مجله اینترنتی سازدهنی
Hohner harmonicas - سازدهنی هونر
Suzuki harmonicas - سازدهنی سوزوکی
Hering harmonicas - سازدهنی هرینگ
Lee Oskar harmonicas - سازدهنی لی اسکار
درسهایی از سازدهنی با تامی رایلی
Tommy Reilly

تامی رایلی (2000-1919 Tommy Reilly) یکی از بزرگ ترین نوازندگان سازدهنی کروماتیک در سبک موسیقی کلاسیک بود که آثارش همواره مورد توجه علاقه مندان سازدهنی قرار می گرفت . وی در کنار اجراهای متعدد آثاری از آهنگسازان بزرگ موسیقی کلاسیک ، توجه و اهتمام ویژه ای نیز به آموزش نوازندگان جوان تر و انتقال تجربیات خود به آنها داشت . یکی از شاگردان وی نوازنده ای است آلمانی به نام اووه وارشکف (Uwe Warschkow) که بیش از دو دهه افتخار شاگردی تامی رایلی را داشته است و حالا بعد از گذشت سی سال از شروع آشناییشان تصمیم گرفته است تا برخی از تجربیات و خاطرات آن روزها را بر روی کاغذ بیاورد .

اووه وارشکف (Uwe Warschkow) در سال 1934 در شهر Lubeck در آلمان به دنیا آمد . به دلیل علاقه اش به موسیقی ، در سال 1956 برای تحصیل در این رشته به Stadtische Musikschule (که امروزه با نام Hohner Konservatorium شناخته می شود) در شهر تروسینگن (Trossingen) رفت و تا سال 1959 در آنجا مشغول به یادگیری موسیقی شد . در همین دوران بود که وی شیفته سازدهنی شد و تصمیم گرفت آموختن این ساز را به شکلی جدی تر دنبال نماید . در سال 1978 با تامی رایلی (Tommy Reilly) آشنا شد و برای فراگیری درسهایی در نوازندگی سازدهنی کروماتیک از تجارب این نوازنده بزرگ بهره مند شد . وی به تدریج رابطه صمیمانه ای با تامی رایلی برقرار کرد و به عنوان یکی از دوستان نزدیک و خانوادگی تامی رایلی شناخته شد . اووه از سال 1978 تا زمان مرگ تامی رایلی (در سال 2000 ) سالی یک بار از آلمان به انگلستان می رفت و هر بار به مدت یک هفته در منزل تامی رایلی به تمرینات پیشرفته نوازندگی و آموختن نکاتی تازه از استادش مشغول می شد .

وی که عضو و پایه گذار یک کوارتت موسیقی کلاسیک با نام Norsk Munnspill Kvartett می باشد ، موفق شده به عنوان یک نوازنده حرفه ای در سال 1993 جایزه نخست فستیوال جهانی سازدهنی (World Harmonica Festival) و همچنین جایزه نخست فستیوال سازدهنی اروپا (European Harp Festival) را در سال 1996 در شاخه موسیقی مجلسی (Chamber Music) از آن خود نماید . وی همچنین در کنسرت یادبودی که در سال 2001 در شهر تروسینگن برای زنده نگه داشتن یاد و خاطره نوازندگان بزرگی چون Larry Adler و Tommy Reilly و Helmuth Herold برگزار شد ، حضور داشت . وی هم اکنون ساکن نروژ است و بیشتر وقت خود را در زمان بازنشستگی (پس از سالها فعالیت به عنوان حسابدار رسمی و مشاور امور مالیاتی) به فعالیت در زمینه موسیقی اختصاص داده است .

اووه وارشکف اخیرا دست به نگارش کتابی زده است که به شرح خاطراتش از آن دوران و شیوه تدریس تامی رایلی اختصاص دارد . این کتاب در سال 2010 و با عنوان "درس های سازدهنی با تامی رایلی" (Harmonica Lessons with Tommy Reilly) منتشر شده است ، علاوه بر مطالب آموزشی حاوی اطلاعات جالب و دست اولی در مورد زندگی پر فراز و نشیب تامی رایلی ، حضورش در فستیوال های مختلف سازدهنی ، آثاری که در استودیو ضبط کرده و نحوه همکاریش با آهنگسازانی چون James Moody می باشد که خواندن آنها برای علاقه مندان جدی سازدهنی می تواند فوق العاده جذاب و به یاد ماندنی باشد . در واقع این کتاب بیشتر از هر کتاب یا مقاله ای که تا کنون منتشر شده است ، حاوی مطالبی خواندنی در مورد تامی رایلی می باشد .

نویسنده این کتاب برای نشان دادن روش تدریس تامی رایلی راه جالبی را انتخاب کرده است . وی یکی از ساخته های گوردون جیکاب (Gordon Jacob) را به نام "پنج قطعه" (Five Pieces) که مشتمل بر 5 موومان (Movement) می باشد و در سال 1957 اختصاصا برای اجرا توسط تامی رایلی تصنیف شده است انتخاب کرده تا به کمک آن بتواند نکاتی را که تامی رایلی در روند تدریس این قطعه به وی آموخته است ، قدم به قدم برای خوانندگان کتاب تشریح نماید . برای آشنایی بیشتر با شیوه نگارش این کتاب ، بخشی از متن آن را که توسط نویسنده در وب سایت شخصیش ارائه شده است بخوانید :

موومان چهارم از Five Pieces با نام Threnody

امروز ما بر روی “Threnody” کار کردیم ، موومان چهارم از “Five Pieces” اثر گوردون جیکاب (Gordon Jacob) . آهنگ غمگین و فوق العاده ای است که با صدای سازدهنی سولو شروع می شود و پس از آن پاینو (و سازهای زهی) به تکرار تم اصلی می پردازند . با این که نواختن نت هایش آسان به نظر می رسد (شکل زیر) ، نواختن خطوط ملودیک به شکل روان (Legato) و با بیان موسیقایی پراز شور و احساس امری نسبتا دشوار است .

Threnody1


تامی رایلی می گوید : "خوب شروع می کنیم . در میزان اول باید همه نت ها را با عمل مکش (Draw) بنوازی . نت C را هم با فشار دادن شستی (Slide) به داخل بنواز . مواظب باش نت ها از هم جدا نباشند . تمام نت ها را با یک نفس و بدون وقفه اجرا کن . دفعه اول را بدون ویبراتو (Vibrato) اجرا کن . بعدا در مورد نواختن ویبراتو صحبت می کنیم . "

. . . . . میزان دوم که تمام شد ، تامی رایلی من را متوقف کرد و گفت :

"سازدهنی باید آواز بخواند ! تصور کن یک خواننده چطوری آن را اجرا می کند . آواز خواندن به تو کمک می کند تا نحوه جمله بندی و جمله پردازی (Phrasing) را درک کنی . نت C در ضرب سوم میزان اول ، نقطه اوج جمله اول است که به دنبال آن جوابش در میزان دوم داده می شود . به همین خاطر بلندی (Volume) صدا را در همان سطح نگه دار و نگذار صدا کم شود . قبل از این که جواب را در میزان دوم بنوازی ، مکث کوتاهی برای نفس گرفتن داشته باش ."

"دوباره امتحان کن ."

. . . . .

به این ترتیب وی مرا وادار می کرد هر بخشی از یک قطعه را بارها و بارها بنوازم ، تا آنجا که رضایت وی جلب شود . وقتی که مشغول نواختن سازدهنی بودم ، تامی رایلی من را به دقت نگاه می کرد تا ببیند چگونه سازدهنی را حرکت می دهم و هر جا که فکر می کرد می توانم آن را بهتر انجام دهم ، بلافاصله اصلاحش می کرد . و هرگز اجازه نمی داد در مورد نواختن لگاتو مرتکب کوچکترین اشتباهی بشوم . خیلی وقت ها پیش می آمد که رفتن از یک نت به نت بعدی ، در نظر او به اندازه کافی روان و ظریف نبود ، چرا که هر گونه ظرافت (Nuance) در اجرا برایش اهمیت داشت . گاهی خود من راضی بودم ، ولی او هنوز راضی نبود . و حق هم با او بود .

نامی رایلی تاکید فراوانی بر اهمیت جمله بندی یا جمله پردازی (Phrasing) در اجرای موسیقی داشت :

"اول از همه باید عبارت ها یا جمله های موسیقایی (Musical Phrases) را تشخیص بدهی . نقطه شروعش کجا است ، نقطه اوجش کجاست و پایانش کجا است . معمولا باید نت ها را به صورت کرشندو (Crescendo) بنوازی تا به نقطه اوج برسی و از آنجا تا انتهای جمله را به شکل دیمینوئندو (Diminuendo) اجرا کنی . طبیعتا در بین هر دو ایده موسیقایی (Musical Idea) لحظه ای هم برای مکث کردن و نفس گرفتن وجود دارد ."

و به همین ترتیب درس دادنش را با شور و هیجانی فوق العاده ادامه می داد .

"همانطور که قبلا گفتم ، باید هر جمله موسیقایی را به عنوان یک واحد مجزا به خاطر بسپاری . برای رسیدن به این منظور لازم است در ابتدا توجه خودت را بر نواختن هر یک از نت ها با ارزش زمانی دقیقی که دارند متمرکز نمایی . تنها در این صورت می توانی به خط ملودیک و ریتمی که آهنگساز در هنگام نوشتن آن قطعه در ذهن داشته است پی ببری . اگر در متصل کردن برخی نت های خاص یک جمله به یکدیگر مشکلی داری ، باید در ابتدا تمرکزت را بر همین نت ها معطوف کنی . اول سعی کن در یک تمپوی پایین ارتباط مناسبی بین آنها ایجاد کنی . تا وقتی که نتوانسته ای آنها را به روانی به هم متصل کنی ، تمپوی آهنگ را بالا نبر . اگر این کار را نکنی ، هروقت که بعدها بخواهی این قسمت را بنوازی خاطرجمع نخواهی بود . در نتیجه دچار تنش و ناراحتی می شوی ، و اگر نرم و راحت (Relaxed) نباشی ، نمی توانی آن را به شیوه ای مطلوب اجرا نمایی ."

"بعد از این که توانستی تمام نت های یک جمله را به روانی و با زمان بندی دقیق اجرا کنی ، باید جنبه های دینامیک نوازندگی را به آن اضافه کنی یعنی با در نظر داشتن میزان خاصی از بلندی صدا ، به آن کرشندو یا دیمینوئندو اضافه کنی . همانطور که قبلا گفته بودم ، به آواز خواندن یک جمله بهترین راه برای فهمیدن فراز و نشیب های آن است و به کمک آن می فهمی که چگونه آن را بر روی سازدهنی اجرا نمایی . با سازدهنی آواز بخوان ! همچنین می توانی درک کنی چه موقع باید آن را به صورت Accelerando یا Ritardando بنوازی ، حتی اگر کنار نت ها نوشته نشده باشد . همانطور که میدانی ، ما به این حالت Agogics می گوییم ."

"اگر قطعه ای را به این روش یاد بگیری ، دیگر نواختنت صرفا رفتن از یک نت به نت دیگر نیست . بلکه تمام جمله های آن قطعه را به صورت یک کل واحد می نوازی ."

کارمان را به همین ترتیب ادامه می دادیم . همیشه صبر و بردباریش را تحسین می کردم . در ضمن به این نکته پی بردم که چرا آثار وی تا این حد متفاوت از سایر نوازندگان سازدهنی کلاسیک بود که تا آن زمان گوش داده بودم . دلیلش کمال گرایی در تمام جزئیات بود . در نواخته های او همه چیز طبیعی به نظر می رسد . حتی دشوارترین پاساژها آسان به نظر می رسند .

. . . . . در ادامه این قطعه ، وی توجه خاصی به جمله ابتدای میزان سی ام داشت .

Threnody2


"از میزان شماره 30 شروع کن . مخصوصا دوست دارم توجهت را به تریل (Trill) اجرا شده در میزان 31 و نحوه شروع میزان 32 جلب کنم ."

. . . . .

"یک بار دیگر اجرا کن . اجرای تریل را به کندی و با تاخیر شروع کردی . در حالی که تریل باید بلافاصله شنیده شود . لازم هم نیست تریل را مثل اغلب نوازندگان سازدهنی این قدر سریع اجرا کنی . تریل باید بخشی از حرکت سیال ملودی باشد . یادت باشد که علامت tr صرفا یک علامت اختصاری است برای تعداد ی نت . در ضمن آن دو تا نت دولا چنگ را به عنوان بخش انتهایی تریل اجرا نکن . بلکه آنها را به صورت نت های تزئینی که قبل از نت G بعدی قرار می گیرند و یک جمله مجزا را تشکیل می دهند اجرا کن . نت های سه لا چنگ بعدی هم باید به صورت شروع ضد ضرب (Upbeat) جمله ای که با نت A در میزان شماره 32 دنبال می شود نواخته شوند . لازم نیست به همان سرعتی که نوشته شده اجرا شوند ."

من سعی کردم این قسمت را چندین بار به همین شیوه اجرا کنم . رفته رقته احساس بهتری به من دست می داد .

"بسیار خوب ، این دفعه زیاد بد نبود . متوجه منظورم که هستی . به تمرین بر روی این قسمت ادامه بده . "

بعد از آن دو بار به اجرای خود تامی رایلی از این قطعه در همراهی با ارکستر Academy of St. Martin-in-the-Fields گوش سپردیم در حالی که وی همزمان به قسمت هایی که آن را با جدیت تمرین کرده بودیم اشاره می کرد .

"قبل از این که درس امروزمان را تمام کنیم ، بگذار چند کلمه ای در مورد اهمیت "گوش دادن" صحبت کنیم . ممکن است تعجب کنی ، ولی به نظر من ، گوش دادن به نواخته های خودت مهمترین جزء لازم برای رسیدن به تکنیک خوب نوازندگی است . این اصل هم در مورد سازدهنی صدق می کند و هم در مورد هر ساز دیگری صداق است . ممکن است فکر کنی گوش من خیلی قوی است ! بی شک همین طور است ، ولی تو هم به تجربه در می یابی که با داشتن دقت و تمرکز کامل می توانی قابلیت های شنوایی خود را به طرز فوق العاده ای بهتر کنی ."

تامی رایلی صحبتش را این گونه ادامه داد :

"چه در هنگام تمرین و چه در زمان اجرای کنسرت ، باید تمام توجهت را بر گوش دادن به صدای ساز خودت بگذاری . اگر همیشه مراقب کوچکترین ظرافت های اجرایی در جنبه های مختلفی از قبیل ارزش زمانی نت ها ، کیفیت و لحن صدا ، آرتیکولاسیون (تاکید بر روی برخی نت های خاص – م .) ، دینامیک نوازندگی ، تمپوی آهنگ و نحوه جمله بندی (Phrasing) باشی ، آن وقت باورت نمی شود که این گوش دادن نقادانه (Critical Hearing) تا چه حد می تواند تکنیک نوازندگیت را بالا ببرد . قبلا هم در باره بهترین روش تمرین کردن و این که تک تک نت ها از اهمیت موسیقایی متاسب با خودشان برخوردار هستند صحبت کردیم . اگر همواره توجهت بر گوش دادن نقادانه به صدای ساز خودت متمرکز باشد ، دیگر هیچ وقت برخی از قسمت های خاص یک قطعه را خراب نمی کنی . به همین خاطر این که برخی مدرسین سازدهنی فقط بر روی قسمت های دشوار یک قطعه با شاگردانشان کار می کنند ، از نظر من اشتباه است . تمام نت ها مهم هستند !"

این صحبت ها من را در فکر فرو برد .

"بعد از این که تمام جمله (Phrase) ها را به همین روش تمرین کردی ، آن وقت می توانی تمام این جملات را در کنار یکدیگر قرار بدهی و کل قطعه را به خوبی اجرا نمایی ."

"فکر می کنم در مورد شخص خودم و مسیر حرفه ای نوازندگیم ، چیزی که بیشتر از همه به من کمک کرد این بود که همیشه این توانایی را داشتم که خیلی خوب به نوازندگی خودم گوش دهم ."

"فکر کنم برای امروز بس باشد . برویم یک فنجان چایی بنوشیم ."


UweBook اطلاعات بیشتر در مورد نحوه تهیه این کتاب :

علاقه مندان به فراگیری سازدهنی کروماتیک و موسیقی کلاسیک می توانند با مراجعه به وب سایت شخصی اووه وارشکف این کتاب را به صورت یک فایل PDF (که مشتمل بر 208 صفحه است) و به قیمت 35 یورو خریداری نمایند . این کتاب در دو نسخه انگلیسی و آلمانی در اختیار علاقه مندان قرار گرفته است . این کتاب برای نوازندگانی که در سطح پیشرفته باشند تنظیم شده است اما برای نوازندگان سطح متوسط نیز مطالب آموزشی مفیدی دارد . تامی رایلی معمولا در حین تدریس ، شاگردانش را به "کتاب سبز" (Green Book) ارجاع می داد . کتاب مزبور حاوی یک سری تمرینات اختصاصی است که توسط شخص تامی رایلی برای افزایش توان نوازندگی طراحی شده و خوشبختانه در سال های اخیر پس از ویرایش مجدد توسط Douglass Tate با عنوان Studies For The Chromatic Harmonica Studies For The Chromatic Harmonica منتشر شده است. از این رو برای این که بتوانید تمرینات ارائه شده در کتاب اووه وارشکف را قدم به قدم دنبال نمایید بهتر است کتاب سبز را هم دم دست داشته باشید . این کتاب را می توانید از سایت شخصی تامی رایلی (که هم اکنون توسط همسرش اداره می شود) خریداری نمایید .

منبع :


دلتا فریک – اسفند 1389