مجله اینترنتی سازدهنی
Hohner harmonicas - سازدهنی هونر
Suzuki harmonicas - سازدهنی سوزوکی
Hering harmonicas - سازدهنی هرینگ
Lee Oskar harmonicas - سازدهنی لی اسکار
پوزیشن ها در سازدهنی
Circle5th

استفاده از واژۀ پوزیشن یا پوزیسیون (Position) و اصطلاحاتی مانند نواختن پوزیشنی (Position Playing) ، استفاده از پوزیشن اول، نواختن در پوزیشن دوم و ... در بین نوازندگان ساز دهنی بسیار رایج و مرسوم است. واژه پوزیشن بیشتر در مورد ساز دهنی دیاتونیک به کار میرود ولی نوازندگان ساز دهنی کروماتیک و ترمولو نیز از به کاربردن آن ابایی ندارند. واژه پوزیشن برگرفته از قاعدۀ «دایره پنجم ها» (Circle of Fifths) در مباحث تئوری موسیقی است و در واقع به رابطۀ بین نت پایه ساز دهنی و نت پایه آهنگ اشاره می‌کند. اما این واژه از کجا و از چه زمان به متون آموزشی سازدهنی راه یافته است؟

همانطور که قبلا درمورد کوک ریشتر گفتیم ، نحوه چیدمان نت ها (Note layout) در یک سازدهنی دیاتونیک استاندارد از الگوی خاصی به نام کوک ریشتر پیروی می‌کند که براساس نت های گام دیاتونیک ماژور (Major Diatonic Scale) تنظیم شده است. ایدۀ اولیه در تنظیم این نوع کوک ساز دهنی این بوده که نوازنده در اکتاوهای میانی و بالایی سازدهنی به نواختن ملودی (در همان گام اصلی سازدهنی) بپردازد و از اکتاو پایین برای نواختن آکوردهای I , V کمک بگیرد. با توجه به این که ساز دهنی دیاتونیک فقط نت های گام ماژور را داشت و مانند ساز دهنی کروماتیک قابلیت اجرای نیم پرده های کروماتیک را نداشت، سازندگان ساز دهنی دیاتونیک تصمیم گرفتند آن را در 12 گام یا کلید (Key) مختلف (از G تا #F) عرضه کنند تا علاقه مندان ساز دهنی بتوانند هر آهنگی را در هر گامی که باشد با استفاده از ساز دهنی دیاتونیکی در همان گام بنوازند. مثلاً آهنگ هایی که در گام C ماژور بودند با ساز دهنی گام C و آهنگ هایی که در ارگام D بودند با ساز دهنی گام D نواخته می‌شدند. در طول چند دهۀ اولی که از اختراع ساز دهنی دیاتونیک می‌گذشت، هنوز تکنیک Bending کشف نشده بود و نوازندگان ساز دهنی تصور می‌کردند که مثلاً با یک ساز دهنی دیاتونیک گام C فقط می‌توان نت های گام C ماژور را اجرا کرد.

با کشف تکنیک بندینگ در اواخر قرن نوزدهم بود که نوازندگان ساز دهنی متوجه شدند با ساز دهنی دیاتونیک می‌توان نت هایی غیر از نت های گام دیاتونیک را نیز اجرا کرد. مثلاً با اجرای تکنیک بندینگ در سوراخ شمارۀ 4 ساز دهنی دیاتونیک گام C می‌توان نت Db را اجرا کرد یا در سوراخ شمارۀ 2 نت های F و #F را به دست آورد. به این ترتیب بود که نوازندگان سازدهنی دست به تجربه گرایی در این عرصه زدند و به تدریج توانستند آهنگ هایی در گامهایی غیر از گام اصلی سازدهنی نیز بنوازند.

آن گونه که شواهد تاریخی نشان می‌دهد، نوازندگان بلوز در این زمینه پیشگام و پیشرو بودند و نخستین استفاده های بدیع و نوآورانه ای که از تکنیک بندینگ به عمل آمد ، در جهت نواختن آهنگ ها به شیوه ای بود که آن را کراس هارپ (Cross Harp) می‌نامیدند. همان شیوه ای که امروزه به آن نواختن در پوزیشن دوم (2nd Position) گفته می‌شود. در این شیوه نت پایه آهنگی که بر روی ساز دهنی اجرا می‌شود، درجه پنجم نت پایه آن ساز دهنی محسوب می‌شود. مثلاً یک ساز دهنی دیاتونیک گام C ماژور را در نظر بگیرید. اگر نوازنده آهنگی در گام C با این ساز دهنی اجرا کند اصطلاحاً گفته می‌شود که وی ساز دهنی را به شیوۀ مستقیم (Straight Harp) یا در پوزیشن اول (1st Position) نواخته است.

اما اگر آهنگی که می‌نوازد در گام G باشد (نت G درجه پنجم گام C محسوب می‌شود) در این حالت آن را به روش کراس کراپ یا در پوزیشن دوم نواخته است. ممکن است این مفاهیم در نظر نوازندگان تازه کار ساز دهنی قدری مبهم و پیچیده جلوه نماید اما اگر با قاعدۀ «دایره پنجم ها» در مبحث تئوری موسیقی آشنا باشید درک مفهوم پوزیشن برایتان بسیار ساده تر خواهد شد. به همین خاطر در این قسمت از مطلب قدری در مورد مفهوم دایره پنجم ها توضیح می‌دهیم.

دایره پنجم ها (Circle of Fifths)

همان طور که می‌دانید در موسیقی کلاسیک غربی 12 نت وجود دارد که با فواصل نیم پرده از یکدیگر قرار دارند. اکثرعلاقه مندان به موسیقی با گام دوماژور و نت های آن آشنایی دارند.

C – D – E – F – G – A – B – C

همان طور که می‌بینید در نت های این گام از علامتهای دیز (#) و بمل (b) استفاده نشده است.

اکنون گام G ماژور را در نظر بگیرید:

G – A – B – C – D – E – F# - G

در این گام یکی از نت ها (#F) دارای علامت دیز است.

حالا فکر کنید کدام گام ماژور است که 2 نت دیز داشته باشد؟ جواب گام D ماژور است:

D – E – F# - G – A – B – C# - D

همانطور که می‌بینید در این گام 2 نت دیز وجود دارد: اولی نت #F است (که در گام G دیز شده بود) و دومی هم نت #C می‌باشد.

حالا گام ماژوری را پیدا کنید که 3 نت دیز داشته باشد. گام A ماژور چنین خصوصیتی دارد:

A – B – C# - D – E – F# - G# - A

همانطور که مشاهده می‌کنید در این گام نت #G به دو نتی که در دو گام قبلی دیز شده بودند (#C و #F ) اضافه شده است.

حالا به سراغ گام E ماژور می‌رویم که 4 نت دیز دارد:

E – F# - G# - A – B – C# - D# - E

در اینجا هم 3 نتی که قبلاً دیز شده بودند (F#, C#, #G) حضور دارند و یک نت دیز دیگر (#D) هم به آنها اضافه شده است.

به نظر می‌رسد که نوعی ارتباط منظم و قاعده مندبین این گام ها و ترتیب پیدایش نت های دیز (و بمل)در آنها وجود داشته باشد! در واقع همین طور است و در مبحث تئوری موسیقی این مفهوم را با قاعده ای به نام «دایرۀ پنجم ها» (Circle of Fifths) بیان می‌کنند. دایره ای که شکل آن را در تصویر زیر مشاهده می‌کنید.

Circle5th

در این تصویر که نت C در بالای دایره (در موقعیتی شبیه به ساعت 12) قرار گرفته است، اگر محیط دایره را در جهت عقربه های ساعت بپیمایید به ترتیب به نت های E , A , D , G و ... می‌رسید.

همانطور که قبلاً توضیح دادیم گام ماژوری که بر پایه هر یک از این نت ها ساخته می‌شود به ترتیب دارای 1، 2 ، 3 ، 4 و ... نت دیز است. در محیط این دایره می‌توانید تا نت #C (یا Db) پیش بروید . گام ماژوری که هر هفت نت آن دیز است.

توجه دارید که وقتی در جهت عقربه های ساعت بر روی محیط این دایره حرکت می‌کنید، به هر نتی که می‌رسید با نت قبل از خودش رابطه خاصی دارد و در واقع فاصله پنجم نت قبلی محسوب می‌شود. مثلاً نت G فاصله پنجم نت C و نت D هم فاصله پنجم نت G است. به همین دلیل ساده است که این دایره را «دایره پنجم ها» نامیده اند!

نت بعد از #C نت Ab است. در گام Ab ماژور دیگر نت دیز نداریم بلکه در عوض 4 نت بمل (b) داریم:

Ab – Bb – C- Db – Eb – F – G – Ab

اگر با نت بعدی (Eb) یک گام ماژور بسازید متوجه می‌شوید که در این گام 3 نت بمل وجود دارد:

Eb – F – G – Ab – Bb- C – D - Eb

به همین ترتیب در گام Bb ماژور 2 نت بمل وجود دارد:

Bb – C – D – Eb – F – G – A – Bb

و در گام بعدی (F ماژور) تنها یک نت بمل دیده می‌شود:

F – G – A – Bb – C – D – E – F

در واقع اگر از نت C در خلاف جهت عقربه های ساعت حرکت کنید، به گامهایی می‌رسید که به ترتیب یک نت بمل (b) به آنها اضافه می‌شود. در این حالت هم رابطۀ منظمی بین نت ها دیده می‌شود به این ترتیب که هر نت فاصله چهارم نت قبلی محسوب می‌شود. مثلاً نت F فاصله چهارم نت C و نت Bb درجه چهارم گام F می‌باشد. به همین خاطر این دایره را «دایره چهارم ها» (Circle of Fourths) نیز می‌نامند یعنی اگر بر روی محیط دایره در خلاف جهت عقربه های ساعت حرکت نمایید، به نت هایی می‌رسید که با فواصل چهارم نسبت به یکدیگر قرار گرفته اند.

مبحث دایره پنجم ها (یا از آن طرف که حساب کنید: دایره چهارم ها!) مبحثی فوق العاده جالب و کاربردی است که در کتاب های تخصصی تئوری موسیقی بسیار به آن پرداخته اند و علاقه مندان می‌توانند برای مطالعه بیشتر به این گونه کتاب ها مراجعه نمایند. اما تا آن حدی که به مقوله پوزیشن ها در ساز دهنی مربوط می‌شود ، توضیحات ارائه شده کافی به نظر می‌رسد.
حالا ببینیم رابطۀ پوزیشن ها با این دایره چیست؟

ارتباط پوزیشن ها با دایره پنجم ها

اگر به کتب آموزشی سازدهنی یا وب سایتهای مرتبط مراجعه نمایید، ملاحظه می‌کنید که در برخی از آنها جداول مفصلی راجع به پوزیشن های مختلف ساز دهنی آورده شده که به شما نشان می‌دهد از هر گام ساز دهنی می‌توانید در کدام پوزیشن و در چه گامی استفاده نمایید. حفظ کردن این گونه جداول اگر غیرممکن نباشد حداقل امری بسیار دشوار است چرا که 12 گام مختلف سازدهنی وجود دارد که هر یک از آنها را می‌توان در 12 پوزیشن متفاوت به کار گرفت. به این ترتیب شما ناچار می‌شوید 144 موقعیت مختلف را به حافظه بسپارید! یک نمونه از این جداول را که برای پوزیشن های اول تا چهارم تنظیم شده است در شکل زیر ملاحظه می نمایید .

Positions

اما اگر برای تعیین رابطۀ پوزیشن با گام ساز دهنی به دایره پنجم ها رجوع نمایید کار به مراتب آسان تر می‌شود. یک بار دیگر به تصویر دایره پنجم ها نگاه کنید: اگر با یک ساز دهنی گام C آهنگی در گام C (همان گام) بنوازید، در این حالت از پوزیشن اول استفاده کرده اید. به عبارت دیگر دارید «آهنگی در پوزیشن اول اجرا می‌کنید» یا «ساز دهنی را در پوزیشن اول می‌نوازید». حالا اگر در جهت عقربه های ساعت یک نت جلوتر بروید به نت G می‌رسید. اگر با ساز دهنی گام C آهنگی در گام G اجرا کنید، در این حالت از پوزیشن دوم برای نواختن ساز دهنی استفاده کرده اید. به همین ترتیب اگر آهنگی در گام D بنوازید، ساز دهنی C را در پوزیشن سوم نواخته اید. به همین ترتیب می‌توانید ادامه دهید تا به پوزیشن دوازدهم برسید که در این حالت آهنگی در گام F را بر روی ساز دهنی گام C می‌نوازید.

همین روش را می‌توان برای هر گام دیگری از ساز دهنی به کار گرفت : مثلاً اگر ساز دهنی گام G را در پوزیشن اول بنوازید نت پایه آهنگ نت G می‌باشد و در پوزیشن دوم نت D و در پوزیشن سوم نت A خواهد بود.

حالا فکر کنید اگر ساز دهنی گام A را در پوزیشن دوم بنوازید، نت پایه آهنگ چه نتی خواهد بود؟

آفرین، نت E. و اگر به شما بگویند می‌خواهیم آهنگی را در گام F و در پوزیشن دوم اجرا نماییم نیاز به چه گامی از ساز دهنی دیاتونیک داریم؟

درست است، ساز دهنی گام Bb.

پس اگر به عنوان یک نوازنده ساز دهنی دیاتونیک، تصویر مربوط به دایره پنجم ها را همواره در ذهن داشته باشید، به راحتی می‌توانید دریابید که از کدام ساز دهنی و در کدام پوزیشن می‌توانید برای اجرای آهنگ هایی در گام های مختلف بهره بگیرید.

ریشه یابی واژه پوزیشن

AlanBlackieSchackner دقیقاً مشخص نیست واژه پوزیشن را اولین بار چه کسی به کار برده است. برخی آن را به Alan "Blackie " Schackner نسبت می‌دهند که دست بر قضا نوازنده ساز دهنی کروماتیک بود و بیشتر در حوزه موسیقی کلاسیک تخصص داشت. وی در اواسط دهه 1970 با استفاده از مفهوم دایرۀ پنجم ها، از این واژه برای توصیف ارتباط بین گام ساز دهنی با گام (یاتونالیته) آهنگ استفاده کرد.


اما جالب است بدانید که نوازندگان قدیمی از واژۀ پوزیشن استفاده نمی کرده اند بلکه از اصطلاحاتی مانند Straight Harp و Cross Harp و Double-Crossed Harp به ترتیب برای توصیف نواختن در پوزیشن های اول، دوم و سوم استفاده می‌کرده اند. در مورد پوزیشن های چهارم و پنجم با اینکه تا دهه 1960 به پوزیشن هایی شناخته شده تبدیل شده بودند، هنوز نام خاصی برای آنها وضع نشده بود.


ارتباط پوزیشن با گام آهنگ

بسیاری از نوازندگانی که به تازگی با مفهوم پوزیشن آشنا شده اند مفهوم نت پایه (Root Note) را با نوع گام (Scale) یا مد (Mode) اشتباه می‌گیرند. باید به این نکته مهم توجه داشت که مفهوم پوزیشن فقط ارتباط بین نت پایه سازدهنی با نت پایه آهنگ را مشخص می‌کند و نه گام یا مد آهنگ را!

مثلاً وقتی جایی می‌خوانید یا می‌شنوید که فلان آهنگ با «سازدهنی گام C در پوزیشن دوم» اجرا شده است، مفهومش این است که نت پایه آن آهنگ نت G است اما مشخص نیست که نوازنده از چه گامی برای نواختن آهنگ استفاده می‌کند. مثلاً ممکن است از نت های گام بلوز که بر پایۀ نت G ساخته می‌شوند (G Blues Scale) استفاده کند یا از نت های مد میکسولیدین (G Myxolidian Mode) استفاده نماید و یا ترکیبی از نت های این دو گام و مد را به کار گیرد.

البته در هر پوزیشنی معمولاً (و نه همیشه!) از یک سری گام ها و مدهای خاص استفاده می‌شود ولی این قاعده همیشگی نیست. مثلاً وقتی برای نواختن یک آهنگ بلوز از پوزیشن دوم استفاده شود معمولاً گام بلوز یا مد میکسولیدین به کار برده میشود.یا مثلاً برای نواختن آهنگ های کانتری در پوزیشن دوم از گام های ماژور یا پنتاتونیک استفاده می‌شود. ولی پوزیشن دوم محدود به این گام ها نیست و مثلاً ممکن است نوازنده ای از گام مینور هم برای اجرای آهنگی در پوزیشن دوم بهره بگیرد (مانند آهنگ Miss You با اجرای Sugar Blue که در طی مقالات بعدی به آن اشاره خواهیم کرد) .

پس همیشه این نکته کلیدی را به خاطر داشته باشید که واژه پوزیشن صرفاً به نت پایه آهنگ اشاره می‌کند نه نوع گام یا مدی که در آن به کار رفته است.

پوزیشن های رایج

از بین 12 پوزیشن مختلفی که می‌توان برای نواختن ساز دهنی تعریف کرد، همۀ آنها به یک اندازه کاربرد ندارند. بی شک رایج ترین پوزیشن در مورد سازدهنی دیاتونیک پوزیشن دوم یا همان Cross Hrap است و بعد از آن پوزیشن های اول و سوم قرار می‌گیرند. سه پوزیشن دیگری که گهگاهی استفاده می‌شوند (بدون ترتیب خاصی) عبارتند از: پوزیشن های چهارم، پنجم و دوازدهم.

در سالهای اخیر آثاری در پوزیشن ششم و یازدهم نیز توسط برخی نوازندگان ارائه شده است اما نواختن در سایر پوزیشن ها (پوزیشن های هفتم تا دهم) بسیار به ندرت اتفاق افتاده است یا حداقل نگارنده این مطلب از آنها اطلاعی ندارد. اگر هم کاری بوده بیشتر به صورت تجربه گرایانه و توسط نوازندگان پیشرویی چون Howard Levy صورت گرفته است که می‌توانید نمونه هایی از آن را در یکی از DVD های آموزشی وی با نام Harmonica Out of The Box تماشا کنید.

در واقع مقوله پوزیشن ها هنوز جای کار زیادی دارد و قابلیت های اجرایی نوازندگی ساز دهنی در برخی پوزیشن ها هنوز به صورت کامل کشف نشده است. در سالیان اخیر با پیشرفت تکنیک Overbending که امکان اجرای تمام 12 نیم پرده کروماتیک را بر روی سازدهنی دیاتونیک فراهم می‌کند و با معرفی مدل های مختلفی با کوک های متنوع (به جز کوک استاندارد ریشتر) دست نوازندگان برای آزمون و خطا در این عرصه بیشتر باز شده است و ممکن است در طی سالهای آینده نوازندگان ساز دهنی دیاتونیک به قلمروهای نوین و ناشناخته ای در هنر نوازندگی سازدهنی قدم بگذارند که تا پیش از این تجربه نشده باشد. هر چند محدودیت سازدهنی در اجرای آکوردهای متنوع کماکان یکی از مشکلات جدی بر سر راه نوازندگان سازدهنی محسوب می شود چرا که امکان استفاده موثر از آکوردها در تمامی پوزیشن ها وجود ندارد .

در ادامه مطلب نگاهی به پوزیشن های رایج تر ساز دهنی می‌اندازیم و مشخصات هر کدام را به اجمال بررسی می‌کنیم.

پوزیشن اول (First Position)

پوزیشن اول قدیمی ترین پوزیشن شناخته شده است. نواختن در این پوزیشن که Straight Harp نیز نامیده می‌شود به مفهوم استفاده از ساز دهنی در همان گام اصلی خودش می‌باشد. پوزیشن اول بیشتر برای نواختن آهنگ های سبک فولک و پاپ با استفاده از نت های گام ماژور استفاده می‌شود. به عنوان مثال در آثار Bob Dylan و Neil Young این پوزیشن را زیاد می‌شنویم.

در واقع ایده اولیه در تولید ساز دهنی دیاتونیک همین بوده که با هر گام ساز دهنی آهنگ هایی در همان گام اجرا شود. اکتاومیانی یک ساز دهنی دیاتونیک10 سوراخه تمام 7 نت گام دیاتونیک را دارد واکتاو بالایی هم فقط درجه هفتم گام ماژور (مثلاً نت B در ساز دهنی گام C) را کم دارد که آن را هم می‌توان با تکنیک Bending اجرا نمود. به همین خاطر نواختن آهنگ هایی در گام ماژور با استفاده از اکتاوهای میانی و فوقانی ساز دهنی امری آسان است که تقریباً نیازی به تسلط بر تکنیک Bending ندارد (مگر در مورد سوراخ شماره 10 و درجۀ هفتم گام که آن هم زیاد به کار نمی رود.) معمولاً در این حالت نوازنده از اکتاو پایین برای نواختن آکوردهای I , V در این پوزیشن استفاده می‌کند و طبیعتاً اگر تسلطش بر تکنیک Bending در حدی باشد که نت های جا افتاده (Missing Notes) از این اکتاو را (شامل درجات چهارم و ششم گام ماژور) هم بتواند با کمک این تکنیک اجرا نماید می‌تواند از اکتاو پایینی ساز دهنی نیز به طور مؤثری برای اجرای ملودی بهره بگیرد.

بزرگترین حسن پوزیشن اول در اجرای آهنگ های مبتنی بر گام ماژور این است که هر نتی که بنوازید متعلق به همان گام ماژور است و هیچ گاه دغدغه نواختن نت های اشتباهی (یا «خارج زدن») را نخواهید داشت.

نت پایه در پوزیشن اول در سه اکتاو ساز دهنی عبارت است از نت های 1Blow , 4Blow , 7Blow (و همچنین نت 10Blow که کمتر به کار می‌رود) .

از پوزیشن اول در سبک بلوز نیز استفاده می‌شود. با اینکه امروزه اغلب آهنگ های بلوز هارپ (شاید بیش از 90% موارد) در پوزیشن دوم اجرا می‌شوند، بسیاری از آهنگ های برجا مانده از اوایل قرن بیستم در پوزیشن اول اجرا شده اند. البته شنیدن این آهنگ ها کمتر یادآور آهنگ های بلوزی است که ما در این دوره و زمانه می‌شنویم چرا که در آنها کمتر از نت های Bend شده استفاده شده است و نت های به کار رفته برای نواختن ملودی بیشتر متعلق به اکتاو بالایی یا میانی ساز دهنی هستند. در حالی که پوزیشن دوم بیشتر متکی بر اکتاو پایینی ساز دهنی و استفاده گسترده از تکنیک Bending می‌باشد. از طرف دیگر موسیقی بلوز هم تا اوایل دهه 1920 به این شکلی که امروزه ما می‌شناسیم نبود و بسیاری از آهنگ هایی که در عنوانشان از کلمه Blues استفاده شده بود (نظیر آهنگ St. Louis Blues از آثار W.C. Handy )، در واقع آمیزه ای از آهنگ های Vaudeville , Ragtime , Jazz و حتی Popular زمان خود بودند.

یــکی از فعال ترین نوازندگان ساز دهنی بلوز در پوزیشن اول Jazz Gillum بود که در دهه های 1930 و 1940 نوازنده پرکاری بود اما با فرا رسیدن دوران بعد از جنگ جهانی دوم به تدریج محبوبیت خود را از دست داد و از صحنه کنار رفت چرا که در این سالها پوزیشن دوم به پوزیشن محبوب نوازندگان بلوز تبدیل شده بود و دیگر کسی به استفاده از پوزیشن اول رغبت نشان نمی داد. یکی از مهمترین دلایل این قضیه به محدودیت پوزیشن اول در اجرای نت های گام بلوز برمی گردد. به عنوان مثال نت های گام بلوز را که بر پایۀ نت C ساخته می‌شوند در نظر بگیرید:

C – Eb – F – Gb – G – Bb – C

برای نواختن این نت ها بر روی یک ساز دهنی گام C احتیاج به 3 نت بمل دارید که با تکنیک Bending آنها را فقط در اکتاو بالایی سازدهنی می‌توان اجرا کرد به ترتیب نت های Eb ، Bb , Gb که از Bend کردن نت های 10Blow , 9Blow , 8Blow به دست می‌آیند. این نت ها در واقع درجات سوم کاسته، پنجم کاسته و هفتم کاسته هستند که از اهمیت زیادی در موسیقی بلوز برخوردارند ولی آنها را نمی توان در اکتاو میانی ساز دهنی اجرا نمود (مگر با تکنیک Overbending که بیش از 3-2 دهه از رواج یافتن آن نمی گذرد و طبعاً برای نوازندگان سالهای دور شناخته شده نبوده است) و در اکتاو پایین هم نت Eb قابل اجرا نیست.

در واقع انتخاب پوزیشن اول برای نواختن آهنگ های بلوز نوازنده را تا حد زیادی محدود به اکتاو بالایی ساز دهنی می‌کند و اجازه استفاده مؤثر از اکتاوهای میانی و پایینی ساز دهنی را نمی دهد. به همین خاطر بسیاری از نوازندگان ساز دهنی بلوز عطای این پوزیشن را به لقایش بخشیدند و ترجیح دادند پوزیشن دوم را که قابلیت های اجرایی بیشتری در اختیارشان قرار می‌داد به عنوان پوزیشن اصلی نوازندگیشان انتخاب کنند.

یکی از معدود نوازندگانی که پوزیشن اول را به عنوان سبک اصلیش در اجرای آثار بلوز برگزیده بود و در بین علاقه مندان این نوع موسیقی طرفداران بسیاری هم داشت Jimmy Reed بود ( با مراجعه به این صفحه می توانید قسمتی از کارهای Jimmy Reed را بشنوید و با سبک نوازندگی وی بیشتر آشنا شوید) .

نخستین آثار ضبط شده موسیقی بلوز در پوزیشن اول به نوازنده سیاهپوستی به نام Herbert Leonard مربوط می‌شود که در تاریخ 31 ژانویه سال 1924 در یکی از آهنگ های Clara Smith به نام My Doggone Lazy Man وی را با نواختن سازدهنی همراهی کرده بود (1) . اغلب آثار برجای مانده از Herbert Leonard در پوزیشن اول بوده است ولی آثاری که از سالهای آخر فعالیت وی در دسترس قرار دارد آشنایی وی با روش کراس هارپ (یا پوزیشن دوم) را نیز تأیید می‌کند.

در بین آلبوم های منتشر شده در داخل کشور می توان به آهنگ جره باز در آلبوم ترنج (اثر محسن نامجو) اشاره کرد که به نظر می رسد در سولوی سازدهنی آن از پوزیشن اول استفاده شده است .

پوزیشن دوم (Second Position)

پوزیشن دوم یا اصطلاحاً Cross Harp در حال حاضر رایج ترین و محبوب ترین پوزیشن در بین نوازندگان بلوز محسوب می‌شود به طوری که می‌توان ادعا کرد بیش از 90% آهنگ های بلوز هارپ در پوزیشن دوم نواخته می‌شوند. اغلب آهنگ های راک و کانتری نیز در همین پوزیشن اجرا می‌شوند.

یک نکتۀ جالب در مورد این پوزیشن این است که در اکتاو پایینی نت پایه را می‌توان هم با عمل مکش (نت 2Draw) و هم با فوت کردن (نت 3Blow) اجرا کرد. بیشتر مواقع نت 2Draw بر نت 3Blow ترجیح داده می‌شود چرا که قابلیت های اجرایی بیشتری در اختیار نوازنده قرار می‌دهد. در اکتاو میانی و فوقانی ساز دهنی هم نت های 9Blow , 6Blow نت پایه را تشکیل می‌دهند.

در پوزیشن دوم معمولاً از گام بلوز یا مد میکسولیدین یا ترکیبی از این دو استفاده می‌شود. مثلاً یک ساز دهنی گام C را در نظر بگیرید که در پوزیشن دوم نواخته می‌شود و در این حالت نت پایه نت G خواهد بود. نت های مد میکسولیدین در این حالت عبارتند از:

G – A – B – C – D – E – F – G

در واقع همان نت های گام G (گام اصلی ساز دهنی) هستند که ترتیب قرارگیری و فواصل موسیقایی نسبیشان تغییر کرده است. همان طور که در مورد پوزیشن اول گفته شد این نت ها را در سر تا سر دامنۀ صوتی ساز دهنی دیاتونیک می‌توان اجرا کرد که در 3 مورد (نت های A , F در اکتاو پائین و نت B در اکتاو بالا) به کمک تکنیک Bending و در سایر موارد به صورت عادی قابل اجرا هستند.

حالا گام بلوزی را که بر مبنای نت پایۀ پوزیشن دوم ساخته می‌شود در نظر بگیرید:

G – Bb – C – Db – D – E – F – G

کلیۀ این نت ها را می‌توان با کمک گرفتن از تکنیک Bending در هر 2 اکتاو پایین و وسط به خوبی اجرا کرد: نتBb با Bend کردن سوراخ شماره 3 ، نت Db با Bend کردن سوراخ های شماره 1 و 4، نت F با Bend کردن سوراخ شماره 2 و همچنین نت 5Draw در حالت عادی (بدون Bend کردن).

محدودیت اصلی این پوزیشن در اکتاو فوقانی سازدهنی است چرا که در این محدوده نمی توان نت های Db , Bb (درجات سوم کاسته و پنجم کاسته) را با تکنیک Bending اجرا نمود. با این که در سالهای اخیر برخی نوازندگان مانند Jason Ricci به استفاده از تکنیک Overbending برای نواختن این نت ها در اکتاو بالایی روی آورده اند، اما به جهت ناشناخته بودن این تکنیک تا همین 3-2 دهه قبل اغلب نوازندگان بلوز به طور سنتی صرفاً از 6 یا 7 سوراخ اول ساز دهنی برای نواختن آهنگ های بلوز در این پوزیشن استفاده می‌کرده اند. به همین خاطر هم بود که چند وقت پیش کمپانی قدیمی سایدل (Seydel) در اقدامی ابتکاری یک مدل ساز دهنی دیاتونیک 6 سوراخه را (که هزینه تمام شده کمتری نسبت به مدل 10 سوراخه دربردارد) با نام مدل Big Six به بازار معرفی کرد. چرا که با همین 6 سوراخ اول ساز دهنی می‌توان بسیاری از نت های گام بلوز یا مد میکسولیدین را به خوبی اجرا کرد.

از پوزیشن دوم می‌توان برای اجرای آهنگ های کانتری نیز استفاده کرد با این تفاوت که در اینجا به جای مد میکسولیدین از گام ماژور استفاده می‌شود که تفاوت این دو تنها در یک نت خلاصه می‌شود: درجۀ هفتم گام ماژور (نت #F در ساز دهنی گام C) که در مد میکسولیدین نیم پرده بمل شده است (نت F در ساز دهنی گام C). درجه هفتم گام ماژور را در پوزیشن دوم می‌توان در اکتاو تحتانی با Bend کردن نت 2Draw به میزان نیم پرده و در اکتاو فوقانی با Bend کردن نت9Blow به میزان نیم پرده به دست آورد. اما در اکتاو میانی این نت را تنها با تکنیک Overbending می‌توان اجرا نمود و به همین خاطر بسیاری از نوازندگان ساز دهنی کانتری ترجیح می‌دهند برای نواختن آهنگ های این سبک در پوزیشن دوم از کوک خاصی به نام کوک کانتری (Country Tuning) استفاده نمایند. در این کوک نت 5Draw نیم پرده بالاتر کوک می‌شود (نت #F به جای نت F در ساز دهنی گام C) تا درجه هفتم گام ماژور در اکتاو میانی هم قابل اجرا باشد. Charlie McCoy از تأثیرگذارترین نوازنگان ساز دهنی کانتری است که استفاده از این نوع کوک سازدهنی را برای نواختن آهنگ های کانتری در پوزیشن دوم رواج داده است.

HenryWhitter اولین نمونه ضبط شده از نواختن ساز دهنی در پوزیشن دوم از نوازنده سفیدپوستی به نام Henry Whitter برجای مانده است. وی در اوایل دسامبر 1923 (حدود 88 سال قبل – سال 1302 شمسی) چندین آهنگ برای یک شرکت ضبط و پخش آثار موسیقی به نام Okeh ضبط کرد که اولین آنها قطعه معروفش با نام Rain Crow Bill Blues بود (2) .
متأسفانه در حال حاضر تعداد کمی از آثار هنری ویتر بر روی CD صوتی منتشر شده است که از بین آنها می‌توان به آلبوم G.B Grayson & Henry Whitter Early Classics اشاره کرد که دربرگیرنده سه عدد از سولوهای سازدهنی این نوازنده در سال های پایانی فعالیت هنریش می‌باشد (مجموعه کامل آثار برجای مانده از این زوج هنری نیز در آلبوم Grayson & Whitter : Complete Works منتشر شده است ) .
با این حال می‌توانید با مراجعه به این صفحه به تعدادی از آهنگ های وی که در جریان نخستین بار حضورش در استودیو ضبط شده است گوش دهید.

در بین آثار منتشر شده در داخل کشور می توان به آلبوم "دوست قدیمی" از آقای بابک صفرنژاد اشاره کرد : کلیه آهنگ های اجرا شده با سازدهنی دیاتونیک در این آلبوم ، در پوزیشن دوم نواخته شده اند .

پوزیشن سوم (Third Position)

پــوزیشن سوم که اصطلاحاً Double Crossed Harp یا Slant Harp نیز نامیده می‌شود، عمدتاً برای اجرای آهنگ هایی در حال و هوای مینور به کار می‌رود. این پوزیشن را نخستین بار Little Walter (نوازنده افسانه ای ساز دهنی که وی را «سلطان ساز دهنی بلوز» لقب داده اند) برای اجرای آهنگ های بلوز به کار گرفت و با تلاش های نوازنده بزرگ دیگری به نام George Harmonica Smith به پوزیشن اصــلی مورد استفاده در ساز دهنی کروماتیک برای نواختن آهنگ های سبک بلوز تبدیل شد.

نــت پــایه در پوزیشن سوم در هر 3 اکتاو ساز دهنی با عمل مکش نواخته می‌شود. نت 1Draw در اکتاو پایین، نت 4Draw در اکتاو میانی و نت 8Draw در اکتاو بالایی.

در پوزیشن سوم هم از مد دورین (Dorian Mode) می‌توان استفاده کرد و هم از گام بلوز، مثلاً در یک ساز دهنی گام C نت های مد دورین عبارتند از:

D – E – F – G – A – B – C – D

اینها در واقع همان نت های گام اصلی ساز دهنی هستند که در اکتاو میانی و فوقانی به راحتی و در اکتاو پایین هم با کمک تکنیک Bending قابل اجرا هستند.

حالا به نت های گام بلوزی که بر پایۀ نت D ساخته می‌شوند توجه کنید:

D – F – G – Ab – A – C – D

تمام این نت ها در هر 3 اکتاو ساز دهنی قابل اجرا هستند (به جز نت Ab در اکتاو فوقانی) و از این جهت پوزیشن سوم یکی از مناسب ترین پوزیشن ها جهت نواختن آهنگ های بلوز با حال و هوای مینور محسوب می‌شود. البته به شرطی که نوازنده از تسلط کافی بر تکنیک Bending در سوراخ شمارۀ 3 که یکی ا زدشوارترین سوراخ های ساز دهنی است، برخوردار باشد چون نت های Ab , A در اکتاو پایین به ترتیب از Bend کردن نت 3Draw به میزان یک پرده و یک و نیم پرده به دست می‌آیند.

از این پوزیشن می‌توان برای نواختن انواع گام های مینور نیز استفاده کرد:

D Natural Minor : D – E – F – G – A – Bb – C – D

D Harmonic Minor : D – E – F – G – A – Bb – C# - D

D Melodic Minor: D – E – F – G – A – B – C# - D


همانطور که مشاهده می‌کنید غیر از نت Bb در اکتاو میانی (که نواختنش نیاز به اجرای تکنیک Overbending در سوراخ شمارۀ 6 دارد) ، سایر نت های گام های مینور را می‌توان در هر 3 اکتاو ساز دهنی به صورت عادی یا با کمک گرفتن از تکنیک Bending اجرا نمود.

از اینها گذشته ، در پوزیشن سوم از گام مینور پنتاتونیک نیز می‌توان به خوبی بهره برد:

D – F – G – A – C – D

به همین خاطر پوزیشن سوم یکی از رایج ترین پوزیشن ها جهت نواختن آهنگ های مینور محسوب می‌شود.

LittleWalter اولین نمونه ضبط شده از پوزیشن سوم را نوازنده افسانه ای بلوز Little Walter ارائه داده است. با این که پوزیشن سوم امروزه رایج ترین پوزیشن مینور محسوب می‌شود اما شاید عجیب باشد که چرا دیرتر از سایر پوزیشن ها کشف شده است. به هر حال این لیتل والتر بود که در دسامبر 1951 در آهنگ Lonesome Day از Muddy Waters ، یک ساز دهنی دیاتونیک گام E را برای نواختن آهنگی در تونالیته #F به کار گرفت. آهنگ مزبور را می‌توانید در آلبومی به نام Rollin' Stone : The Golden Anniversary Collection که توسط شرکت Chess منتشر شده است پیدا کنید و گوش دهید. این آلبوم دربرگیرنده آهنگ هایی است که Muddy Waters در فاصله سال های 1947 تا 1952 برای شرکت های Aristocrat و Chess ضبط کرده است و در آلبوم های دیگر به سختی می توان این آهنگ های کمیاب و ارزشمند را پیدا کرد . در همین آلبوم آهنگ دیگری نیز در پوزیشن سوم وجود دارد با نام Please Have Mercy که چندماه بعد از آهنگ قبلی ضبط شده است و لیتل والتر باز هم یک ساز دهنی دیاتونیک گام E را در پوزیشن سوم به کار برده است.

لیتل والتر همچنین اولین نوازنده ای بود که از سازدهنی کروماتیک برای اجرای آهنگ های بلوز استفاده کرد و آن را در پوزیشن سوم به کار گرفت (3) . نخستین نمونه ضبط شده از اجرای ساز دهنی کروماتیک در پوزیشن سوم آهنگی است که با عنوان Fast Large One توسط وی ضبط شده و در این آهنگ از یک ساز دهنی کروماتیک گام C برای نواختن در تونالیته Dm استفاده شده است. آهنگ مزبور را می‌توانید در آلبوم The Essential Little Walter (MCA Chess CHD2 – 9342) پیدا کنید. این آهنگ را درمجموعه دیگری از برگزیده آثارلیتل والتر به نام A Proper Introduction to Little Walter: Juke نیز می توان پیدا کرد .

پوزیشن چهارم (Fourth Position)

در پوزیشن چهارم از درجۀ ششم گام اصلی ساز دهنی به عنوان نت پایه استفاده می‌شود (مثلاً نت A در ساز دهنی گام C) و به همین خاطر از پوزیشن های دشوار نوازندگی به شمار می‌رود چرا که نواختن نت پایه در اکتاو پایینی ساز دهنی مستلزم تسلط کامل بر تکنیک Bending در سوراخ شمارۀ 3 ساز دهنی می‌باشد ؛ سوراخی که عموماً به عنوان مشکل سازترین سوراخ برای نوازندگان سازدهنی دیاتونیک شناخته شده است. پوزیشن چهارم هم مثل پوزیشن سوم بیشتر برای نواختن آهنگ های مینور به کار می‌رود و در آن از نت های گام مینور هارمونیک (Harmonic Minor Scale) و یا مدائولین (Aeolean Mode) استفاده می‌شود.

به عنوان مثال در یک ساز دهنی گام C، نت های گام A مینور هارمونیک عبارتند از :

A – B – C – D – E – F – G# - A

مدائولین هم که در واقع همان گام مینور طبیعی (Natural Minor Scale) است، به این شکل ساخته می‌شود:

A – B – C – D – E – F – G – A

نت #G در اکتاو پایین و اکتاو میانی به ترتیب با اجرای تکنیک Bending در سوراخ شمارۀ 3 (به میزان یک و نیم پرده) و سوراخ شمارۀ 6 (به میزان نیم پرده) به دست می‌آید. در ضمن می‌توان در اکتاوهای پایین و بالای ساز دهنی با کمک تکنیک Bending از نت #F (که درجه ششم گام مینور ملودیک است) نیز استفاده کرد ولی اجرای این نت در اکتاو میانی نیازمند استفاده از تکنیک Overbending می‌باشد.

پوزیشن چهارم در آهنگ های بلوز، کانتری و راک به ندرت به کار می‌رود و بیشتر برای اجرای آهنگهای موسیقی Jazz , Folk مناسب است.

ArthurTurelly با این که امروزه پوزیشن چهارم کمتر از پوزیشن های سوم و پنجم برای نواختن آهنگهای منیور به کار می‌رود، ولی تاریخ پیدایش آن به سالها قبل تر باز می‌گردد. اولین نمونه ضبط شده ای که از این پوزیشن یافت شده به آهنگ Toreador March مربوط می‌شود که در سال 1915 توسط Arthur Turelly ضبط شده است. در بخشی از این آهنگ (که می‌توانید از اینجا دریافت کنید و بشنوید) یک ساز دهنی گام Bb در گام Gm نواخته شده است.

نمونه قدیمی دیگری (که توسط Winslow Yerxa معرفی شده است) قطعه ای است با عنوان Clog Dance که در سال 1929 توسط نوازنده ای کانادایی فرانسوی به نام Pit Pare اجرا شده است و در آن از یک ساز دهنی گام F برای نواختن در گام های Dm (و همچنین F ماژور) استفاده شده است. این آهنگ را می‌توانید با مراجعه به این صفحه از سایت کتابخانه و آرشیو ملی کانادا پیدا کنید و بشنوید.


پوزیشن چهارم در سبک بلوز به ندرت استفاده شده است و در واقع تنها نمونه در دسترس از آن در بین آثار بلوز قبل از جنگ (Pre – War Blues) آهنگی است با نام Breathtakin ' Blues که در سال 1940 توسط نوازنده ای به نام Rhythm Willie و با یک ساز دهنی گام Bb اجرا شده است (4) .

در ضمن باب دیلان (Bob Dylan) هم در نسخه اولیۀ آهنگ معروف All Along The Watchtower (که می توانید آن را از اینجا دریافت کنید و بشنوید) از پوزیشن چهارم برای نواختن ساز دهنی بهره برده است.
(برای اطلاعات بیشتر در مورد این آهنگ و بازخوانی آن توسط جیمی هندریکس (Jimi Hendrix) می توانید به این مطلب در وب سایت هارمونی تاک مراجعه نمایید ) .

نکته جالب این است که در بین آلبوم هایی که در داخل کشور منتشر شده است نیز می توان آهنگی را در پوزیشن چهارم پیدا کرد : اگر به CD صوتی همراه با جلد سوم از دوره آموزشی سازدهنی که توسط آقای منصور پاک نژاد منتشر شده است مراجعه کنید ، می توانید در تراک شماره 16 آهنگی را به نام Azul Para Amparo که توسط Charlie Musselwhite در پوزیشن چهارم اجرا شده است گوش دهید .

پوزیشن پنجم (Fifth Position)

پوزیشن پنجم هم مثل پوزیشن سوم و چهارم جزو پوزیشن هایی است که برای نواختن آهنگ های مینور به کار می¬رود. نت پایه در این پوزیشن درجه سوم گام اصلی ساز دهنی است (نت E در ساز دهنی گام C) که در هر 3 اکتاو ساز دهنی به راحتی با فوت کردن در سوراخ های شماره 8 و 5 و 2 قابل اجرا است.

در پوزیشن پنجم معمولاً از گام مینور پنتاتونیک (Minor Pentatonic Scale) و یا مد فریژین (Phrygian Mode) استفاده می‌شود. به عنوان مثال در یک ساز دهنی گام C نت های گام E مینور پنتاتونیک عبارتند از:

E – G – A – B – D – E

و نت های مد فریژین در این پوزیشن عبارتند از :

E – F – G – A- B – C – D – E

مشخصه مهم مدفریژین درجۀ دوم آن است که برخلاف اکثر گام ها و مدهای دیگر تنها نیم پرده بــالاتر از نت پایه است و این ویژگی می‌تواند یادآور موسیقی فلامنکو (Flamenco) و آهنگ های اسپانیش (Spanish) باشد.

از جــمــله آهــنگ هــایــی کــه در پوزیشن پنجم اجرا شده اند می‌توان به آهنگ Wayfaring Stranger در آلبوم Precious Memories اشاره کرده که توسط Charlie McCoy با یک ساز دهنی دیاتونیک گام D نواخته شده است (نت پایۀ آهنگ در این حالت نت #F است).

اولین نمونه ضبط شده از پوزیشن پنجم را می‌توان در آهنگ Central Track Blues شنید که توسط William McCoy در سال 1928 اجرا و ضبط شده است. این آهنگ را که با یک سازدهنی گام A (و در تونالیته #C) اجرا شده است می‌توانید در آلبوم Texas: Black Country Dance Music (DOCD – 5162) بیایید و گوش دهید (5) . برای آشنایی با نحوۀ نواختن این آهنگ هم می‌توانید به تبلچری که توسط Pat Missin ارائه شده است مراجعه نمائید.

نمونه قدیمی دیگری که از نوازندگی در پوزیشن پنجم در دسترس است توسط نوازنده ای به نام Eddie Mapp و در همراهی با Curley Weaver در آهنگ It's The Best Stuff Yet در سال 1929 ارائه شده است. این آهنگ را که با یک سازدهنی دیاتونیک گام B (و در تونالیته Eb) اجرا شده است، می‌توانید در آلبوم Georgia Blues 1928-1933(DOCD – 5110) پیدا کنید و گوش دهید (6) . البته کیفیت صوتی این آهنگ قدیمی چندان مطلوب نیست که بتوان گام آن را با دقت تعیین کرد و به نظر می‌رسد که این احتمال هم قابل توجه باشد که نت پایه آهنگ در واقع نت E باشد (نه Eb) که در این صورت می‌توان گفت این آهنگ در پوزیشن دوازدهم اجرا شده است.

نمونه اولیه دیگری که از پوزیشن پنجم به یادگار مانده است آهنگ Alla Blues است که احتمالاً در اواخر سال 1947 یا اوایل سال 1948 در شهر لس آنجلس ضبط شده است (با اینکه سبک و سیاق آهنگ مشخصاً یادآور آثاری در سبک Texas Blues است!) نوازنده سازدهنی در این آهنگ مردی است با نام Turner (اسم کوچکش جایی ثبت نشده است!) که در همراهی با یک نوازنده گیتار به نام Guitar Slim (نوازندگان زیادی به این نام وجود داشته اند!) از یک ساز دهنی گام GG برای نواختن آهنگی در گام B استفاده کرده است. آهنگ مزبور را می‌توانید در آلبوم منتشر شده توسط شرکت British ABM با عنوان West Coast Down Home Blues بیابید و گوش دهید.

نمونه دیگری که می‌توان ذکر کرد آهنگ Jack of Diamonds است که در سال 1958 توسط Percy Randolph با یک ساز دهنی گام G اجرا شده است. این آهنگ را می‌توانید در آلبوم Country Boy Down In New Orleans که از آثار خواننده نابینایی به نام Snooks Eaglin است پیدا کنید.

پوزیشن دوازدهم (Twelth Position)

پوزیشن دوازدهم چندان مناسب آهنگ های بلوز نیست و بیشتر برای اجرای آهنگ هایی با حال و هوای ماژور به کار می‌رود. نت پایه در پوزیشن دوازدهم درجۀ چهارم گام اصلی ساز دهنی است (مثلاً نت F در سازدهنی گام C) و معمولاً دراین پوزیشن از گام ماژور پنتاتونیک (Major Pentatonic scale) یا مد لیدین (Lydian Mode) استفاده می‌شود. Howard Levy این پوزیشن را First Flat Position نامیده است. نت های گام F ماژورپنتاتونیک عبارتند از :

F – G – A – C – D – F

مد F لیدین هم از پس و پیش کردن همان نت های گام C ماژور ساخته می‌شود:

F – G – A – B – C – D – E – F

DaddyStovepipe پوزیشن دوازدهم امروزه توسط نوازندگانی مانند Carlos del Junco و Howard Levy یا Charlie McCoy و Norton Buffalo و همچنین Will Scarlet (نوازنده سابق گروه Hot Tuna ) به کار رفته است ولی در بین نوازندگان قدیمی کمتر رواج داشته است. نخستین آهنگ ضبط شده در پوزیشن دوازدهم در سال 1924 توسط نوازنده ای به نام Daddy Stovepipe ارائه شده است . این آهنگ که Stovepipe Blues نام دارد در گام C شروع میشود و نوازنده ابتدا ساز دهنی گام C را در همان گام به کار می‌گیرد اما مدتی بعد پس از مدولاسیون به گام F می‌رود و با همان سازدهنی به اجرای آهنگ در پوزیشن دوازدهم ادامه می‌دهد. این آهنگ را می‌توانید در آلبومی به نام Alabama Black Country Dance Bands 1924- 1949 (DOCD – 5166) پیدا کنید و گوش دهید (7) .

در همین آلبوم آهنگ دیگری در پوزیشن دوازدهم وجود دارد به نام Greenville Strut که باز توسط Daddy Stovepipe و با یک ساز دهنی گام C اجرا شده و در سال 1931 ضبط شده است.

نمونه اولیه دیگری که از پوزیشن دوازدهم به یادگار مانده است در مارس سال 1927 توسط نوازنده ای به نام Alvin Gautreaux ضبط شده است . سبک اجرای این آهنگ بسیار متفاوت با آهنگ های Daddy Stovepipe است و در واقع جزو اولین نمونه های به کارگرفتن ساز دهنی دیاتونیک برای نواختن آثار موسیقی Jazz محسوب می‌شود. آهنگ مزبور Ain't Love Grand نام دارد و در همراهی با یک گروه موسیقی جز از شهر نیواورلئان با نام John Hyman's Bayou Stompers (از گروه های اولیه Jazz به سرپرستی Johnny Wiggs ) ضبط شده است. نوازنده در این آهنگ از یک ساز دهنی گام Bb برای اجرای آهنگی در تونالیته Eb استفاده کرده است. آهنگ فوق را می‌توانید در آلبوم The Owls’ Hoot! (Frog Recards DFG2) پیدا کنید و گوش دهید.

پوزیشن ششم (Sixth Position)

همان طور که گفته شد ، از پوزیشن های ششم تا یازدهم بسیار به ندرت استفاده شده است و به همین خاطر از توضیح دادن در مورد آنها صرف نظر می کنیم . تنها به این نکته جالب از دیدگاه تاریخی اشاره می کنیم که اولین نمونه ضبط شده در پوزیشن ششم به آهنگ No No Blues برمی گردد که در سال 1929 توسط نوازنده ای به نام Eddie Mapp و در همراهی با گیتاریستی به نام Curley Weaver ضبط شده است. به نظر می‌رسد که در این آهنگ نوازنده سازدهنی از یک ساز دهنی گام E برای همراهی با نوازنده گیتار در گام Eb استفاده کرده است. این آهنگ منحصر به فرد را می‌توانید در آلبوم Georgia Blues 1928-1933(DOCD – 5110) پیدا کنید و گوش دهید.

منبع :


پی نوشت ها :

1- آهنگ My Doggone Lazy Man را می توانید در CD دوم از مجموعه کامل آثار Clara Smith که در سال 1995 توسط شرکت Document منتشر شده است پیدا کنید و گوش دهید . (با مراجعه به این صفحه می توانید بخش کوتاهی از آهنگ فوق را گوش دهید) . Herbert Leonard یک بار دیگر هم در سال 1925 با Clara Smith به عنوان نوازنده سازدهنی در آهنگ My Good For Nothin’ Man همکاری داشت که این آهنگ را هم می توانید در CD سوم از همین مجموعه گوش دهید .

2- هنری ویتر (Henry Whitter) که در سال 1892 در شهر Fries در ایالت ویرجینیا به دنیا آمده بود ، نخستین نوازنده ای است که موفق به ضبط آهنگ هایی با سازدهنی در پوزیشن دوم یا کراس هارپ شده است . با این که نوازنده ای سفید پوست بود ، تاثیرپذیری وی از موسیقی سیاهان در آثارش به خوبی مشهود است . در اولین بار حضورش در استودیوی شرکت Okeh در شهر نیویورک چند آهنگ ضبط کرد که سه تای اول آنها تکنوازی سازدهنی (Harmonica Solo) بودند و اولین آنها آهنگ معروف Rain Crow Bill Blues بود . هنری ویتر این آهنگ را (که شاید شناخته شده ترین اثرش باشد) دو بار ضبط کرده است : یکی همین آهنگی که شنیدید و دیگری هم نسخه ای که در سال 1927 برای شرکت Victor ضبط کرد (نسخه دوم این آهنگ که قبلا در قالب یک صفحه LP به نام Old-Time Harmonica Classics منتشر شده و مدتها نایاب بود ، در سال 2011 به شکل CD صوتی در قالب مجموعه منخبی از آثار اولیه موسیقی کانتری با نام The Bristol Sessions 1927-1928 دوباره در دسترس علاقه مندان قرار گرفته است) . تبلچر مربوط به تم اصلی نسخه دوم آهنگ را (که با یک سازدهنی دیاتونیک 10 سوراخه اجرا شده است) می توانید در این صفحه از وب سایت Pat Missin مشاهده نمایید .
به علت مشکلاتی که در جریان پخش کردن برخی صفحه های گرامافون قدیمی پیش می آید ، ممکن است این آهنگ در نظر شنونده کمی بم تر جلوه کند و این تصور برایش ایجاد شود که نوازنده از سازدهنی گام Db استفاده کرده است . ولی با توجه به این که در آن زمان هنوز سازدهنی دیاتونیک در گام Db به شکل تجاری تولید نمی شده است ، معقول تر است که فرض کنیم این آهنگ با یک سازدهنی گام D نواخته شده است و اگر قدری بم تر به نظر می رسد ناشی از ایرادات فنی مربوط به روند ضبط و پخش صفحه های گرامافون قدیمی می باشد . آهنگ های دیگری که در این صفحه می توانید بشنوید عبارتند از : آهنگ Lost Train Blues که با یک سازدهنی گام C (و شاید هم B ) و در پوزیشن اول اجرا شده است و همچنین آهنگ The Old Time Fox Chase (با سازدهنی گام C در پوزیشن دوم) . همان طور که در مقاله سازدهنی بلوز – قسمت اول اشاره کردیم ، استفاده از سازدهنی برای تقلید اصوات محیطی در اوایل قرن بیستم از شگرد های متداول در بین نوازندگان سازدهنی بوده است .

BorrahMinevitch 3- قدیمی ترین اثر ضبط شده ای که از صدای سازدهنی کروماتیک بر جای مانده است ، مربوط می شود به آهنگ Hayseed Rag که در سال 1924 توسط گروهی با نام The Dizzy Trio اجرا شده است و نوازنده سازدهنی در آن Borrah Minevitch بوده است (نام وی در برخی منابع با هجای متفاوت Minnevitch ضبط شده است) . این آهنگ را می توانید از اینجا دریافت کرده و گوش دهید . بورا مینویچ که عمده شهرتش را مدیون پایه گذاری و سرپرستی گروه معروف Harmonica Rascals است ، در این آهنگ از یک سازدهنی کروماتیک 10 سوراخه با کوک رگولار (Regular Tuning) استفاده کرده است که مشابه کوک ریشتر در سازدهنی دیاتونیک می باشد و به همین خاطر همانند نوازندگان سازدهنی دیاتونیک توانسته به خوبی از آکوردهای قابل استفاده در این نوع سازدهنی بهره بگیرد .
در این آهنگ که تنها اثر ضبط شده توسط تریوی فوق است، Borrah Minevitch نواختن سازدهنی و همچنین پیانو را بر عهده دارد ، Carson Robison گیتار نواخته است و Roy Smeck هم نوازنده بانجو بوده است .

4- آهنگ Breathtakin’ Blues را می توانید در آلبوم Harps, Jugs, Washboards & Kazoos 1926 - 1940 که در سال 1994 توسط شرکت Document Records منتشر شده و همچنین در آلبوم دیگری با عنوان Blues 36 Chefs-D'oeuvre که توسط یک شرکت فرانسوی منتشر شده است پیدا کنید و گوش دهید . برای دیدن تبلچر این آهنگ هم می توانید به این صفحه از وب سایت Pat Missin مراجعه نمایید .

5- این آهنگ در دو آلبوم دیگر نیز منتشر شده است : Let Me Tell You About The Blues Texas: The Evolution of Texas Blues . بر اساس اطلاعات مندرج در وب سایت IMDB از این آهنگ در موسیقی متن فیلم طلای آکاپولکو (Acapulco Gold) نیز استفاده شده است .

6- آثار ضبط شده توسط Eddie Mapp (و Curley Weaver ) در آلبوم ارزشمند دیگری با عنوان Atlanta Blues که در سال 2005 توسط شرکت JSP Records منتشر شده است نیزدر دسترس علاقه مندان قرار گرفته است .

7- جانی واتسون (Johnny Watson) ملقب به Daddy Stovepipe در سال 1867 در آلاباما به دنیا آمد . اواخر قرن بیستم بود که شروع به نواختن گیتار دوازده سیمه و سازدهنی نمود و به عنوان بخشی از گروه نمایشی و موزیکال Rabbit Foot Minstrels به اجرای زنده موسیقی در ایالت های جنوبی آمریکا مشغول شد . در دهه 1920 به شکل یک گروه یک نفره (One-Man Band) در خیابان مکسول (Maxwell Street) در شهر شیکاگو فعالیت می کرد . در سال 1924 برای اولین بار وارد استودیویی در شهر ریچموند شد و سه آهنگ ضبط کرد: Sundown Blues و Stove Pipe Blues و Tidewater Blues . دومین بار حضورش در استودیو سال 1927 و این بار در شهر بیرمینگهام در ایالت آلاباما بود که حاصل آن دو اهنگ Black Snake Blues و Tuxedo Blues بود . آهنگ های بر جای مانده از این دو جلسه استودیویی که برای شرکتی موسوم به Gennett ضبط شده اند چندان جالب و جذاب نیستند و کیفیت صوتی خوبی هم ندارند . اما آهنگ هایی که در سال های 1931 و 1935 به همراه همسرش Mississippi Sarah ضبط کرده است (مثل آهنگ Greenville Strut ) جزو نمونه های خوب موسیقی Jug Band به شمار می روند . آهنگ Greenville Strut را که در پوزیشن دوازدهم اجرا شده است می توانید در 2 آلبوم دیگر نیز پیدا کنید : آلبوم Ruckus Juice & Chitlins, Vol. 2: The Great Jug Bands و همچنین آلبوم Blowing The Blues: A History of Blues Harmonica . در صورتی که به آلبوم های فوق دسترسی ندارید ، می توانید آهنگ Greenville Strut را از اینجا دریافت کنید و گوش دهید . با مرگ Mississippi Sarah در سال 1937 دیگر فرصتی برای همکاری آنها نبود و ددی استووپایپ هم محل اقامتشان در شهر Greenville را ترک کرد تا به کارش به صورت یک نوازنده دوره گرد ادامه دهد . آخرین باری که پشت میکروفون حاضر شد در سال 1961 (در سن 94 سالگی!) و به دعوت Paul Oliver (منتقد و پژوهشگر خبره در عرصه موسیقی بلوز) بود که اجراهای زنده وی و چند هنرمند دیگر بلوز را در خیابان مکسول در شهر شیکاگو (پاتوق نوازنده های خیابانی در آن زمان) ضبط کرد و به صورت یک صفحه LP به نام Blues From Maxwell Street منتشر کرد . تا جایی که نگارنده اطلاع دارد این صفحه نایاب (Heritage HLP 1004) تا کنون به شکل سی دی صوتی منتشر نشده است اما خوسبختانه یادداشت های Paul Oliver را برای این آلبوم می توان از اینجا دریافت و مطالعه نمود . Daddy Stovepipe را نباید با نوازنده دیگری به نام Stovepipe No.1 اشتباه گرفت ؛ نوازنده ای که ساکن Cincinnati بود و او هم از آن هنرمندانی بود که به شکل گروه یک نفره فعالیت می کرد .

تهیه و گردآوری مطالب : دلتا فریک – فروردین 1390