اگر صدایی شبیه به آکورد 4 تایی می شنوید معلوم می شود که دهانتان به اندازه چهار سوراخ باز است. پس گوشه سمت راست دهانتان را قدری به سمت داخل جمع کنید تا اندازه بازبودن دهانتان کوچک تر شود و به اندازه 3 سوراخ موردنظر برسد.

در مرحله بعد در حالی که مراقب هستید اندازه دهانتان در همین حالت حفظ شود ، انگشت دست چپ را از روی ساز دهنی کنار بکشید و مراحل بالا را تکرار کنید. سعی کنید اندازه دهانتان دقیقاً معادل با 3 سوراخ ساز دهنی باشد تا صدای یک آکورد 3 تایی را بشنوید. در واقع در این حالت گوشه های دهان شما نقش انگشتان شما را در روش فینگر بلاک بازی می کنند و سوراخ های شماره 6-4 (یا 7-5 در ساز دهنی کروماتیک) را از سوراخ های دو طرفشان جدا می کنند.

منتها اگر در همین حالتی که هستید انگشتان اشاره را به طرف گوشه دهان ببرید و به دمیدن داخل سازدهنی ادامه دهید ، متوجه می شوید که مقداری هوا از گوشه های دهان خارج می شود و به انگشتان اشاره شما برخورد می کند (اگر انگشت ها را قدری مرطوب کنید بهتر متوجه این جریان هوا خواهید شد.) در واقع قدری هوا از گوشه های دهان دارد به سمت خارج نشت می کند که نقشی در نواختن ساز ندارد و به این ترتیب قدری از نفس نوازنده را بی جهت به هدر می دهد. برای جلوگیری از این نشت هوا، ساز دهنی را قدری بیشتر به داخل دهان فرو ببرید تا تماس بیشتری بین ساز دهنی و گوشه های دهان برقرار شود. به این ترتیب گوشه های دهان کاملاً دو طرف سوراخ های موردنظر را می پوشانند و دیگر هیچ هوای اضافی از دو طرف دهان به بیرون درز پیدا نمی کند.

استفاده از روش فینگر بلاک برای نواختن آکورد ها به نوازنده مبتدی کمک می کند تا دقیقا بداند دهانش را به اندازه چند سوراخ باز کرده است. اما استفاده از این روش الزامی نیست و یک راه دیگر هم برای نواختن آکوردها به روش صحیح وجود دارد که نیازی به آشنایی قبلی با روش فینگر بلاک ندارد : دهانتان را به اندازه سه یا چهار سوراخ باز کنید و سازدهنی را بین لب هایتان قرار دهید . برای این که مطمئن باشید سازدهنی به اندازه کافی وارد دهان شده است لازم است به وضعیت لب ها توجه دقیقی داشته باشید : اگر بدنه سازدهنی از سطح داخلی لب ها عبور نماید و لب ها در حدود نیمی از در پوش بالایی سازدهنی را بپوشانند ، نشانه آن است که سازدهنی در وضعیت مناسبی قرار دارد و صدای خوبی خواهد داشت . وضعیت دندان ها نسبت به سازدهنی هم می تواند راهنمای خوبی در این مورد باشد : اگر دندان هایتان را به آهستگی به هم نزدیک کنید و آنها با درپوش های سازدهنی برخورد نمایند مشخص می شود که سازدهنی به اندازه کافی وارد دهان شده است . اما اگر سازدهنی به پشت دندان های ردیف جلویی نرسیده باشد و دندان ها بتوانند بر روی هم قرار بگیرند ، معلوم می شود که سازدهنی به اندازه کافی وارد فضای داخل دهان نشده است . تولید صدایی ضعیف و ناخوشایند در این حالت تضمین می شود !

یک نکته مهم برای نوازندگان سازدهنی دیاتونیک : برای جلوگیری از خروج هوا از دو طرف دهان، لازم نیست لب ها و دهان را محکم بر روی ساز دهنی فشار دهید و در واقع باید از این کار پرهیز کنید! چرا که اگر لب هایتان را خیلی محکم دور ساز دهنی حلقه کنید جابجاکردن ساز دهنی برایتان دشوار میشود. نکته کلیدی در اینجا این است که ساز دهنی را باید بیشتر به داخل دهان فرو ببرید به طوری که حداقل نیمی از درپوش (Coverplate) ساز دهنی وارد دهان شده باشد. بسیاری از نوازندگان مبتدی تصور می کنند که لب هایشان باید فقط قسمت کمی از درپوش های ساز دهنی را در بر بگیرد. اما در این صورت، هم احتمال نشتی هوا از گوشه های دهان وجود دارد و هم این که صدای ساز صدایی ضعیف و کم رمق خواهد بود. به عنوان یک اصل کلی ، هر چه ساز دهنی را بیشتر به داخل دهان فرو ببرید صدای سازتان گرم تر و قوی تر خواهد شد و طنین و رسایی بیشتری خواهد داشت.

به همین خاطر لازم است که از همین ابتدای نواختن ساز دهنی، خود را به شیوه صحیح نوازندگی آن عادت دهید: در جلوی یک آینه بایستید و به موقعیت لب هایتان بر روی درپوش های ساز دهنی نگاه کنید. لب ها باید حداقل نیمی از عرض درپوش ها را (در جهت محور جلو به عقب) بپوشانند و به عبارت دیگر حداقل نیمی از عرض ساز دهنی به فضای داخل دهان شما وارد شده باشد. همان طور که بعداً در مورد روش Lip Block اشاره خواهیم کرد، ممکن است لب بالا کل درپوش بالایی ساز دهنی را بپوشاند. همچنین در هنگام نواختن فواصل اکتاو (octave) به روش Tongue Block ممکن است کل ساز دهنی وارد فضای دهان بشود. به هر حال این قاعده کلی را به خاطر بسپارید که هر چه ساز دهنی بیشتر وارد دهان شود صدای آن بهتر خواهد بود. و در ضمن فراموش نکنید که با این که گفتیم ساز دهنی را باید تا حد امکان به داخل دهان فرو برد، ولی در عین حال لب ها باید خیلی شل (Relaxed) باشد و تماس محکمی با درپوش های ساز دهنی نداشته باشد. رعایت این مساله هم جابجایی و حرکت دادن ساز دهنی را آسان تر می کند و هم صدای بهتری به سازتان می بخشد.

یک تبصره و یک توضیح در مورد سازدهنی کروماتیک : اگر به عکس های گرفته شده از نوازندگان سازدهنی کروماتیک توجه نمایید ، می بینید که لب های آنها سطح کمتری از درپوش بالایی سازدهنی کروماتیک را می پوشاند . برای نمونه می توانید به تصویر زیر نگاه کنید که استیوی واندر (Stevie Wonder) را در حال نواختن سازدهنی کروماتیک نشان می دهد .

WonderPucker

و از طرفی دیگر در برخی موارد به نظر می رسد که لب های نوازنده اصولا تماس چندانی با سطح روی درپوش بالایی برقرار نکرده است و صرفا با قطعه دهنی (Mouthpiece) سازدهنی تماس دارد (مانند تصویر زیر که ژان توتس تیلمان (Jean Toots Thielemans) را نشان می دهد) .

TootsPucker

علت این مساله بزرگ تر بودن ابعاد سازدهنی کروماتیک نسبت به سازدهنی دیاتونیک است که باعث می شود نوازنده کمتر بتواند آن را به فضای حفره دهان وارد نماید . بزرگتر بودن نسبی اندازه سازدهنی کروماتیک از دو جهت می تواند بر موقعیت لب ها بر روی سازدهنی تاثیر گذار باشد :

1- اگر یک سازدهنی دیاتونیک مدل Marine Band و یک سازدهنی کروماتیک مدل Super Chromonica 270 را بر روی یک سطح صاف در کنار هم قرار دهید و از پهلو به آنها نگاه کنید متوجه می شوید که ارتفاع سازدهنی کروماتیک در حدود 5 میلیمتر بیشتر از سازدهنی دیاتونیک است .

2- در سازدهنی دیاتونیک لب های نوازنده در تماس مستقیم و بلا واسطه با در پوش های سازدهنی قرار می گیرند در حالی که در سازدهنی کروماتیک یک قطعه دهنی (Mouthpiece) به ضخامت دست کم 5 میلی متر وجود در جلوی درپوش ها تعبیه شده است .

اما مساله فوق الزاما تاثیر نامطلوبی بر صدای سازدهنی نخواهد گذاشت . چون همان طور که در قسمت های بعدی این مقاله اشاره خواهیم کرد ، عوامل دیگری هم در تعیین کیفیت صدای سازدهنی نقش دارند که نوازنده می تواند با رعایت کردن آنها بهترین صدای ممکن را با سازش تولید نماید .

نکات مهمی که باید در زمان نواختن آکورد ها رعایت کنید :

1- اولین نکته ای که با خواندن توضیحات فوق در می یابید آن است که برای نواختن سازدهنی به شیوه صحیح لازم است آن را به اندازه کافی وارد دهان کرد و سطح تماس مناسبی بین سازدهنی و لب ها برقرار کرد . اگر نواختن سازدهنی را با آموختن آکورد ها شروع کرده اید ، سعی کنید از همین ابتدای کار خود را به رعایت کردن این اصل مهم نوازندگی ملزم نمایید چرا که این شرایط در مورد نواختن تک نت ها نیز صدق می کند .

2- از همین حالا یاد بگیرید که از انقباض غیر ضروری لب ها به دور سازدهنی پرهیز نمایید . لب ها باید کاملا راحت و شل (Relaxed) باشند تا سازدهنی بتواند به راحتی در بین آنها بلغزد و از یک سوراخ به سوراخی دیگر منتقل شود . همچنین با رعایت این اصل قادر خواهید بود تا در مواقع لزوم بتوانید لب هایتان را به دلخواه خود از روی سازدهنی بلند نمایید (توضیحات بیشتر در نکته بعدی عنوان شده است) .

3- سعی کنید در زمان نواختن آکوردهای دمشی (Blow Chord) لب بالایی را کمی از روی سازدهنی بلند کنید تا مقداری هوا از بالای سازدهنی به سمت خارج هدایت شود . این کار هم موجب بهتر شدن صدای آکورد های دمشی می گردد و هم فشار کمتری به زبانه های حساس سازدهنی وارد می کند و از خراب شدن زودرس آنها جلوگیری می کند . همچنین در مواقعی که احساس کنید هوای زیادی در ریه هاتان جمع شده است ، می توانید با این روش هوای اضافی را از بالای سازدهنی تخلیه کنید . در ضمن اگر دوست دارید با سازدهنی به تقلید از صدای قطار بپردازید ، حتما لازم است که بر این شگرد خاص مسلط باشید و در حین نواختن آکورد های دمشی لب بالایی را از روی سازدهنی بلند نمایید .

4- شاید مهمترین اصلی که می توانید در حین نواختن آکورد ها یاد بگیرید ، شیوه صحیح نفس کشیدن باشد . بسیاری از نوازندگان مبتدی عادت دارند (یا : عادت می کنند) که در حین نواختن سازدهنی از نوعی الگوی تنفسی سطحی پیروی کنند که حاصلی جز تولید صدایی ضعیف و کم رمق از سازدهنی نخواهد داشت . در این میان تمرین برای نواختن صحیح آکورد ها فرصتی بسیار مغتنم در جهت آموختن شیوه صحیح تنفس محسوب می شود به ویژه این که نوازنده تازه کار لازم نیست تمرکز خود را بر نواختن تک نت ها متمرکز نماید و فراگیری روش صحیح تنفس در این حالت برایش آسان تر است . توضیحات بیشتر در مورد این مساله در قسمت های بعدی همین مقاله عنوان شده است (رجوع کنید به این قسمت از مقاله : صدا و لحن مناسب (Good Tone) در نواختن سازدهنی ) .

5- به اصل باز بودن مجاری هوایی در زمان نواختن سازدهنی توجه داشته باشید . برای این کار لازم است زبان نوازنده در حالتی آرام و بدون هر گونه انقباض ناخواسته در کف دهان قرار بگیرد و فک تحتانی هم پایین داده شود . توضیحات بیشتر در این مورد در بخش مربوط به روش پاکر عنوان شده است اما تمرین بر روی آن را می توانید همزمان با نواختن آکورد ها آغاز نمایید .

6- سعی کنید تمرین بر روی مهارت زبان زدن (Tonguing) و اجرای آرتیکولیشن (Articulation) را همزمان با شروع فراگیری سازدهنی آغاز نمایید . این اصل مهمی است که بسیاری از نوازندگان مبتدی (به ویژه در کشور خودمان) از آن غافل می مانند و برای یاد گرفتن آن از تلاش یا آگاهی کافی برخوردار نیستند . توضیحات مربوط به این مهارت را که در بخش های بعدی این مقاله آورده ایم بخوانید و در مورد آکورد ها به کار ببرید .

7- اگر در نواختن سازدهنی کاملا تازه کار هستید ، در شروع کار لازم نیست بدانید دهانتان دقیقا به چه اندازه باز است . کافی است سازدهنی را در داخل دهان بگذارید و از نواختن آکورد ها لذت ببرید ! اما پس از مدتی که در نواختن آکورد مهارت پیدا کردید بهتر است بر روی اندازه باز بودن دهانتان کار کنید و به تدریج یاد بگیرید که دهانتان را دقیقا به اندازه سه سوراخ یا چهار سوراخ باز نگه دارید . تسلط داشتن بر این قضیه برای کسانی که می خواهند به تقلید صدای قطار(Train Sound) با سازدهنی بپردازند و یا روش تانگ بلاک (Tongue Block) را در نواختن سازدهنی در پیش بگیرند ، کاملا لازم و ضروری است .

انواع آمباشور (Embuchoure) در نواختن تک نت ها

نواختن صحیح تک نت ها (Single Notes) یکی از مهمترین مهارت های بنیادین در نواختن ساز دهنی است چرا که به نوازنده امکان می دهد صدای یک نت را به صورت خالص و شفاف با سازش تولید نماید. برای نواختن تک نت ها با ساز دهنی 3 روش اصلی وجود دارد که عبارتند از : روش پاکر (Pucker) ، روش لیپ بلاک (Lip Block) و روش تانگ بلاک (Tongue Block). از این روشهای مختلف با عنوان آمباشور (Embuchoure) نیز یاد می شود که یک واژه وام گرفته شده از زبان فرانسه و به معنی نحوه به کار گرفتن لب ها، دندان ها، آرواره ها و دهان برای نواختن سازهای بادی تعریف شده است.

هدف ما در این قسمت ارائه توضیحاتی در مورد دو روش اول می باشد و توضیحات مفصل در مورد روش تانگ بلاک را به مقاله های بعدی واگذار می کنیم . در ضمن برای دنبال کردن مطالب این قسمت لازم نیست که سازدهنی را به روش خاصی در درست بگیرید یا از تکنیک های اجرا شده توسط دست ها در زمان نواختن تک نت ها استفاده نمایید . در این مرحله از یادگیری لازم نیست نگران وضعیت دست هایتان باشید ؛ تمرکز خود را به یاد گرفتن نحوه نواختن تک نت ها معطوف نمایید . تنها لازم است دو نکته را رعایت کنید :

1- سازدهنی را به گونه ای نگه دارید که شماره سوراخ های آن رو به طرف بالا باشد و سوراخ شماره 1 (بم ترین نت سازدهنی) در سمت چپ قرار بگیرد .

2- مواظب باشید انگشتانتان سطح درپوش (Coverplate) های سازدهنی را اشغال نکنند تا لب هایتان بتوانند به راحتی بر روی درپوش ها جاگیر شوند .

1- روش پاکر (Pucker) :

واژه پاکر از نظر لغوی به معنای «غنچه کردن» است. در بسیاری از کتاب ها و جزوات آموزش مقدماتی سازدهنی برای توضیح این روش از جملاتی شبیه به این استفاده شده است : "نوازنده لب هایش را به شکل غنچه در می آورد و دهانش را به اندازه یک سوراخ باز می کند تا بتواند به نواختن تک نت با سازدهنی بپردازد" . اما توصیف کردن روش پاکر به این شکل ساده انگارانه ، امری نادرست است و نوازندگان مبتدی را به اشتباه می اندازد ! ممکن است بپرسید چرا؟

WhistleMethod چون اکثر افراد با شنیدن اصطلاح "غنچه کردن" به یاد حالت خاصی می افتند که لب ها در هنگام بوسه دادن یا (به عنوان مثالی بهتر) "نوشیدن مایعات از طریق یک نی" به خود می گیرند : در این حالت لب ها به طرف بیرون برجسته می شوند و سوراخ کوچک و گردی در بینشان شکل می گیرد که به عنوان مجرای عبور مایعات از راه نی عمل می کند . گاهی هم برای توصیف این حالت آن را به سوت زدن تشبیه کرده اند ؛ مثلا در بروشور همراه با برخی از مدل های دیاتونیک شرکت سوزوکی (Suzuki) از اصطلاح Whistle Method برای اشاره به این روش استفاده شده است (شکل روبرو) . اما نواختن سازدهنی به این شیوه کاری اشتباه است و هیچ نوازنده حرفه ای سازدهنی هم از این روش استفاده نمی کند . مهمترین ایرادی که این روش دارد این است که صدای خوبی از سازدهنی تولید نمی کند .

اما ببینیم شیوه صحیح استفاده از روش پاکر برای نواختن تک نت ها چگونه است؟

Pucker برای نواختن تک نت ها به روش پاکر، نوازنده لب هایش را به سمت بیرون و جلو غنچه می کند و گوشه های دهان را به سمت داخل جمع می کند. به این ترتیب یک سوراخ بیضی شکل تشکیل می شود که قطر عمودی آن بیشتر از قطر عرضی آن است. تشکیل شدن سوراخی بیضی شکل با قطر عمودی بیشتر مستلزم این است که نوازنده فک تحتانی خود را پایین بدهد که این مساله موجب وسیع تر شدن مجرای عبور هوا از داخل حفره دهان و بهتر شدن صدای سازدهنی و افزایش طنین آن می شود . در واقع لب های جمع شده را می توان به مانند تونلی در نظر گرفت که در حد فاصل بین سوراخ های سازدهنی و مجاری هوایی درون بدن نوازنده قرار دارد . روشن است که هر چه این تونل بزرگتر باشد عبور جریان هوا از آن راحت تر صورت می گیرد و صدای سازدهنی از گرمی و طنین بیشتری برخوردار خواهد بود .

سپس نوازنده ساز دهنی را به داخل دهان فرو می برد به طوری که (همان طور که در مورد آکوردها گفتیم) لب بالایی حداقل نیمی از درپوش (Coverplate) بالایی ساز دهنی را بپوشاند . البته در سازدهنی کروماتیک به خاطر وجود قطعه دهنی (Mouthpiece) و ابعاد بزرگتر ، لب ها کمتر درپوش فوقانی را می پوشانند که در این مورد در بخش مربوط به روش لیپ بلاک (Lip Block) بیشتر توضیح خواهیم داد . فعلا اشاره اصلی این چند خط از نوشته را سازدهنی دیاتونیک ده سوراخه در نظر بگیرید . افزایش سطح تماس لب ها با سازدهنی موجب بهتر شدن صدای سازدهنی شده و از طرف دیگر وقتی سازدهنی به داخل دهان رانده شود ، سطح داخلی لب ها که از رطوبتی ذاتی برخوردار است در تماس با درپوش های سازدهنی قرار می گیرد و حرکت دادن سازدهنی را برای جابجا شدن بین سوراخ های مجاور آسان تر می نماید . تشکیل یک " سوراخ بیضی شکل با قطر عمودی بزرگتر" را می توان به وضعیتی تشبیه کرد که معمولا برای تقلید از حالت لب زدن یک ماهی در آب استفاده می شود (Fish-Mouth Position) .

یک نکته بسیار جالب در مورد روش پاکر این است که برخلاف تصور لازم نیست گوشه های دهان را آن قدر به هم نزدیک کرد که فاصله بین دو طرف دهان تنها به اندازه پهنای یک سوراخ سازدهنی باشد، برعکس، معمولاً دهان به اندازه پهنای دو سوراخ باز می شود! پس چگونه در این حالت فقط صدای یک نت شنیده می شود؟! علت این قضیه به فروبردن ساز دهنی به عمق فضای دهان مربوط می شود: وقتی ساز دهنی را به داخل دهان فرو می برید، سطح داخلی لب ها و گونه ها سوراخ های دو طرف تک سوراخ موردنظر را می پوشانند و از به صدا درآمدن آنها جلوگیری می کنند . ضمن این که وجود دیواره های عمودی جداکننده (Divider or Separator) بین سوراخ های مجاور سازدهنی ، نیاز به کوچک کردن بیش از حد مجرای عبور هوا را غیر ضروری می سازد .

در واقع یکی از مهمترین دلایلی که موجب می شود نوازندگان مبتدی نتوانند صدای خوبی با ساز دهنی ایجاد نمایند این است که درک صحیحی از شیوه پاکر ندارند و تصور می کنند برای نواختن تک نت ها لازم است حتماً دهانشان را به اندازه یک سوراخ ساز دهنی باز کنند. نواختن ساز دهنی به این شیوه، مشابه حالتی است که لب ها و دهان در حین نوشیدن مایعات با یک نی به خود می گیرند. همان طور که گفتیم ، در این حالت فشار زیادی به لب ها وارد می شود که می تواند خیلی زود منجر به خستگی عضلات منقبض شده گردد. از طرف دیگر در این حالت چون منفذ تشیکل شده بین لب ها خیلی کوچک است نمی توان ساز دهنی را به فضای داخل دهان فرو برد و لب ها مساحت کمی از سطح درپوش ها را می پوشانند و در نتیجه صدای ساز دهنی صدایی ضعیف و کم رمق خواهد بود و از گرمی و طنین مطلوبی برخوردار نخواهد بود.

StiffLip برای این که بهتر به تفاوت این دو شیوه صحیح و غلط در نواختن تک نت ها پی ببرید، می توانید از یک آینه کمک بگیرید: اگر تصویر صورت خود را از نمای نیمرخ (یا نمایی نزدیک به نیمرخ کامل) در آینه مشاهده کنید و به خطی که از زیر بینی به سمت لب بالایی امتداد یافته است دقت کنید، متوجه می شوید که این خط در حالت عادی از شیب خاصی به سمت پایین برخوردار است. شیب این خط در افراد مختلف فرق دارد و معمولاً بین 60-45 درجه است.


اگر ساز دهنی را به روش پاکر و به شیوه صحیح بنوازید، متوجه می شوید که شیب این خط کمتر می شود و در واقع این خط فرضی که بین بینی و لب بالایی قرار دارد به سمت بالا تغییر مکان می یابد و به حالت قائمه نزدیک می شود . در صورتی که اگر لب هایتان را در حالتی مشابه نوشیدن مایعات بانی قرار دهید، خط مذکور به سمت پایین جابجا می شود و شیب عمودی بیشتری پیدا می کند (تصویر روبرو) . افزایش این شیب عمودی به خوبی نشان می دهد که لب های نوازنده به اندازه کافی شل و راحت (Relaxed) نیستند و لب بالایی بیش از حد سفت و منقبض شده است. به طور کلی هر چه لب ها و عضلات دور دهان بیشتر شل و راحت باشند، صدای ساز دهنی هم بهتر و دلنشین تر خواهد بود.

یک نکته بسیارمهم در هنگام نواختن ساز دهنی به روش پاکر، توجه داشتن به "موقعیت زبان در داخل دهان" است. چون یکی از عادت های بدی که در بین نوازندگان مبتدی ساز دهنی رایج است، این است که به طور ناخواسته زبانشان را به سمت بالا خم می کنند. ممکن است شما هم جزو این دسته از نوازندگان باشید ولی خودتان از آن خبر نداشته باشید. بنابراین بهتر است وضعیت زبان خود را با یک آینه بررسی نمایید:

TongueRight یک سوراخ ساز دهنی را برای نواختن به روش پاکر انتخاب نمایید و جلوی یک آینه بایستید یا یک آینه کوچک را جلوی صورتتان نگه دارید. بعد ساز دهنی را از بین لب هایتان بردارید و سعی کنید هیچ تغییری در موقعیت زبانتان ایجاد نشود. سپس نگاهی به داخل دهان بیندازید و موقعیت زبان خود را بررسی کنید (برای این که فضای داخل دهان را بهتر ببینید می توانید از نور یک چراغ قوه هم کمک بگیرید) .
وضعیت ایده آل برای زبان نوازنده این است که کاملاً راحت و شل باشد و به طور کامل در کف دهان قرار داشته باشد (یا حداقل نزدیک به کف دهان قرار بگیرد). اگر متوجه شدید که زبانتان در این وضعیت قرار ندارد و قدری به سمت بالا خم شده است، معلوم می شود که زبانتان به اندازه کافی راحت و شل (Relaxed) نیست و به صورت غیرارادی دچار نوعی انقباض غیرضروری و بی دلیل می باشد.

TongueWrong این انقباضات ناخواسته زبان دست کم سه عارضه مهم را به دنبال دارد: یکی این که مسیر مجاری هوایی را کوچک می کند و منجر به تولید صدایی ضعیف و نارسا و کم طنین از سازتان می شود. دیگر این که ممکن است به طور ناخواسته موجب بند (Bend) شدن نت ها شود . ضمن این که یادگیری و اجرای تکنیک بندینگ(Bending ) و برخی تکنیک های دیگر را برای شما دشوار می سازد . به همین خاطر لازم است که این عادت بد نوازندگی را هر چه زودتر کنار بگذارید تا به پیشرفت سریعتری در نوازندگی دست یابید . البته غلبه کردن بر این عادت بد ممکن است تا چند ماه طول بکشد اما مطمئن باشید که ارزش قدری تمرین و تمرکز را دارد!


نکته بسیار مهم دیگر ی که حتما باید به آن توجه داشت ، "موقعیت فک تحتانی" است . برای این که بتوانید بهترین و گرم ترین صدای ممکن را از سازدهنیتان درآورید لازم است فک تحتانی را به سمت پایین ببرید . این کار موجب می شود فضای داخل دهان بزرگ تر شود و طنین و گرمی بیشتری به صدای سازتان ببخشد . متاسفانه اکثر نوازندگان مبتدی (و حتی نوازندگانی در سطوح بالاتر) از این اصل مهم غفلت می کنند یا از آن بی اطلاع هستند . اگر به عکس های گرفته شده از نوازندگان بزرگ دقت کنید به خوبی متوجه می شوید که آنها فک تحتانی خود را در هنگام نوازندگی سازدهنی تا چه اندازه پایین می برند . تصویر زیر از هاوارد لیوی (Howard Levy) بیانگر همین مساله است .

LevyJaw

برای این که بتوانید خودتان را از این لحاظ ارزیابی نمایید ، می توانید از یک آینه کمک بگیرید :

یک سوراخ ساز دهنی را برای نواختن به روش پاکر انتخاب نمایید و جلوی یک آینه بایستید یا یک آینه کوچک را جلوی صورتتان نگه دارید. بعد ساز دهنی را از بین لب هایتان بردارید و سعی کنید هیچ تغییری در موقعیت لب ها و فک هایتان ایجاد نشود. سپس به درون آینه بنگرید و به فاصله موجود بین دندان های پیش آرواره های بالا و پایین دقت نمایید : فاصله این دو ردیف دندان باید به اندازه ای باشد که بتوانید حداقل یک انگشت دستتان را به راحتی از بین آنها عبور دهید . اگر نمی توانید انگشت خود را از بین دندان هایتان رد کنید معلوم می شود که فک تحتانی شما خیلی بالاتر از حد مناسب قرار دارد و مجرای اختصاص داده شده به عبور جریان هوا از وسعت کافی برخوردار نمی باشد . بنابراین لازم است با تلاشی آگاهانه فک تحتانیتان را پایین بدهید تا مجرای بزرگ تری برای عبور جریان هوا از داخل دهان فراهم گردد . در ابتدا ممکن است این کار قدری دشوار به نظر بیاید و منجر به بروز درد های خفیفی در نواحی فک و صورت و مفاصل این ناحیه شود ولی این مشکلات با قدری تمرین و پشتکار به تدریج برطرف خواهد شد .

نحوه تمرین عملی برای فراگیری روش پاکر

توضیحاتی که تا الان ارائه کردیم صرفا به مسائل تکنیکی و روش صحیح نواختن تک نت ها به روش پاکر اختصاص داشت . در این قسمت چند نکته کاربردی را به ترتیبی فهرست وار ذکر می کنیم که می توانند برای انجام تمرینات عملی در جهت آموختن این روش مفید باشند :

1- بهتر است تمرین برای نواختن تک نت ها را با سوراخ های اکتاو میانی سازدهنی آغاز کنید . سوراخ شماره 4 در سازدهنی دیاتونیک و سوراخ شماره 5 در سازدهنی کروماتیک از این لحاظ گزینه مناسبی برای شروع هستند .

2- اگر روش صحیح نواختن تک نت ها را به کار بستید ولی همچنان صدای دو سوراخ مجاور سازدهنی همزمان با هم به گوش رسید ، ممکن است با تغییر دادن جای سازدهنی مشکلتان حل شود . سعی کنید سازدهنی را تنها "اندکی" به سمت راست یا چپ جابجا کنید تا سوراخ بین لب های شما دقیقا در جلوی سوراخ مورد نظر سازدهنی قرار گیرد . هدف این است که صدای واضح و خالص یک تک نت را پدید آورید بدون این که صدای سوراخ های مجاورش شنیده شود . اگر باز هم صدای تک نت به گوش نرسید ، آن وقت معلوم می شود که دهانتان کمی بیشتر از حد لازم باز می باشد . در این صورت است لازم است دهانتان را کمی بیشتر جمع کنید تا صدای سازدهنی از حالت جفت نت به تک نت تبدیل شود .

3- ممکن است در روزهای اول تمرین خیلی زود به احساس خستگی در ناحیه لب ها یا فک ها دچار شوید . جای نگرانی نیست ! با جلسات تمرینی بسیار کوتاه مدت (مثلا به مدت 10-5 دقیقه) شروع کنید و سعی کنید اجزای صورتتان در حین نواختن سازدهنی راحت و شل (Relaxed) باشند . در این صورت مشکل شما به زودی برطرف خواهد شد .

4- سعی کنید هر تک سوراخ سازدهنی را هم با عمل دمش (Blow) و هم با عمل مکش (Draw) به صدا درآورید . تنفس شما باید کاملا آرام و بدون تنش باشد . به هیچ وجه سازدهنی را با فشار بیش از حد و صدای خیلی بلند ننوازید . کم تعداد نبوده اند نوازندگان تازه کاری که پس از تنها چند جلسه تمرین ، به خاطر رعایت نکردن این مساله ساز خودشان را خراب کرده اند ! حتی اگر سازتان هم سالم بماند ، رعایت نکردن این مساله زمینه ساز تشکیل یک "عادت بد نوازندگی" در شما می شود که مانع از داشتن کنترل مناسب بر روی تلاش تنفسی شما خواهد بود.

5- سعی کنید هر تک نت را به مدت 10-5 ثانیه بنوازید و در حین نواختن آن به درست بودن وضعیت لب ها ، زبان و فک تحتانی توجه خاصی داشته باشید . هر جا که توانستید از زبان زدن و آرتیکولیشن هم برای بیان نت ها استفاده نمایید (توضیحات بیشتر در ادامه مقاله آمده است) .

6- بعد از این که صدای یک تک سوراخ سازدهنی را در هر دو حالت فوت و مکش به صدا درآوردید (مثلا : سوراخ شماره 4) ، به سراغ سوراخ بعدی بروید (مثلا : سوراخ شماره 5) و نواختن آن را به شکل تک نت تمرین نمایید . برای این که بتوانید به راحتی از یک سوراخ به سوراخ بعدی بروید لازم است که از شل بودن لب ها بر روی سازدهنی مطمئن باشید .

7- برای رفتن از یک سوراخ به سوراخ دیگر ، سرتان را ثابت نگه دارید و فقط سازدهنی را حرکت دهید . از آنجا که رعایت این مساله فوق العاده اهمیت دارد ، لازم است در حین تمرین جلوی یک آینه بایستید و از ثابت بودن موقعیت سرتان اطمینان حاصل کنید . رعایت نکردن این مساله منجر به بروز یک "عادت بد نوازندگی" می شود که خلاص شدن از آن به زمان زیادی نیاز دارد . در عوض اگر از همین ابتدا خود را به حرکت دادن ساز (نه سر!) عادت دهید ، بعدها می توانید سازدهنی را با سرعت و دقت بیشتری بنوازید .

8- در ابتدا ممکن است از میزان جابجا کردن سازدهنی برای رفتن از یک سوراخ به سوراخ بعدی مطمئن نباشید اما با قدری تمرین و پشتکار یاد می گیرید که سازدهنی را "دقیقا" به چه اندازه باید حرکت دهید تا سوراخ بعدی هم به صورت تک نت و با صدایی روشن و واضح به صدا درآید .

9- وقتی از یک سوراخ به سوراخ دیگر می روید لازم نیست لب هایتان را از روی سازدهنی بلند کنید و دوباره در محل سوراخ بعدی بر روی سازدهنی قرار دهید . همچنین لازم نیست سازدهنی را از بین لب ها بردارید و دوباره آن را بین لب ها قرار دهید . در هنگام جابجا شدن بین سوراخ های مختلف ، لب ها حالت ثابت خود را حفظ می کنند و سازدهنی در بین آنها حرکت می کند . همان طور که قبلا گفتیم ، اگر سازدهنی در تماس با قسمت درونی لب ها قرار گیرد می تواند با کمک گرفتن از رطوبت ذاتی آنها راحت تر حرکت نماید .

10- با رعایت تمام موارد فوق سعی کنید گام ماژور را که در اکتاو میانی هر سازدهنی دیاتونیک یا کروماتیک وجود دارد در دو حالت رفت و برگشت (صعودی و نزولی) بنوازید . به عنوان مثال در یک سازدهنی دیاتونیک ده سوراخه نت های گام ماژور عبارتند از:

4b – 4d – 5b – 5d – 6b – 6d – 7d – 7b


علامت b در کنار هر شماره سوراخ به معنی فوت (Blow) و علامت d به معنای مکش (Draw) است . توجه داشته باشید که تغییرات جهت تنفس در دو جفت نت آخر برعکس جفت نت های قبلی است .

11- در قدم بعدی می توانید برای تمرین بیشتر به سراغ آهنگ های ساده ای بروید که میزان جابجایی بین سوراخ های سازدهنی در آنها همانند گام ماژور محدود به یک سوراخ باشد . یک نمونه مناسب ملودی برگرفته از سنفونی شماره 9 بتهوون است که در بسیاری از کتب آموزشی سازدهنی به آن اشاره شده است . نحوه اجرای این ملودی با یک سازدهنی دیاتونیک ده سوراخه به این ترتیب است :

5b – 5b – 5d – 6b – 6b – 5d – 5b – 4d – 4b – 4b – 4d – 5b – 5b – 4d – 4d

5b – 5b – 5d – 6b – 6b – 5d – 5b – 4d – 4b – 4b – 4d – 5b – 4d – 4b – 4b

4d – 4d – 5b – 4b – 4d – 5d – 5b – 4b - 4d – 5d – 5b – 4d – 4b – 4d – 6b

5b – 5b – 5d – 6b – 6b – 5d – 5b – 4d – 4b – 4b – 4d – 5b – 4d – 4b – 4b


برای کسانی که احتمالا با ملودی فوق آشنایی ندارند می گوییم که ارزش زمانی تمام نت های فوق معادل یک ضرب است ، به جز نت های انتهای هر سطر که مدتی معادل دو ضرب را به خود اختصاص می دهند . همان طور که مشاهده می کنید ، در این ملودی ساده میزان جابجا شدن سازدهنی در همه جا به اندازه یک سوراخ است یعنی حرکت سازدهنی یا از سوراخ شماره 4 به 5 و یا از سوراخ شماره 5 به 6 (و یا در جهت عکس) صورت می گیرد . تنها استثنای این قاعده در انتهای سطر سوم ملودی مشاهد می شود که نوازنده بعد از نت 4d باید نت 6b را بنوازد یعنی از سوراخ شماره 4 به سوراخ شماره 6 برود . این نقطه از ملودی می تواند شروع مناسبی باشد برای آشنایی شما با نحوه جابجا شدن بین سوراخ های غیر مجاور .

12- وقتی با نواختن گام ماژور و آهنگ های ساده ای مانند ملودی بالا جابجا شدن بین سوراخ های مجاور را یاد گرفتید ، به سراغ آهنگ هایی بروید که میزان جابجایی سازدهنی در آنها بیشتر از یک سوراخ باشد . برای این کار می توانید از کتاب های آموزشی مختلفی که به زبان فارسی چاپ شده و همچنین وب سایت های اموزشی مختلفی که در این مقاله معرفی کردیم استفاده نمایید . ابتدا جابجا کردن سازدهنی به اندازه دو سوراخ را تمرین کنید و بعد جابجا کردن آن را به اندازه سه سوراخ یاد بگیرید . به همین ترتیب می توانید فاصله سوراخ ها را افزایش دهید . در اوایل آموزش می توانید در زمان جابجا شدن بین سوراخ ها روبروی یک آینه بایستید تا "اندازه" دقیق جابجا کردن سازدهنی را بتوانید ببینید و آسان تر به خاطر بسپارید . پس از مدتی تمرین می توانید چشم بسته بین سوراخ های مورد نظرتان جابجا شوید !

13- یادتان باشد که وقتی از یک سوراخ سازدهنی به سوراخ کناریش می روید ، لازم نیست تنفس خود را قطع کنید . اما وقتی به دو سوراخ بالاتر (یا پایین تر) بروید باید تنفستان را برای لحظه ای کوتاه قطع کنید . مثلا وقتی می خواهید از نت 4d به نت 6b بروید ، با پایان نت 4d تنفس شما قطع می شود ، سازدهنی به سرعت جابجا می شود تا با عبور از روی سوراخ شماره 5 به سوراخ شماره 6 برسد و در این زمان است که تنفس شما دوباره از سر گرفته می شود . به تدریج یاد می گیرید تا این کار را با سرعت عملی بیشتر و در تمپوهایی بالاتر نیز انجام دهید . البته این امکان هم هست که تنفس خود را قطع نکنید ! در این صورت صدای سوراخ شماره 5 نیز به مدت کوتاهی به گوش می رسد که می توان از آن به عنوان نوعی زینت (Ornamentation) یا گلیساندو (در مواردی که فاصله دو نت مشتمل بر چندین سوراخ باشد) بهره گرفت . البته از این روش بهتر است در مواردی استفاده شود که هر دو نت از نوع دمشی یا مکشی باشند . قضیه به همان "شخصیت خاکستری" سازدهنی برمی گردد که در ابتدای این مقاله به آن اشاره کردیم ! در هر صورت لازم است که بر هر دو مهارت فوق تسلط داشته باشید تا بتوانید از هر کدام در جای خودش استفاده نمایید .

14- در طول مدت تمرین مراقب باشید تا بدنتان در حالتی درست قرار داشته باشد . بهترین حالت برای نواختن سازدهنی وضعیت ایستاده یا نشسته است . مواظب باشید که پشت شما کاملا صاف و مستقیم باشد و از خم شدن به سمت جلو خودداری نمایید . همچنین باید گردنتان را صاف نگه دارید تا سرتان به سمت پایین خم نشود .

15 – برای این که در آموزش سازدهنی پیشرفت سریع تری داشته باشید ، فقط تمرین کردن کردن به مدت طولانی کفایت نمی کند بلکه لازم است تعداد جلسات تمرین را نیز افزایش دهید . بنا براین اگر مدت زمان محدودی برای تمرینات عملی در اختیار دارید بهتر است آن را به دو یا سه جلسه روزانه تقسیم نمایید . مثلا به جای این که روزی یک بار به مدت نیم ساعت تمرین کنید ، بهتر است روزی دو بار به مدت ربع ساعت یا روزی سه بار به مدت ده دقیقه تمرین داشته باشید . یا اگر هر روز نیم ساعت تمرین داشته باشید ، بهتر از این است که یک روز درمیان به مدت یک ساعت تمرین کنید . و همچنین اگر هر روز ده دقیقه تمرین کنید بهتر از این است که هفته ای یک جلسه تمرینی یک ساعته داشته باشید .

16- معمولا به دست آوردن مهارت در نواختن تک نت ها به شیوه ای صحیح و با در نظر گرفتن تمامی مراحل بالا به چندین هفته و گاهی چندین ماه تمرین نیاز دارد . پس تا می توانید تمرین کنید و یادتان باشد که "کار نیکو کردن از پر کردن است" . بدن شما پس از مدتی کارهایی را که انجام می دهید "به خاطر می سپارد" و دفعه های بعدی راحت تر آنها را انجام می دهد. این پدیده که در بین نوازندگان با عنوان "حافظه عضلانی" (Muscle Memory) شناخته می شود زمینه شکل گیری "عادت های نوازندگی" در شما خواهد شد . پس عجله نکنید و صبور باشید !

2- روش لیپ بلاک (Lip Block) :

TiltHarp در این روش از انحنای طبیعی موجود در لب پایین برای پوشاندن سوراخ های دو طرف یک تک سوراخ استفاده می شود و لازم نیست که لب ها به اندازه روش پاکر جمع شوند. برای نواختن تک نت ها به روش لیپ بلاک، نوازنده دهانش را به اندازه سه سوراخ (یا کمتر) باز می کند و ساز دهنی را تا حد امکان به داخل دهان فرو می برد (مشابه حالتی که برای نواختن آکوردهای 3 تایی استفاده می شود). در مرحله بعد ساز دهنی را در حدود 45 درجه به طرف بالا کج می کند و اجازه می دهد تا ساز دهنی به راحتی بر روی لب پایین تکیه کند. خم کردن ساز دهنی به طرف بالا موجب می شود تا ساز دهنی بیشتر وارد دهان شود به طوری که لب بالایی معمولاً تا دو سوم درپوش بالایی (و گاهی هم بیشتر) را می پوشاند . از آنجا که در این روش سازدهنی به موازات محور افقی قرار ندارد و به سمت بالا کج (Tilt) می شود ، این روش را Tilted Embouchure نیز می نامند . این روش بیشتر برای نواختن سازدهنی دیاتونیک به کار می رود تا کروماتیک .

نکته جالب در روش لیپ بلاک این است که "انحنای طبیعی" موجود در لب پایین (که در تصویر زیر به خوبی مشخص شده است) موجب می شود تا جریان هوا فقط از سوراخ وسطی عبور کند و سوراخ های مجاور آن توسط لب پایین پوشانده (یا بلوکه) شوند. به همین خاطر ممکن است هیچ نیازی به جمع کردن لب ها نباشد و یا لازم باشد نوازنده سازدهنی لب هایش را تنها به مقدار اندکی به هم نزدیک کند . به همین دلیل برخی نوازندگان معتقدند حفره دهان که در این روش در پشت ساز دهنی شکل می گیرد قدری بزرگتر از روش پاکر (Pucker) است و صدای ساز دهنی قدری بهتر است.

LipBlock



البته توجه داشته باشید که شرط مهم تولید یک نت با روش لیپ بلاک این است که ساز دهنی به اندازه کافی وارد دهان بشود (مانند روش پاکر) تا صدای ساز دهنی از حالت آکورد یا جفت نت به حالت تک نت تغییر یاید.

نکته دیگری که باید به آن اشاره کرد این است که دو روش پاکر و لیپ بلاک ممکن است در عمل قدری با هم مخلوط شوند و نوازنده ترکیبی از این دو روش را برای نواختن تک نت ها به کار بگیرد. مثلاً ممکن است نوازنده ای عمدتاً از روش پاکر استفاده نماید ولی در عین حال قدری هم ساز دهنی را به سمت بالا کج کند یا برعکس نوازنده ای که از روش لیپ بلاک استفاده می کند قدری هم از جمع کردن لب هایش برای نواختن تک نت ها کمک بگیرد. حتی در برخی منابع از این دو روش با یک عنوان نام می برند . نام های دیگری که برای اشاره به این دو روش نوازندگی در منابع مختلف به کار رفته است عبارتند از : Lip Pursing ، Lipping و Whistle Method . هنرجویان مبتدی لازم است بدانند تمامی این واژه ها به یک مفهوم مشابه اشاره دارند که در منابع آموزشی مختلف به عنوان اصطلاحاتی معادل و هم معنی با یکدیگر به کار رفته اند .

یک تبصره : در ابتدای این مقاله گفتیم که به ندرت می توان یک قاعده و روش کلی در نوازندگی سازدهنی پیدا کرد که همیشه و توسط همه نوازندگان به یک شکل اجرا شود . به عنوان مثال با این که کج (Tilt) کردن سازدهنی به سمت بالا در بین نوازندگان سازدهنی دیاتونیک امری بسیار متداول است ، اما نوازنده اسطوره ای و بزرگی مانند سانی تری (Sonny Terry) اغلب اوقات سازش را به سمت پایین کج می کرد (تصویر پایین) . جالب و شاید هم عجیب باشد که وجود اختلاف در روش نوازندگی سازدهنی به نکاتی تا این حد پیش پاافتاده و کم اهمیت تسری یافته است ، اما مهمترین اصل و قاعده در نواختن سازدهنی این است که نوازنده بتواند صدای خوب و مناسبی را که در نظر دارد بر روی سازش به دست آورد . روش رسیدن به آن صدا در درجه دوم اهمیت قرار می گیرد !

 TiltDown



همانند روش پاکر، در روش لیپ بلاک هم برای این که صدای خوبی با سازتان تولید نمایید، لازم است که زبان را کاملاً راحت و شل (Relaxed) در کف دهان قرار دهید. در این صورت یادگیری و اجرای تکنیک بندینگ (Bending) نیز برایتان آسان تر میشود. و باز مانند روش پاکر لازم است همواره به موقعیت آرواره پایینی توجه خاصی داشته باشید تا بتوانید بهترین صدای ممکن را با سازدهنیتان تولید نمایید .

3- روش تانگ بلاک (Tongue Block)

در این روش نوازنده از زبانش برای پوشاندن (بلوکه کردن) سوراخ های اضافی استفاده می کند. برای نواختن تک نت ها به روش تانگ بلاک، نوازنده دهانش را به اندازه سه یا چهار سوراخ باز می کند و ساز دهنی را به داخل دهان فرو می برد. سپس زبانش را طوری بر روی بدنه ساز دهنی قرار می دهد که فقط سوراخ سمت راست (یا چپ) باز باشد و سایر سوراخ ها توسط زبان پوشانده شوند. برخی نوازندگان عقیده دارند صدای حاصل از نواختن ساز دهنی به این روش بهتر از دو روش قبلی است چرا که ساز دهنی بیشتر در داخل دهان قرار می گیرد. اما اگر نوازنده ای از روش پاکر یا لیپ بلاک به درستی استفاده کند، تفاوت چندان محسوسی بین صدای تک نت های اجرا شده به این روش با روش تانگ بلاک وجود نخواهد داشت. همان طور که در این نمونه صوتی که توسط Pat Missin اجرا شده تفاوت قابل توجهی بین این روش ها احساس نمی شود . با این که عوض شدن آمباشور نوازنده بین دو روش پاکر و تانگ بلاک در این نمونه به خوبی شنیده می شود ولی نمی توان نوع آمباشور به کار رفته در هر لحظه از آن را حدس زد .

TongueBlock

در واقع علت اصلی انتخاب روش تانگ بلاک برای نواختن سازدهنی استفاده از امکانات اجرایی بیشتری است که در این روش نهفته شده است ؛ امکانات و قابلیت هایی مانند نواختن فواصل اکتاو (Octave) و همچنین تکنیک هایی مانند Tongue Slap و Corner Switch که برای بسیاری از نوازندگان جذابیت ویژه و بی نظیری دارد و اغلب آنها با روش پاکر قابل اجرا نمی باشد . در مورد روش تانگ بلاک در مقالات بعدی این وب سایت بیشتر توضیح خواهیم داد .

در ادامه این مقاله به نکات مهمی اشاره می کنیم که رعایت کردن آنها در حین نواختن سازدهنی به روش پاکر / لیپ بلاک موجب بهتر شدن صدای سازدهنی می شود .

صدا و لحن مناسب (Good Tone) در نواختن سازدهنی

هدف غایی تمام نوازندگان جدی سازدهنی این است که بهترین صدای ممکن را با سازشان تولید نمایند . اگر دقت کرده باشید ، نوازندگان خوب سازدهنی قادرند حتی از یک سازدهنی معمولی صدای زیبایی درآورند و بر عکس یک نوازنده تازه کار حتی با داشتن بهترین و مرغوب ترین نوع سازدهنی نمی تواند صدای خوبی با سازش تولید کند . علت این است که نوازنده خوب از توانایی فنی و تکنیکی لازم برای تولید یک صدای خوب و دلنشین با سازدهنی برخوردار می باشد . یک نوازنده ممتاز غیر از مهارت داشتن در اجرای تکنیک های مختلف نوازندگی سازدهنی ، بر اساسی ترین مهارت نوازندگی که همانا نواختن تک نت ها به شیوه ای صحیح و تولید صدایی گرم و روشن و شفاف از سازدهنی است تسلط دارد . نوازندگان سازدهنی برای توصیف صدای گرم و رسا و پرطنین از اصطلاح Good Tone استفاده می کنند . برخی ترکیبات دیگری که به همین مفهوم به کار رفته اند عبارتند از : Warm Tone – Big Tone – Fat Tone . از واژه هایی مانند سونوریته (Sonority) و تیمبر (Timbre) نیز به مفهومی کمابیش معادل واژه تون (Tone) استفاده شده است ؛ هرچند واژه اخیر مفهوم گسترده تری دارد چرا که دو واژه نخست بیشتر به جنس صدا اشاره دارند تا حالت و لحن صدا .

به عنوان یک اصل کلی هر چه مسیر مجاری هوایی وسیع تر و فراخ تر باشد ، صدای حاصل از سازدهنی بهتر و رساتر ، قوی تر و پرطنین ترخواهد بود و بر عکس ، اگر مجاری هوایی به اندازه کافی باز نباشند صدای سازدهنی ضعیف و کم رمق می شود . گوش دادن به این سه نمونه صوتی کوتاه به درک بهتر این مفهوم کمک می نماید . در نمونه اول صدای سازدهنی اصلا خوب نیست (Bad, Thin Tone) ؛ صدایی گرفته و کم جان که نظیر آن رادر نواخته های بسیاری از نوازندگان مبتدی می توان شنید . در نمونه دوم صدای سازدهنی قدری بهتر شده و به سطحی قابل قبول رسیده است ؛ صدای ساز نوازندگان معمولی سازدهنی اغلب در همین سطح است . اما بهترین صدا را می توان در نمونه سوم شنید که صدایی بسیار گرم و پرطنین است (Big, Warm Tone) و مشخصه صدای ساز نوازندگان بزرگ است . هدف نوازنده سازدهنی باید رسیدن به چنین صدایی باشد . این مساله به خصوص در سبک بلوز از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است . فراموش نکنید که مادی واترز (Muddy Waters) چهره افسانه ای موسیقی بلوز در این مورد گفته است : Blues is Tone (بلوز یعنی صدا و لحن خوب) .

یک نکته بسیار مهم : بسیاری از نوازندگان مبتدی سازدهنی و برخی از نوازندگانی که در سطح متوسطه نوازندگی هستند ، به دلیل عدم آشنایی کافی با مفهوم Tone و گوش ندادن به آثار نوازندگان بزرگ به اهمیت این قضیه واقف نیستند . لذا برای این دسته از علاقه مندان سازدهنی بسیار لازم و ضروری است که با گوش دادن مکرر به آثار نوازندگان بزرگ سازدهنی و دقیق شدن در صدا و لحن نوازندگی آنها به تدریج گوش خود را به شنیدن آثار ممتاز بر جای مانده از نوازندگان بزرگ عادت دهند و هدف نوازندگی خود را رسیدن به بهترین صدا و لحن ممکن قرار دهند .

رسیدن به یک صدا و لحن مناسب در نوازندگی سازدهنی به عوامل زیادی بستگی دارد . هر عاملی که در نحوه نواختن نت ها و پردازش کردن و دستکاری نمودن آنها دخیل باشد می تواند بر صدا و لحن نوازندگی نیز موثر باشد . دینامیسم (Dynamism) ، جمله بندی (Phrasing) ، تزئین (Ornamentation) ، انواع ویبراتو (Vibrato) و ترمولو (Tremolo) ، استفاده از افکت های ایجاد شده با دست ها (Hand Effects) ، نواختن نت ها به شکل استاکاتو (Stacatto) یا لگاتو (Legato) و سایر ریزه کاری های فنی از جمله این عوامل هستند .

اما قبل از همه این ها لازم است که نوازنده بتواند صدای تک نت ها (Single Notes) را به بهترین نحو ممکن از سازش در بیاورد . به همین خاطر در این قسمت از مقاله به برخی اصول لازم و ضروری برای رسیدن به یک صدای خوب در زمان نواختن تک نت ها اشاره می کنیم . بهتر است هنرجویان مبتدی از همین شروع کار خود را به رعایت کردن اصول زیر عادت دهند تا بتوانند صدایی گوشنواز و دلنشین از سازشان درآورند. عدم رعایت موارد زیر منجر به تولید صدایی ضعیف و بی جان و کم رمق از سازدهنی خواهد شد که برای هیچ شنونده ای جذابیت ندارد .

1- شیوه صحیح تنفس (Breathing) در حین نواختن سازدهنی

یکی از شرایط اولیه برای تولید صدای خوب از سازهای بادی این است که نوازنده با شیوه صحیح تنفس در زمان نواختن ساز آشنا باشد . بیشتر نوازندگان مبتدی که با مفهوم "تنفس عمیق و شکمی" آشنایی ندارند ، در هنگام نواختن سازدهنی از نوعی تنفس سطحی و دهانی استفاده می کنند که منجر به تولید صدای خوبی از سازدهنی نخواهد شد . اشتباه این دسته از نوازندگان این است که فکر میکنند برای نواختن سازدهنی باید "به داخل آن فوت کنند" همان طوری که مثلا به داخل یک بادکنک فوت می کنند یا برای خاموش کردن یک شمع به آن فوت می کنند . در این موارد تلاش تنفسی برای بیرون راندن هوا از حفره دهان شروع می شود به این ترتیب که لب ها منقبض شده و به شکل غنچه در می آیند ، گونه ها (لپ ها) به سمت بیرون پف می کنند و جریان هوایی باریک با فشار نسبتا زیاد از خلال یک منفذ کوچک شکل گرفته در بین لب ها خارج می شود . معمولا تکنیک نادرست تنفس در این نوازنده ها با آمباشور نادرست نیز همراه می شود .

Breathing اما جریان هوای تنفسی در حین نواختن سازدهنی نباید به این شکل تصور شود ! شیوه صحیح و اصولی نفس کشیدن در هنگام نواختن سازدهنی را با نام تنفس عمیق ، شکمی یا دیافراگمی می شناسند . دیافراگم (Diaphragm) عضله ای است گنبدی شکل که در زیر ریه ها قرار گرفته و آنها را از حفره شکم و محتویات آن جدا می کند . دیافراگم عضله اصلی مسوول تنفس در انسان است به طوری که فلج شدن این عضله (در اثر عواملی مانند بیماری های درگیرکننده اعصاب و عضلات ، ضربه یا داروها و سموم مختلف) می تواند موجب ایست تنفسی و مرگ انسان شود . نحوه کار این عضله به این شکل است که در زمان دم (Inspiration) منقبض شده و به سمت پایین حرکت می کند تا فضای کافی برای انبساط ریه ها و داخل شدن هوا به داخل آنها فراهم شود . از طرف دیگر انقباض این عضله و پایین رفتن آن با فشاری که بر محتویات شکم در زیر دیافراگم وارد می کند موجب بیرون زدگی جدار شکم می شود که می توانید این حرکت شکم را در حین یک دم عمیق با نگاه کردن به آینه مشاهده نمایید . در مرحله بازدم (Expiration) مراحل فوق عکس می شوند یعنی با بالا رفتن دیافراگم هوای ریه ها به خارج از بدن تخلیه می شود و همزمان جدار شکم به سمت داخل بر می گردد . اگر یک بازدم عمیق انجام دهید می بینید که جدار شکم حتی ممکن است به سمت داخل فرورفتگی پیدا کند .

برای این که حرکات شکم را در حین تنفس به خوبی ببینید بهتر است مترصد فرصتی باشید تا بتوانید یکی از اعضای خانواده یا دوستانتان را در حال خواب تماشا نمایید : در این حالت اگر شخصی به پشت خوابیده باشد به وضوح می توانید ببینید که جداره شکمش هماهنگ با مراحل دم و بازدم به سمت بیرون یا داخل حرکت می کند . حالا نوبت خودتان است ! روی زمین به پشت دراز بکشید ، دستهایتان را بر روی شکم قرار دهید و خیلی آرام و عمیق نفس بکشید . با توجه به این که در زمان نواختن سازدهنی تنفس عمدتا از راه دهان انجام می شود (و نه از راه بینی!) سعی کنید در حین انجام این تمرین دهانتان باز باشد و از طریق دهان نفس بکشید . به نحوه حرکت کردن دست هایتان دقت نمایید که چطور در مرحله دم به سمت بالا می آیند و در فاز بازدم پایین می روند . با چند بار انجام دادن این تمرین به شناخت و خودآگاهی مورد نیاز برای استفاده آگاهانه از تنفس عمیق شکمی دست پیدا می کنید . حالا می توانید این نوع تنفس را در حالت نشسته یا ایستاده تمرین کنید . دقت کنید که د ر حین این تمرین قفسه سینه و شانه هایتان ثابت باشند و فقط بر حرکات دیواره شکم متمرکز باشید .

نوع مطلوب تنفس در حین نواختن سازدهنی همین تنفس شکمی است ولی بسیاری از ما ممکن است به دلیل نا آشنایی با آن اشتباها از تنفس سینه ای یا شانه ای استفاده نماییم یعنی موقعی که هوا را به داخل ریه ها فرو می بریم به جای این که دیواره شکم بیرون بزند دیواره قفسه سینه متسع می شود و یا شانه ها بالا می روند . آیا تا به حال به طرز نفس کشیدن افرادی که دچار استرس یا نگرانی حاد و شدیدی شده اند دقت کرده اید؟ معمولا این افراد به شدت نفس نفس می زنند و شانه هایشان بالا و پایین می رود یا قفسه سینه شان هم به سمت خارج و داخل حرکت می کند . همین وضعیت در مورد دوندگان آماتور نیز صادق است . اما وقتی که به اجراهای تصویری نوازندگان بزرگ دقت نمایید می بینید که در اکثر اوقات شانه هایشان ثابت است . مثلا اگر به این اجرای تصویری از سانی تری (Sonny Terry) که در مقاله کاربرد سازدهنی در سبک های مختلف موسیقی معرفی کردیم نگاه کنید متوجه می شوید که شانه هایش ثابت است و هیچ حرکتی ندارد . در واقع نوازندگان سازدهنی در حالت عادی صرفا از تنفس شکمی استفاده می کنند و تنفس سینه ای یا شانه ای را برای مواقعی که ممکن است نفس کم بیاورند ذخیره می کنند . به همین خاطر لازم است تا با کمی تمرین و تلاش خودآگاهانه کاری کنید تا تنفستان در زمان نواختن سازدهنی از نوع شکمی باشد .

اما چرا لازم است در زمان نواختن سازدهنی از تنفس شکمی استفاده شود ؟! دلیل اصلیش این است که سازدهنی بر خلاف بعضی از سازهای دیگر از بدنه اش برای تقویت صدای خود بهره نمی گیرد . مثلا در یک گیتار آکوستیک (از نوع Hollow Body ) فضایی توخالی در زیر سیم های گیتار وجود دارد که صدای حاصل از ارتعاش سیم های آن را تقویت می کند . یا در ساکسفون ارتعاشات صوتی حاصل از زبانه (Reed) ساز از خلال ستون بلندی از هوا در طول بدنه ساز حرکت کرده و به بیرون منتقل می شود . این تقویت صوتی به دست آمده از یک فضای توخالی را اصطلاحا رزونانس (Resonance) می نامند . اما سازدهنی با توجه به ابعاد بسیار کوچکی که دارد از داشتن چنین ابزار یا امکانی برای تقویت صدای خود بی بهره است . در عوض سازدهنی می تواند از "نوازنده" اش به عنوان نوعی جعبه تقویت صدا استفاده نماید : در پشت سازدهنی ستونی از هوا وجود دارد که به صورت بالقوه می تواند از حفره دهان تا اعماق ریه ها امتداد داشته باشد . هر بار که یک زبانه یا تیغه (Reed) سازدهنی به صدا در می آید ارتعاشات منشا گرفته از حرکت زبانه سازدهنی این ستون هوا را هم به حرکت در می آورد . طبیعتا هر چه این ستون هوا بزرگتر باشد ارتعاشات صوتی تا مسیر دورتری پیش رفته و رزونانس بیشتری حاصل می شود . اگر تنفس نوازنده عمقی باشد و از دیافراگم منشا گرفته باشد ستون هوای مذکور از پشت سازدهنی تا اعماق ریه ها امتداد خواهد داشت و به این ترتیب صدایی قوی و پرطنین از سازدهنی ایجاد می شود . و بر عکس می توان گفت که بدترین نوع تنفس وقتی است که تلاش تنفسی از ناحیه دهان شروع شود چر اکه این نوع تلاش سطحی کمترین رزونانس و ضعیف ترین صدای سازدهنی را به دنبال خواهد داشت . در روش "فوت کردن به داخل سازدهنی" جریان هوایی باریک و پرفشار از پشت لب ها به داخل سازدهنی تزریق می شود که هیچ رزونانسی ندارد در حالی که در روش "تنفس عمیق و شکمی" لب ها و دهان نوازنده به منزله تونل و گذرگاهی هستند که جریان هوای منشا گرفته از اعماق ریه ها را با رزونانسی فوق العاده از درون سازدهنی عبور می دهند .

برای این که تفاوت عینی موجود بین دو روش تنفس سطحی-دهانی و عمقی-شکمی را بهتر متوجه شوید کف دستتان را در فاصله کمی از دهانتان نگه دارید و احساسی را که بعد از خارج کردن هوا به این دو روش در کف دستتان ایجاد می شود ، با یکدیگر مقایسه نمایید : در روش "تنفس سطحی و دهانی" جریان هوایی باریک تر و با فشار زیادتر در مرکز دست احساس می شود که موجب "خنک شدن" کف دست می شود . اما جریان هوای حاصل از روش "تنفس عمیق و شکمی" به کل این ناحیه منتشر می شود ، آرام و بدون فشار است و موجب "گرم شدن" کف دست می شود . تا به حال چیزی در مورد "نفس گرم نوازنده" شنیده بودید ؟! نفسی گرم و پرطنین با رزونانس فوق العاده !!!

2- وضعیت مناسب بدن (Good Posture)

برای تولید یک صدای خوب با سازدهنی لازم است که بدن در وضعیت مناسبی برای نفس کشیدن قرار داشته باشد . وضعیت ایستاده یا نشسته بهترین وضعیت برای نواختن سازدهنی است به شرطی که پشت نوازنده کاملا صاف و مستقیم باشد و از خم شدن آن به سمت جلو اجتناب شود چرا که این امر مانع از نفس کشیدن صحیح و عمیق می شود . گردنتان را صاف نگه دارید و مراقب باشید سرتان به طرف پایین خم نشود .

3- فراهم کردن مسیری بزرگ و وسیع برای عبور جریان هوا

اساس تولید صوت در سازدهنی بر پایه عبور هوا از داخل سازدهنی و همچنین از درون بدن نوازنده بنا شده است . مسیر عبور هوا در داخل بدن نوازنده از حفره دهان شروع می شود و از طریق حلق ، حنجره ، نای و سایر مجاری هوایی بزرگ و کوچک تا اعماق ریه ها ادامه پیدا می کند . هر چه این مسیر باز تر و فراخ تر باشد ارتعاش مولکول های هوا در آن قوی تر و صدای حاصل از نواختن ساز هم قوی تر و رسا تر خواهد بود . بنا بر این بسیار مهم است که نوازنده سازدهنی بزرگ ترین و وسیع ترین مجرای عبور هوا را از داخل بدن خود فراهم نماید تا صدای سازش صدایی بهتر و گرم تر باشد .

همان طور که در توضیحات ارائه شده در مورد روش پاکر (Pucker) خواندید ، نوازنده سازدهنی برای رسیدن به این منظور لازم است همواره به پنج عامل زیر توجه ویژه ای داشته باشد :

1- موقعیت زبان در داخل دهان : زبان نوازنده باید کاملا آرام و راحت (Relaxed) در کف دهان قرار بگیرد تا از انسداد ناخواسته مسیر عبور هوا جلوگیری نماید . درتصاویر زیر می توانید دو وضعیت درست و نادرست زبان را در حین نواختن سازدهنی مشاهده نمایید .

TonguePosition

در تصویر سمت راست زبان نوازنده کاملا در کف دهان مستقر شده و مسیر عبور جریان هوا از داخل دهان کاملا باز است . اما در تصویر سمت چپ زبان نوازنده به سمت بالا منحرف شده و مجرای عبور هوا را تنگ و کوچک ساخته است . نواختن سازدهنی در این حالت صدایی کم عمق و کم رمق ایجاد می کند و از آن بدتر ممکن است موجب بند (Bend) شدن ناخواسته تک نت مربوطه گردد .

2- موقعیت فک تحتانی : نوازندگان سازدهنی باید همواره در خاطر داشته باشند که پایین دادن فک تحتانی می تواند تاثیر شگرفی بر صدا و لحن سازشان داشته باشد . این کار با افزایش فاصله دندان های فک تحتانی و فوقانی مجرای بزرگ تری برای عبور هوا فراهم می کند و همچنین فرو بردن سازدهنی را به فضای داخل دهان تسهیل می نماید . در تصویر زیر می توانید ببینید که فک تحتانی نوازنده بزرگی به نام چارلی ماسل وایت (Charlie Musselwhite) تا چه حد به طرف پایین رفته است .

MusselwhiteJaw



3- موقعیت لب ها نسبت به سازدهنی : همان طوری که قبلا گفتیم ، یک اشتباه رایج در بین نوازندگان مبتدی این است که تصور می کنند برای نواختن سازدهنی باید "دهان را بر روی سازدهنی قرار داد" در حالی که در واقع "این سازدهنی است که به داخل دهان فرو می رود" ! وقتی سازدهنی به داخل دهان برده می شود سطح تماس لب ها با درپوش های سازدهنی بیشتر می شود و این مساله منجر به بهتر شدن صدای سازدهنی می شود . معمولا لب بالایی باید حداقل نیمی از سطح درپوش بالایی سازدهنی را بپوشاند ودر مواردی ممکن است کل در پوش بالایی به داخل دهان رانده شود (به ویژه در حین نواختن فاصله اکتاو) . کج (Tilt) کردن سازدهنی به طرف بالا از این نظر مفید است چرا که سطح تماس لب ها را با سازدهنی افزایش می دهد .

PuckerLips

همان طور که در تصویر بالا مشخص است ، لب بالایی نوازنده تقریبا به طور کامل درپوش بالایی سازدهنی را پوشانده است و برای این کار از کج کردن سازدهنی به سمت بالا نیز کمک گرفته شده است . همچنین به موقعیت فک تحتانی نوازنده در تصویر فوق دقت نمایید که به خوبی به سمت پایین هدایت شده است .

یک تبصره و یک توضیح : در ابتدای این مقاله گفتیم که نوازندگان سازدهنی کروماتیک به خاطر ابعاد بزرگتر این نوع سازدهنی در مقایسه با سازدهنی دیاتونیک ، کمتر می توانند آن را به داخل حفره دهان وارد نمایند و لب ها تماس ناچیزی با سطح درپوش های سازدهنی دارند . اما توجه داشتن به سایر عواملی که در تولید صدای خوب از سازدهنی نقش دارند (به ویژه پایین بردن فک تحتانی و خواباندن زبان در کف دهان) می تواند وجود صدایی گرم و دلنشین را برای هر نوازنده ای تضمین نماید . به عنوان نمونه در تصویر زیر کاملا مشخص است که مارک هامل (Mark Hummel) فک تحتانیش را به خوبی به سمت پایین برده است تا بتواند بهترین صدای ممکن را از سازش به دست آورد .

HummelChrom



علاوه بر سه عامل فوق ، توجه داشتن به دو مساله دیگر هم می تواند نوازنده را در جهت رسیدن به بهترین صدای ممکن یاری نماید :

4- وضعیت حلق و حنجره : برای این که مسیر عبور جریان هوا کاملا باز باشد لازم است که حلق (Throat) و حنجره (Larynx) نوازنده هم در حالتی باز قرار داشته باشند . نوازندگان مبتدی لازم است به این قسمت از مجرای عبور هوا توجه ویژه ای داشته باشند و گر نه ممکن است به علت انقباض های ناخواسته ای که در این قسمت رخ می دهد و خود نوازنده هم از آن اطلاع ندارد ، نتوانند به صدا و لحن مناسبی در نوازندگی سازدهنی دست یابند .

برای آشنایی بهتر با وضعیت حلق و حنجره ، مواقعی را به یاد آورید که برای معاینه گلو و حلقتان به نزد یک پزشک می روید . در این حالت پزشک معالج برای دیدن ته حلقتان از شما می خواهد که دهانتان را باز کنید و با صدای بلند بگویید "آ آ آ آ آ" یا "ها ها ها ها " . و در مرحله بعد ممکن است با گذاشتن یک آبسلانگ (تیغه ای چوبی شبیه به چوب بستنی) بر روی زبانتان آن را به کف دهان فشار دهد . هیچ وقت فکر کرده اید که هدف از انجام این کارها چیست ؟ وقتی که شما حرف "آ" یا (ترجیحا) "ها" را به صورت کشیده ادا می نمایید ، کام نرم به صورت خودکار به سمت بالا حرکت می کند (در مورد کام نرم بعدا توضیح بیشتری می دهیم) ، ریشه زبان به سمت پایین می رود و مسیر حلق و حنجره باز می شود به طوری که کل ساختمان حلق و لوزه های دو طرف آن برای پزشک قابل رویت می شود . برخی افراد ممکن است نتوانند زبانشان را به خوبی در کف دهانشان بخوابانند (احتمالا این دسته از بیماران با نواختن سازدهنی میانه ای نداشته اند!) و به همین خاطر پزشک ناچار است با کمک یک آبسلانگ زبان بیمار را در کف دهان بخواباند تا جلوی دیدش گرفته نشود .

برای درک بهتر مراحل فوق کافی است یک آینه کوچک را در زیر یک نور مناسب در جلوی دهانتان قرار دهید و با گفتن صدای "آ" یا (ترجیحا) "ها" به صورت بلند و کشیده به تغییراتی که در داخل دهانتان ایجاد می شود نگاه کنید . اگر بتوانید همزمان ریشه زبان (یعنی قسمت عقبی زبان) را به سمت پایین و عقب بکشید ، بیشتر با مفهوم باز بودن حلق آشنا می شوید .

5- موقعیت کام نرم (Soft Palate) : سقف دهان یا همان کام (Palate) از دو قسمت تشکیل می شود : یک قسمت استخوانی در جلو که به کام سخت (Hard Palate) معروف است و یک قسمت عضلانی در عقب که به نام کام نرم (Soft Palate) شناخته می شود و در انتها به یک برآمدگی در خط وسط موسوم به زبان کوچک (Uvula) ختم می شود . کام سخت قابلیت تحرک ندارد و همیشه در جای خود ثابت است اما کام نرم با واسطه عضلات کوچک و ظریفی که در خود دارد می تواند در جهت بالا یا پایین حرکت نماید .

اگر نوازنده بتواند با استفاده از عضلات کام نرم آن را به سمت بالا جابجا نماید ، مسیر فراخ تری برای عبور جریان هوا از داخل دهان مهیا می کند که منجر به بهتر شدن صدای سازدهنی می شود . فایده دیگری که این کار دارد این است که بالا بردن کام نرم موجب بسته شدن سوراخ های خلفی حفره بینی می شود که در حالت عادی از طریق فضای پشت کام نرم و زبان کوچک با حفره دهان ارتباط دارند . قطع ارتباط بین این دو حفره از تبادل هوا بین دهان و بینی و نشت ناخواسته و ناآگاهانه هوا در حین نوازندگی جلوگیری می کند و به کنترل بهتر نفس نوازنده کمک می نماید . البته لازم به ذکر است که مهارت کنترل کام نرم قدری دشوارتر از چهار عامل قبلی است و کنترل ارادی و آگاهانه آن ممکن است همیشه عملی نباشد . هستند نوازندگان بسیار خوبی که بر این مهارت تسلط ندارند یا آن را چندان جدی نمی گیرند . اما شکی نیست که تسلط یافتن بر این مهارت شما را در نواختن بهتر سازدهنی یاری می نماید .

یک ترفند عملی : خمیازه بکشید !!!

برای این که درک بهتری از عوامل پنجگانه فوق پیدا کنید ، می توانید جلوی یک آینه بایستید و با تقلید از حالت خمیازه کشیدن به تغییراتی که در لب ها ، دهان و حلق شما ایجاد می شود با دفت نگاه کنید . تغییرات زیر به دنبال یک خمیازه عمیق – که بهتر است با گفتن "ها" به شکل بلند و کشیده همراه باشد - قابل مشاهده اند :

1- لب ها از هم فاصله می گیرند و فضایی بینشان شکل می گیرد که شبیه به یک "بیضی با قطر عمودی بزرگتر" می باشد
2- فک تحتانی پایین می رود و فاصله بین دو ردیف دندان بالا و پایین بیشتر می شود
3- ریشه زبان (قسمت عقبی زبان) به سمت پایین و عقب کشیده می شود
4- کام نرم به سمت بالا می رود
5- مهمتر از همه : مسیر حلق و حنجره باز تر می شود

از آنجا که مفهوم "باز بودن مسیر حلق و حنجره" برای نوازندگان مبتدی قدری دشوار به نظر می رسد ، تمرین خمیازه کشیدن می تواند ما را به درک بهتری از این موضوع برساند . به خصوص اگر در حین تمرین به قوه بینایی اکتفا نکنیم و حس های دیگرمان را هم به کار بگیریم : قبل از این که خمیازه بکشید مقداری هوا را به داخل دهان بکشید و به تغییراتی که با این کار در میزان دمای مخاط های دهانتان ایجاد می شود دقت کنید . از آنجا که مخاط های دهان و حلق در حالت طبیعی مخاط هایی مرطوب هستند ، عبور جریان هوا از روی آنها موجب تبخیر سطحی آب موجود بر روی سطح آنها شده و نوعی احساس خنکی در مخاط زبان و کام نرم و حلق شما ایجاد می کند . حالا اگر یک خمیازه عمیق بکشید احساس خنکی بیشتری در ناحیه حلق و پایین تر از آن – که به حنجره منتهی می شود – خواهید داشت . این مساله نشان می دهد که خمیازه کشیدن شما منجر به باز شدن مسیر حلق و حنجره و عبور جریان هوایی بیشتر از آن شده است . به همین ترتیب می توان در هنگام نواختن سازدهنی مسیر حلق و حنجره را باز نگه داشت تا جریان هوای بزرگتری قادر به تردد از آن باشد و رزونانس مجاری هوایی بیشتر شود .

4- زبان زدن (Tonguing) و ادا کردن حروف (Articulation) به داخل سازدهنی

زبان زدن (Tonguing) از تکنیک های رایج در بین نوازندگان سازهای بادی است که برای تاکید بیشتر بر شروع یک نت ، سر و شکل دادن به یک نت خاص و متمایز کردن نت ها از یکدیگر اجرا می شود . برای اجرای این تکنیک نوازنده در زمان شروع یک نت زبانش را به مدت کوتاهی در تماس با سقف دهان قرار می دهد و به سرعت تماس برقرار شده را قطع می نماید . به این ترتیب وقتی زبان در تماس با سقف دهان قرار می گیرد عبور جریان هوا از داخل دهان در کسری از ثانیه متوقف می شود (چون زبان نوازنده مسیر عبور هوا را به طور کامل مسدود می کند!) و هنگامی که زبان به کف دهان برمی گردد ، باز شدن ناگهانی مسیر عبور هوا منجر به نوعی تاکید شنیداری خاص در شروع نت مربوطه می شود که علاوه بر تاکید بیشتر بر شروع آن نت ، سر وشکل خاصی هم به آن می دهد (بسته به نوع تکنیک به کار رفته برای آرتیکولیشن) و موجب تمایز آشکار آن از سایر نت ها شده و اجرای ملودی مورد نظر را از حالت یکنواختی خارج می کند . در واقع ، نواختن سازدهنی فقط فوت کردن به داخل ساز نیست ! بلکه نوازنده باید با به کار گرفتن عضله موثر و پرکاری به نام زبان ، برای ساختن و پرداختن نت های مختلف و رسیدن به حالت های اجرایی و رنگ های صوتی گوناگون بهره بگیرد .

نحوه اجرای این نکنیک یادآور حرکاتی است که در حین ادا کردن حروف مختلف در زبان ایجاد می شود . در واقع بسته به این که زبان نوازنده با کدام قسمت از سقف دهان برخورد نماید تاکید شنیداری خاصی که در ابتدای هر نت می شنویم متفاوت خواهد بود . به همین خاطر برای توصیف این حالت از اصطلاح آرتیکولیشن / آرتیکولاسیون (Articulation) نیز استفاده شده است که به مفهوم تلفظ یا ادا کردن حروف و سیلاب های مختلف به داخل سازدهنی می باشد . آرتیکولیشن های مختلفی در مورد سازدهنی به کار می رود که هر کدام از آنها از دو قسمت مجزا تشکیل شده اند : یک حرف بی صدا یا صامت (Consonant) و یک بخش صدادار یا مصوت (Vowel) از نوع کشیده . مثلا با ترکیب کردن حرف صامت "ت" و سه مصوت کشیده ای که می شناسیم می توان سه نوع آرتیکولیشن مختلف ساخت : تا – تی – تو . تلفظ هر یک از این سه نوع آرتیکولیشن به داخل سازدهنی صدایی متفاوت به تک نت مورد نظر می بخشد . سه حرف صامت دیگر که کاربرد بیشتری در بین نوازندگان سازدهنی دارند عبارتند از حروف "د" و "ک" و "گ" (که این آخری کمتر رایج است و دومی بیشتر برای نواختن آکورد یا نت های بند شده به کار می رود) . به این ترتیب انواع مختلفی از آرتیکولیشن ها قابل اجرا هستند :

Taa – Tee – Too

Daa – Dee – Doo

Kaa – Kee – Koo

Gaa – Gee – Goo


در بین آرتیکولیشن های فوق دو مورد اول از قسمت جلویی دهان ادا می شوند و دو مورد آخر از قسمت های خلفی تر دهان . یعنی مخرج حرف "ت" از همه جلوتر و به زبانه های سازدهنی نزدیک تر است و به همین خاطر با استفاده از این حرف می توان حمله سریع تر و محکم تری را به نت ها تدارک دید . به یک نمونه از آرتیکولیشن Ta گوش دهید . برعکس ، مخرج حرف "گ" از بقیه حروف عقب تر است و حمله به ابتدای نت ها با آن کندتر و ملایم تر خواهد بود . همان طوری که در این نمونه صوتی نتیجه حاصل از آرتیکولیشن Ga را می توانید بشنوید .

نوازندگان مبتدی بهتر است آموزش زبان زدن و آرتیکولیشن را با حرف "ت" که ساده تر از بقیه است شروع کنند و در ادامه به سراغ حروفی مانند "ک" و "گ" بروند . در ضمن برخی نوازندگان سازدهنی توصیه کرده اند که بهتر است زبان زدن را با نت های مکشی (Draw Notes) امتحان کنید و برای نت های دمشی (Blow Notes) بدون زبان زدن و تنها از حمله دیافراگمی با استفاده از سیلاب Ha استفاده نمایید ؛ همان طوری که در دو نمونه صوتی فوق برای نت های دمشی (دو نت آخر) به این شیوه عمل شده است .

چند نکته مهم در مورد آرتیکولیشن :

1- در زمان اجرای آرتیکولیشن تنفس نوازنده قطع نمی شود ! جریان هوای دم یا بازدم ادامه دارد و این زبان است که به صورت موقتی آن را قطع می کند . استفاده از عضله زبان به جای دیافراگم برای کنترل جریان هوا به صرفه جویی در وقت و انرژی شما منجر خواهد شد . ضمن این که حرکات زبان می تواند بسیار سریعتر از حرکات دیافراگم باشد .

2- نکته مهمی که در حین اجرای انواع مختلف آرتیکولیشن باید در نظر داشته باشید این است که ممکن است اجرای این تکنیک منجر به بند (Bend) شدن ناخواسته نت ها شود . به عنوان مثال در این نمونه صوتی می توانید بشنوید که انجام دادن آرتیکولیشن به شیوه ای نادرست موجب شده تا شروع نت ها با قدری بند شدن ناخواسته همراه گردد . برای اجتناب از این مشکل لازم است حرکات زبان را با سرعت و چالاکی خاصی انجام دهید تا زمان مسدود شدن جریان هوا به حداقل برسد . همچنین داشتن سرعت عمل کافی در حین زبان زدن ، جلوی از ضرب افتادن نت ها را می گیرد و موجب می شود که بتوانید هر نتی را درست در زمان مخصوص خودش اجرا نمایید .

3- نت هایی که با دمیدن هوا به داخل سازدهنی به صدا در می آیند (Blow Notes) کمتر از نت های مکشی (Draw Notes) به انواع مختلف آرتیکولیشن جواب می دهند و ممکن است صدای حاصل از تلفظ برخی اصوات به داخل سازدهنی قابل شنیدن باشد . به همین خاطر در بسیاری از اوقات از زبان زدن برای نواختن این نت ها خودداری می شود و صرفا از ادا کردن سیلاب Ha برای اجرای این نت ها استفاده می شود . در این نمونه صوتی نحوه استفاده از این روش برای هر دو نوع مکشی و دمشی (دو نت آخر) به خوبی مشخص شده است . "ها کردن" به داخل سازدهنی در واقع به معنای بالا بردن موقتی فشار هوای دمی است که بدون استفاده از زبان و با انقباض سریع عضله دیافراگم صورت می گیرد . البته در مواردی که بخواهید بر روی چند نت دمشی پشت سر هم و با سرعتی بالا آرتیکولیشن اجرا نمایید ، طبیعتا بهتر است که از زبانتان برای این کار استفاده نمایید .

4- همان طور که می توان با زبان زدن در ابتدای هر نت شروع آن را از بقیه نت ها متمایز کرد ، در مورد نت های استاکاتو (Stacatto) می توان به همین روش پایان آن نت ها را نیز به شکلی مشخص و مجزا درآورد . استفاده از آرتیکولیشن هایی مانند Dat یا Dit برای این منظور مفید است .

5- انواع مختلف آرتیکولیشن را که در اینجا معرفی کردیم می توان هم در هنگام نواختن آکورد و هم در زمان اجرای تک نت ها به کار گرفت . توجه داشته باشید که در حین نواختن یک آهنگ هیچ الزامی وجود ندارد که نوازنده صرفا از یک نوع آرتیکولیشن خاص استفاده نماید بلکه می تواند برای هر نتی از یک نوع آرتیکولیشن خاص استفاده نماید . مثلا ممکن است نوازنده ای برای اجرای چند نت متوالی به ترتیب از آرتیکولیشن های زیر استفاده نماید :

Too – Ka – Ta – Dee – Ta – Ka – Too - Ka


این که در هر لحظه از کدام نوع آرتیکولیشن استفاده شود (یا اصلا یک نت را بدون آرتیکولیشن اجرا نمود) بستگی به ذوق و سلیقه شخصی نوازنده و نوع خاص صدایی دارد که می خواهد با سازش تولید نماید . ملاک اصلی در این زمینه تجربه و سلیقه شخصی نوازنده است . برخی نوازندگان حرفه ای سازدهنی از این توانایی برخوردارند که با گوش دادن به صدای ساز زدن یک نوازنده ، نوع آرتیکولیشن هایی را که توسط وی به کار می رود تشخیص دهند . شما هم با مدتی تمرین و کسب تجربه می توانید به این قدرت تشخیص برسید . در اینجا می توانید به یک نمونه صوتی گوش دهید که در آن یک عبارت واحد با سه نوع آرتیکولیشن مختلف (به ترتیب : ها و گا و تا) اجرا شده است .

علاقه مندان به کسب اطلاعات بیشتر در مورد انواع آرتیکولیشن و طرز کاربرد آنها می توانند به وب سایت J.P. Allen مراجعه نمایند .

5- تکنیک دیپ بند (Dip Bend) یا اسکوپ (Scoop)

این تکنیک از تکنیک های رایج و متداول در سبک بلوز است و به مفهوم اعمال نوعی بندینگ (Bending) مختصر و کوتاه مدت در شروع یک نت می باشد . این تکنیک به قدری در سبک بلوز متداول شده است که می توان آن را نوعی آرتیکولیشن در نظر گرفت یعنی روشی خاص برای شروع تک نت ها که با کمک گرفتن از حرکات زبان انجام می شود . به همین خاطر مناسب است که بعد از معرفی کردن انواع مختلف آرتیکولیشن ، قدری هم در مورد این تکنیک توضیح دهیم . برای آشنایی بیشتر با نوع صدای حاصل از این تکنیک می توانید به این نمونه کوتاه گوش دهید (بخشی از آهنگ Blowin’ The Fuses با اجرای Sonny Terry ) . سه نت اولی که می شنوید در زمان شروع مختصری بند (Bend) می شوند و سپس به سرعت به نت اصلی که حالت بند شده ندارد برمی گردند . نمونه دیگری که در اینجا می شنوید تمپوی بالاتری دارد و باز هم استفاده از تکنیک دیپ بند برای نواختن 3 نت اول را به خوبی نشان می دهد (بخشی از آهنگ Goodbye Little Girl با اجرای Gary Primich ) .

این تکنیک بیشتر در بین نوازندگان سازدهنی دیاتونیک رایج است و بر روی نت هایی اجرا می شود که از قابلیت بندینگ (Bending) برخوردار باشند یعنی نت های 1Draw-6Draw و نت های 7Blow-10Blow در یک سازدهنی دیاتونیک استاندارد . در بین نوازندگان سازدهنی کروماتیک هم این تکنیک طرفداران خاص خودش را دارد و به عنوان نمونه می توان از استیوی واندر (Stevie Wonder) نام برد که از این تکنیک زیاد استفاده می کند . اجرای تکنیک دیپ بند موجب می شود که فرکانس تک نت مورد نظر در زمان شروع قدری بم تر از نت اصلی باشد (معمولا در حد ربع پرده ، قدری کمتر یا بیشتر) و در زمان کوتاهی (معمولا 1/6 ضرب ، قدری کمتر یا بیشتر) به فرکانس اصلی باز گردد . این که نت مورد نظر تا چه اندازه بم شود و مدت زمان اختصاص یافته به آن چقدر باشد ، تا حد زیادی تابع سلیقه نوازنده است و از قاعده و قانون خاصی پیروی نمی کند .

نکته جالب در اجرای این تکنیک آن است که نوازنده برای بند (Bend) کردن بخش ابتدایی نت مورد نظرش لازم نیست زبانش را در حالت به کار رفته برای اجرای تکنیک بندینگ بر روی همان نت قرار دهد ! یعنی این طور نیست که نوازنده نتی را به مدت بسیار کوتاهی بند کند و به سرعت به حالت بدون بند (Unbent) برگردد بلکه برای اجرای این تکنیک از نوعی آرتیکولیشن مخصوص که به Twa یا Dwa تشبیه شده است کمک می گیرد . برای درک بهتر موضوع چندین بار واژه های فوق را به آرامی تلفظ نمایید و سعی کنید به موقعیت زبانتان در داخل دهان و تغییرات آن در حین ادا نمودن این سیلاب ها دقت داشته باشید :

- در بخش ابتدایی این سیلاب زبان شما به طرف "سقف دهان" حرکت می کند و با تنگ کردن مجرای عبور هوا موجب پایین تر رفتن فرکانس تک نت مربوطه می شود .

- در بخش دوم این سیلاب زبان شما به سرعت پایین می رود و به "کف دهان" نزدیک می شود . به این ترتیب مجرای عبور هوا کاملا باز می شود و تک نت مزبور به روشنی و وضوح قابل شنیدن است ، بدون این که اثری از بندینگ در آن باقی مانده باشد .

پس از این که از نحوه حرکات زبان در دو مرحله متفاوت این تکنیک آگاهی پیدا کردید ، نوبت به آن می رسد که آن را بر روی سازدهنی تمرین نمایید . بهتر است تمرین این تکنیک را با نت های مکشی و با نت 4Draw اغاز نمایید . نحوه حرکات زبان در حین اجرای نت های مکشی دقیقا مشابه حالتی است که در باره نحوه تلفظ سیلاب های Twa و Dwa عنوان کردیم و تنها تفاوت آن در این حالت تغییر در جهت جریان هوا می باشد . ناگفته پیدا است که وجود حروف T و D در ابتدای این سیلاب ها نوعی تاکید و آرتیکولیشن خاص هم به شروع نت می بخشد که به جذاب تر شدن اجرای شما کمک می کند . بدیهی است که با حذف حروف صامت T و D و استفاده از سیلاب دو بخشی oo-wa می توان تکنیک دیپ بند را بدون تاکید و زبان زدن نیز اجرا نمود . همچنین از سیلاب های دیگری مانند ya یا ee-ya (با یا بدون حروف صامت T و D ) نیز می توان برای اجرای این تکنیک استفاده کرد . کافی است خودتان هر کدام از این سیلاب های پیشنهادی را امتحان کنید و ببینید کدامشان بیشتر به کارتان می آید .

در اینجا می توانید به یک نمونه از کاربرد سیلاب ya برای اجرای تکنیک دیپ بند بر روی نت 3Draw گوش دهید که با یک سازدهنی دیاتونیک ده سوراخه در گام D اجرا شده است . پس از آن که توانستید این سیلاب را به خوبی تلفظ نمایید ، سعی کنید آن را در حالت مکش (فرو بردن هوا به داخل ریه ها) هم ادا نمایید و آنگاه آن را بر روی یک سازدهنی اجرا نمایید . هر سه مرحله فوق به روشنی در نمونه صوتی بالا شنیده می شود .

نمونه دیگری که در اینجا می شنوید ، کاربرد سیلاب Twa را برای اجرای تکنیک مزبور نشان می دهد . در اینجا هم مانند نمونه صوتی قبلی ، ابتدا نوازنده سیلاب Twa را تلفظ می کند ، سپس آن را در حالت مکش ادا می کند و در نهایت آن را بر روی نت های 3Draw – 2Draw – 1Draw – 4Draw - 3Draw اجرا می نماید . همان طور که می شنوید به خاطر وجود حرف T در ابتدای این سیلاب تک نت های مزبور از تاکید بیشتری در زمان شروع برخوردار می باشند .

همان طور که در ابتدای این مقاله گفتیم ، در منابع آموزشی مختلف ممکن است از یک تکنیک واحد با اسامی متفاوتی نام برده شود . اسامی دیگری که برای تکنیک دیپ بند (Dip Bend) در منابع مختلف ذکر شده است از این قرار است :

Dip – Scoop – Light Bend – Slight Bend – Slide Up


در صورتی که در حین مطالعه منابع آموزشی مختلف به این اسامی برخورد کردید ، بدانید که همه آنها به تکنیک دیپ بند اشاره می کنند ؛ هر چند از بین این واژه ها دو اصطلاح دیپ بند و اسکوپ کاربرد بیشتری دارند و نوازندگان مبتدی هم بهتر است این تکنیک مهم را با این دو واژه رایج تر به خاطر بسپارند . اصطلاح آخری (Slide UP) استفاده بسیار محدودی دارد و اصولا بهتر است از به کار بردن آن در این معنی خودداری کرد .

معضلی به نام نت 2Draw

برای بسیاری از نوازندگان تازه کار نواختن نت 2Draw در سازدهنی دیاتونیک امری دشوار است . معمولا صدای این نت خاص در شروع کار به سختی در می آید و صدایی ضعیف و ناخوشایند و خارج از کوک تولید می کند . نمونه ای از این نوع صدا را می توانید در اینجا بشنوید . کار به جایی می رسد که نوازندگان تازه کار تصور می کنند سازشان خراب است و اقدام به پس دادن آن می کنند یا برای تعمیر کردن آن از شرکت سازنده درخواست کمک می کنند . اما در اغلب موارد مشکل از جانب نوازنده است و خود سازدهنی ایرادی ندارد . بر طبق آمار ارائه شده توسط شرکت هونر (Hohner) بیش از 90 درصد سازدهنی هایی که با شکایت از خرابی سوراخ شماره 2 برای تعمیر به این شرکت ارجاع شده اند ، در واقع سالم بوده و هیچ نقصی نداشته اند ! این مشکل ممکن است در مورد سوراخ های شماره 1 و 3 نیز گزارش شود ولی در سوراخ شماره 2 بیشتر دیده می شود . گاهی هم این مشکل خودش را در نت های مکشی اکتاو بالایی سازدهنی نشان میدهد .

علت اصلی این مشکل به تکنیک نادرست نوازنده در نواختن تک نت ها و تنگ بودن مسیر عبور هوا بر می گردد . با رعایت کردن مسائلی که در مورد شیوه صحیح نواختن سازدهنی به روش پاکر بیان کردیم (بردن سازدهنی به داخل دهان ، پایین بردن فک تحتانی ، تشکیل دادن منفذی بیضی شکل بین لب ها که قطر عمودی آن بزرگتر باشد و خواباندن زبان در کف دهان) این مشکل به راحتی برطرف خواهد شد . در این نمونه صوتی می توانید بشنوید که چطور نوازنده ای در ابتدا نت 2Draw را عمدا به روشی اشتباه می نوازد و سپس با اصلاح آمباشور خود صدایی مناسب را همراه با ویبراتویی زیبا و دلنشین جایگزین می کند .

بالاخره کدام روش یا آمباشور بهتر است؟
پاکر / لیپ بلاک یا تانگ بلاک؟


یکی از مباحث داغ در بین نوازندگان ساز دهنی این است که کدام روش برای نواختن ساز دهنی بهتر است. برخی نوازندگان مانند ژان توتس تیلمان (Jean Toots Thielemans) و استیوی واندر (Stevie Wonder) و لی اسکار (Lee Oskar) صرفاً از روش پاکر استفاده می کنند و برخی دیگر مانند دنیس گروئنلینگ (Dennis Gruenling) اصرار دارند که هر چیزی را به روش تانگ بلاک اجرا کنند. برخی مانند فرانتس اشمل (Franz Chmel) از نوعی آمباشور خاص که حد واسط پاکر و تانگ بلاک است استفاده می کنند و برخی دیگر مانند مارک هامل (Mark Hummel) و آدام گاسو (Adam Gussow) و جیسون ریچی (Jason Ricci) ترکیبی از هر دو روش را به کار می گیرند.

جالب است بدانید که روش تانگ بلاک با این که پیچیده تر و دشوارتر از روش پاکر به نظر می رسد ، در واقع روشی "قدیمی تر" و در بین نوازندگان سنتی سازدهنی روشی اصیل تر و ریشه دارتر است : اغلب نوازندگان حرفه ای سازدهنی در نیمه اول قرن بیستم از روش تانگ بلاک استفاده می کرده اند و روش پاکر از دهه 1960 میلادی و با تلاش های نوازندگان سفیدپوست و جوانی مانند پل باترفیلد (Paul Butterfield) ، چارلی ماسل وایت (Charlie Musselwhite) و همچنین چارلی مک کوی (Charlie McCoy) به عنوان یک روش "جدید" و کارآمد برای نواختن سازدهنی دیاتونیک مطرح شد . در بین نوازندگان سازدهنی کروماتیک هم ژان توتس تیلمان (Jean Toots Thielemans) بود که از دهه 1950 نواختن سازدهنی را به شیوه پاکر در پیش گرفت ؛ شیوه ای که در دهه 1960 توسط استیوی واندر (Stevie Wonder) و سایر نوازندگان دنبال شد .

وجود این تنوع گسترده در روش های مورد استفاده توسط نوازندگان بزرگ نشان می دهد که انتخاب آمباشور (Embuchoure) مناسب بستگی به عواملی چون سلیقه فردی، تسلط تکنیکی و همچنین سبک موسیقی نواخته شده دارد . همان طور که در مقاله راهنمای عملی خرید و آموزش سازدهنی بر لزوم توجه به سبک موسیقی در انتخاب و خرید نوع سازدهنی تاکید کردیم ، برای انتخاب روش نوازندگی (پاکر یا تانگ بلاک) نیز می توانید به سبک موسیقی مورد نظر و اقتضائات زیبایی شناسانه آن توجه داشته باشید . اما همان طور که در ابتدای این مقاله ذکر کردیم ، کمتر پیش می آید که در مورد سازدهنی بتوان به یک اصل کلی و فراگیر و بدون هیچ استثنایی دست یافت : "شخصیت خاکستری" سازدهنی در اینجا هم خودش را به ما نشان می دهد ! به همین جهت سعی می کنیم تا همراه با توضیحات مربوط به هر سبک موسیقی به موارد استثنای آن نیز اشاره نماییم .

سبک بلوز : شاید مهمترین و گسترده ترین کاربرد روش تانگ بلاک در سبک شیکاگو بلوز (Chicago Blues) نمایان شده باشد به طوری که نواختن سازدهنی در این سبک بدون استفاده از روش تانگ بلاک و تکنیک های مرتبط با آن (که در مقالات بعدی در موردشان بیشتر توضیح می دهیم ) تقریباً هیچ مفهومی ندارد ! پایه گذار این سبک نوازندگی را جان لی ویلیامسون (John Lee Williamson) می دانند که از اواخر دهه 1930 فعالیت هنری خود را آغاز نمود و در زمان مرگ زودرسش در سال 1948 به عنوان مهمترین و محبوب ترین نوازنده این سبک شناخته می شد .

WilsonTB نوازندگان بزرگ این سبک به حدی در این روش تبحر و تسلط دارند که حتی تکنیک بندینگ (Bending) را هم به روش تانگ بلاک اجرا می کنند . مهمترین معیار سنجش مهارت های تکنیکی نوازنده در این سبک قابلیت بند (Bend) کردن نت ها در حالت تانگ بلاک می باشد (Tongue Block Bending) چرا که اغلب نوازندگان بزرگ و صاحب سبک سازدهنی قادر به اجرای تکنیک بندینگ (Bending) در حالت تانگ بلاک می باشند . نوازندگان افسانه ای و فوق العاده ای چون جان لی ویلیامسون (John Lee Williamson) ملقب به سانی بوی ویلیامسون اول (Sonny Boy Williamson I) ، الک رایس میلر (Alec Rice Miller) ملقب به سانی بوی ویلیامسون دوم (Sonny Boy Williamson II) ، بیگ والتر هورتون (Big Walter Horton) ، ماریون والتر جیکابز (Marion Walter Jacobs) ملقب به لیتل والتر (Little Walter) ، جیمز کاتن (James Cotton) ملقب به آقای سوپرهارپ (Mr. Superharp) و کیم ویلسون (Kim Wilson) همگی از این دسته اند .


RicciMixed در مقابل گروه دیگری از نوازندگان بلوز هستند که به مهارت تکنیکی لازم برای اجرای تکنیک بندینگ در حالت تانگ بلاک دست نیافته اند و یا بنا بر دلایلی (مانند سرعت بیشتر در نوازندگی) تمایل دارند نت ها را در حالت پاکر بند (Bend) نمایند . این گروه از نوازندگان برای اجرای تکنیک هایی مانند تانگ اسلپ (Tongue Slap) و اجرای فواصل اکتاو (Octave) از روش تانگ بلاک استفاده می کنند اما در زمان بند (Bend) کردن نت ها به روش پاکر عمل می نمایند . ایرادی که این روش دارد این است که نوازنده را ناچار می سازد تا آمباشور خود را مکررا بین دو روش پاکر و تانگ بلاک تغییر دهد و مزیت این روش هم در این است که امکان اجرای تکنیک بندینگ را در تمپوهای بالاتری نسبت به روش تانگ بلاک در اختیار نوازنده قرار می دهد . نوازندگان مطرحی مانند پل باترفیلد (Paul Butterfield) ، آدام گاسو (Adam Gussow) و جیسن ریچی (Jason Ricci) در زمره این گروه از نوازندگان قرار می گیرند .

نکته مهم برای هنرجویان مبتدی : با توجه به این که تکنیک بندینگ (Bending) مهمترین تکنیک نوازندگی در سازدهنی دیاتونیک به شمار می رود ، برای فراگیری آن بهتر است در ابتدا از روش پاکر استفاده شود چرا که اجرای این تکنیک به روش پاکر به مراتب آسان تر از روش تانگ بلاک می باشد . امروزه در تمام منابع آموزشی منتشر شده در مورد سازدهنی دیاتونیک توصیه شده است که برای یاد گرفتن تکنیک بندینگ از روش پاکر استفاده شود و سپس در مراحل بعدی اگر نوازنده ای تصمیم گرفت تا ورود جدی تری به حیطه نوازندگی در سبک شیکاگو بلوز پیدا کند ، به تمرین برای فراگیری این تکنیک در حالت تانگ بلاک بپردازد چرا که تسلط بر این تکنیک در حالت تانگ بلاک حداقل به چندین ماه و در غالب موارد چندین سال تمرین مداوم نیاز دارد .

سبک کانتری : CharlieMcCoy همان طور که در مقاله مربوط به زندگی و آثار چارلی مک کوی گفتیم ، تاریخ نوازندگی سازدهنی در سبک کانتری را می توان به دو دوره قبل و بعد از پدیده دوست داشتنی و شگفت انگیزی به نام چارلی مک کوی (Charlie McCoy) تقسیم کرد . تا قبل از وی نوازندگان سازدهنی کانتری عمدتا از روش تانگ بلاک استفاده می کردند اما چارلی مک کوی روش پاکر را به عنوان شیوه اصلی نوازندگیش برگزید که به سرعت در بین نوازندگان کانتری رواج پیدا کرد . امروزه اغلب نوازندگان سازدهنی کانتری و بلوگرس (Bluegrass) از روش پاکر برای نواختن سازدهنی استفاده می کنند . نوازندگان مطرحی چون Mickey Raphael ، Terry McMillan و Mike Stevens از این دسته نوازندگان هستند . لازم به ذکر است که نوازندگان این سبک در برخی موارد برای اجرای فواصل اکتاو یا برخی افکت های ریتمیک و آکوردی به روش تانگ بلاک روی می آورند اما اجرای آهنگ های بسیار سریعی که در سبک بلو گرس می شنوید به روش تانگ بلاک امکان پذیر نیست چرا که نواختن این گونه آهنگ ها مستلزم اجرای تکنیک بندینگ (Bending) در تمپوهای بالا می باشد که تنها در روش پاکر با چنان سرعت بالایی امکان پذیر است .

سبک راک : PopperRock اکثر نوازندگان مطرح سازدهنی راک از روش پاکر استفاده می کنند . افرادی مانند John Popper و Jason Ricci از این دسته اند . همچنین اغلب خوانندگان موسیقی راک که در آثارشان از سازدهنی دیاتونیک یا کروماتیک نیز استفاده کرده اند سازدهنی را به روش پاکر می نوازند . از این گروه می توان به افرادی مانند باب دیلن (Bob Dylan) ، نیل یانگ (Neil Young) ، آلانیس موریست (Alanis Morissette) ، جان لنون (John Lennon) خواننده و گیتاریست گروه بیتلز (The Beatles) ، میک جگر (Mick Jagger) خواننده گروه رولینگ استونز (The Rolling Stones) ، جک بروس (Jack Bruce) خواننده و بیسیست گروه افسانه ای کریم (The Cream) و استیون تایلر (Steven Tyler) از گروه اروسمیت (Aerosmith) اشاره کرد . استثنای بزرگ این سبک هم کسی نیست جز James Whiting ملقب به شوگر بلو (Sugar Blue) که سازدهنی را عمدتا به روش تانگ بلاک می نوازد (آن هم با چنان سرعت خیره کننده ای که در آثار وی شنیده ایم !) .

سبک کلاسیک : TommyReilly اغلب نوازندگان بزرگ سازدهنی کروماتیک در سبک کلاسیک (Classical Music) روش تانگ بلاک را به عنوان روش اصلی نوازندگی خود برگزیده اند . بزرگانی چون لری ادلر (Larry Adler) ، تامی رایلی (Tommy Reilly) ، چام-بر هوانگ (Cham-Ber Huang) ، جان سباستین پدر (John Sebastian Sr.) ، ویلی برگر (Willi Burger) ، فرانتس اشمل (Franz Chmel) و رابرت بان فیلیو (Robert Bonfiglio) همگی از این دسته اند . نگارنده این مطلب نوازنده مطرحی را سراغ ندارد که برای نواختن آثار موسیقی کلاسیک با سازدهنی ، روش پاکر را به عنوان روش اصلی نوازندگیش برگزیده باشد . اما برخی نوازندگان مانند فرانتس اشمل از روش خاصی برای نواختن تک نت ها استفاده می کنند که می توان آن را حدفاصلی بین دو روش پاکر و تانگ بلاک در نظر گرفت . در مورد روش خاص نوازندگی فرانتس اشمل قبلا در مقاله مستر کلاس فرانتس اشمل : قسمت دوم توضیح داده ایم . اگر خاطرتان باشد ، در همین مقاله فرانتس اشمل عنوان کرده بود که : " در کل رپرتوار اجرایی بنده که بالغ بر 5 ساعت می شود، تنها 20 ثانیه از روش Pucker استفاده کرده ام . البته اگر هم از روش Pucker استفاده نکرده بودم ، باز در اجرای این بخش ها مشکلی نداشتم . "

سبک جز و پاپ :  Toots Thielemans برای نواختن ساز دهنی در سبک های جز (Jazz) و پاپ (POP) روش پاکر / لیپ بلاک به تنهایی معمولاً جوابگو می باشد؛ همان طور که نوازندگانی مانند ژان توتس تیلمان (Jean Toots Thielemans) و استیوی واندر (Stevie Wonder) این مسأله را به خوبی نشان داده اند . به عنوان مثال ژان توتس تیلمان که به عنوان بزرگ ترین و تاثیر گذار ترین نوازنده سازدهنی در سبک جز شناخته می شود ، در هیچ یک از آثار ضبط شده اش از روش تانگ بلاک استفاده نکرده است (حتی برای نواختن فاصله اکتاو !) و تنها در چند مورد معدود از اجراهای زنده اش برای اجرای فاصله اکتاو از این روش کمک گرفته است . خود وی هم در مصاحبه هایی که انجام داده است به این نکته اذعان داشته است که "هیچ گاه" از روش تانگ بلاک برای نواختن سازدهنی استفاده نکرده است . همچنین می توانیم به استیوی واندر اشاره کنیم که سازدهنی را فقط به روش پاکر می نوازد و تنها برخی موارد از روش تانگ بلاک برای نواختن فاصله اکتاو استفاده کرده است ؛ نظیر آنچه در قسمت انتهایی آهنگ الفی می شنویم (به ترتیب : G – G# – G – F –F که به صورت اکتاو اجرا شده اند) . به طور کلی اجرای آرتیکولیشن های گوناگون و بند (Bend) کردن نت ها به شکل های مختلف در روش پاکر آسان تر از روش تانگ بلاک است و به همین دلیل شاید بهتر باشد برای اجرای آهنگ های این دو سبک بیشتر از روش پاکر بهره گرفت .

سبک ایرلندی و اسکاتلندی : BrendanPower بسیاری از نوازندگان سنتی این سبک ها روش تانگ بلاک را برای نواختن سازدهنی به کار می گیرند . به عنوان مثال می توان به جیمز کانوی (James Conway) اشاره کرد که بنا بر گفته خودش در بیش از 99 درصد از زمان نوازندگیش از همین روش استفاده می کند . ریک اپینگ (Rick Epping) هم که از نوازندگان برجسته این سبک محسوب می شود ، روش تانگ بلاک را به طرز گسترده ای در نوازندگیش به کار می گیرد ، هر چند برای بند کردن نت ها از روش پاکر استفاده می کند . اما برخی نوازندگان موسیقی ایرلندی که رویکرد مدرن تری را برای اجرای آثار این سبک در پیش گرفته اند ، عمدتا از روش پاکر استفاده می نمایند . از جمله این نوازندگان می توان به برندان پاور (Brendan Power) اشاره نمود .


به عنوان جمع بندی می توان گفت که انتخاب هر یک از دو روش پاکر یا تانگ بلاک بستگی به سلیقه شخصی ، قابلیت های تکنیکی نوازنده ، مقتضیات سبک موسیقی نواخته شده و نوع صدای مطلوب در نظر هر نوازنده دارد . بسیاری از نوازندگان امروزی با هر دو روش نوازندگی آشنایی دارند و از هر کدام در جای خود استفاده می کنند . بهتر است شما هم روی روش خاصی اصرار یا تعصب نداشته باشید و با ذهنی باز و پذیرنده از امکانات و قابلیت های هر دو روش بهره بگیرید . مثلا اگر بر نواختن سازدهنی به روش پاکر پافشاری کنید خود را از امکان نواختن فواصل اکتاو (Octave) محروم کرده اید چرا که نواختن این فاصله که در جای خود می تواند بسیار هم زیبا و دلنشین باشد ، فقط با روش تانگ بلاک امکان پذیر است . یا اگر بخواهید مانند برخی نوازندگان بزرگ سازدهنی بلوز تکنیک بندینگ را حتما به روش تانگ بلاک اجرا نمایید ممکن است هیچ گاه به تسلط تکنیکی لازم برای این کار دست نیابید ! پیشنهاد ما برای نوازندگان تازه کار این است که بستگی به نوع سازدهنی و سبک موسیقی مورد نظرشان آموزش سازدهنی را این گونه شروع نمایند :

1- سازدهنی دیاتونیک : به طور کلی بهتر است آموزش سازدهنی دیاتونیک را به روش پاکر آغاز نمایید چون یادگیری تکنیک بندینگ (Bending) که مهمترین تکنیک نوازندگی در سازدهنی دیاتونیک می باشد ، با این روش به مراتب آسان تر است . همان طور که گفتیم اغلب نوازندگانی که از سازدهنی دیاتونیک برای اجرای آهنگ های راک ، کانتری و جز (Jazz) استفاده می کنند سازدهنی را به روش پاکر می نوازند . اما اگر طرفدار سبک بلوز هستید لازم است که روش تانگ بلاک را حداقل در حدی که برای اجرای فواصل اکتاو و برخی تکنیک ها مانند تانگ اسلپ (Tongue Slap) لازم است بلد باشید . اجرا کردن تکنیک بندینگ در حالت تانگ بلاک واقعا ضرورتی ندارد ، مگر این که به دنبال صدای سنتی ، ناب و اصیل سبک شیکاگو بلوز (Chicago Blues) باشید .

2- سازدهنی کروماتیک : اگر هدف اصلی شما نواختن آثار موسیقی کلاسیک باشد بهتر است به بزرگان همین سبک اقتدا کنید و نواختن تک نت ها را به روش تانگ بلاک یاد بگیرید . همان طور که قبلا عنوان شد ، تقریبا تمام نوازندگان بزرگ این سبک از روش تانگ بلاک استفاده می کنند . اما اگر به دنبال اجرای آهنگ های پاپ و جز (Jazz) هستید می توانید بدون هیچ مشکلی از روش پاکر هم استفاده نمایید – اصلا شاید بهتر باشد با روش پاکر شروع نمایید . اما یادتان باشد که قادرید از روش تانگ بلاک حداقل برای اجرای فواصل اکتاو بهره بگیرید . البته همان طور که گفتیم نوازندگانی مانند ژان توتس تیلمان هم هستند که عامدانه تصمیم گرفته اند هیچ گاه از این قابلیت سازدهنی استفاده نکنند .

3- سازدهنی ترمولو : کاربرد اصلی این نوع سازدهنی در موسیقی ایرلندی و اسکاتلندی است که به صورت سنتی اغلب به روش تانگ بلاک نواخته می شود .

در مقالات بعدی وب سایت ایران هارمونیکا بیشتر در مورد روش تانگ بلاک و کاربرد های آن خواهیم نوشت .

ترجمه و گردآوری مطالب : دلتا فریک – شهریور 1390