مجله اینترنتی سازدهنی
Hohner harmonicas - سازدهنی هونر
Suzuki harmonicas - سازدهنی سوزوکی
Hering harmonicas - سازدهنی هرینگ
Lee Oskar harmonicas - سازدهنی لی اسکار
سازدهنی بلوز (Blues Harp) - قسمت دوم
BluesHarp2

ارتباط بین این امپرسیونیسم (نقش پذیری) برگرفته از جوامع روستایی با سرمنشا آنچه به عنوان سبک بلوز هارپ (Blues Harp) شناخته می شود ، به ویژگی های ساختاری و شیوه نواختن سازدهنی بر می گردد . ساختمان سازدهنی دیاتونیک 10 سوراخه (که رایج ترین مدل سازدهنی مورد استفاده در سبک بلوز است) به گونه ای طراحی شده است که با دمیدن به داخل سوراخ هایش آکورد ماژوری در همان گام متعلق به سازدهنی ایجاد می کند و در صورت مکیدن هوا از درون سوراخ هایش آکورد نهم دومینانت (Dominant Ninth Chord) را تولید می کند (1) . در ضمن با بیانی ساده می توان گفت که کار کردن با نت های بم تر سازدهنی و مانور دادن بر روی آنها در زمان مکش (Draw) آسان تر است و کار کردن با نت های زیرتر آن در هنگام دمش (Blow) راحت تر است . به عبارت دیگر وقتی که عمل مکش بر روی هر یک از 4 سوراخ بم تر سازدهنی دیاتونیک (و در واقع هر یک از 6 سوراخ بم تر سازدهنی – م . ) به شیوه خاصی و با منحرف کردن جریان هوا از مسیر اصلیش انجام شود ، فرکانس نت مورد نظر پایین تر می رود و اصطلاحا آن نت "بند" (Bend) می شود (2) . و در هریک از 4 سوراخ زیرتر سازدهنی هم در صورت دمیدن هوا به داخلشان با همین روش نت مورد نظر بم تر می شود .

نوازندگان سازدهنی علاوه بر کشف تکنیک فوق (که به تکنیک بندینگ (Bending) معروف است) به این مساله هم پی بردند که هر سازدهنی دیاتونیک با این که گام خاصی دارد که نت پایه یا تونیک (Tonic) آن با دمیدن در سوراخ شماره 1 به صدا در می آید ، اما می توان با استفاده از سایر نت های سازدهنی (چه نت های دمشی و چه نت های مکشی) به عنوان نت پایه (Root) یا تونیک (Tonic) ، به شیوه موثری برای نواختن سایر گام ها نیز از آن استفاده کرد (3) . در هر گامی روش صدادهی خاصی با تاثیرات بسیار متفاوتی تولید می شود که می توان از آنها برای تنوع بخشیدن به رنگ آمیزی صداها استفاده نمود . این روش های مختلف نواختن سازدهنی را در گام های مختلف به عنوان "پوزیشن" (Position) می شناسند (4) که در بین آنها 4 پوزیشن از بقیه رایج تر است : پوزیشن اول یا اصطلاحا Straight Harp (که شاید بتوان در زبان فارسی آن را "ساز موافق" ترجمه کرد!) (مثلا نواختن سازدهنی گام C در همان گام C ) ؛ پوزیشن دوم یا Cross Harp (این اصطلاح را هم می توان به "ساز مخالف" ترجمه کرد!) (مثلا نواختن سازدهنی گام C در گام G ) ؛ پوزیشن سوم یا اصطلاحا Double-Crossed Harp (مثلا نواختن سازدهنی گام C در گام D ) ؛ و پوزیشن پنجم (مثلا نواختن سازدهنی گام C در گام E ) . از سایر پوزیشن ها خیلی کمتر استفاده می شود (5) .

از آنجا که نوازندگان سازدهنی قسمت های بم تر سازدهنی را به خصوص برای تقلید صداهای گوناگون بهتر و مفیدتر می دیدند ، ترجیح دادند که از نت های مکش اکتاو تحتانی سازدهنی بیشتر استفاده کنند ؛ به ویژه نت 2Draw که به نت پایه یا تونیک تبدیل شد . به بیان دیگر نوازندگان سازدهنی معمولا یک سازدهنی گام C را در گام G می نواختند که در این حالت نت پایه آهنگ فاصله پنجم نت پایه سازدهنی مورد نظر می باشد . این روش نواختن سازدهنی با نام سبک کراس هارپ (Cross Harp Style) یا پوزیشن دوم شناخته می شود .

JimmyReed پوزیشن اول که استریت هارپ (Straight Harp) نیز نامیده می شود ، به مفهوم نواختن آهنگی در همان گام اصلی سازدهنی است . در این حالت دمیدن در بم ترین نت سازدهنی (نت 1Blow ) نت پایه یا تونیک را تشکیل می دهد و مثلا یک سازدهنی گام C در همان گام C نواخته می شود . در این پوزیشن از بخش های زیرتر سازدهنی بیشتر استفاده می شود . معروف ترین نوازنده سازدهنی در این پوزیشن ، جیمی رید (Jimmy Reed) است که آهنگ های بلوز را در این پوزیشن اجرا می کرد. همچنین نوازندگان سازدهنی از پوزیشن اول برای بداهه نوازی در مایه های Ragtime و نواختن ملودی های سبک Folk بهره می گیرند . با این حال آن صداهای نالان و بمی که در نزد علاقه مندان سازدهنی شناخته شده است ، بی تردید نشانه ای از سبک کراس هارپ می باشد .

LittleWalter در پوزیشن سوم از نت مکش سوراخ شماره 1 (نت 1Draw ) به عنوان نت پایه (Root) یا تونیک (Tonic) استفاده می شود و برای مثال یک سازدهنی گام C در گام D نواخته می شود .

لیتل والتر (Little Walter) از نوازندگان ماهر در پوزیشن سوم بود و از آن در تعدادی از آهنگ هایش (به خصوص در آهنگ های بی کلام) استفاده کرد (6) . مهمترین مشخصه پوزیشن سوم آکورد غیرمعمولی است که از مکش سوراخ های سازدهنی ایجاد می شود و کیفیتی نزدیک به مایه های موسیقی Jazz را به ذهن شنونده می آورد . این آکورد ، آکورد سیزدهم مینور (Minor Thirteenth) است و صدایی فراموش ناشدنی دارد (7) .



پوزیشن دیگری که کمتر رایج است با استفاده از نت 2Blow در نقش نت پایه یا تونیک حاصل می شود و آن را پوزیشن پنجم می نامند . برای نمونه در این پوزیشن سازدهنی گام C در گام E نواخته می شود (8) .

این مطالب ممکن است برای نوازندگان مبتدی گیج کننده باشد ، همان طور که احتمالا برای نخستین نوازندگانی که این پوزیشن ها را کشف کردند و همچنین برای نوازندگانی که آنها را با سازهایی مانند گیتار و پیانو همراهی می کرده اند وضعیت به همین شکل بوده است . نمونه ضبط شده خوبی در این مورد وجود دارد (9) که در آن نوازنده گیتار و سازدهنی تلاش می کنند به یک گام واحد برسند ، چرا که نوازنده گیتار آهنگی در همان گام واقعی سازدهنی می نوازد در حالی که نوازنده سازدهنی در حال نواختن در پوزیشن دوم است . و تنها نزدیک به انتهای آهنگ است که هر دو نوازنده در یک گام یکسان به اجرای آهنگ می پردازند (آهنگ Just It ، منتشر شده در آلبوم Harmonicas Unlimited, DLP 503-504 ) .

LittleWalter2Harps نوازندگان سازدهنی در سبک های موسیقی کلاسیک (Classical) و جز (Jazz) برای دست یافتن به گام های مختلف و نت های خارج از هر گام ، به جای سازدهنی دیاتونیک از سازدهنی کروماتیک استفاده می کنند . سازدهنی کروماتیک در یک طرفش دارای یک شستی (Button) است که فشار دادن آن فرکانس کلیه نت های دمشی و مکشی را به میزان نیم پرده بالاتر می برد (10) . لری ادلر (Larry Adler) و جان سباستین پدر (John Sebastian, Sr) دو استاد سازدهنی در سبک کلاسیک هستند (11) و ژان توتس تیلمان (Jean Toots Thielemans) هم شاید بزرگ ترین نوازنده مطرح سازدهنی در موسیقی Jazz و Pop است (12) . نوازندگان بلوز سازدهنی کروماتیک را اغلب مشابه سازدهنی دیاتونیک و در پوزیشن های دوم و سوم به کار می گیرند تا از این راه به آکوردهای پرحجم و پرطنین تری برسند که نواختن آنها با سازدهنی های دیاتونیک کوچک امکان پذیر نیست . با این حال اجرای تکنیک Bending بر روی سازدهنی کروماتیک دشوارتر از سازدهنی دیاتونیک است (13) .
نوازندگان بلوز گاهی دو یا چند سازدهنی را برای اجرای یک آهنگ به کار می گیرند و بر عکس ، از یک سازدهنی واحد برای نواختن آهنگ هایی در گام های متفاوت استفاده می کنند . بدیهی است که این گونه موارد ملاک خوبی از میزان توانایی ، خلاقیت ، ذوق و سلیقه نوازنده به دست می دهند (14) .

پی نوشت ها :

1- در موسیقی ، درجه پنجم گام دیاتونیک را درجه غالب یا دومینانت (Dominant) می نامند و این امر به علت اهمیت زیاد این نت می باشد . نت دومینانت در هر سازدهنی دیاتونیک همان نتی است که به عنوان نت پایه در پوزیشن دوم (کراس هارپ) شناخته می شود (مثلا نت G در یک سازدهنی گام C ) . منظور از آکورد نهم دومینانت آکورد نهمی (9th Chord) است که بر پایه نت دومینانت یک گام ساخته می شود و ترکیبی است از آکورد ماژور ، فاصله هفتم مینور و درجه نهم . به عنوان مثال در یک سازدهنی دیاتونیک گام C آکورد نهم دومینانت از این نت ها تشکیل می شود : G – B – D – F – A و با کمی دقت مشاهده می کنید که این نت ها به ترتیب نت های 2Draw - 3Draw – 4Draw – 5Draw – 6Draw هستند . مفهوم کاربردی این قضیه آن است که نوازنده سازدهنی دیاتونیک می تواند با نواختن همزمان نت های 2Draw - 3Draw – 4Draw آکورد G major (آکورد I در پوزیشن دوم) را اجرا نماید و با اضافه کردن نت 5Draw به آکورد هفتم دومینانت برسد و اگر نت 6Draw را هم به چهار نت قبلی اضافه کند آکورد نهم دومینانت به دست می آید .

Toots

همچنین با دقت در سایر نت های مکشی سازدهنی دیاتونیک (نت 1Draw و همچنین نت های مکشی سوراخ های شماره 10-7 ) مشخص می شود که تمامی آنها نت های متعلق به گام نهم دومینانت هستند ! به عبارت دیگر کل طرف مکشی سازدهنی دیاتونیک را می توان یک آکورد نهم وسیع و بزرگ در نظر گرفت و از تمامی آن نت ها برای همراهی با آکورد I در پوزیشن دوم استفاده کرد . به همین خاطر است که گفته می شود در پوزیشن دوم تاکید بر نت های مکشی بیشتر از نت هایی است که با دمیدن هوا به داخل سازدهنی به صدا در می آیند و نوازنده اکثر اوقات را به مکش هوا به داخل ریه ها مشغول است (بر خلاف پوزیشن اول که تاکید بر نت های دمشی بیشتر است) .

2- تکنیک بندینگ از مهمترین تکنیک های نوازندگی در سازدهنی دیاتونیک است چرا که به نوازنده امکان نواختن نت هایی را می دهد که در حالت عادی در یک سازدهنی دیاتونیک وجود ندارد . در این تکنیک نوازنده با تغییر دادن شکل و موقعیت زبان و سایر اجزای مجاری صوتی و با تغییر دادن مسیر عبور هوا از داخل دهان فرکانس یک نت را پایین تر می برد و اصطلاحا نت مربوطه را "بند (Bend) می کند" . در هر سوراخ سازدهنی دیاتونیک ، می توان با کمک این تکنیک نت (نت های) بین دو نتی را که با عمل فوت و مکش نواخته می شوند به دست آورد . مثلا در سوراخ شماره 4 یک سازدهنی دیاتونیک گام C نوازنده می تواند با بند کردن نت 4Draw نت Db (نت بین D و C که در حالت عادی بدون تکنیک بندینگ قابل اجرا هستند) را بنوازد . به همین ترتیب با بند کردن نت 8Blow می توان نت Eb را اجرا کرد . تکنیک بندینگ در هر سوراخ سازدهنی بر روی نت زیرتر موجود در آن سوراخ انجام می شود : نت های مکشی در سوراخ های شماره 6-1 و نت های دمشی در سوراخ های شماره 7-10 از قابلیت بندینگ برخوردارند .

3- تا قبل از کشف این واقعیت تصور می شد که مثلا با یک سازدهنی دیاتونیک در گام C ، فقط می توان آهنگ هایی را در همان گام C اجرا کرد . همان طور که درمقاله چیدمان نت ها در سازدهنی – قسمت دوم اشاره کردیم ، اصولا هدف اولیه از طراحی سازدهنی دیاتونیک این بوده که بتوان آهنگ هایی در همان گام سازدهنی را با آن اجرا نمود . این شیوه اجرا امروزه با نام "پوزیشن اول" (First Position) شناخته می شود .

4- واژه پوزیشن برای اشاره به رابطه نت پایه سازدهنی با نت پایه آهنگی که بر روی آن نواخته می شود به کار می رود . برای اطلاعات بیشتر در مورد مفهوم پوزیشن ها به مقاله پوزیشن ها در سازدهنی مراجعه نمایید .

5- جالب است بدانید که در سال های اخیر استفاده از پوزیشن های چهارم و دوازدهم و حتی پوزیشن های ششم و یازدهم رو به افزایش بوده است و نوازندگان و طراحان سازدهنی تلاش کرده اند با استفاده از کوک (Tuning) های مختلف به اکتشاف و تجربه ورزیدن در این قلمرو های کمتر شناخته شده بپردازند . برای اطلاع از نمونه ای از این تلاش های نوآورانه به مقاله سازدهنی پاوربندر (PowerBender Harmonica) مراجعه نمایید .

6- در حقیقت لیتل والتر نخستین نوازنده ای بود که نمونه ای ضبط شده از اجرای آهنگ در پوزیشن سوم را ارائه نمود . وی همچنین اولین نوازنده ای بود که سازدهنی کروماتیک را برای اجرای آهنگ های بلوز در پوزیشن سوم به کار گرفت . برای اطلاعات بیشتر در این باره به مبحث پوزیشن سوم (Third Position) در مقاله پوزیشن ها در سازدهنی مراجعه نمایید .

7- آکورد سیزدهم بیشتر در سبک جز (Jazz) متداول است (مانند آکورد یازدهم) و در واقع آکورد یازدهمی است که یک فاصله سیزدهم به آن اضافه شده است . فاصله سیزدهم شبیه فاصله ششم است با این تفاوت که درجه ششم گام در این فاصله به یک اکتاو بالاتر منتقل شده است . با توجه به این که آکورد سیزدهم یک آکورد هفت نتی است و نواختن آن در عمل قدری دشوار است معمولا برخی نت های آن توسط نوازنده حذف شود (اغلب فواصل نهم و یازدهم و گاهی فواصل پنجم یا هفتم) و مثلا ممکن است نوازنده ای صرفا از سه نت اول این آکورد به همراه فاصله سیزدهم استفاده نماید . در این حالت افزودن فاصله سیزدهم به یک آکورد سه تایی ماژور یا مینور می تواند حسی مشابه با آکورد سیزدهم را در شنونده القا نماید . به عنوان مثال نت های آکورد سیزدهم مینوری که بر پایه نت D ساخته می شوند عبارتند از :
D – F – A – C – E – G# - B
همان طور که گفتیم ، نوازنده می تواند با ترکیب سه نت اول آکورد و افزودن فاصله سیزدهم حسی شبیه به آکورد سیزدهم را تقلید نماید . با دقت کردن در نت های یک سازدهنی دیاتونیک گام C متوجه می شوید که کل نت های مکشی آن (به جز نت 2Draw) از همین چهار نت تشکیل شده است . این مساله در مورد سازدهنی کروماتیک نیز صدق می کند . به همین خاطر است که در پوزیشن سوم (نت پایه D با یک سازدهنی گام C ) استفاده از آکورد سیزدهم مینور و نت های متعلق به آن امری مرسوم است و بنا بر عقیده موسیقی دانان حال و هوایی شبیه به موسیقی جز (Jazz) را ایجاد می کند .

8- نویسنده در متن اصلی مقاله در این جا به اشتباه پوزیشن مورد نظرش را پوزیشن چهارم نامیده است و به همین خاطر در حین ترجمه آن را به پوزیشن پنجم تغییر دادیم .

HarmonicaMasters 9- آهنگی که در این قسمت از مقاله به آن اشاره شده از آثار یکی از نوازندگان قدیمی سازدهنی در دهه 1920 با نام William McCoy است که آثار اندکی از او بر جای مانده است و جالب است بدانید که وی نخستین نوازنده ای بوده که در سال 1928 آهنگی را در پوزیشن پنجم ضبط نموده است (آهنگ Central Tracks Blues ) . وی همچنین مهارت خاصی در اجرای تکنیک Wah Wah و نواختن آهنگ Mama Blues داشته است . آهنگ مورد اشاره نویسنده (با عنوان Just It ) را می توانید در دو صفحه LP با نام Harmonicas Unlimited, Vol.1&2 که توسط شرکت Document Records منتشر شده پیدا کنید و گوش دهید . همچنین این آهنگ در آلبوم دیگری با عنوان Harmonica Masters که در قالب CD توسط شرکت Yazoo Records منتشر شده قابل دسترسی است . این آهنگ را می توانید از اینجا دریافت کنید و بشنوید .

10- برای آشنایی بیشتر با ساختمان سازدهنی کروماتیک می توانید به مقاله سازدهنی کروماتیک : ویندسیورها (Windsavers) در سایت ایران هارمونیکا مراجعه نمایید . خواندن این مقاله شما را با نحوه چیدمان نت ها (Note Layout) در سازدهنی کروماتیک ، کاربرد شستی (Slide) و ماهیت ویندسیورها (Windsavers) بیشتر آشنا می کند .

JohnSebastianSr 11- احتمالا علاقه مندان به موسیقی با جان سباستین پسر (John Sebastian, Jr) بیشتر آشنا هستند : خواننده و نوازنده گیتاری که در دهه 1960 با تشکیل گروهی به نام The Lovin’ Spoonful به محبوبیت رسید و در آثارش که عمدتا در سبک های پاپ ، راک و فولک ارائه شده اند ، گاهی از سازدهنی دیاتونیک نیز استفاده می کرد . اما پدر وی (John Sebastian, Sr) از نوازندگان چیره دست سازدهنی کروماتیک به شمار می آمد و جزو نخستین نوازندگانی بود که به خاطر اجرای آثار موسیقی کلاسیک با سازدهنی به شهرت رسید . آثار اولیه این نوازنده توسط شرکت قدیمی RCA Victor ضبط شده بود و در دهه 1950 به وسیله شرکت Cadence Records ادامه پیدا کرد . همچنین وی در دهه 1950 شرکتی مستقل با نام John B. Sebastian Presents تاسیس کرد و به ضبط و پخش آثار خود پرداخت . امروزه یافتن آثار این نوازنده قدیمی (به خصوص آنهایی که برای شرکت RCA Victor ضبط کرده است) آسان نیست و از معدود آثار وی که به صورت سی دی صوتی منتشر شده است می توان به اجرای وی از قطعه Romanian Rhapsody اشاره کرد که در آلبومی به نام Legends of Harmonica (توسط شرکت Rhino Records ) منتشر شده است .

علاوه بر آلبوم فوق می توان به سی دی صوتی دیگری اشاره کرد که در سال 1988 توسط شرکت Urania Records منتشر شده است (URANIA US 5146-CD) و دربرگیرنده سه اجرای جان سباستین از سه قطعه زیر در سال 1959 می باشد :
Harmonica Concerto (Heitor Villa-Lobos)
Concerto for Harmonica and Orchestra, Op. 86 (Alexander Tcherepnin)
Concertino de Camera for Alto Saxophone & 11 Instruments (Jacques Ibert)


12- قبلا در مقاله کاربرد سازدهنی در سبک های مختلف موسیقی به نحوه کاربرد سازدهنی در سبک های کلاسیک و کروماتیک و نوازندگان مطرح این سبک ها اشاره کرده ایم . برای اطلاعات بیشتر در مورد سازدهنی جز (Jazz Harmonica) هم می توانید به مقاله سازدهنی و موسیقی جز مراجعه نمایید . همچنین با مراجعه به این قسمت از سایت ایران هارمونیکا می توانید چند آهنگ اجرا شده با سازدهنی را در این سبک ها دریافت نموده و گوش دهید .

JamesCotton2Harps 13- در واقع اجرای تکنیک بندینگ (Bending) بر روی سازدهنی کروماتیک دشوارتر از سازدهنی دیاتونیک نیست بلکه نحوه اجرای این تکنیک و کابردهای آن در این دو نوع سازدهنی متفاوت است . در سازدهنی کروماتیک از نت های بند شده (Bent Notes) بیشتر برای تزئین یا جلوه (Effect) های خاص شنیداری استفاده می شود ولی در سازدهنی دیاتونیک از آنها به عنوان نت های اصلی و درجات مهم گام بلوز و سایر گام ها استفاده می شود . در ضمن جنس صدا و کیفیت شنیداری نت های بند شده در این دو نوع سازدهنی با یکدیگر متفاوت است و به همین خاطر برخی نوازندگان با برداشتن ویندسیور از روی برخی زبانه های سازدهنی کروماتیک می کوشند تا برای اجرای تکنیک بندینگ با این نوع سازدهنی از روشی مشابه با سازدهنی کروماتیک استفاده نمایند و به کیفیت شنیداری مشابهی دست یابند . لیتل والتر (Little Walter) جزو نخستین نوازندگانی بود که به این کار دست زد و امروزه هم نوازندگانی مانند استیوی واندر (Stevie Wonder) این روش را زیاد به کار می گیرند .

14- در این مورد هم لیتل والتر پیشرو بود و اولین نوازنده ای بود که این کار را در بین نوازندگان سازدهنی بلوز ترویج داد . وی گاهی در یک آهنگ از دو نوع سازدهنی دیاتونیک و کروماتیک استفاده می کرد (مانند آهنگ Blue Light ) و گاهی هم از دو یا سه سازدهنی دیاتونیک در نواختن یک آهنگ استفاده می کرد . بعد از وی ، علاوه بر نوازندگان بلوز (مانند James Cotton و Junior Wells و بسیاری از دیگر بزرگان این سبک) ، نوازندگان سازدهنی کانتری و راک مانند Charlie McCoy و Norton Buffalo هم این شگرد را به کار بستند .

ترجمه و پی نوشت ها : دلتا فریک – شهریور 1390

مطالب مرتبط :

سازدهنی بلوز (Blues Harp) – قسمت اول